Las primeras 200 líneas.
کاری از علی خزایی
پروفسور بارکلی، مجدد برام توضیح بده
سرباز آسمون رو رصد میکنه
به ما اخطار حملههوایی رو میدن
ما هم «ابکسیترون» رو آتیش میکنیم و مخابرات اونها رو مختل میکنیم
آلمانها عمرا بفهمن از کجا خوردن
مخابرات خودمون رو مختل نمیکنه؟
نه، فقط فرکانسی رو مختل میکنه که به سمتش فرستاده میشه
هیتلر چه کارها نخواهد کرد تا دستای کثیفش به این برسه
خدای بزرگ
یالا پروفسور بارکلی، بردار
یک، پنج، نه، هفت
- یک، پنج، نه، هفت - یک، پنج، نه، هفت؟
- داری آزمایش میکنی؟ - نه، واقعیه
واقعیه
این کار براش تعریف شدهست؟
سرباز اتکینس؟ سرباز اتکینس؟
آلفی؟ پشت خطی؟
یک، پنج، نه، هفت
- یک، پنج، نه، هفت - آلفی؟
پروفسور
نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
خب، فک نکنم آمادگیش رو داشته باشم
- خب میتونستی نون تست سفارش بدی - نه، صبحانه رو نمیگم
منظورم اتفاقیه که تو خونه خانم کانلی افتاد
التون، من 20 ساله که محقق ماوراء الطبیعهام
تابحال مثل چیزی که دیروز دیدیم به چشمم نخورده
روح اون سگه شمارهی پنج
با این کار آخرش اسمم میره تو «وایت شیت»
- «وایت شیتز» چیه؟ - نه، «وایت شیتز» یه مجلهی نئو نازی ـه
«وایت شیت» یه مجلهست راجب ماوراء الطبیعه
دو چیز کاملا متفاوت از زمین تا آسمون فرق دارن
البته مگه اینکه بخوای اون زمانی که
یه نفر روح رایشمارشال «هرمان گورینگ» رو
تو «تالس هیل» دیده بود
دنیای ماوراء الطبیعه رو به تلاطم انداخت
واسه دومین روزت آمادهای؟
از روز اول آماده نیستم
برو که بریم
- چیپس؟ - چه طعمیه؟
- کوکتل میگو - عه، نه
هر طور میلته
میشه دیگه امروزمون حکایت دیروز نباشه؟
آروم بگیر بابا قرار نیست هرجا که میریم جنزده باشه
ببخشید گفتین جنزده؟
بله
جنزده ترین هتل سهستارهی انگلیس
«پورتلند بیکن»
گفتم احتمالا حسابی علاقهمندت میکنه، گاس
باور کن چیزی جز یه جاذبه گردشگری ارزون نیست
یه نگاهی بهش میندازم
مثل همیشه ریزبین
واسه همینه که تو نصاب شماره یکم هستی گاس
شرمنده میکنی
و شما، جناب شما شمارهی... 28 من هستی!
بدک نیست
باید اینو جواب بدم
دارم یه دستیار جدید استخدام میکنم
امروز به خودت مرخصی بده دِیو تو یکسره اینجایی، نه؟
بزرن به چاک
شرکت «اسمایل» دِیو صحبت میکنه
الو؟
الو؟ بیورن، این...
