Las primeras 200 líneas.
لِفه
چه خبر شده؟ - چیزی نمیبینم
حالت خوبه؟
اینجوری گیرت میندازن
زیر اون زمین کوفتیان
اینا دیگه چه کوفتیان؟
عوضیهای پستفطرت
از گلولهباران عراقیها
نیروها و لشکرهای تانک از مرز تقریباً بدون دفاع گذشتن و سرازیر شدن
جلوی چشمهاشون دارن میمیرن
نیروها و تانکهای عراقی همچنان دارن وارد کویت میشن
کشور بیابانی صدام حسین
بغداد سهم منه. تو قرار بود برلین باشی
برلین رو ول کن. دیوار فرو ریخت
بغداد مال منه، ایسون. تو حتی پات رو هم تو بغداد نذاشتی
به اندازه کافی نزدیک بودم. اورشلیم. اگه جای تو بودم اسم اورشلیم رو نمیآوردم
این اصلاً به نفعت نیست
مگه تو اورشلیم چی شد؟
ماشینش رو سنگبارون کردن. واسه همینه تد ترنر میخواد اخراجش کنه؟
مشکلی نیست
تهیهکنندههای میدانی خوب، گاهی باعث همچین واکنشی میشن
تیمش کشته نشدن و خبر رو هم گرفت. از پسش برمیآد
رابرت، میخوام با تام جانسون، رئیس جدید سیانان آشنات کنم
شما همون کسی هستی که اوضاع لسآنجلس تایمز رو رو به راه کرد
لطف داری که اینطوری توصیفش میکنی. خب، اینجا کی رو میخوای اخراج کنی؟
رابرت، آروم بگیر
راستش، تو یادداشت تد فقط اسم تو بود
اما بحث زیاد سر عوض کردن آدمها نیست
سیانان داراییهایی داره که ما هنوز کاملاً ازشون استفاده نکردیم
میخوای بدونی من چی فکر میکنم؟
ما یه شبکه خبری ۲۴ ساعته هستیم که دنبال یه داستان ۲۴ ساعته میگردیم
و یکیشون همین الان از آسمون افتاد
مردم تا ساعت ۷ شب صبر نمیکنن که بفهمن جنگ شده یا نه
اونا میان سراغ سیانان. میدونم که بغداد رو میخوای
بله، همینطوره. بغداد جای حساسیه
ظرافت تو کار ممکنه نقطه قوتت نباشه
من آدمِ این کارم، ایسون، خودت هم اینو میدونی
موافقم رابرت، این یه داستان ۲۴ ساعتهست و تمام دنیا میخوان ببیننش
ایبیسی و سیبیاس همین الانش اونجان، پس ما باید عقبموندگیمون رو جبران کنیم
این خبر باید مال ما بشه
تد ترنر به من قول داده که هر چیزی برای این کار لازم باشه رو در اختیارمون میذاره
حالا به کسی نیاز داریم که هم جربزه داشته باشه، هم قدرت تشخیص
اون آدم منم
میدونیم که جربزه داری
حالا ثابت کن که قدرت تشخیص هم داری
میخوام همه کارمندام صحیح و سالم برگردن خونه. شیرفهم شد؟
شیرفهم شد
خیلی خب. باشه
فرزاد بازفت. میدونم
خبرنگار لندن آبزرور، داشت کارش رو میکرد
یه کم زیادهخواهی کرد. عراقیها به جرم جاسوسی اعدامش کردن
فقط میخوام بدونی با چی طرفی
مرزها بستهست. نمیذارن کسی خارج بشه
درسته، میدونم
یه حکومت پلیسی در آستانه جنگ، با سانسوری که تا خرخره آدم رو میگیره
یه چیزی بهت بگم. اگه جنگ بشه و ما اونجا باشیم
و از پشت خطوط دشمن گزارش زنده بدیم
تو دنیای خبرنگاری، این مثل قدم زدن روی ماهه
کی رو میخوای؟ مورفی
مورفی خوبه. ازش خوشم میآد. اینگرید فورمانک رو هم میخوام
