K.O.

K.O.

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

K O 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Comentario por Samurai_EP

Etiquetas

webdl
machine_translated
Publicado el: 2025-08-24
Descargas: 30
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫ اون می‌خواد نشون بده رئیس کیه ‬

‫ او می‌خواهد به رقیب نشان دهد که حرف اول و آخر را می‌زند ‬

‫ او باید راهی برای پیروزی پیدا کند. باستین چاره‌ی دیگری ندارد. ‬

‫ یا باید ناک‌اوت بشه یا باید تسلیم شد ‬

‫اما او باید همین الان تمام تلاشش را بکند.‬

‫ما در آخرین دقایق دور سوم هستیم.‬

‫فکر نمی‌کردیم تا اینجا پیش برویم.‬

‫حالا همه چیز به ضربه زدن بستگی دارد و او کنترل اوضاع را به دست گرفته است.‬

‫و این هم از این، یک لگد کوتاه، یک ضربه. بی‌وقفه بین این دو اتفاق می‌افتد.‬

‫و رقیب، باستین، ضربه می‌خورد.‬

‫باشه، دارن همدیگه رو ارزیابی می‌کنن. الان دقیقه‌ی آخره.‬

‫رقیب باید برای کمربند بجنگد.‬

‫می‌توانیم ببینیم که باستین چقدر متمرکز است. چشمانش تیزبین هستند.‬

‫یه ضربه زیبای دیگه. می‌تونیم حس کنیم چقدر تمرکز داره.‬

‫او تمام تلاشش را خواهد کرد.‬

‫بیا، نابودش کن! - انزو!‬

‫- انزو! - یالا! تسلیم نشو!‬

‫- انزو! - بابا!‬

‫انزو!‬

‫انزو!‬

‫- بابا! - نه!‬

‫حالش خوب نیست. ما به دکتر نیاز داریم. دکتر!‬

‫بگذار بروم!‬

‫به شوهر مرحومم، به پدر عزیزم‬

‫اون لعنتی اینجا چیکار می‌کنه؟‬

‫نه، لئو!‬

‫از اینجا برو!‬

‫متاسفم. واقعاً متاسفم.‬

‫اما... لطفا...‬

‫- از اینجا برو! - لئو! بایست!‬

‫- لئو، بس کن! - لعنت...‬

‫آرام باش.‬

‫- آروم باش. - گم شو!‬

‫برو گمشو.‬

‫برو گمشو!‬

‫- قضیه چاقو چیه؟ - چرا آندالو؟‬

‫- داری چیکار می‌کنی؟ - و تو؟‬

‫دو سال بعد، شهر فوکایایی‬

‫آندلسی را بگیر!‬

‫کاپیتان سرکیسیان، کاپیتان علوی. چه خبره؟‬

‫همسایه‌هایی که در نزدیکی ما زندگی می‌کنند، دیشب صدای تیراندازی شنیده‌اند.‬

‫اما از وقتی رسیدیم، سکوت حکمفرماست.‬

‫شما منطقه را جستجو نکرده‌اید؟‬

‫نه. ما منتظر شما بودیم.‬

‫بنوا، سالن بزرگ طبقه پایین.‬

‫انگار حسابی بهشون خوش گذشته.‬

‫اینجا کریم زوهیر، کیلیان گاربی، موسا اواتارا را داریم.‬

‫و آندالو؟‬

‫رئیس آنها؟‬

‫او اینجا نیست. اما آنها ستوان‌هایش، کل شبکه‌اش را از بین بردند.‬

‫صبر کن. می‌دونی کی مسئول این قتل عامه؟‬

‫- فکر کنم همینطوره. - نه.‬

‫نه. کاپیتان علوی داره زیادی ذوق می‌کنه.‬

‫رئیس، این روش آنهاست.‬

‫برای ابراز وجود انجام شد. این منچورهاست.‬

‫علوی، می‌دونی که داری ارواح رو تعقیب می‌کنی؟ ما می‌دونیم که تو با این یاروها چه نسبتی داری.‬

