KD – The Devil

KD – The Devil (ಕೆಡಿ - ದಿ ಡೆವಿಲ್)

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Información de lanzamiento

KD The Devil 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Comentario por Samurai_EP

Etiquetas

webdl
machine_translated
Publicado el: 2026-07-19
Descargas: 10
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‫درود بر لرد ونکاتشا‬

‫درود بر لرد تیرومالشا‬

‫به شما درود می‌فرستم و تعظیم می‌کنم‬

‫- من بهت پول دادم؟ - حتماً.‬

‫- دهنت رو باز کن - آپا (پدر)!‬

‫- نه اون - کدومشه؟‬

‫- این یکی. - اوه. درسته؟‬

‫- قیمتش چنده؟ - ده روپیه‬

‫کارمون تموم شد، درسته؟‬

‫- بریم؟ - بله قربان.‬

‫- حالت خوبه؟ - آره.‬

‫خوب پس.‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫به جز خانواده آقای سورپا ، بقیه رو از اینجا دور کنید.‬

‫برو بیرون. به راهت ادامه بده.‬

‫ ‬

‫چی شده؟ - صبر کن. بذار من حلش کنم.‬

‫آمارنات، این دیگه چه کوفتیِ؟‬

‫من تسلیم تو هستم، پروردگار. ‬

‫جفت های دسته شما Chalapthi، Ravindra، Ramesha و Bheemanna همگی به قتل رسیده اند.‬

‫خیلی جدی است.‬

‫وزیر اعظم دستور داده است که پوشش امنیتی برای شما فراهم شود.‬

‫خانواده‌ات جایی نمی‌روند.‬

‫همه رو بفرست بیرون!‬

‫همین الان! بیرون!‬

‫حرکتش بده، میگم!‬

‫سورپا، چه اتفاقی داره میفته؟‬

‫سورپا؟‬

‫یعنی میشه...؟‬

‫او قبلاً وارد شهر شده است؟‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫آیا این دلیل وقوع این اتفاق نیست؟‬

‫آیا به همین دلیل نیست که ما در ترس زندگی می‌کنیم؟‬

‫ ‬

‫به خاطر این موضوع چند سر دیگر باید بچرخد؟‬

‫چی؟! سر؟!‬

‫اونا داشتن پیمان زناشویی می‌بستن، اونوقت تو داری آرزوی مرگ می‌کنی؟!‬

‫انگار داره شلوارشو کثیف می‌کنه.‬

‫چرا باید درگیر شویم؟‬

‫یک قمه، که به زحمت چند گرم وزن دارد،‬

‫بله!‬

‫برادر من، این را به عنوان آشغال جار نزن و مسخره نکن.‬

‫وقتی تمام بخش از شرم سرشان را پایین انداخته بودند‬

‫این همان قمه تاریخی است که به ما کمک کرد تا سرمان را بالا بگیریم و قد راست کنیم.‬

‫ ‬

‫خب، این هم از تاریخ!‬

‫انگار که این در دستان شجاع کیتور رانی چناما بود‬

‫یا به غلاف سنگولی رایانا آویزان است؟‬

‫- گور بابای سابقه‌اش - آآآآه!‬

‫تاریخ فقط داستان‌های گذشته نیست ، احمق!‬

‫روایت‌های شاهدان عینی نیز به عنوان تاریخ پابرجا هستند.‬

‫ ‬

‫جاری شدن جوی‌های خون در تک تک دره‌ها نیز، تاریخ را رقم می‌زند.‬

‫ ‬

‫گرمای خونی که با این قمه ریخت‬

‫موفق شده بود تمام دنیای تبهکاران بنگلور را که از وحشت عرق می‌ریختند، تسخیر کند.‬

