Las primeras 183 líneas.
اوه، شروع شد
خانهداری. ببخشید
اما بلدی "مزاحم نشوید" رو هجی کنی؟ "لایزول" رو چی؟
لعنتی، بهتره نبضت رو چک کنی
شاید ریق رحمت رو سر کشیده باشی
خانهداری. اوه
واو. راهش بنداز، دختر
خانهداری
آه، بیخیال، از شرش خلاص شو
چه خبره؟ کجاست... هی، هی، هی، هی، هی، هی
روز خوش، آقایان. آروم و بیسرصدا
کسی تکون نخوره. همه یکی یکی
اسلحههاتون رو خیلی آروم بذارید روی میز
چی میخوای؟
خب، امروز زنگ زدم به خط مشاورهی ماوراءالطبیعه
و اون خانمه که سوراخ دماغاش گشاد بود بهم گفت
میتونم اینجا ثروت و خوشبختی رو پیدا کنم
لعنت بهش، راست میگفت. واقعاً همینطوره
شرکت بیمه چقدر بهم میده؟
هزار دلار. ۱۰ هزار تا؟ ۱۰
روی این میز بیشتر از یک میلیون دلار خرت و پرت هست
که اینطور. جک یه زنازادهی دروغگوئه
اوم-هوم. خیلی خب، تو برو ماشین رو بیار
حالت خوبه؟ ردیفم
چون، میدونی، داشتم کاراته تمرین میکردم و میرفتم باشگاه تیراندازی
و این حرفا. میتونم کمکت کنم، میدونی؟
همین الان اون باسنِ کاراتهکارِ تیراندازت رو بنداز تو ماشین
تو، اونجا
من "چون یانگ فت" هستم. میدونی یعنی چی؟ آره
یعنی با یه لقمه اِگرول و سوپ میسو میای
شما پسرا نمیخواید با من در بیفتید
تازه از اداره پست اخراج شدم
ممکنه فیوز بپرونم و همهی کسایی که توی این اتاقن رو بکشم
تو، اون رو جواب بده
آره. بذار با اون مرد سیاه گنده که اسلحه داره حرف بزنم
یه روز، دوباره همدیگه رو میبینیم
دفعه بعد، با خودت قرص نعنا بیار
برای توئه. بگو "آااا"
آااا
جوری رفتار نکن که انگار بار اولته
شیم. آره
یو، شیم، مهمون داری، اونم کلی
دارن از پلهها و آسانسور میان بالا
تو جناح شرقی و غربی. ولی گوش کن
یه ماشین برات کنار ساختمون آماده نگه میدارم، ردیفه؟
دمت گرم
ولی ببین، اگه نیروی کمکی خواستی
من کلت ۲۲ و شوکرم رو دارم
میدونی، میتونیم همه چیز رو به فاک بدیم. الو؟ شیم
تو. آروم و یواش. اونا رو پرت کن سمت من
حالا، اگه خم بشم اونا رو بردارم
سعی میکنی منو بکشی؟
بیخیال. راستشو بگو
معلومه که آره. میکُشمت عوضی
احمقِ فلانفلانشده
به آرنولد سلام برسون
لعنتی
شما پسرا نمیخواید کار رو راحت کنید، نه؟
رفت
نگران نباش. آدمام پیداش میکنن و دخلشو میارن
خودم شخصاً خایههاشو میبُرم
لعنت. تو، برو طبقه بالا. تو، طبقه پایین
توی راه پله
آآآآ
خیلی خب، همین الان بریم
نذار این لیموزین رو بدزدم، لعنتی
ردیفه؟ بهتون که گفتم، اون میاد اینجا
همگی آروم باشید. شل کنید
نذارید قاطی کنم. منظرهی قشنگی نمیشه
اونجا. سریع
برای ناهار به ما ملحق میشید، قربان؟
نه، فکر کنم مال خودم رو بیرونبر میگیرم
خودشه
آآآآ
پلیسه؟ خیلی خب، دیگه بسه
همین الان راه میافتیم. زود باشید. ببین، ببین
چارهای جز صبر کردن نداری. ردیفه؟
بهت که گفتم، همین الان میاد پایین
سلام، پیچز
دیدی؟ بهت گفتم الکی داری حرص میخوری
اون رو بده به من
راننده، برو
بگذریم... بذار بقيهی داستان رو بگم
از خونه میاد بیرون، میره توی خیابون
حتی نگاه هم نمیکنه کجا داره میره
و بعد بوم! یه کامیون گنده زد بهش
چی؟
یه هفته توی کما بود
حالا، باورت نمیشه چی شد. چی؟
دختر، دختر، بگو دیگه. چی؟
مُرد. اوه! اوه
اوه، پیچز
پیچز، منو تو خماری نذار
گوشی رو بردار! پیچز! پیچز
چی؟ نه، هستم. هستم