اون تو رُمه. روی نقشه فقط یه وجب فاصله داره
اون به یه مراقب نیاز داره، نه یه تشویقکننده
اون زن عملاً از من متنفره. به هر قدمی که برمیدارم گیر میده
باهاش رابطه داری؟ نه. من مغزش رو میخوام، نه خودش رو
اون باعث میشه صادق بمونم
خیلی خب
من اونجا برات ریش گرو گذاشتم. گند نزن بهش
میدونم. ممنون
اِد
یه کپه پول نقد لازم دارم
پس حالا دیگه سیگار برگ میکشی؟
اینگرید
عالی به نظر میرسی
یه کم رنگپریدهای. درست غذا میخوری؟
آره. خب، قضیه این سیگار برگها چیه؟ جو ویلسون میکشه
و ایشون کی باشن؟
آدمِ ما تو بغداده. دیپلمات عالیرتبه آمریکا
مشکلی هست؟ اون دلار رو با لیر اشتباه میگیره
من بدون تو چیکار میکردم؟ در تنهایی جون میدادی
مگه جور دیگهای هم هست؟
وینر! تو چقدر عوضی هستی
جو
میشناسیش؟ - نیت
اینگرید فورمانک، سیانان
جو ارلیچمن، بخش خبری شبانهی سیبیاس
کجا داری میری؟ چرا داری برمیگردی؟ دارن بیرونمون میکنن
میخوان قدرتنمایی کنن
این یه جور بازی روانی عراقیه
دن ریدر کلی واسه صدام حسین خودش رو لوس کرده تا یه مصاحبه بگیره
فعلاً که تنها چیزی که نصیبمون شده یه تخته فرشه
کجا اقامت دارین؟ هتل شرایتون
آشغالدونیه. برو هتل الرشید
چطور گذاشتن یه لجن مثل تو وارد بشه؟
فکر کردی اخبارشون رو از کی میگیرن؟ از تو؟
از ما خبر میگیرن، از تو اجازه ورود
فعلاً! بعداً میبینمت
آره، بزن به چاک
باید قبل از سیبیاس، اون مصاحبه با صدام رو اوکی کنیم
مودمه؟
پک باتریه. واسه دوربینهها
مودم؟ واکمنه
یه دونه دیگه از اینا داری؟ خیلی گرونن
اینا
کیسه تهوعه
واسه بعد؟
واسه بعد؟
نه، من از خطوط هوایی کل دنیا کیسه تهوع جمع میکنم
داشتنشون باحاله
مأموریت سختی میشه
تا بطری ودکا؟ قرار بود ۲۴ تا باشه ۲۳
مصرف شخصیه؟ آره
تو یه الکلی هستی. تو هم مامور گمرکی
هر کدوممون نقشی داریم که باید بازی کنیم
هشت ساعت تو گمرک! اینجا جاشون امنه؟
از کینشاسا هم بدتره. ولی از رومانی بهتره
آره، حداقل اینجا مردها سبیل دارن
حضرت والا، صدام حسین، خودش درخواست نقاشی نمیده
اون آدم سادهایه. ولی مردم دوستش دارن، واسه همین با عجله عکساش رو همه جا میزنن
ببخشید
شما کی هستی؟ من آقای مازین هستم
از وزارت اطلاعرسانی. اومدم که بهتون کمک کنم
تا اینجا که کارتون حرف نداشته. ممنون
کجا بریم؟ هتل الرشید
فکر میکردم میریم شرایتون. اونجا آشغالدونیه
خب که چی؟ من از آشغالدونی خوشم میآد
ایندو نگاه کن
انگار مستقیم از توی "علیبابا" در اومده
فکر کنم آخرش از این فرشها بخرم. فکر کنم دارم عفونت مثانه میگیرم
هر وقت دلشون بخواد میتونن ما رو از اینجا بندازن بیرون
باید زرنگ باشیم
زرنگی رو بلدیم. خوبه
بقیه دارن از اون طرف میرن
شبیه بچههای ایبیسی هستن
چه ماشینهای توپی
حتماً از اون کلهگندههای جلوی دوربینان