‫در قلب مردی که هرگز برای دیگران آرزوی بدی نکرد،‬

‫فریاد نبرد برخاست.‬

‫روزی روزگاری مردی بود که به دنیای مردگان درس می‌داد.‬

‫هنر خودش را به کار گرفت و سلطه خود را به آنها نشان داد.‬

‫این داستان مردی است که سبیلش را تاب می‌داد،‬

‫ایستاده بر فراز کوهی از اجساد که خود آفریده بود!‬

‫بیشتر داستان‌ها با دفن شدن در خاک پایان می‌یابند.‬

‫ ‬

‫اما داستان کالیداسا از آن زاده شد.‬

‫ ‬

‫آنچه در ابتدا به عنوان نوعی ورزش برای آماده‌سازی بدن برای مبارزه آغاز شد‬

‫به مسابقات کشتی خشن تبدیل شد .‬

‫ ‬

‫هنری که زمانی برای حفظ آبروی ایالت در نظر گرفته شده بود‬

‫به ابزاری برای غرور و جاه طلبی خودخواهانه اش تبدیل شده بود.‬

‫همان خانه‌ای که زمانی جنگجویان را برای جنگ پرورش می‌داد،‬

‫به محلی برای پرورش گانگسترهای زیرزمینی تبدیل شده است.‬

‫و او تصمیم گرفت نام خود را در آن میراث تاریک حک کند.‬

‫ ‬

‫مافیای نفت، اخاذی، تهدید، شرط‌بندی روی مسابقات اتومبیل‌رانی.‬

‫هر چیزی باشد.‬

‫اگر اسمی غیر از او سر زبان‌ها می‌افتاد‬

‫او مطمئن می‌شد که نفسشان بند بیاید.‬

‫ ‬

‫نام او بود‬

‫دیو.‬

‫ ‬

‫اگر او کمرش را محکم‌تر می‌گرفت و برای دوئل فراخوان می‌داد‬

‫هیچ کشتی‌گیری زنده‌ای نبود که در نهایت خاک را نبوسیده باشد.‬

‫ ‬

‫آفرین! (BRAVO!)‬

‫لحظه‌ای که چنگش به حریف تنگ‌تر شد،‬

‫هر کشتی‌گیری که آنجا بود سر تعظیم فرود آورد،‬

‫زانو زدند و نامی شایسته‌ی اسطوره به او دادند.‬

‫داک دیو.‬

‫ ‬

‫در این تورنمنت که یک دهه طول می‌کشد، مدعیان امسال شامل موارد زیر هستند:‬

‫بچه های خشن از Mavalli، Srirampura، Kalasipalya، و Gopalpura‬

‫همه آماده‌اند تا بهترین بازی خود را ارائه دهند.‬

‫ای بابا، چه بلایی سرشون اومده؟‬

‫ ‬

‫اگر می‌خواهیم حمله کنیم، بهتر است با قمه‌های آغشته به سیانید این کار را انجام دهیم.‬

‫بخیه‌ها باید او را از درون بپوسانند، تا زمانی که مرگ او را فرا بگیرد.‬

‫منبع تایید شده است.‬

‫او باید آنقدر کامل خرد شود که‬

‫تیم کالبدشکافی نباید هیچ کاری برای انجام دادن داشته باشد.‬

‫ ‬

‫برام مهم نیست کی، چرا، یا کجا‬

‫اما آنها نباید حتی یک ذره از گوشت او را برای برگزاری مراسم تشییع جنازه‌اش پیدا کنند.‬

‫- اینو بهم بگو، قربان. - بله؟‬

‫مطمئناً، برنامه‌ریزی و دستگیری یک مجرم فراری مهم است.‬

‫اما این احمق درست روبروی ما ایستاده!‬

‫آیا واقعاً لازم است برای بدست آوردن او تا این حد پیش برویم؟‬

‫این یه آبروریزی بزرگ برای بخش ماست!‬

‫چه مدت از انتقال شما از هوبلی به بنگلور گذشته است ؟‬

‫روز قبل. من قبلاً به ارشدم گزارش داده‌ام.‬

‫تعجبی نداره که داری چرت و پرت میگی.‬

‫چه مزخرفاتی در موردش هست؟‬

‫اون چیزی جز یه اراذل و اوباش سطح پایین نیست!‬

‫آیا چنین برنامه ریزی پیچیده ای برای به دام انداختن او لازم است؟‬

‫آن مردِ غرغرو را بگیرید، سرش را بتراشید و او را سوار بر الاغ در شهر بگردانید.‬

‫- آره. جدی میگم. - البته. قبلاً انجام شده.‬

‫تنها به این دلیل که اس. آی. کانتایا از دِوا شکایت کرده است‬

‫سرش را تراشیدند و تاجی از دمپایی بر سرش گذاشتند.‬

‫ ‬

‫کل دپارتمان تحقیر شد.‬

‫قبل از اینکه تحقیر فروکش کند، اداره به بن‌بست رسیده بود.‬

‫ ‬

‫بعد از حادثه، ما دیو را دستگیر کردیم.‬

‫در عرض ده دقیقه، دِوا موشک FIR را از هم جدا کرد و آن را به صورت نویسنده پرتاب کرد.‬

