Las primeras 200 líneas.
– سلام، اَن.
اسم من آدریانه
من اهل رومانی هستم.
و میخوام با تو فیلمی بسازم.
اجازه بده این دوربین را از سهپایه جدا کنم.
باشه.
خب، این خونه منه
این جایی است که الان زندگی میکنم.
بهت نشان بدهم.
این حیاط من است، باشه؟
بگذارید داخل را نشانتان بدهم.
این آشپزخانه است.
این مادرم است.
سلام کن.
– سلام.
خب، این اتاق مادرم است، باشه.
عکسهایی با من
وقتی خیلی کوچک بودم.
مادرم، خیلی جوان.
و دوباره من، من با مادرم.
این اتاق من است.
باشه.
میخواهم زیرشیروانیام را به تو نشان دهم.
فیلم من «گربه من باش» نام دارد
چون من عاشق گربهها هستم.
و من یک فیلمنامه نوشتم.
و اول از همه، به یک بازیگر زن فوقالعاده
برای ایفای نقش اصلی نیاز داشتم.
و سالها نتوانستم آن بازیگر را پیدا کنم.
و حالا، خدای من،
تو را در «شوالیه تاریکی برمیخیزد» دیدم
و دیدم آن نقش زن گربهای را در آن لباس بازی کردی.
وای خدای من، در آن لباس گربه زیبا، دوستداشتنی.
و در آن لحظه فکر کردم وای خدای من،
همین است.
اَن، تو بازیگر من هستی.
باید با تو کار کنم تا این فیلم را بسازم.
و من نمیتوانم به آنجا بروم.
من نمیتوانم به هالیوود بروم.
نمیتوانم، اصلاً نمیتوانم.
اینجا جایی است که میتوانم خلق کنم.
اینجا جایی است که میتوانم کارهای بزرگی انجام دهم.
اینجا در زیرشیروانیام، در خانهام.
این فیلمی است که الان در حال ساخت آن هستم
تا تو را متقاعد کنم که بیایی اینجا
و آن فیلم را با من بسازی
و آن نقش را بازی کنی.
حتی سه بازیگر زن رومانیایی را متقاعد کردم
تا در این فیلم بازی کنند تا به تو نشان دهم
که چطور قرار است در «گربه من باش» با تو کار کنم،
تو فیلمی که میخوام باهات بسازم.
و اونها نمیدونن، اونها نمیدونن.
بهشون دروغ گفتم، باشه؟
اوه خدای من.
باید برم.
باید همین حالا از حیاط خونهم برم بیرون.
اما راه دیگهای نیست.
زیاد نیست، فقط پانصد متر تا اون مهمانسرا
که برای فیلمبرداری این فیلم اجاره کردم.
بازیگرها نمیدونن که این فقط
وسیلهای برای ساختنه،
این فقط یه فیلم شخصیه، فقط برای توئه.
اونا فکر میکنن من دارم یه فیلم واقعی
برای سینما میسازم، میدونی.
این راز ما میمونه، باشه؟
من که حضوری تست بازیگری نذاشتم.
فقط آنلاین تست گرفتم.
اونا برام عکس و فیلم فرستادن با خودشون.
خب اینم اتاق منه که تو این مهمانسرا اجاره کردم.
و کلی چیزهای عالی یاد گرفتم،
چطور با بازیگرها کار کنم، میدونی.
اون چیزها رو بهت نشون میدم
وقتی با این بازیگرها کار کنم.
با اون بازیگرهایی که قراره
ظرف چند روز بیان.
میبینی، میبینی
و من روانشناسی تو رو بلدم، من تو رو میشناسم
چون خیلی دیدم.
هزاران کلیپ با تو دیدم.
تمام فیلمهای تو رو دیدم.
و روانشناسی تو رو میدونم و این نقش رو برای تو خلق کردم.
مخصوصاً برای تو اونو طراحی کردم.
و فیلمنامه فوقالعادهای داشت
و میبینی، چند تا صحنه رو میبینی
وقتی که با این بازیگرها کار کنم.
میبینی که این یه فرصت عالیه
که یه اسکار دیگه ببری.
و من برنامهریزی کردم، قبلاً هم گفتم
برنامهام اینه که تمام پول رو جمع کنم
و یه فیلم عالی بسازم و باهات خوب رفتار کنم،
تو خونه خودم خیلی خوب ازت پذیرایی کنم.
شخصاً، خودم شخصاً مراقبت میشم ازت.
و میسازم، باید برم کمپین کنم
تا پول جمع کنم برای فرستادن فیلم
به هزاران جشنواره فیلم در سراسر دنیا.
و ما خواهیم بود، اوه خدای من.
تو الان هم معروفی.
اما من تو رو، اوه خدای من،
من تو رو یه رکن اصلی میسازم،
یه چیزی که... من تو رو میسازم
چیزی بسیار قوی در تاریخ سینما
که همه مردم دنیا تو رو بپرستند.
