Las primeras 200 líneas.
- خوبه، بیداری
درست بهموقع برای دیدن مهمان افتخاریمون
کلیهات
- دربارهات شنیدم
تو همون...
کلیهقاپی
کلیه عضو خیلی جالبیه، نه؟
دوتا داریم، ولی فقط یکی لازممونه
یه جورهایی مثل خواهرهای دیآملیو
به نظر من دیکسی میتونه دیآملیو رو بذاره و بره
- وایسا، داری روی من استندآپ اجرا میکنی؟
- نه
میدونستی اندازهٔ متوسط کلیه اندازهٔ یه موبایله؟
الو؟ میگه «توی ادراری»... یعنی توی دردسری
- باشه، این قطعاً استندآپ بود
- استندآپ نیست نهایتاً کمدی آلترناتیوه
ولی مهم نیست، چون دارم نور رو میبینم
که از چشمهات میره
- ترسناکه
- اوه، خوبه هدفم همین بود
ترکیب این لحنها
مثل نخکردن سوزن سخته، میدونی؟
اوه، لعنت
وای!
داری منو میکشی
از هر دو نظر میگم
- کمدین اینجا کیه؟
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
- میگن دلوجرئت نباشه، افتخار هم نیست
پس عکسش هم باید درست باشه
دلوروده بیشتر، افتخار بیشتر
و دلوروده، نون و کرهٔ کلیهقاپه
تو دیگه کدوم خری هستی؟
- من بزغالهقاپم
- پس کلیهها کجان؟
- اوه، اون کلیهقاپه
من بزغالهقاپم بزغاله میدزدم
میدونی، بچهبز؛ بزغالهقاپ
- کانگ و مارتینز پروندهٔ کلیهقاپ رو گرفتن
- پس من افتادم روی پروندهٔ ضایع؟
نه، ببخشید، پروندههای بزرگ و پرسروصدا مال منه
همونهایی که صفحهٔ اول میرن
با این پرونده، تهش برم توی ستون خرتوپرتها
اون هم به شرطی که کسی
کدوتنبلی پرورش نداده باشه که شبیه یکی از والبرگهاست
- من که یه کم از این پرونده خوشم میاد
- کلیهقاپ در تقاطع سوم و ناتان لین دیده شد داریم نزدیک میشیم
- همین نزدیکیه
اینجا بمون
باید صفحهٔ اول رو بگی... یعنی قاتل رو بگیریم
- چی؟ نمیتونیم همینجا ولش کنیم
پروتکل چی؟
- پروتکل...
و این رو اصلاً سرسری نمیگم
شِموتکل
- ام، این یکی رو باید
برای، میدونی، مدرک با خودم ببرم
اسمت رو میذارم «دلیل محتمل»
- بندازش، کلیهقاپ
اون خندههای ارزونت رو نمیخوام
وای، وای!
- کلیه رو بنداز - لطفاً
من کلیهقاپ بودم
انعام پیشخدمتها یادتون نره
آخ!
بهخاطر تو فرار کرد! - آروم، مارتینز
میدونم رقیب قدیمیِ فلوتی
ولی چند پله بیارش پایین
- من گذاشتمت روی پروندهٔ بزغالهقاپ
پس بهجای اجرای دستورم
رفتی دنبال افتخار
فقط برای پُرکردن اون گلوریهول لعنتیت
- و اگه تو اینجایی، بزغالهقاپ کجاست، لوفوس؟
ترکیب «لوزر» و «دوفوس»ه
عقب نمون، دوزر
- نگران نباش، به یه تیر بستمش
اینجوری نگام نکن
بهم گفتن اینکه چوب میخورن افسانهست
وایسا، نه، اون قوطی حلبیه
اوه، و نرهاشون هم شیر میدن
خب، به جمع ما خوش اومدن
نوزادی این اطرافه؟
- وای، تصور میکنی عضو پسرهای اصطبل باشی؟
همیشه جوری به نظر میان
انگار همین الان هر دو پدر و مادرشون
بغلشون کردن
جز اون یکی
اوه، یکی الان میزنه زیر گریه
بچهها
مامانم میگه فقط رابطهٔ عاطفی بوده
- ژاکت، جیدن
رابطهها بالا و پایین دارن
بعدش قویتر میشن
- یه جای خالی توی پسرهای اصطبل
این فرصت منه
فقط باید وانمود کنم
خانوادهم کاملاً ازهمپاشیده نیست تا راهم بدن
- معلومه که خیلی برات خوشحالم
ولی استناکین، مراقب باش
- م... مراقب چی؟ - نمیدونم
فقط به نظر میاد جملهٔ درستیه برای گفتن به کسی
قبل از اینکه زندگیِ فریبکارانهای شروع کنه
- گوش کن کانگ، دربارهٔ این سوءتفاهم
فقط میخواستم بگم برای هیچچیز عذر نمیخوام
و قطعاً دوباره تکرار میشه
- برای همین باید یه درسی بهت بدم
میذارمت پشتمیزنشینی
- پشتمیزنشینی؟ نمیتونی
من باهوشترینتر کارآگاه دنیام
اینقدر خوبم که قواعد دستور زبان رو میشکنم
باید بیرون باشم و جرم حل کنم
نه اینکه پشت میز، میزکاری کنم
- بفرما
- اصلاً نمیدونم چطور برم توی این چیز
اول دستها؟ اول پاها؟
مگه میپوشنش؟
- اوه فلوت، حالا که کل روز اینجایی
به هر کی زنگ زد بگو
بیرون توی میدونم و جرمهای خفن حل میکنم
- آخ، جرمهای خفن!
