Las primeras 200 líneas.
▪ مترجمین: ▪
◾ مرتز ◾ ◾ More Tez ◾
◾ علیرضا اسلامی ◾ ◾ Alireza Eslami98 ◾
◾ شاخص ◾ ◾ Shakhes ◾
- دارن میان - اونا درست پشت سرمون هستن!
مراقب باش!
درست پشت سرمونن!
- مراقب باش! - میگوئل!
شاید اینطور بنظر نرسه، اما اون روز بهترین و بدترین روز زندگیمون بود
جوان میمیریم
هر روز ۵۰ هزار توریست از واشنگتن بازدید میکنن..
اما اون قسمت از شهر که من هستم..
اونا هیچوقت نمیبینن
من میتونم توی ۲۰ دقیقه با دوچرخه به کاخ سفید برسم،
ولی اینجا، خلافکارا هستن که خیابونا رو میچرخونن
و منم برای بزرگترین گروه گنگستری این اطراف کار میکنم، مارا سالواتروچا (ام.اس-۱۳)
من همیشه رویام این بود که دِرِک جتر یا کابرِرای بعدی باشم (دو بازیکن بیسبال معروف آمریکایی و ونزوئلایی)
ولی توی محله ی من، مواد مهمتر از بیسبالِ
هرجا که بری، میتونی رنگهای آبی و خالکوبی رو ببینی
تجاوز ، کنترل ، کشتن مثل آرمان و شعارشون میمونه
دار و دسته ی ما، کورونادو لوکوس(دیوانه های کورونادو)، مالیاتها و هرزه ها و مواد رو کنترل میکنه
از بلوار دانشگاه تا خط راه آهن..
هر چی که توی محله بود اونا صاحبش بودن
اوضاع اونقدر خراب بود، که هرجای واشنگتن اگه ازت حتی دزدی میشد
پلیس فدرال باید رسیدگی میکرد
واس خاطر همین بیشتر وقتا خبرچین ها حتی به خودشون زحمت نمیدادن
و گروهای گنگستری روز به روز حتی بیشتر از قبل رشد میکردن؛ چون هیچکس چیزی به پلیس نمیگفت
نه بخاطر اینکه وفادار بودن،
واس خاطر اینکه همشون مثل موش از دیپورت شدن میترسیدن
ده هزار خلافکار در بیش از ۴۰ ایالت..
و این مارایی های بدترکیب،..
با اینکه توی اِل سالوادور زندانی بودن،
ولی باندهای خلاف از نیویورک تا لس آنجلس زیر نظر اونا بود
اونا ساقی هارو داشتن..
ساقیا به جمع کننده ها جواب پس میدادن...
جمع کننده های پول به سربازا...
سربازا هم به جستر باید جواب پس میدادن
از اون کله خرای احمق بود،
اما از طرفی نفر دوم گروه بود
همه باید برای دیدن رییس با اون هماهنگ میکردن، به جز من..
واس خاطر همین ازم متنفره
و.. در بالای زنجیره ی غذایی،..
رینکون
رینکون ترسناکترین خلافکار توی واشنگتن بود
اون وقتی که ۱۹ ساله بود شد رییس باند، حرف اول رو توی گروه میزد
چون دخل همه ی دلال های مواد و دار و دسته های دیگه رو آورده بود
و همچنین هر کسی که قصد خبرچینی یا دور زدنش رو داشت.
"من...
یهودی هستم..
اینا چشمای یه یهودی نیست"
لطفا رینکون. لطفا، لطفا
"و اعضا...
..خصلت ها و گرایش ها"
وقتی رینکون شروع کنه به خلق اثر هنری خودش،
میتونی بفهمی که یه عوضی بدبختی قراره به فنا بره
"اگه به ما زخم بزنی..
خونریزی نمیکنیم؟"
لطفا
"اگه ما رو قلقلک بدی، خنده مون نمیگیره؟
اگه ما رو مسموم کنی، نمیمیریم؟"
اون بیشرف منو دور زد، مجبور شدم
"و اگر تو کار اشتباهی در حق ما انجام بدی..."
