Jury Duty

Jury Duty

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Jury Duty S02E03 Soft Launch 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Jury Duty 2023 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-03-22
Descargas: 21
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

ام، اوه، یه بسته برامون اومده

«کارکنان و مهمانان عزیز اوک کانیون

به اطلاع ما رسیده که کول شولمن، مشاور املاک مالیبو

دوباره به ملک شما برگشته

و به خاطر یه وسیله شخصی، هم مهمان‌ها و هم کارکنان رو اذیت کرده

که جا گذاشته بوده.» عین حقیقته

«هرچند وسیله‌ی مذکور واقعاً برای همه‌ی

مشاور املاک‌های مالیبو خیلی مهمه، اه

اما این رفتارش رو توجیه نمی‌کنه

این تقریباً تایید می‌کنه که انگار واقعاً با هم ازش استفاده می‌کنن

یعنی، واقعاً چندشه

خیلی کثیف‌کاریه

آره، آره. وایسا، گفتی توی رودخونه؟

آره، گفت اگه توی اتاقش نباشه

پس حتماً توی سایت کامپیوتره

یا اون پایین کنار رودخونه‌ست. ایییش

«مطمئن باشید که سازمان ما

رسماً آقای شولمن رو توبیخ کرده

و بهش مرخصی اداری با حقوق داده

توی دفاتر میامی بیچ‌مون.»

اینکه شبیه تنبیه نیست. درسته

«لطفاً این سبد هدایای لوکس رو از ما بپذیرید.»

اوکی. «با ارادت، مشاورین املاک مالیبو.»

