Las primeras 125 líneas.
اون چطوره؟
مـتـرجم: آرنـا زهـرابـی »» Arena Zohrabi ««
هی چی پیدا کردی؟
اینو پیدا کردم یه سنگه کمیابه
مثله یه حیوون میمونه
آره یه جوری شبیهه
به نوعی شبیهه سنگه
هی
هی
چی میشه اگه این موضوع رو نگه داریم
به اِما در مورد اون چیز فعلا چیزی نگیم؟
خوشحالم اینو میشنوم
واقعا استرس این موضوع و بچه داشت منو میکشت
آره میتونستم ببینم هی اِم زود باش بیا
همین الان باید حرکت کنیم
صبرکن،استرس بچه
تو که شکی نداری، داری؟
زود باش عزیزم مواظب باش
امشب واسه شام میای؟
عزیزم ،متاسفم نمیتونم
چطور؟
باید به تولد یکی از دوستام برم
باشه
وقته برگشت به خونست آره بزن بریم
آره
داری شوخی میکنی؟ لعنتی
شوخی نکن چرا تو همچین موردی باید شوخی کنم؟
چش شده؟ باتریش مشکل داره
با امداد تماس بگیر درسته پیشنهاد خوبیه عزیزم
الان با امداد تماس میگیرم. و اونا کسی رو در کمترین زمان میفرستن اینجا
لعنتی صبر کن من که اصلا آنتن ندارم
منم همینطور.مشکلی نیست
لطفا به من نگو همه چی مرتبه تا وقتی که بدونی واقعا همه چی مرتبه
ببین اگه کسی بیاد اینجا میتونیم ماشینو استارت بزنیم
اگه کسی بیاد اینجا؟ آخه کی میاد اینجا؟
ما دیروز کل روز اینجا بودیم هیچکی نیومد
احمقانست
باشه باشه ببین من آنتن ندارم.حتی نمیتونم اینو درکش کنم
میتونم برم بالای تپه.ممکنه اونجا آنتن بده
اِم با مری تو ماشین بمونین من الان برمیگردم
خیلی دوره مشکلی نیست،اینجا بمون
همه چی رو به راه میشه
خوبی؟
آره آره
به نظر نمیرسه خوب باشی
آره.احتملا به خاطره هورمونهاست
بابا خوشحال به نظر میرسه
یادم نمیاد قبلا اینقدر خوشحال بوده باشه
مشکلاتشو ازم پنهون میکرد
سعی میکرد پیش من خوشحال باشه ولی در اصل خوشحال نبود
الان خوشحاله
هی،تونستی کسی رو گیر بیاری؟
گری
قراره یکی رو بفرستن
چقدر زمان میبره؟
نمیدونم.ولی زیاد طول نمیکشه
دویست کیلومتر از آدلید فاصله داریم
راننده هایی رو که نزدیک اینجان میفرستن
اگه تا ساعت 3 برسن اینجا
میتونیم بلافاصله بدون وقفه برسیم خونه
حتی ساعت 4 هم همین طور هوا یکم تاریکتر میشه
الان ساعت چنده؟
عزیزم فعلا قبل از ظهره زیاد طول نمیکشه بهت قول میدم
مکان دقیقمونو بهشون گفتی؟
آره همین الان بهت گفتم
...اُپراتور گفت خب،پس چرا الان اینجا نیستن
نمیدونم باشه؟
...میتونم برگردم بالای اون تپه
نه نمیتونی اِما رو با من اینجا تنها بزاری
لعنتی
لعنتی چرا اصلا اومدیم اینجا
میدونی چرا.یه برنامه ای داشتیم
نمیدونستیم که همچین اتفاقی می افته
باید برم کجا؟
یه جای دور یه جای دور از تو و اِما
باید تا میتونم از جفتتون دور شم
چطور ممکنه؟داری درمورد چی حرف میزنی؟ چطور قراره انجامش بدی؟
فقط یه جایی باید فرار کنم
...شما فقط باید تو ماشین بمونین که اگه من
از اینجا برین فقط صبح برگردین و منو از اینجا ببرین
لعنتی!متاسفم
نباید متاسف باشی
گوش کن
تقصیر تو نیست
هیچ وقت تقصیر تو نیست
دوست دارم
منم همین طور
مری کجا رفت؟
تو ماشین منتظر باش
در این مورد نگران نباش فقط تو ماشین بمون
باید برم دست شویی
منظورت چیه؟
منظورم اینه که نیاز دارم برم دست شویی
شماره یکه یا دو؟ بابا
نگهش دار نه
اِما منم نیاز دارم که برم دست شویی
پس چرا نمیری
نمیتونم بزارم بری بیرون
بابا جدی میگی؟
چند باره دیگه باید بهت بگم
که چقدر مهمه تو ماشین بمونی؟
دلیلشو بهم نگفتی
بیرون خطرناکه.دلیلش اینه
پس چرا مری اون طور دویید و رفت؟
دیروز اون بیرون خوابیدیم
چی کار میکنی؟ تمومش کن
تمومش کن
اِما کافیه
اِما جدی میگم تمومش کن
تمومش کن
باشه باشه
باشه باشه
اولین بار که منو و مری باهم سر قرار بودیم
رفتیم یه باری که زیرزمین بود
اونجا پنجره یا چیزی شبیه به اون نبود
...که بتونیم بیرونو ببینیم
...داخل یه بار
قرار بود ناهار بخوریم
ولی یکم نوشیدنی خوردیم
مثله کاری که بزرگ سالها میکنن
...و
و از دستمون
زمان در رفت
و
نه
No comments yet. Be the first to leave one.