Can You Keep a Secret?

Can You Keep a Secret?

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Can You Keep a Secret S01E05 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-playWEB
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Can You Keep a Secret? 2026 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-01-31
Descargas: 30
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

مرده؟ قیافه‌اش که این‌طور می‌گه، نه؟

دیشب توی باشگاه بولز، تو جیبم پیداش کردم

کی ممکنه از قضیه‌ی ویلیام خبر داشته باشه؟ خب، هیچ‌کس

خیلی خیلی حواسمون بوده

من عمو بزرگت، "اوتو" از باواریا هستم

ببین! پاملا اندرسونه

بدبخت شدیم. اگه اعتراف کنیم، می‌تونیم حسابی بیفتیم دنبال پم

بابت باج‌گیریش

فقط یه مشکل کوچیک هست. تو توی این عکسی

خیلی خب، پس نقشه عوض شد

فکر کردم گفتی قرار نیست به پاملا پول بدیم. نه، نمی‌دیم

داریم یه کلک سوار می‌کنیم به اسم "ترفند همبرگری"

اما بدون طعمه که نمی‌شه تله گذاشت

ای لعنت! تو دیگه کی هستی؟ قضیه چیه؟

اصلاً باورت نمی‌شه

ولی پاملا اندرسون... اون با بقیه دستش تو یه کاسه‌ست

با کی؟ با مارکوس، همون مدیرِ کفن و دفن

اوه

حتی این کار رو هم کردم

"ما داریم نگاهت می‌کنیم." ایول، دمت گرم

معلومه حسابی ترسوندیش

آره، احتمالاً داشت مثل بید می‌لرزید. مثل یه توله‌سگ شده بود

می‌گفت: "خواهش می‌کنم بازداشتم نکنید، من اگزما دارم."

"می‌ترسم، می‌ترسم!"

ای خدا، من آدم افتضاحی‌ام. نه، نه، اصلاً این‌طور نیست

حقش بود. ولی الان فقط اثر آدرنالینت پریده

واسه همینه که داری مضطرب می‌شی

ایش، من نمی‌خوام این حس رو داشته باشم. این کارِ توئه

چطوری تمومش کنم؟

من فقط ساعت‌ها و ساعت‌ها و ساعت‌ها "فوتبال منیجر" بازی می‌کنم

نمی‌خوام "فوتبال منیجر" بازی کنم

از اون بازی متنفرم. لعنتی خیلی کسل‌کننده‌ست

اگه بفهمی چی به چیه، اصلاً خسته‌کننده نیست

ولی الان این مهم نیست. فقط برام یه نفس عمیق بکش

خب، الان چه حسی داری؟

عذاب وجدان

خب، ما اون حس بد رو برمی‌داریم... خب؟

و فقط می‌فرستیمش اون ته مه‌ها

این پایین، توی یه غار کوچیک

درش رو هم می‌بندیم

اون وقت دیگه اون حس دستش بهت نمی‌رسه

تو خودت این کار رو می‌کنی؟ آره

هری، تو داری قرص ضد افسردگی می‌خوری

و بدون اینکه حالت به هم بخوره، نمی‌تونی یه ماست بخوری

آره، نمی‌گم که من تهِ سلامتِ روانم

فقط... فقط دارم سعی می‌کنم کمک کنم

خب، کمکی نکردی. باشه

کجا داری می‌ری؟

باید برم یه کم "فوتبال منیجر" بازی کنم

خب، اینم از آخرین دونه‌ی قرص پارکینسونم

پس دیگه بهتره همین الان بمیرم

منو ببر لب پرتگاه "بیچی هد" تا خودم رو بندازم پایین

ویلیام! باید یه کم پوست‌کلفت‌تر باشی

پوست‌کلفتی دیگه فایده‌ای نداره

وقتی سیستم عصبی‌ت مثل موتور ماشینی کار می‌کنه که توش پهن ریختن

بله، بله. طفلکِ من

برات قرص جور می‌کنیم، پس فقط آروم باش

داری سربه‌سرم می‌ذاری؟ چی؟ وقتی می‌خواستم اون پهپاد رو بخرم

گفتی نباید پولمون رو خرجِ خزعبلات کنیم

این خزعبلات نیست

این یه ماسک ال‌ای‌دی فوق پیشرفته‌ست که کلاژن‌سازی می‌کنه

اوه، کلاژن‌سازیه؟ خب، زودتر می‌گفتی

پس حرفم رو پس می‌گیرم. پس علمیه، آره؟

بله. این‌قدر اُمُل نباش

آره خب، شبیه... شبیه ربات‌های جنسی شدی

اوه، خیلی ممنونم

صورت "سی‌تری‌پی‌او" توی بدنِ "آرتو‌دی‌تو"

