We Die Young

We Die Young

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

We Die Young 2019 BluRay CentaurSub iSubtitle ir
We Die Young We Die Young 2019 BDRip x264-WiDE2019 BluRay CentaurSub iSubtitle ir
We Die Young 2019 BDRip x264-WiDE
We Die Young 2019 720p BluRay x264-BRMP
We Die Young 2019 1080p BluRay x264-BRMP
We Die Young 2019 BRRip XviD AC3-XVID
We Die Young 2019 BRRip XviD MP3-XVID
We Die Young 2019 720p BRRip XviD AC3-XVID
We Die Young 2019 720p BluRay H264 AAC-RARBG
We Die Young 2019 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Comentario por More Tez
▶⏩ارائه ای از سنتور ساب و آی سابتایتل - مترجم: مرتز،آرزو،شاخص،علیرضا اسلامی⏪◀

Etiquetas

bdrip
bdr
x264
BDR
BluRay
Publicado el: 2019-04-15
Descargas: 69
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

▪ مترجمین: ▪

◾ مرتز ◾ ◾ More Tez ◾

◾ علیرضا اسلامی ◾ ◾ Alireza Eslami98 ◾

◾ شاخص ◾ ◾ Shakhes ◾

‫- دارن میان ‫- اونا درست پشت سرمون هستن!

‫مراقب باش!

‫درست پشت سرمونن!

‫- مراقب باش! ‫- میگوئل!

‫شاید اینطور بنظر نرسه، اما اون روز ‫بهترین و بدترین روز زندگیمون بود

‫جوان میمیریم

‫هر روز ۵۰ هزار توریست از واشنگتن بازدید میکنن..

‫اما اون قسمت از شهر که من هستم..

‫اونا هیچوقت نمیبینن

‫من میتونم توی ۲۰ دقیقه با دوچرخه به کاخ سفید برسم،

‫ولی اینجا، خلافکارا هستن که خیابونا رو میچرخونن

‫و منم برای بزرگترین گروه گنگستری این اطراف کار میکنم، ‫مارا سالواتروچا (ام.اس-۱۳)

‫من همیشه رویام این بود که دِرِک جتر یا کابرِرای بعدی باشم ‫(دو بازیکن بیسبال معروف آمریکایی و ونزوئلایی)

‫ولی توی محله ی من، مواد مهمتر از بیسبالِ

‫هرجا که بری، میتونی رنگهای آبی و خالکوبی رو ببینی

‫تجاوز ، کنترل ، کشتن ‫مثل آرمان و شعارشون میمونه

‫دار و دسته ی ما، کورونادو لوکوس(دیوانه های کورونادو)، ‫مالیاتها و هرزه ها و مواد رو کنترل میکنه

‫از بلوار دانشگاه تا خط راه آهن..

‫هر چی که توی محله بود اونا صاحبش بودن

‫اوضاع اونقدر خراب بود، ‫که هرجای واشنگتن اگه ازت حتی دزدی میشد

‫پلیس فدرال باید رسیدگی میکرد

‫واس خاطر همین بیشتر وقتا ‫خبرچین ها حتی به خودشون زحمت نمیدادن

‫و گروهای گنگستری روز به روز حتی بیشتر از قبل رشد میکردن؛ ‫چون هیچکس چیزی به پلیس نمیگفت

‫نه بخاطر اینکه وفادار بودن،

‫واس خاطر اینکه همشون ‫مثل موش از دیپورت شدن میترسیدن

‫ده هزار خلافکار در بیش از ۴۰ ایالت..

‫و این مارایی های بدترکیب،..

‫با اینکه توی اِل سالوادور زندانی بودن،

‫ولی باندهای خلاف از نیویورک تا لس آنجلس ‫زیر نظر اونا بود

‫اونا ساقی هارو داشتن..

‫ساقیا به جمع کننده ها جواب پس میدادن...

‫جمع کننده های پول به سربازا...

‫سربازا هم به جستر باید جواب پس میدادن

‫از اون کله خرای احمق بود،

‫اما از طرفی نفر دوم گروه بود

‫همه باید برای دیدن رییس با اون هماهنگ میکردن، ‫به جز من..

‫واس خاطر همین ازم متنفره

‫و.. ‫در بالای زنجیره ی غذایی،..

‫رینکون

‫رینکون ترسناکترین خلافکار توی واشنگتن بود

‫اون وقتی که ۱۹ ساله بود شد رییس باند، ‫حرف اول رو توی گروه میزد

‫چون دخل همه ی دلال های مواد و ‫دار و دسته های دیگه رو آورده بود

‫و همچنین هر کسی که قصد خبرچینی ‫یا دور زدنش رو داشت.

‫"من...

‫یهودی هستم..

‫اینا چشمای یه یهودی نیست"

‫لطفا رینکون. لطفا، لطفا

‫"و اعضا...