باید برم دستشویی. فقط فکر میکنی که باید بری
اینگرید، یه تلفن پیدا کن. باشه
شاید آقای مازین بتونن تو این زمینه کمکتون کنن. البته
یه زنگ هم بزن سفارت آمریکا، خبر بده که ما اینجاییم
نه. هیچ اتاقی خالی نیست
غیرممکنه. من رزرو کرده بودم. من چیزی نمیبینم
پنج تا اتاق و یه سوئیت. زیر نام "سیانان، تلویزیون آمریکا" رو چک کن
میدونی این کیه؟ این سیانانه
ساعته. خبره یا آهنگِ انتظار؟ ۲۴
اینکی، چطوری؟
داری چیکار میکنی؟ دیدم آدمات دارن میرن
دارن بیرونمون میکنن
وضع ما از انبیسی بهتره، اونا هنوز پاشون رو هم نذاشتن تو
بازی روانی عراقی؟ زیر اسم "وینر" رو چک کن
شنیدی؟ واو، ی، ن، ر
حداقل اجازه داریم بریم بیرون
چقدر بهت آزادی عمل میدن واسه گزارش؟
حتی نمیتونی بدون اجازه از یه آدم که داره ناهار میخوره فیلم بگیری
جدی میگم. دیروز
شوخی نمیکنم، داشتیم از یه بنده خدایی که داشت ساندویچ میخورد فیلم میگرفتیم
زدن زیر همه چی. آخه بابا بیخیال! میدونم غذا بده، ولی نه دیگه در این حد
مرکز پخش محلی چطوریه؟ افتضاح
فکرش رو میکردم. ما در چه حالیم؟
همه لیستها رو چک کردم. رزروی برای شما ندارم
کمک میخوای واسه آدم کردنش؟
برخلاف تو، من نفوذ دارم
خودم از پسش برمیآم. اون فرش رو از کجا آوردی؟
نگران نباش، به تو هم فرش میرسه. خیلی خب، فعلاً
بیا. ببین چیکار میتونی بکنی. تمام تلاشم رو میکنم
ممنون جناب
بهش گفتم ببرتش تو اتاقت. ردیفه؟ پس نگران نباش
با جو ویلسون تو سفارت حرف زدم، همه چی ردیفه
عالیه! خسته نباشی. یه لحظه ببخشید. معذرت میخوام، اسم شما چیه؟
فاطمه. با مترجم جدیدمون آشنا شو، فاطمه
فاطمه، اینگرید. اینگرید، فاطمه
ولی من مترجم نیستم. من یه دانشجوی مصریام
جدی؟ دوست داری مترجم بشی؟ روزی ۱۰۰ دلار
دلار؟ آره ۱۰۰
خیلی خب. به همین راحتی، تو الان یه مترجمی
شماره اتاقت چنده؟
همه چی رو به راهه؟ رو به راه؟ مطمئن نیستم
رزروتون رو پیدا کردم. عالی شد
ردیفه. حالا چطوری حساب میکنین؟
امریکن اکسپرس
شوخی کردم. نقد چطوره؟
نقد قبول میکنیم. فکرش رو میکردم
"پول نقد حرف اول رو میزنه." دونالد ترامپ
گفتی دونالد ترامپ؟ آره، کتابش رو خوندم. فوقالعادهست
اتاقتون رو به مسجد و استخره
واقعاً؟
این دیگه تمام ابعاد تلاشهای بشری رو پوشش میده
بفرمایید
عمراً
ایندو نگاه کن
"خانمها و آقایان
رولینگ استونز!"
عالیه. صبر کن
اینجا خبری از حریم خصوصی نیست مارکیِ پسر. قبل از حرف زدن به این فکر کن
مگه شک داری؟
یه چیزی تو سقف دستشویی هست که چراغ قرمزش چشمک میزنه
انگار واسه حموم رفتن هم باید لباس بپوشم
سرویس اتاق. میشه یه پپسی بفرستین بالا؟
من پپسی میخورم. من کوکا میخوام
تو بغداد کوکا پیدا نمیشه
کارخونهش تو "دیکسیه"
No comments yet. Be the first to leave one.