منظورم اینه که این
اصلاً باورم نمیشه این اتفاق براش افتاده
میفهمی چی میگم؟ چون خیلی آدمِ گلی بود
اوم-هوم
یعنی، اینو نگاه کن. خیلی غمانگیزه
واقعاً متاسفم
میدونم این داره از تو نابودت میکنه
این از وقتی که جیمز توی "روزگار خوش" مُرد هم بدتره
اون قسمت رو یادمه
چاد، باید باهات حرف بزنم
اوه، این سلیطهی پیر چی میخواد؟
مهمه، چاد
چی؟
من حاملهام... و بچهی توئه
اوه، نه، اون یه کثافته! چی؟
اوه، دیگه تمومه! دیگه تمومه
توئه حقه بازِ سیریناپذیر
امیدوارم پروستاتت بزنه بیرون
دختر، هر دو تا گوشم رو سوزوندم
وقتی داشتم از اون کرم مو استفاده میکردم
اوه، دختر، باید برم. باید برم
چی؟ هر دو تا گوشم جزغاله شده
ببین، باید دست از این برداری که هر روز با من حرف بزنی
برو برای خودت و "میکی مون" یه کار پیدا کن
تا بتونید دست از اون چکهای خیریه بردارید. ردیفه؟
من چک خیریه نمیگیرم، باشه؟
فقط بعداً بهم زنگ بزن. باشه؟
این کمک هزینهی "فیما"ست که میگیرم. آره، هر چی تو بگی
چرت میگه. فقط تنبله
هی
صبح بخیر، شیم. چه حالی داری؟
هی، پیچز
قبض تلفنم رو که بالا نیاوردی، آوردی؟
نه
هی دختر، اون صدای لعنتی رو کم کن، میشه؟
نمیتونم این کار رو بکنم
ایستگاه رادیویی یه مسابقه ۱۰ هزار دلاری داره
و شاید امروز روز شانس من باشه
اوم-هوم
شیم، حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که ریشت رو بزنی
چی میگی؟ من که تمیزم
خب، باید یه تابلو به خودت آویزون کنی که اینو بگه
و چرا دیگه به خودت نمیرسی؟
واسه کی تیپ بزنم... واسه تو؟
شاید اگه بیشتر به خودت میرسیدی
یکی غیر از من پیدا میشد که اخلاق گندت رو تحمل کنه
بهتره حواست باشه. میدونی که من از اون کارای عجیب غریب خوشم میاد
تا حالا اون ضربالمثل رو نشنیدی که میگه "تیپ بزن تا موفق بشی"؟
آره، خب، بذار ببینیم
دارن آماده میشن که تلفنم رو قطع کنن
کارتهای اعتباریم رو باطل کردن. دارن ماشینم رو هم میخوابونن
میتونم بگم تیپم دقیقاً به موفقیتم میخوره
خب، میدونی چیه؟ باید بری بانک
چون میخوان اینجا رو هم مصادره کنن
این یعنی میشی بیخونه، بیدفتر و بیپیچز
پس داری بهم میگی که با من توی یه کارتنِ خالی
کار نمیکنی؟ دقیقاً
آقای گلد اینو برات گذاشت
دیدی؟ چرا رو نمیکردی دختر؟ این همون چیزیه که منتظرش بودم
بذار ببینیم. این دیگه چه کوفتیه؟
"هزینهی تعمیر لیموزین و پنجره تحت پوشش نبود
و از دستمزد شما کسر شده است."
ای لعنت بهش
یو، پیچز
اون پولی که بهت بدهکارم رو
بیخیالش شو
نگرانش نباش، شیم
یه کم پول پسانداز کردم، پس حالم خوبه
خب، میدونی که وقتی دوباره رو به راه شدم
حتماً جبران میکنم، مگه نه؟
خواهش میکنم
پایین مهمون داری
هی، سانی! چه خبر مرد؟
هی، شیم
آره، یه ثانیه بهم وقت بده. الان میام اونجا
یو، چه خبر سانی؟
هی، شیم. چطوری؟
تیپت رو نگاه، شبیه تازه به دوران رسیدهها شدی
ببینتت
خب، اون دیوانسالارهای واشینگتن باهات چطور رفتار میکنن؟
خب، آره، میدونی، دلم واسه کفِ خیابون تنگ شده
ولی خب، اینم یه فیش حقوقیه
پیچز رو که یادت هست، نه؟
هی، پیچز. چطوری؟
میگذرونیم. هنوز با این آدمِ علاف میپلکی؟
آره، دارم سعی میکنم برم بهشت
و تو این راه حسابی سرویسمون کرده
بیا تو مرد. راحت باش. چی برات بیارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.