‫هیچ‌کس از محل اختفای او و فعالیت‌هایش خبر نداشت .‬

‫اما اگر او تصمیم گرفت که به تنهایی برگردد‬

‫آیا کسی نبود که به این بی‌عدالتی اعتراض کند؟‬

‫- فقط یک نفر تا حالا جلوی اون ایستاده - کی بود، آقا؟‬

‫رهبر حزب مخالف.‬

‫اما دِوا راه را به او نشان داد.‬

‫راهِ گریز از زندگی به سوی مرگ.‬

‫آتشش بزن!‬

‫ ‬

‫ ‬

‫مدیر ارشد ما مرد بزرگی است.‬

‫اگر آن مرد او را ساکت کرده بود، آیا از این کار دوری نمی‌کرد؟‬

‫چه کسی آهنگر تیغه را به خاطر اشتباه یک قمه سرزنش می‌کند؟‬

‫مردی که قمه را تیز کرد، همان وزیر اعظم بود.‬

‫من از تو خواستم که در دل مخالفان ترس ایجاد کنی ، و تو آنها را به آتش کشیدی، دیو؟‬

‫خدای من! نگهبان تبدیل به جلاد شده است!‬

‫آن هم با هیولای مظهر آشوب به عنوان سپر.‬

‫اگر او را به حال خود رها کنیم، همه چیز را نابود خواهد کرد.‬

‫مردانی مثل او نباید فقط زندانی شوند.‬

‫باید به درهایشان یورش برد و آنها را سیاه و کبود کرد.‬

‫آقا! ‬

‫ ‬

‫آقای سورپا.‬

‫او یک حقه‌باز است که دیده می‌شود اما هرگز دستگیر نمی‌شود.‬

‫از کجا انقدر مطمئنی که اون تو تله تو میفته؟‬

‫ ‬

‫اگر کاوی حضورش را قطعی کرده باشد، قطعاً می‌آید.‬

‫ ‬

‫ای بابا، چه مرگ زیبایی بود که هیوست باهاش ​​روبرو شد، نه؟!‬

‫قربان، تقریباً غیرممکنه که بدون اینکه کاوی متوجه بشه وارد میدان بشی.‬

‫تولدت مبارک، آقا.‬

‫ ‬

‫هوشیار باشید!‬

‫هیچ چیز نباید بدون اطلاع ما وارد یا خارج شود.‬

‫- برو! - فهمیدم، رئیس!‬

‫من این را خیلی خوب می‌دانم.‬

‫می‌دانم که او می‌تواند موشی را از لانه‌اش بیرون بکشد و ببری را بدون تور به دام بیندازد.‬

‫به خاطر اعتمادی که به تو کرد، همسرت در چنین سن کمی دارد بیوه می‌شود.‬

‫چه مرد مرگ زیبایی! ‬

‫فقط وقتی که عقربه دقیقه شمار حرکت می‌کند و ساعت را نشان می‌دهد‬

‫آیا عقربه قدرتمند ساعت به صدا در خواهد آمد؟‬

‫ ‬

‫ ‬

‫دوانا! ‬

‫ ‬

‫بفرمایید جلو!‬

‫آیا اصلاً می‌توان از سد امنیت نفوذناپذیر کاوی عبور کرد و به دِوا رسید؟‬

‫ ‬

‫فراتر از آن‬

‫من یه نقشه دیگه دارم، قربان.‬

‫نبرد نفس‌گیر امروز بین بچه‌های کاتن‌پیت و سریرامپورا خواهد بود.‬

‫جنگجویى که با جوانان سریرامپورا خواهد جنگید، کسى نیست جز،‬

‫داک دیوانا!‬

‫اینو بگیر، کاوی!‬

‫رئیس داره میاد که بهت حمله کنه.‬

‫دوانا در راند اول با خاک در دست حمله می‌کند .‬

‫ ‬

‫ کبادی! کبادی! کبادی!‬

‫او در حمله پیروز خواهد شد. همه چیز قطعی شده است!‬

‫کبادی کبادی! کبادی! کبادی!‬

‫- دوانا این کار را کرد! - کبدی!‬

‫- هورا! - پسرم، این شکلیه!‬

KD – The Devil subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left