- غذای مفتگرفتن توی غذاخوریها - عاشق قهوهٔ مجانیام
- نشستن توی ماشین پارکشده و حرفزدن از پنجره
با کارآگاههایی که برعکس پارک کردن
- ماشین گشت ۶۹
- میشه این کاغذبازی رو هم برام انجام بدی؟
باشه، دیگه بسه
هوو... آخ
پانچ سهسوراخ خورد به کیسهٔ تکتخمیم
- بریم وسایل اداری برات جور کنیم
امیدوارم خودکار توپی دوست داشته باشی
هر چی لازم داری روی اون قفسهست
و هیچ کار احمقانهای نکن، فهمیدی؟
- اوف، از اینکه مردم بهم دستور بدن متنفرم
و بیشتر از جعبههایی متنفرم که بهم دستور میدن
هوم، مکاسناف یادمه
شرط میبندم هنوز هم خوبه
همهچیزهای قدیمی خوبن
- سلام بچهها من مکاسناف، سگ اسرارآمیزم
اومدم نشونتون بدم چطور کمک کنید جلوی جرم رو بگیرم
- اوف، وقتی کل روز توی این میز احمقانه گیر کردم
چطور این کار رو بکنم؟
- شاید بپرسید «وقتی کل روز
پشت میز احمقانهم گیر کردم چطور این کار رو بکنم؟»
جرم از قانون پیروی نمیکنه
پس چرا تو باید بکنی؟
وقتشه کار رو با پنجههای خودت پیش ببری
حتی اگه مشخصاً گفتن این کار رو نکنی
- این شاید گربهمحشر باشه
ولی نسخهٔ سگیش
غر... غرمحشر؟ واق... واقمحشر؟
نه، غرمحشر. آره
غرمحشر
این برام اومده
ولی فکر کنم نامهٔ طرفدار برای توئه
دیدی؟ نوشته «کلیهپر»
- بیا، قبض آب تو رو هی برای من میفرستن
هوم، احتمالاً فقط یه بچهست
- اوه - نه اون مدل بچه
خب، کجا بودیم؟
- خب، یه روز کاری دیگه هم تموم شد
وقت حالت راحتیه
نگاه کن
- انگار خیلی زود آرگایلی شدم
- رئیس، صحنهٔ جرم پاکه؟
- این شهر یه هیرو لازم داره
و یا هیرو میمیری
یا اونقدر زنده میمونی تا خودت رو ببینی
که لباس یه هیروی قدیمی رو پوشیدی
وای، حالا هوس ساندویچ هیرو کردم
نه هیرویی که لازم دارم، هیرویی که حقمه
با فلفل موزی اضافه
- هی رفیق
فقط تو نیستی که نقابزدهای
و منتظری روی پشتبوم مونولوگ بگی
- گزارش زنده از مرکز شهر
جایی که فقط یه کلمه روی لب همهست: مکاسناف!
- کیه؟ از کجا اومده؟
و عقیم شده؟
- و مکاسناف، اگه گوش میدی
بعداً از کنار مخزن آب گزارش میدم
جایی که تصادفی میافتم توی آب
درحالیکه گردنبندی از اسناسیجز گردنمه
- یه مشت لویس لین
که برای یه نقابدار حسابی داغ کردن
خبرنگار جدیای مثل من نیستن
میدونی چی منو روشن میکنه؟ گزارش صادقانه
- گزارش نشت گاز بیمارستان کودکان روشنت کرد؟
گزارش نشت گاز بیمارستان کودکان؟
- یه کم یه کم
- نجاتم بده مکاسناف، بعد وارونه ببوسم
- اوه سلام بچهها این صندلی خالیه؟
- چرا؟ فشار مالیِ نگهداشتن دو خونه
بهخاطر طلاق والدینت
باعث شده پول صندلی هم نداشته باشی؟
- نمیدونم شنیدید یا نه
ولی بابام برگشته خونه
و مامانم بدجوری داره عاشقش میشه
- هوم
یه داستان عشقِ فرصتدومی
No comments yet. Be the first to leave one.