تو میدونی من هرگز به تو خیانت نمیکنم
"...ما نباید انتقام بگیریم؟"
نه ، نه. نه
خیلی از معتادا میان اینجا تا خودشون رو بسازن و جنس بخرن
مواد الکلی، متانفتامین(شیشه)، علف و ماریجوانا.. هرچی که بگی
اما از بین همه خریدارام،
دنیل فرق داشت..
هیچوقت متوجه نشدم چی اونو به این روز انداخته
چه خبرا دنیل؟
من خوندمش. خیلی خوب بود.
خیلی خب، باشه، نخوندمش، اما... خدایی وقت نداشتم که بخونم
باشه
بچه تو با این سن و سالت باید توی مدرسه باشی
نه اینکه توی باند خلاف بچرخی
آره، حالا هرچی..
آسون بگیر دنیل این چیزا آخرش تو رو از پا درمیاره
میبینمت..
هی دنیل چیزی واسم داری؟
دکترای لعنتی رفیق،
میگن بدنم از کار افتاده میگن بخاطر مواد اوضاعم خرابه
اوه داداش دمت گرم، خدا حفظت کنه
هی، لوکاس رفیق خیابونی
هی هی هی.. همین روزا پادشاه میشی آره ، درسته؟
حالا اینو ببین
- هی رفیق عالی بود - بیا
- خوشم اومد - لوکاس!
هی لوکاس واس جمع کردن پولا کمک نمیخوای؟
هیچ عوضی ای تا حالا سر به سرت گذاشته؟ امیدوارم دخل همشونو آورده باشی
نه پسر. من اوضاعم ردیفه رودریگو
دیوونه نشدم لوکاس، من خلافکارم منتظر پذیرشم توی گروهم
میخوای امتحان کنی.. یه پلیس بده بهم.. بوم..
پسر کوچولوی چاق گنگستره فهمیدی میخوای توی گروه باشی ، آره؟
- هی پسش بده - گوش بده پسر
لازم نکرده به هیچ پلیسی شلیک کنی؛ منظورم اینه که تو نمیتونی کلا هیچ گوهی جلوش بخوری، فهمیدی؟
بدش به من
میبینمتون بر و بچ
میخوای؟
اوه وای هی
- اوه لعنتی لعنتی - تو هم میخوای ؟؟
- هی تو هم میخوای؟ - هی پسر آروم آروم آروم..
- میخوای؟ - اوه چیزی نیست پسر آروم
- آروم باش مرد - برین گمشین از اینجا
- میخوای بزنمت؟ - نه پسر ، فقط داشتم شوخی میکردم
هی لوکاس ، من گنگسترم
واسه امشب آماده ای؟
ای کاش اونا اینجا بودن
همه چی خوبه؟
مامان هم به اندازه ی من به تو افتخار میکنه
لوکاس
متاسفم
زنم اون بخاطر شیمی درمانی حالش بده
مجبورم چند روزی رو مغازه رو ببندم
هفته ی بعد پولو میدم
بهش بگو بهش بگو من متاسفم
بیا برای تو و برادرت
من ایندفعه هواتو دارم کارلوس
ولی به نفعته هفته بعد پرداخت کنی
- بهتره این دفعه آخر باشه - ممنونم لوکاس
تو پسر خوبی هستی
بهش بگو
بهش بگو هفته بعد پولو میدم
سلام
بشین
- همه چی خوبه؟ - آره
برندا، قهوه بیار یه فنجون میخوای؟
اوه نه نه همینجوری خوبه، ممنونم
پسرعموت بهم گفت که قراره...
اینجا مراسم رو برگذار کنین؟
مشکلی داره؟
خب ببین، ازدواج کاتولیک ها باید توی کلیسا انجام بشه
از وقتی که یه بچه ی کوچیک بودی میشناسمت
میدونم چه سختیهایی رو پشت سر گذاشتی ما همه از یه جا اومدیم...