‫..خصلت ها و گرایش ها"

‫وقتی رینکون شروع کنه به خلق اثر هنری خودش،

‫میتونی بفهمی که یه عوضی بدبختی قراره به فنا بره

‫"اگه به ما زخم بزنی..

‫خونریزی نمیکنیم؟"

‫لطفا

‫"اگه ما رو قلقلک بدی، خنده مون نمیگیره؟

‫اگه ما رو مسموم کنی، نمیمیریم؟"

‫اون بیشرف منو دور زد، ‫مجبور شدم

‫"و اگر تو کار اشتباهی در حق ما انجام بدی..."

‫تو میدونی ‫من هرگز به تو خیانت نمیکنم

‫"...ما نباید انتقام بگیریم؟"

‫نه ، نه. نه

‫خیلی از معتادا میان اینجا تا خودشون رو بسازن و جنس بخرن

‫مواد الکلی، متانفتامین(شیشه)، علف و ماریجوانا.. هرچی که بگی

‫اما از بین همه خریدارام،

‫دنیل فرق داشت..

‫هیچوقت متوجه نشدم چی اونو ‫به این روز انداخته

‫چه خبرا دنیل؟

‫من خوندمش. خیلی خوب بود.

‫خیلی خب، باشه، نخوندمش، اما... ‫خدایی وقت نداشتم که بخونم

‫باشه

‫بچه تو با این سن و سالت باید توی مدرسه باشی

‫نه اینکه توی باند خلاف بچرخی

‫آره، حالا هرچی..

‫آسون بگیر دنیل ‫این چیزا آخرش تو رو از پا درمیاره

‫میبینمت..

‫هی دنیل ‫چیزی واسم داری؟

‫دکترای لعنتی رفیق،

‫میگن بدنم از کار افتاده ‫میگن بخاطر مواد اوضاعم خرابه

‫اوه داداش دمت گرم، خدا حفظت کنه

‫هی، لوکاس ‫رفیق خیابونی

‫هی هی هی.. ‫همین روزا پادشاه میشی آره ، درسته؟

‫حالا اینو ببین

‫- هی رفیق عالی بود ‫- بیا

‫- خوشم اومد ‫- لوکاس!

‫هی لوکاس ‫واس جمع کردن پولا کمک نمیخوای؟

‫هیچ عوضی ای تا حالا سر به سرت گذاشته؟ ‫امیدوارم دخل همشونو آورده باشی

‫نه پسر. من اوضاعم ردیفه رودریگو

‫دیوونه نشدم لوکاس، من خلافکارم ‫منتظر پذیرشم توی گروهم

‫میخوای امتحان کنی.. ‫یه پلیس بده بهم.. بوم..

‫پسر کوچولوی چاق گنگستره فهمیدی ‫میخوای توی گروه باشی ، آره؟

‫- هی پسش بده ‫- گوش بده پسر

‫لازم نکرده به هیچ پلیسی شلیک کنی؛ ‫منظورم اینه که تو نمیتونی کلا هیچ گوهی جلوش بخوری، فهمیدی؟

‫بدش به من

‫میبینمتون بر و بچ

‫میخوای؟

‫اوه وای هی

‫- اوه لعنتی لعنتی ‫- تو هم میخوای ؟؟

‫- هی تو هم میخوای؟ ‫- هی پسر آروم آروم آروم..

‫- میخوای؟ ‫- اوه چیزی نیست پسر آروم

‫- آروم باش مرد ‫- برین گمشین از اینجا

‫- میخوای بزنمت؟ ‫- نه پسر ، فقط داشتم شوخی میکردم

‫هی لوکاس ، من گنگسترم

‫واسه امشب آماده ای؟

‫ای کاش اونا اینجا بودن

‫همه چی خوبه؟

‫مامان هم به اندازه ی من به تو افتخار میکنه

‫لوکاس

‫متاسفم

‫زنم ‫اون بخاطر شیمی درمانی حالش بده

‫مجبورم چند روزی رو مغازه رو ببندم

‫هفته ی بعد پولو میدم

‫بهش بگو ‫بهش بگو من متاسفم

‫بیا ‫برای تو و برادرت

‫من ایندفعه هواتو دارم کارلوس

‫ولی به نفعته هفته بعد پرداخت کنی

‫- بهتره این دفعه آخر باشه ‫- ممنونم لوکاس

‫تو پسر خوبی هستی

‫بهش بگو

‫بهش بگو هفته بعد پولو میدم

‫سلام

‫بشین

‫- همه چی خوبه؟ ‫- آره

‫برندا، قهوه بیار ‫یه فنجون میخوای؟

‫اوه نه نه ‫همینجوری خوبه، ممنونم

‫پسرعموت بهم گفت که قراره...

‫اینجا مراسم رو برگذار کنین؟

‫مشکلی داره؟

‫خب ببین، ازدواج کاتولیک ها ‫باید توی کلیسا انجام بشه

‫از وقتی که یه بچه ی کوچیک بودی میشناسمت

‫میدونم چه سختیهایی رو پشت سر گذاشتی ‫ما همه از یه جا اومدیم...