بهت قول میدم.
باشه.
خدای من.
باشه، و...
حس میکنم که ما،
حس میکنم که ما چقدر بهم نزدیکیم.
سلام آن.
الان من جلوی اون،
اون مهمانسرا هستم
که الان دارم اونجا میمونم.
و منتظر اولین بازیگری هستم که بیاد.
من انگلیسی حرف میزنم، آدریان.
سلام، سلام.
این سونیا هست، باشه؟
- از دیدنت خوشبختم.
- سلام آدریان، از دیدنت خوشبختم.
سلام.
دارم ازت فیلم میگیرم.
و ما قراره کل پروسه خوشامدگویی بهت رو فیلمبرداری کنیم
و همچنین انگلیسی صحبت خواهیم کرد.
خب، بگذار وسایلت رو، همه چمدونهات رو برداریم.
باشه، بگذار کمکت کنم، باشه.
ما الان میریم چمدونهای اون رو برمیداریم.
ما الان میخوایم صحنهای رو فیلمبرداری کنیم که بازیگره،
این بازیگر داره توی یه تئاتر محلی بازی میکنه.
و اون بازیگر فوقالعادهایه، آرزوهای بزرگی داره
که اسکار ببره، باشه؟
شخصیت من اینجا توی این خونه زندگی میکنه.
اون پسریه که شیفته این بازیگره، باشه؟
و هر روز اون بازیگر رو میبینه که
از این خیابون رد میشه، باشه؟
از نمایشش به خونهش،
- میتونم چمدونم رو بگیرم چون فکر میکنم،
- باشه، لطفاً، لطفاً چمدونت رو بردار.
و حالا قراره یکی از اون لحظات رو فیلمبرداری کنیم
چون اون این کاراکتری رو داره که من بازی میکنم،
و یه دوربین فیلمبرداری، باشه؟
و اون ازش فیلم میگیره، از بازیگره، باشه؟
معشوقه آرزوهاش، باشه؟
ازش فیلم میگیره، خب حالا میخوایم فیلمبرداری کنیم.
من در نقش خواهم بود، باشه.
من این پسر خواهم بود.
و من ازت فیلم میگیرم.
ازت فیلم میگیرم، باشه، وقتی که رد میشی.
باشه، امتحان کنیم.
- میتونم موسیقی گوش کنم؟
- باشه.
من وقتی توی خیابون راه میرم این کارو میکنم.
باشه، باشه، باشه، باشه.
آن، ببخشید بابت تمام این آدمایی که پشتم حرف میزنن.
اینا آدمای مست هستن.
همه اینا آدمای مستی هستن که دارن توی این بار میخورن.
باشه.
خب، کات.
مهم نیست داری چیکار میکنی.
تو میتونی هر کاری دلت میخواد بکنی.
میتونی داد بزنی، میتونی منو بزنی، میتونی همه چیزو نگاه کنی.
چیزی که مهمه، فقط این دو تا چیزو ازت میخوام
فقط این دو تا چیز رو از تو میخوام.
یکی اینکه نمیتونم از یک متر بهت نزدیکتر بشم.
و دوم اینکه تو نباید، اجازه نداری بدوی.
تو نباید بدوی.
و تو باید این دو تا مورد رو حل کنی
همزمان.
باشه.
باشه؟
ببینیم چطور پیش میره.
وایسا، وایسا.
من از یک متر نزدیکتر شدم.
دوباره.
وایسا، من از یک متر نزدیکتر شدم، دوباره.
من بلد نیستم اینو انجام بدم.
برام مهم نیست، تو باید یه راه حل پیدا کنی.
ولی تو داری دنبال من میدی.
من اجازه دارم، اجازه دارم بدوم.
تو باید راه حلی پیدا کنی که منو
بدون دویدن، یک متر نگه داری.
ببخشید، اگه تو بدوی و من نتونم،
نه، برام مهم نیست، برام مهم نیست.
برام مهم نیست که تو نمیتونی کاری رو انجام بدی.
میخوام که بتونی یه کاری رو انجام بدی.
راه حل پیدا کن.
تو نمیخوای راه حل پیدا کنی.
الان راحتی و ازش لذت میبری.
نه، اینطور نیست.
آره، آره، آره!
الان راحتی و ازش لذت میبری.
به حرف من گوش نمیدی.
دارم گوش میدم.
نه، به حرف من گوش نمیدی.
بین ما یک متر فاصله است.
من نباید از اون یک متر رد بشم.
باشه، میفهمم ولی اگه تو بدوی و من ندوم،
چطور میتونیم؟
نمیدونم، نمیدونم.
تو راه حل پیدا کن.
تو بازیگری، تو بازیگری.
No comments yet. Be the first to leave one.