خیلی خب، حالا کادوها چی هستن؟

شاید بهتر باشه قبلش ضدعفونی‌ش کنیم... شوخی نمی‌کنم

اوکی، این عالی به نظر می‌رسه. خب

این یه جور مبدل واسه شارژر تسلاست

کسی اینجا تسلا داره؟

من که نمی‌تونم رانندگی کنم

کیت مسافرتی اوزمپیک

اینم یه فلاسک دیگه

اوه، مراقب باش. مواظب باش. آهان، آره

من برمی‌دارمش، یعنی

اون یکی آنتونی می‌خوادش

آفریقای جنوبی، ۵۰۰ دلار تخفیف برای پیلاتس بالای کوه تیبل

حدس می‌زنم یه کوهی توی آفریقای جنوبی باشه

چرا پیلاتس ۵۰۰ دلاره؟

بیشتر از ایناست، چون تازه ۵۰۰ دلارش رو تخفیف دادن

داری خیلی فرض و گمان می‌کنی که ما چی داریم

درصد تخفیف برای هر کدوم از املاک مالیبو ۲۲

نوشته ارزش ملک باید بالای ۵ میلیون دلار باشه

چند صد هزار دلاری به نفعت می‌شه

تخفیف فقط شامل کمیسیون مشاور املاک می‌شه

چی؟ این چه کمکی می‌کنه؟ بیخیال اصلاً

ما که این‌طوری زندگی نمی‌کنیم

لمینت رایگان از طرف دکتر مایکل وایس

کسی دندون جدید می‌خواد؟ اوه

مجانیه؟ مفت؟

آره، لمینت رایگان

مجانی؟ یعنی هیچی نباید پول بدم؟

البته باید بری نیویورک

پول بلیط هواپیما رو می‌دم که چندتا دندون جدید گیرم بیاد

ولی آنتونی، تو که لبخند خیلی قشنگی داری

می‌دونم. دندونای خیلی خوبی داری

همین بود؟ همه‌اش همینه

نوشته برای سه واحد لمینت کامپوزیت اعتبار داره

یعنی سه تاش گیرم می‌آد؟

مردم رو اسکل نکن. نه بابا

سه تا دندون گیرت می‌آد؟ کلاً سه تا؟

هزینه‌های پزشکی رو پوشش نمی‌ده

هزینه‌های دیگه هم اضافه می‌شه. نه

با من ازدواج می‌کنی؟

نه. کوین

ایمی، حالت خوبه؟

اوه، جیمیِ حامی

فقط داره دهنم رو سرویس می‌کنه

باید اعتراف کنم که نمی‌دونستم باید چیکار کنم

اینم از رئیس ما

من دارم بازنشسته می‌شم، واسه همین پسرم مدیرعامل جدید می‌شه

و کارش هم عالی خواهد بود

مهمونی کباب‌خوری با مشتری‌ها رو داریم

این اولین ارائه‌ی من به مشتری‌ها به عنوان مدیرعامل آینده‌ست

ما «راکین گرندماز» هستیم

حس می‌کنم اون باید یه جورایی بترکونه

می‌فهمی چی می‌گم؟ خب

اگه برم خونه و این چیزا رو به پدر و مادرم بگم

بهم می‌گن داری دروغ می‌گی

دیدن همه از نزدیک

باعث شد واقعاً راحت باشم و سفره‌ی دلم رو باز کنم

در مورد یه تجربه‌ی دوستی که قبلاً داشتم حرف زدم

در واقع دیروز به جیمی در موردش گفتم

و اولین باری بود که بهش گفتم همجنس‌گرام

بعدش امروز، اون اون پیرهن رو پوشید

می‌خواستم مطمئن بشم که بهت نشون دادم هوات رو دارم

وقتی جیمی فهمید من «کوییر» هستم

مدام برام پرچم‌های مختلف می‌آورد

تا مثلاً حمایتش رو نشون بده

یه عالمه پرچم رنگین‌کمانی آورد

بعدش هم هی پرچم نیجریه رو بهم می‌داد

چندین بار. اوه

می‌تونی بگی‌ش. نه نمی‌تونم

جیمی، باز شروع کردی، نیجریه یه کشوره

می‌تونی بگی نیجریه

ترجیح می‌دم احتیاط کنم

یه کشوره

فقط اسم کشورهایی رو می‌گم

که با گفتنشون احساس امنیت می‌کنم، مثل چاد

اسمی سفیدپوستانه‌تر از چاد برای یه کشور وجود نداره

آره، ولی توی آفریقاست

می‌دونم. چه طنز تلخی

آره، تو... ممنون جیمی

تعداد قدم‌هات در چه حاله؟

مسخره

داری چیکار می‌کنی هلن؟

دارم سعی می‌کنم قدم‌هام رو پر کنم. اوه، خب

ناپسریِ احمقم، پاول، این فیت‌بیت رو بهم داده

قراره مثلاً روزی ۱۰ هزار قدم راه برم

اصلاً ۱۰ هزار قدم در روز یعنی چی؟

یعنی چی، مثلاً ۸۰ مایل یا همچین چیزی؟

پنجاه تا؟ نمی‌دونم چقدره. خیلی زیاده

صبح بخیر همگی

چطورید؟ صبح بخیر

اول از همه، وقتِ کباب‌خوری با مشتری‌هاست

امروز یکی از مهم‌ترین روزهای

سال برای شرکت ماست

مهمونی کباب‌خوری با مشتری‌ها، یه ناهار سالانه‌ست

که «راکین گرندماز» برای فروشنده‌ها