من بزرگ شدنت رو دیدم میدونم چقدر خواهرتو دوس داری
اون بهتره یه زندگی جدید رو توی خونه ی خدا شروع کنه
پدر، من بهت احترام میذارم
ولی هیچکس نمیتونه به من بگه برای خواهرم چیکار کنم یا نکنم
غروب میبینمت
- ولی رینکون.. - همین که گفتم
...برنامه پذیرش اینطوره ارتش میتونه حتی تا ۱۰۰ درصد بورسیه ی تحصیلی بهتون بده..
تا بتونین حتی توی دوران خدمت در کلاسهای کالج یا دانشگاه شرکت کنین
هی چخبرا
چه خبر؟
آهای لوکاس
تو اینجا چیکار میکنی؟ چرا توی مدرسه نیستی؟
کار میکنم
ازینجا برو باید ساقی ها رو ببینم
آره داری منو میبینی
جدی میگم. تو الانم داری میبینی، من ساقی جدیدم پسر، واس خودم جایگاه دارم
تو باید اون چیزایی که قایم کردی به من بدی
- چی؟ - آره
من ساقی جدیدم تازه امروز شروع به کار کردم
تو نمیفروشی برو سر درس و مشقت..
لعنت به مدرسه، احمق من میخوام برای رینکون کار کنم
- تو برای رینکون کار نمیکنی - هی گوش کن، من تصمیمم رو گرفتم
همین روزا منم مثل تو کسی میشم واس خودم
تو مثل من نیستی و تو قرار نیست مواد بفروشی بیخیال دیگه اه
- چرت نگو بابا - من باید هوای تو رو هم همه جا داشته باشم؟
دیگه نمیخوام اینجا ببینمت
- اگه ببینمت ، دهنتو سرویس میکنم - من یه سردسته میشم
هی دنیل، داداش ، رفیق یخورده پول داری؟
من دیگه چیزی کش نمیرم پسر من فقط غذا میخرم
بیشتر از خودم مراقبت میکنم یه رژیم غذایی پر از گوشت دارم
غلات و شکر و همه ی این مزخرفاتو گذاشتم کنار
چون داداش، کربوهیدرات؛ این همون چیزیه که دخلتو میاره
اونا بهش میگن رژیم غذایی اولیه اولیه مثل یه آدم غارنشین
میدونی چرا گیاهخوارا گوشت نمیخورن..
چون باعث کشته شدن حیوونا میشه..
و اونا حس بدی برای این قضیه دارن
اما میدونی دانشمندا الان چی میگن؟
اونا میگن گیاهان رفیق.. حتی گیاهانم احساس دارن..
مثلا کاهو یا گوجه میفهمن که داری میخوریشون
من اینو مستقیم از رادیو شنیدم
میگن سر اینچیزا تحقیق کردن
مثلا اگه یه کلم رو بخوری اون میفهمه که تو خوردیش،
و احساس درد میکنه
این چیزا رو باور میکنی؟ کلم... اونم احساسات داره
خب پس الان گیاهخوارا چی میخوان دیگه بخورن؟ سنگ؟
پسر ، اونا نمیفهمن..
ولی توی این جهان همیشه یه مرد زنده میمونه و یه مرد دیگه میمیره
جهان این طوریه همیشه همینطور بوده
خدا حفظت کنه
همیشه وفادار داداش. (شعار تفنگدارای دریایی آمریکا)
همیشه وفادار
درنهایت آبراهام لینکلن قانون لغو برده داری رو در چه سالی به تصویب رسوند؟
کسی میدونه؟
اگه یه بار دیگه اونجا ببینمت خودت میدونی
لعنت به مدرسه احمق من میام توی باند خلاف
بشین بهت میگم!
من پیشرفت میکنم
نه نمیکنی نه تا وقتی من زنده م!
من بهترین چیز رو برات میخوام نمیفهمی؟
من راس ساعت ۳ میام دنبالت و مستقیم میبرمت سر تمرین
نذار کلاس رو ترک کنه
خب بچه ها..
آبراهام لینکلن آزادی برده ها رو اعلام کرد
و پس از اون برده ها میتونستن آزاد باشن
این چه معنی ای برای شما داره؟
چه تاثیری روی زندگی شما گذاشته؟
No comments yet. Be the first to leave one.