آخ

من ربات جنسیِ توأم. آره، تو ربات جنسیِ جذابِ منی

هستی دیگه. شب بخیر. ای خدا

اوه

یادت موند که فر رو خاموش کنی، نه؟

آره. هنوز اون‌قدر پیر و خرفت نشدم

اوم.

پس اون چه بوییه؟ همون‌طور که خوب می‌دونی

اون آقای پارکینسونِ محترم، حس بویایی رو ازم گرفته

مثل...

یه جورایی بوی گوشت کباب شده میاد

ای لعنت به این شانس! این بوی صورتِ خودمه

وای! وای! آخ آخ آخ

خدایا، جاش موند؟ اوم

به نظر میاد دستگاه "دبراترون ۳۰۰۰" یه جورایی قاطی کرده

وای خدا

پس فکر می‌کنید کسی سعی کرده با تقلب داروهای شما رو بگیره؟

درسته. بله. شناختینشون؟

حالت خوبه؟ آره. ببخشید. فقط به خاطر لباس فرمته

مگه چشه؟

اوم، یه بار توی سفر به کلیسای "یورک مینستر" اتفاقی بازداشت شدم

رفته بودم چون یه صحنِ گوتیکِ خیلی قشنگ داشت

ولی برای ناهارم یه کم سوپ همراهم بود

و اونا فکر کردن من عضوِ گروهِ "فقط نفت را متوقف کنید" هستم

خلاصه، منو کوبیدن روی میز عشای ربانی

و الان همه‌اش یادِ اون موقع می‌افتم

متاسفم که این رو می‌شنوم

ممکنه یه سوءتفاهم بوده باشه؟ فکر نکنم

یه یاروی دیگه هم این دور و برا پارکینسون داره

ولی اون مُرد

عه، واقعاً؟

خب، پس این همونیه که سعی کرده داروهای "کن" رو بدزده

می‌شناسیش؟ خب، قیافه‌اش که رو اعصابه

دیگه بیرون نرو. قضیه خیلی جدیه

می‌دونم. من پارکینسون دارم. نه

منظورم اینه که نمی‌تونی داروهای بقیه رو بدزدی

این اصلاً کار درستی نیست. آره. با خودت چی فکر می‌کردی؟

خب، نقشه‌ام نگرفت، نه؟ قرصام کاملاً تموم شده

و مستأصلم. می‌دونی که هر راهِ دیگه‌ای رو امتحان کردیم

این حرفت خیلی نگران‌کننده‌ست. دیگه چه کارهایی کردین؟

لرزش دستت قطع شده

اوه

قبلاً اون یکی دستم بود. اوه

این لرزش‌ها میان و می‌رن

می‌شه لطفاً صندلی‌ت رو بدی عقب؟

اوه

یه تستِ دیگه‌ست؟

نه. موقع حرف زدن خیلی "س" و "ش" می‌گی و نگرانم

که ذراتِ تفِت بپره تو دهنِ من

در ضمن، تو پارکینسون نداری

فکر کنم دارم

نداری. نه، مطمئنم که دارم

نداری

حتی یه ذره هم نه؟ نه

خانم فندون، پارکینسون مثل حاملگیه

یا داری یا نداری

می‌شه به هر حال قرص‌ها رو بهم بدین؟

مثلاً به عنوان یه جور واکسن؟

چون خیلی حس می‌کنم شبیه کسی هستم

که قراره به زودی پارکینسون بگیره

اونم از نوع سختش. خب؟

نه

باشه

حالتو می‌گیرم. چی گفتی؟

هیچی

ما یه هفته داشتیم این رو تمرین می‌کردیم

دارم می‌رم شهر. کسی چیزی لازم نداره؟

آره. قرص‌های پارکینسون بابا تموم شده. خب، من یه کم ایبوپروفن می‌گیرم

اون که اصلاً به دردم نمی‌خوره