‫- خفه شو. - خفه شو.‬

‫- خفه شو! - بس کن!‬

‫اینجا جایش نیست.‬

‫همه می‌دانند که آنها برگشته‌اند و محله‌ها را تسخیر کرده‌اند.‬

‫آنها آندالو را در آنجا ساختند. واضح است، نه؟‬

‫بله...‬

‫دو دقیقه، جناب قاضی‬

‫باشه.‬

‫این ممکن نیست.‬

‫جناب قاضی...‬

‫واسر درست می‌گوید.‬

‫چطور انتظار داری ما حرفت رو از روی حدس و گمان باور کنیم؟‬

‫پلیس خوبی باش، مدرک، شاهد، و حقایق ملموس پیدا کن.‬

‫بعدش می‌تونم کمکت کنم.‬

‫باشه؟‬

‫آره، باشه.‬

‫راستش را بخواهی، تو و دیپلماسی‌ات...‬

‫اوه، تو هم ساکت شو.‬

‫بیا، برگردیم.‬

‫صبر کن، فکر کنم به یه نوشیدنی نیاز دارم.‬

‫نمی‌تونم. به دخترام قول دادم که از مدرسه دنبالشون بیام.‬

‫باشه، اما دخترخوانده‌ام را بغل کن.‬

‫و نه آن دیگری؟‬

‫اون یکی رو هم همینطور، اما من دخترخوانده‌ام رو ترجیح میدم.‬

‫باشه، می‌بینمت.‬

‫- الو؟ - کنزا... ‬

‫ - باید ببینمت. همین الان. - صبر کن، مشکلی پیش اومده؟‬

‫ گفتم باید ببینمت. تنها! ‬

‫لئو؟‬

‫چه اتفاقی دارد می‌افتد؟‬

‫من تو وضعیت خیلی بدی هستم. خیلی اوضاعم بده.‬

‫چه کار کردی؟‬

‫آندالو و آدماش تو انبار...‬

‫من آنجا بودم. همه چیز را دیدم. می‌دانم چه کسی آنها را بیرون کرده است.‬

‫آیا منچوری‌ها بودند؟‬

‫بله. اما آنها من را دیدند.‬

‫لعنت، اگه پیدام کنن، واقعاً مردم.‬

‫لعنت.‬

‫«چه کار می‌کنی؟ » گفتم «تنها.»‬

‫اونا با من نیستن. هی، بچه‌ها!‬

‫من پلیسم. لطفا همونجا بمون.‬

‫- بس کن! - صبر کن، لئو. هی!‬

‫لئو!‬

‫لئو. به من گوش کن.‬

‫هی! لئو!‬

‫شروعش کن!‬

‫لعنت.‬

‫- نه! - بابا!‬

‫تو،‬

‫تو،‬

‫تو،‬

‫تو،‬

‫تو، تو،‬

‫و شما.‬

‫بفرمایید. متشکرم.‬

‫متشکرم، آقا.‬

‫اِما؟‬

‫سلام، باستین.‬

‫پیدا کردنت آسون نیست، ها؟‬

‫مربیت حتی مطمئن نبود که من اینجا پیدات کنم.‬

‫زندگی یک گوشه‌گیر واقعی.‬

‫اینجوری خودتو تنبیه میکنی؟‬

‫چرا اینجا هستی؟‬

‫بعد از دعوا، راهم را گم کردم.‬

‫حالم خوب نبود.‬

‫من از او مراقبت نکردم.‬

‫و من متوجه آمدنش نشدم.‬

‫چه اتفاقی افتاده؟‬

‫شش ماه پیش، او برای دیدن پسرعمویش به مارسی رفت.‬

‫او شروع به زندگی با او کرد.‬

‫می‌دانم که او شروع به معامله کرد،‬

‫و چند روز پیش، این را دریافت کردم.‬

‫ مامان، منم. تو بدترین شرایطم. باید کمکم کنی. ‬

‫ لئو! - التماست می‌کنم، منو از اونجا ببر بیرون. ‬

‫ لئو، اونا اینجان! ‬

‫از آن موقع تا حالا هیچ خبری ازش ندارم. تلفنش خاموشه.‬

‫رفتی پیش پلیس؟‬

‫البته که این کار را کردم. نظر شما چیست؟‬

‫من فوراً به کلانتری رفتم. آنها به من گفتند که موضوع را بررسی خواهند کرد...‬