بیورن ای لعنتی
عمرا اگه این آشغالدونی سه ستاره باشه
اینجا خونهی منه
عه، چه قشنگه
میدونی، نزدیکتر که میشی قشنگتر میشه
میخواستم یه چیزی رو داخلش بهت نشون بدم
- میتونم رو چمن راه برم؟ - نه
التون
التون
اینجا رو داشته باش
وایت شیت
اینجا رو بخون
هتل پورتلند بیکن یک آشغالدونی با تمِ ترسناک است
روح ندارد اما پر از ساس است
یک غول اونجا غول داره؟
نه، سیستم امتیازدهی اونا بر اساس پنج غول ـه
دیگه مثل ماجرای «کانلیز نوک» نمیشه
- این کیه؟ - التون جان
- شوخی نکن - بابا اون همکار جدیدمه
- پس باز داری میری بیرون؟ - آره، میرم سر کار
تا من بیرونم میشه نری تو اتاق مطالعهام؟
این که اتاق مطالعه نیست اینجا خیر سرش اتاق ناهارخوری ـه
گرچه من هیچوقت هم نمیام اینجا
اینو میگی اما بعضی وقتا که برمیگردم خونه
همه وسایل دستخوردهست و تکون داده شده
خب شاید کار روح ـه
بابات بنظر آدم خوبی میاد
آدم خوبی نیست افتضاحه
نه، جدی میگم
یک، پنج، نه، هفت
یک، پنج، نه، هفت
دوباره بگو ببینم اهل کجا بودی؟
- نورفولک، چطور؟ - آها، نورفولک
امیدوارم ناراحت نشی
دیشب یکم تو اینترنت راجبت تحقیق کردم
التون جان زیاد نداریم
فقط یه التون جان دیگه هست اما توی نورفولک هیچی نیست
آخه من زیاد تو شبکههای اجتماعی نیستم
تو توی هیچجا نیستی، نه؟
نه
اون زنه توی عکس کی بود؟
زنم، امیلی
بنظر آدم خوبیه دوست دارم باهاش ملاقات کنم
اون مُرد
عه، متاسفم پسر
متاسفم
چی شد؟
پیچیدهست
یک، پنج، نه، هفت
هلی؟ چی شده؟
لباسم واسه مراسم «کووکو کوزکان»
مراسم هفته بعده اما لباس هنوز آماده نشده
هلی حالا چی میخوای؟
تلمبه لوله بازکن
دوباره که توالت نگرفته، نه؟
واسه لباسم میخوام
بیخیال هلی
پاشو برو مغازه فقط چنتا ساختمون اونورتره
آها، باشه خب
یه آدم آگورافوب رو راهی یه خیابون شلوغ پلوغ کن
آره، امشبم بزن اخبار منو ببین
باشه، میگیرم
باشه
خداحافظ
اون زنته؟
عه، نه خواهرمه
- حالش خوبه؟ - آره
آدم خیلی وسواسیایه یکمم زود رنج ـه
و عصبانی
گرچه، قبلنا اینطوری نبود
چی شد؟
پیچیدهست
نظارهگر هتل پورتلند بیکن باش
وزارتخانه تحقیقات دفاعی و توسعه رفاه
در طول جنگ جهانی دوم
و هماکنون نمایشگاهی ساحلی برای آخرهفتهای ترسناک
پس مطمئنی که جنزده نیست؟
خیلی باید سادهلوح باشی که گول ظاهر اینجا رو بخوری
آهای؟
آهای؟
دنبال ارواح میگردی؟
آنتندهی وایفای
سلام خوش اومدین بنده جک هستم
مالک هتل پورتلند بیکن
تنها هتل با تم ترسناک در ساحل ژوراسیک «دورست»
نظرتون راجب شوخیِ قدیمی چشم در درون نقاشی چیه؟
- تازه درستش کردم - خیلی جالبه
- واقعا باحاله - آها، بله البته
ارادت سلام من گاس رابرتز هستم
از شرکت اسمایل
اومدیم اینجا دسترسی پهنباندتون رو درست کنیم
خوشحال میشم که مودمتون رو ببینم
آها، اوناهاش
مدل SMR430 ـه
از نظر تئوری میشه سیگنال آنتن رو...
از سرب جامد به قطر هشت اینچ عبور داد
آره، بخاطر همین ما اون رو گرفتیم
اینجا هیچوقت آنتن نمیداده
اونایی که اینجا رو ازشون خریدیم همین مشکل رو داشتن
یجورایی به موبایل روی اورده بودن
خب، ببینیم میفهمیم مشکلش چیه
به روی چشم بریم بهتون اطراف رو نشون بدم
- نیازی نیست - دنبالم بیاین
معشوقههای به هلاکت رسیدهای که ناکام از شکستن مرز بین...
دنیای زندگان و...
نرو توی اتاق مطالعهام
اینهمه آت و آشغال چیه؟
اینجا خونهی منم هست
ایول
خب، اینجا استراحتگاه امیتیویل ـه
اینجا غذا نخورین چون پشهها دست برنمیدارن
اون چیه؟
عه آره، اتاق 2 ما مهمونها رو به اونجا راه نمیدیم
خیلی خطرناکه
فک کنم بخاطرسیمکشی برق ـشه
اون تو همیشه سرده
به هرچیزی دست بزنی شوکه میشی
کل شب صداهای خرخر عجیب غریب میاد
مطمئنی اینجا جنزده نیست؟
اگه اونجوری بود خندهدار میشد، نه؟
تنها اتاق جنزدهی هتل
که ما نمیزاریم مهمونها برن اونجا
بیخیال
اتاق 237 دو تختخوابهس
اتاق «کابوس در خیابان الم»
و اینجا، اتاق «روانی» رو داریم
راجب این مکان تحقیق کرده بودم
اصلا و ابدا آنتن نیست
خیالتون تخت قربان من شر این بدقلق رو میکنم
چه عالی یک فنجان چای؟
بله لطفا
براشون چای دم کن عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.