Información de lanzamiento

The Eternal Love S03E06 DramaDL
Comentario por AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Etiquetas

other
Publicado el: 2021-06-19
Descargas: 18
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 188 líneas.

عشق ابدی فصل سوم

قسمت ششم

پس حس رسیدن به تنها آرزوی کل زندگیت

اینطوریه

من برای برادر هشتم ناراحتم

ولی امشب قراره شب بدون استراحتی

برای من و تان اِر باشه

چنگ چنگ؟

چنگ چنگ؟

چنگ چنگ؟

چنگ چنگ بیا بیرون

کجایی؟

چنگ چنگ؟ چنگ چنگ؟

هه از من قایم می شی؟

چنگ چنگ

بیا بیرون مو لیانگ چنگ

مو لیانگ چنگ مو لیانگ چنگ

بیا بیرون مو لیانگ چنگ

چی شده پرنسس؟

زود باش برو و پیداش کن

همسر شاهزاده رو پیدا کن

آه گویی افرادی رو

برای پیدا کردن همسر شاهزاده جمع کن

سریع باشید اونجارو بگردید

زود باشین زود باشین همسر شاهزاده رو پیدا کنید

همسر شاهزاده همسر شاهزاده همسر شاهزاده

مو لیانگ چنگ

مو لیانگ چنگ

بیا بیرون

بیا بیرون مو لیانگ چنگ

مو لیانگ چنگ

پرنسس

چرا شما اینجایید؟

برادر ارشد

مو لیانگ چنگ

مو لیانگ چنگ

بیا بیرون

حتی اگه پرنسس منو پیدا کنه

مطمئنا در حضور برادر ارشد کاری نمی کنه

ولی چطوری برادر ارشدو قانع کنم که بزاره بمونم؟

نشین

برادر ارشد

نمی تونم ببشتر از این تو اون اتاق بمونم

چرا؟

طبیعیه که شب عروسیت مضطرب باشی

برادر ارشد تو اضطراب نداری؟

همه مرد ها باید اینو از سر بگذرونن

شاید من مضطرب باشم

ولی همچنین به سمتش می رم

من نگرانم که من همچین حسی ندارم

نگران نباش برادر هشتم

لازم نیست نگران امشب باشی

من کسیم که

باید همه چیز رو در نظر بگیرم و مطمئن شم که براش آماده ام

چرا منم باهات در نظر نگیرمش؟

این باعث می شه حس بهتری پیدا کنم

برادر هشتم لازم نیست تو این کارو بکنی

برادر ارشد

لازم نیس انقدر مودب باشی

من حاضرم انجامش بدم

برادر هشتم تان اِر به زودی می رسه اینجا

بیا بیشتر از این صحبت نکنیم

برگرد به اتاقت و استراحت کن

برادر ارشد من زمان بیشتری...

ببخشید که منتظرت گذاشتم

چرا... هردوتون ادامه نمی دین؟

تان اِر برادر هشتم فقط برای همراهی من اومده بود

و همین الان می خواست بره

اره اون الان میره

زود باش برو برو

نمی رم

همین الان برو

نمی رم

برگرد

برگرد نیازی نیست

نیازی نیست

مشکلی نیست من عجله ای ندارم

من اول می رم شما ها خوش بگذرونید

تان اِر

پس من اول می رم چطوره؟

من نباید مزاحم اوقات خوش شما بشم

لطفا لذت ببرید

برادر هشتم حالت خوبه؟

من یو خائو رو می فرستم تا تورو به اتاقت برگردونه

تو...من...

حالت خوبه؟

نه

سرت چی شده؟

نزدیک من نیا برادر ارشد

اون...اون...