و خرده‌فروش‌هامون می‌گیره تا از حمایتشون تشکر کنه

و همه‌مون می‌دونیم که داگی جونیور قرار هست

برای اولین بار برای مشتری‌ها سخنرانی کنه

خب، این اولین مهمونی کباب‌خوری منه

واسه همین دارم یه نقشه‌ی خیلی خاص می‌کشم

هوم. واقعاً کاش داگی بهمون می‌گفت چه برنامه‌ای واسه مشتری‌ها داره

خب، فقط می‌خواستم بگم که چندتا مسئله‌ی دیگه هم داریم

یه چیز خیلی مهم که باید بهش برسیم

و اونم اینه که یه نفر یه شکایت ناشناس

در مورد خواستگاری کوین از ایمی به منابع انسانی داده

اوه. بله، ظاهراً این کار باعث شده یه نفر

خیلی احساس ناراحتی کنه

کار من نبود... نه، به خدا. نه، من نبودم. قول می‌دم، من

نه، اصلاً مهم نیست

ایمی، مهم نیست کی بوده

واسه همینه که سیستمی برای شکایت‌های ناشناس وجود داره

هر کی این کار رو کرده واقعاً شجاع بوده

چون می‌خوام بگم، انجام دادنش اصلاً راحت نیست

آه، باشه

می‌شه نگیم کی بوده؟

نه، ناشناسه

معنی ناشناس همینه دیگه، پس

من تحسینش می‌کنم، چون

صبر کن جیمی، کار تو بود؟

قرار بود ناشناس بمونه ولی بله، کار من بود. آره

در اصل، جیمی به صورت ناشناس به کوین شکایت کرد

درباره‌ی خواستگاری‌ش از ایمی، اونم به خودِ کوین

و کوین هم گزارش رو ثبت کرد

علیه کوین. علیه خودش

قول می‌دم، یعنی، واقعاً الان بهترم. آره

باشه

کاش می‌شد یه «تشکر» ثبت کنم

خب، با توجه به این اتفاقات

تغییراتی در برنامه‌های امروز ایجاد شده

این گزارش ایجاب می‌کنه که همه‌مون در

یه سمینار اجباریِ آزار و اذیت جنسی شرکت کنیم

پس بیاید همگی همین الان بریم به سالن سمینار

خب بابا، من واقعاً به این وقت نیاز دارم تا برای ارائه‌م آماده بشم

ببخشید

خیلی خب، سمینار آزار جنسی می‌تونه بره به درک

چی گفتی؟

اوه، ایول. دمتون گرم، استیج رو ردیف کردین

روی سه و نیم هستیم، درسته؟

آره، و فقط مطمئن می‌شیم که کاملاً تراز باشه

خیلی خب، دمتون گرم، شماها بهترینید

باید برم به این سمینار مسخره و بعدش برمی‌گردم

مطمئنی این سه و نیمه؟

ترازش اصلاً درست نیست

رفیق، طوری نیست. درستش می‌کنی. وقت داری

هورا، خب، خیلی خوشحالم که اینجام

من تری براون هستم از شرکت مشاوره‌ی براون و پترسون

و قرار هست در مورد آزار و اذیت جنسی

در محیط کار صحبت کنیم

می‌دونم که این ارائه به خاطر یه اتفاق خاص ترتیب داده شده

کسی از منابع انسانی هست که بهم توضیح بده چرا امروز اینجام؟

من با منابع انسانی همکاری می‌کنم، پس فکر کنم اون یه نفر من باشم

عالیه، و اسم شما چیه؟

آنتونی. آنتونی، سلام

یه اتفاقی افتاد که توش یکی از همکارها

از یه همکار دیگه خواستگاری کرد و فکر کنم بیجا بود

فکر کنم یه جورایی عجله کرد

و این باعث شد بعضی‌ها احساس ناراحتی کنن

در مورد اینکه چی توی محیط کار مجازه و چی نیست

و خلاصه‌ی ماجرا کلاً همینه

پس محض شفاف‌سازی، دو نفر اینجا هستن که

توی این محیط کار با هم رابطه دارن؟ نه، ندارن

ندارن. هیچ‌وقت با هم نبودن

کوین مسئول منابع انسانی مایه

و فقط می‌خوام این موضوع کاملاً روشن بشه

که من کسی نبودم که شکایت رو ثبت کرد

ام، ولی بله، از من خواستگاری شد. بله، جواب رد دادم

و بله، الان احساس قدرت می‌کنم

پس رئیس منابع انسانی بوده که تخلف منابع انسانی رو انجام داده؟

بله. بسیار خب

آره، من به صورت ناشناس شکایت کردم

دیگه ناشناس نیست

باشه، آره، لازم نبود بگید، ولی خوشحالم که گفتید

خب، آزار جنسی چیه؟

اغلب توی رابطه‌ایه که توش

عدم توازن قدرت وجود داره و عواقب جدی‌ای داره

که دامن‌گیرِ آزاردهنده و کارفرما می‌شه

ببخشید، بله؟ هیچی، آره، فقط خنده‌داره

چون دیشب یه قسمت از یه سریالی رو دیدیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left