دارم مثل "مرد حلبی" خشک می‌شم

دبی، چه بلایی سرِ...؟ اوه، نپرس

همه‌اش تقصیر این وامونده‌ست! می‌خوام پسش بدم

در واقع، انگار دیشب سرم رو کرده بودم تو ساندویچ‌ساز

دبیِ طفلک و صورتِ پخته‌اش

من پارکینسون دارم

راستی، حالا که اینجایی

خبر جدیدی از اون... چیزه نداری؟ همون قضیه‌ی دیشب

منظورت همون عملیاتِ دستگیریِ مواد مخدرِ قلابی و کاملاً غیراخلاقیه

که من راه انداختم تا ازتون محافظت کنم؟

تا اون مدیرِ فاسدِ کفن و دفن ازتون باج نگیره؟

و پاملا اندرسون، چون شما دویست و پنجاه هزار پوند گرفتین

به جای اینکه به کسی، حتی خانواده‌ی خودتون بگین

که شوهرت واقعاً نمرده، بلکه زنده و سرحاله

و توی اتاق زیرشیروانی زندگی می‌کنه؟ آره، همون

خب، نه، ولی تا وقتی شما دوتا دست از کارهای احمقانه بردارین

خیلی تعجب می‌کنم اگه دوباره چشممون به مارکوس بیفته

اوه، خب. این خوبه. فقط خواستم بگم که من حالم خوب نیست

من پارکینسون دارم

آره، می‌دونیم. آره، این رو می‌دونیم

اه، همه‌اش داره دربارش وِر می‌زنه

وای خدای من، تویی

چـ... چطوری پیدام کردی؟ تعقیبت کردم

که البته گفتنش راحت‌تر از انجام دادنش بود

چون خیلی تند و فرز می‌ری، نه؟

اوه، ببخشید. می‌شه یه کم بری اون‌ورتر؟

همین‌طوره. من قدم‌های بلندی ندارم

پسرم می‌گه مثل یه پونیِ شتلند بالا و پایین می‌پرم

ولی خب، اون حس شوخ‌طبعیِ خیلی بی‌رحمانه‌ای داره

خب، بگو ببینم. قضیه چیه؟

منظورت چیه؟ خب، چرا من؟ من فقط یه بیوه‌زنم

خب، شاید من بیوه‌ترین بیوه‌ای نباشم که تا حالا بیوه شده

ولی بازم

چطوری فهمیدی؟

ویلیام فندون

تو اون جسد رو بوسیدی

خب، هر دوتامون کارهایی کردیم که بهشون افتخار نمی‌کنیم

باید برم

کجا؟ بریستول. دارم می‌رم "اردوی آنفولانزا"

اردوی آنفولانزا چیه؟ بهت پول می‌دن تا آنفولانزا بگیری

واقعاً این‌قدر لنگِ پولی؟

ببین، من دیشب پیام رو گرفتم، خب؟

اگه می‌دونستم چقدر آدمِ با نفوذی هستی

عمراً این کار رو نمی‌کردم

چند سالته؟

سال ۳۳

در مورد اردوی آنفولانزا مطمئنی؟

اوم؟ بیا

بیا دیگه

خبری شد؟ نه

به بن‌بست خوردیم

خیلی خب. من باید برگردم سرِ کارم

ولی یه فکری براش می‌کنیم. باشه

خداحافظ، ویلیام

سلام

خداحافظ. بله

اوه

ای بابا. نگران نباش، فقط آبِ دهنه

باز جای شکرش باقیه

ویلیام

اوه، فکر نمی‌کردم شما دوتا هنوز اینجا باشین

چرا؟ مشکلی پیش اومده؟

نه دقیقاً. چیزی نیست

فقط اینکه یکی رو برای ناهار دعوت کردم

Can You Keep a Secret? subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left