اینجوری به ما نگاه نکن

فکر می کنی نمیدونم چی تو ذهنت میگذره؟

تان اِر

برادر هشتم

چیکار داری می کنی؟

به خاطر اینه که من به اتاق برادرت رفتم؟

اگه اینطوره پس چرا تو توی اتاقش قایم شده بودی؟

مو لیانگ چنگ

خیلی زیاده روی کردی

نمی تونی یه بارم که شده جدی باشی؟

اگه به این افکارت ادامه بدی

من یه کار اساسی برای اینکه

خیال پردازی هاتو تموم کنی انجام می دم

خیال پردازی؟

خیال پردازی؟

چنگ چنگ واقعا خودتی؟

هنوزم داری می خندی؟

تو اصلا واکنشی نشون نمی دی

صبر کن

توام متوجهش شدی؟

این دیگه چه مدل قانونیه؟

تو برگشتی به لحظه ای که من بوسیدمت

واقعا انقدر می خوای من رو ببوسی؟

فکرکردم تنها چیزی که برات اهمیت داشت پسرت بود

نمی دونم که یو اِر توسط مهره محافظ روح صدمه دیده یا نه

چی می شه اگه هیچ وقت نتونیم برگردیم؟

اخرین خاطره ای که یو اِر از ما خواهد داشت

صحنه دعوای پدر و مادرشه

قراره فکر کنه که ما دیگه همدیگر رو دوست نداریم؟

مزخرفه

نگران نباش

من قطعا تو رو بر می گردونم

ولی وضعیت فعلی من

نمیدونم به خاطر مهره محافظ روحه یا نه

ولی من حفره های توی خاطراتم دارم

نمی تونم همیشه مراقبت باشم

خوشبختانه من...

بیا فقط فرض کنیم

که من قبلا تو رو بوسیدم باشه؟

با این نحوه ای که مسائل الان پیش می ره

نمی دونم چطور باید خوشحالت کنم

ممکن نیست

باید به موانعی که باهاشون روبرو میشی غلبه کنی

این دیگه بر چیه؟

می تونیم از این دستمال برای مخفی کردنت استفاده کنیم

جواب می ده نه؟

این دستمال قرمز درست مثل پوشش قرمزه

به تو بیشتر نمیاد؟

امروز توی خانواده عروس ازدواج می کنی

نه برعکسش

شوهر عزیزم؟

همسر عزیزم؟

چطور باید صدات بزنم؟

اولیاحضرت اون رو همسر شاهزاده معرفی کرده

چرا الان باید با خاطر همچین موضوعی ناراحت باشید؟

این کار تو نیست که فکر منو بخونی

قطعا

چیزی که الان بیشترین اهمیت رو داره ارباب هشتم خانواده مو نیست

بلکه پرنسس دومه

بهتره که

با پرنسس دوم ازدواج کنه

تا اینکه تو حرمسرا باشه

اون حاضر بود مو لیانگ چنگ رو قبول کنه

این دقیقا چیزی بود که میخواستم ببینم

بیماری اولیاحضرت دوباره عود کرده

به خاطر اینه که شما دیروز شاهد عروسیشون بودین؟

اولیاحضرت شما نباید به قلبتون اجازه عاشق شدن بدین

هیچکس نیست که بتونه منو عاشق خودش بکنه

چطور ممکنه عاشق بشم؟

ولی سخته وقتی چیزی مثل اون میبینم

به اون فکر نکنم

فلوت فراغ روح کجاست؟

اینجاست

این فلوت

یک وسیله جادویی با هدف کشتنه

ولی به نحوه ای الان برای نجات جون ها ازش استفاده می شه

اقامتگاه پرنسس

دیشب دقیقا چی شد؟ چطور تونستم...

برادر هشتم

برادر ارشد

بیا اینو برای تو آماده کردم

تا داغه بخور

سوپ نیرو بخش؟

بار اولت بوده

باید بدنت رو تقویت کنی

برادر ارشد

دیشب بعد از اینکه از اتاق شما رفتم من...

من تو رو مقصر نمی دونم مجبور نیستی توضیح بدی

برادر ارشد من کاری...

لازم نیست توضیح بدی من درک می کنم

ولی لطفا

دوباره پرنسس رو به زور از اتاق من نبر

به این فکر کن که مردم چی می گن اگه

این خبر به گوششون برسه؟

از اتاق شما بردمش؟

به زور؟

جینگ شین

تو...

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left