‫من بزرگ شدنت رو دیدم ‫میدونم چقدر خواهرتو دوس داری

‫اون بهتره یه زندگی جدید رو توی ‫خونه ی خدا شروع کنه

‫پدر، من بهت احترام میذارم

‫ولی هیچکس نمیتونه به من بگه ‫برای خواهرم چیکار کنم یا نکنم

‫غروب میبینمت

‫- ولی رینکون.. ‫- همین که گفتم

‫...برنامه پذیرش اینطوره ‫ارتش میتونه حتی تا ۱۰۰ درصد ‫بورسیه ی تحصیلی بهتون بده..

‫تا بتونین حتی توی دوران خدمت ‫در کلاسهای کالج یا دانشگاه شرکت کنین

‫هی چخبرا

‫چه خبر؟

‫آهای لوکاس

‫تو اینجا چیکار میکنی؟ ‫چرا توی مدرسه نیستی؟

‫کار میکنم

‫ازینجا برو ‫باید ساقی ها رو ببینم

‫آره داری منو میبینی

‫جدی میگم. تو الانم داری میبینی، ‫من ساقی جدیدم پسر، واس خودم جایگاه دارم

‫تو باید اون چیزایی که قایم کردی ‫به من بدی

‫- چی؟ ‫- آره

‫من ساقی جدیدم ‫تازه امروز شروع به کار کردم

‫تو نمیفروشی ‫برو سر درس و مشقت..

‫لعنت به مدرسه، احمق ‫من میخوام برای رینکون کار کنم

‫- تو برای رینکون کار نمیکنی ‫- هی گوش کن، من تصمیمم رو گرفتم

‫همین روزا منم مثل تو کسی میشم واس خودم

‫تو مثل من نیستی و تو قرار نیست مواد بفروشی ‫بیخیال دیگه اه

‫- چرت نگو بابا ‫- من باید هوای تو رو هم همه جا داشته باشم؟

‫دیگه نمیخوام اینجا ببینمت

‫- اگه ببینمت ، دهنتو سرویس میکنم ‫- من یه سردسته میشم

‫هی دنیل، داداش ، رفیق ‫یخورده پول داری؟

‫من دیگه چیزی کش نمیرم پسر ‫من فقط غذا میخرم

‫بیشتر از خودم مراقبت میکنم ‫یه رژیم غذایی پر از گوشت دارم

‫غلات و شکر و همه ی این مزخرفاتو گذاشتم کنار

‫چون داداش، کربوهیدرات؛ این همون چیزیه که دخلتو میاره

‫اونا بهش میگن رژیم غذایی اولیه ‫اولیه مثل یه آدم غارنشین

‫میدونی چرا گیاهخوارا گوشت نمیخورن..

‫چون باعث کشته شدن حیوونا میشه..

‫و اونا حس بدی برای این قضیه دارن

‫اما میدونی دانشمندا الان چی میگن؟

‫اونا میگن گیاهان رفیق.. حتی گیاهانم احساس دارن..

‫مثلا کاهو یا گوجه میفهمن که داری میخوریشون

‫من اینو مستقیم از رادیو شنیدم

‫میگن سر اینچیزا تحقیق کردن

‫مثلا اگه یه کلم رو بخوری ‫اون میفهمه که تو خوردیش،

‫و احساس درد میکنه

‫این چیزا رو باور میکنی؟ کلم... ‫اونم احساسات داره

‫خب پس الان گیاهخوارا چی میخوان دیگه بخورن؟ ‫سنگ؟

‫پسر ، اونا نمیفهمن..

‫ولی توی این جهان همیشه یه مرد زنده میمونه ‫و یه مرد دیگه میمیره

‫جهان این طوریه ‫همیشه همینطور بوده

‫خدا حفظت کنه

‫همیشه وفادار داداش. ‫(شعار تفنگدارای دریایی آمریکا)

‫همیشه وفادار

‫درنهایت آبراهام لینکلن قانون لغو برده داری رو ‫در چه سالی به تصویب رسوند؟

‫کسی میدونه؟

‫اگه یه بار دیگه اونجا ببینمت خودت میدونی

‫لعنت به مدرسه احمق ‫من میام توی باند خلاف

‫بشین بهت میگم!

‫من پیشرفت میکنم

‫نه نمیکنی ‫نه تا وقتی من زنده م!

‫من بهترین چیز رو برات میخوام ‫نمیفهمی؟

‫من راس ساعت ۳ میام دنبالت و مستقیم ‫میبرمت سر تمرین

‫نذار کلاس رو ترک کنه

‫خب بچه ها..

‫آبراهام لینکلن آزادی برده ها رو اعلام کرد

‫و پس از اون برده ها میتونستن آزاد باشن

‫این چه معنی ای برای شما داره؟

‫چه تاثیری روی زندگی شما گذاشته؟

More Farsi Persian subtitles for We Die Young

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left