‫می‌دانم که برایشان مهم نیست. یکی بیشتر یا یکی کمتر، دلال خرده‌پا...‬

‫اما پنج روز گذشته!‬

‫ازت می‌خوام دنبالش بگردی.‬

‫من آدرس پسرعمویش را دارم.‬

‫اسمش هوگو است. او در یک بلوک در مرکز شهر مارسی زندگی می‌کند.‬

‫او به من اظهار بی‌اطلاعی می‌کند،‬

‫- اما او با تو صحبت خواهد کرد. - اِما...‬

‫تو بهش بدهکاری!‬

‫پدرش را گرفتی. بدهی داری.‬

‫لئو وقتی کوچک بود خیلی مریض بود.‬

‫من به زیارت رفتم و به حضرت مریم دعا کردم.‬

‫اون بچه منو نجات داد.‬

‫بنابراین این باکره سیاه‬

‫برای شما خوش شانسی به ارمغان خواهد آورد.‬

‫من دعا خواهم کرد.‬

‫و تو بچه‌ام رو برمی‌گردونی.‬

‫ها؟ تو پسرمو برمی‌گردونی.‬

‫بهم قول بده که.‬

‫- اون کیه؟ - اون کیه؟‬

‫قیافه اش ترکیبی از گوست رایدر و...‬

‫- اون یه پلیسه. - فکر نمی‌کنم.‬

‫چه خبره، بچه‌ها؟‬

‫اسمت چیه؟‬

‫دیلن‬

‫اینجا زندگی می‌کنی؟‬

‫آره، من اینجا زندگی می‌کنم. من اینجا به دنیا اومدم، تو ساختمان B.‬

‫باشه، دیلن، ساختمان B، اون دوچرخه رو پشت سرم می‌بینی؟‬

‫برای من عزیز است. هیچ کس به آن نزدیک نمی‌شود، هیچ کس آن را لمس نمی‌کند.‬

‫اگه وقتی برگشتم اینجا نبود، تقصیر توئه. فهمیدی؟‬

‫گرفتمش.‬

‫- اون عصبانیه. - اون یارو دیوونه‌ست.‬

‫او یک دیوانه است.‬

‫هوگو؟ لئو؟‬

‫پلیس، دست‌ها به دیوار.‬

‫لعنت.‬

‫پاهایتان را باز کنید.‬

‫چرا اینجا هستی؟‬

‫دنبال لئو می‌گردم، لئو پرینس. فکر کردم اینجا پیداش می‌کنم.‬

‫چه می خواهی؟‬

‫مادرش من را فرستاده. نگران است. یک پیام تکان‌دهنده دریافت کرده.‬

‫او گفت که او اینجا، در خانه‌ی پسرعمویش هوگو، می‌ماند .‬

‫به دیوار تکیه بده، تکون نخور.‬

‫- دنبال چی میگردی؟ - همونجا بمون.‬

‫- کنار دیوار. - باشه.‬

‫از کجا بدونم پلیسی؟‬

‫اگه من پلیس نبودم، تو مرده بودی.‬

‫- هوگو؟ - آره، هوگو.‬

‫آره، بیچاره بدجوری کتک خورد.‬

‫آنها او را گرفتند، زدند و سرش را شکستند.‬

‫همه جا خون بود. فکر کنم توی بیمارستانه.‬

‫- پس تو همه چیز رو دیدی؟ - اوه نه، من اونجا نبودم.‬

‫نمیدونی کدوم بیمارستان بستریه؟‬

‫توی آمبولانس گفتند کلیروال، نه؟‬

‫نه، فکر نمی‌کنم.‬

‫کلیروال، آره.‬

‫خواهش می‌کنم!‬

‫تو یه احمقِ تمام‌عیاری.‬

‫از لئو چی می‌خوای؟‬

‫آیا او خبرچین شماست؟‬

‫برای همینه که اوضاعش خیلی خرابه، درسته؟‬

‫بگو!‬

‫من حتی نمی‌دانم تو کی هستی.‬

‫خب، بگذارید توضیح بدهم.‬

‫تنهام بذار، باشه؟ این یه مسئله‌ی پلیسیه.‬

‫بچه رو گرفتی؟‬

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left