Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Pretty Little Liars-HDTV FQM S01E17
Comentario por Msd FK
مسعود

Etiquetas

HDTV
hdtv
HD
Publicado el: 2011-03-04
Descargas: 52
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

...آنچه گذشت

.روز خوبی داشته باشی - ...اگه یه جا واسه موندن خواستی -

یه مبل قدیمی تو زیرزمینمون هست

مامانمم نمی فهمه

داور دومی نبوده؟ کسه دیگه ای تایم نمی گرفته؟

مساوی شد، پیج تو و امیلی مساوی شدین

تو باید خونه باشی. جایی که جات امنه

ممکنه بتونی پام و اینجا قول و زنجیر کنی

ولی عمراً دیگه اینجوری لمست نمی کنم

همین الان کارگر خونه ی خانم پاتر زنگ زد

خانم پاتر دچار حمله ی قلبی شده

پیج؟

واقعاً متاسفم امیلی

فقط خواستم بدونی

.من فکر می کنم واست پاپوش درست کردن - چی شد نظرت عوض شد؟ -

فکر می کنم یکی سعی داره همین کارو با من بکنه

پس یه قرار واقعی با اِزرا فیتز این شکلیه

بعدِ شما

من بلیط موزه رو به مامانت دادم

واسه چی همچین کاری کردی؟ - .اِی" یه چیزی ازم داشت" -

اِی" از هممون یه چیزی داشت، هانا"

خیلی خب، یعنی خواهرت بارداره! چه طوری این اتفاق افتاد؟

(شکل معمولش رو میشه تجسم کنم (که چجوری باردار شد

در واقع منظورش "چه طوری" نبود

منظورش "چرا" بود

خب، فکر می کنم ملیسا خیلی دلش می خواسته مادر بشه

ولی من شک دارم

خیلی وحشتناکه

الان کجان؟

فیلادلفیا، خرید

فکر می کنی این یعنی چی؟

نمی دونم، ولی توبی خواسته که ما داشته باشیمش

ایناهاش

...الفباء نابینایانه، پس

نمی خوای اینو ببینی، آریا؟ - نه -

از اینجا خیــــلی هم خوب می بینم

باشه

هستش "B" اولین حرف

"A" هستش "A"

فکر کنم این بهمون بگه "اِی" کیه

"D"

B-A-D.

"بد"

"همش همینه؟ "بد؟

چه معنی ای میتونه داشته باشه؟

یعنی اوسکولتون کرده

توبی به ما اعتماد نداره حق هم بهش میدم

نه، فکر نکنم بخواد اینطوری سر به سرمون بزاره

آدم تعجب میکنه، مردم چه کارهایی که نمی کنن

بچه ها، باید بفهمیم این چیه

ممکنه جوک باشه، ولی میتونه واقعی باشه

به هر حال، توبی دشمن نیستش

میدونین چیه، بچه ها؟ من باید برم

چش بود؟

من از کجا بدونم؟

زیاد به نظر نمیاد

خب، همش همینو داریم

بقیش گم شده

مامان، خانم پاتر که دیگه به اون پول احتیاجی نداره

نه نداره، ولی ما هم نمی تونیم برش داریم

نه، برش که نمی داریم

ولی، نمیدونم، شاید بتونیم به یکی که احتیاج داره بدیمش

عاشق طرز فکرتم

ولی می خوام این کابوس هرچه زودتر تموم بشه

پول و میذارم سر جاش تو صندوق سپرده

هرچی ازش مونده

شب میبینمت - باشه -

خدافظ مامان

ساعت 9 تماس بیداری زدم

چیزی می خوری؟

منظورت اینه که این یکی از اون جاهایی که تو زیرزمین صبحونه هم میدن؟

نمیدونم چند وقت قراره این کارو بکنیم

زیاد طول نمی کشه

میخوای برگردی پیش پدر مادر ناتنیت؟

نه بابا

ولی تقریباً به قدر کافی واسه رفتن به آریزونا پول جمع کردم

تو «فِلَگ اِستَف» یه دوست دارم

دلت واسم تنگ میشه؟

خب، خیلی واسم جالب بود که فهمیدم اون چیز ترسناکی که شب ها پرسه میزنه تویی

از چی مگه می ترسیدی؟

اینو یادم رفت

عزیزم، وقتی داری ظرف میشوری دستکش دستت کن

باشه

سلام

سلام

دیگه نمیتونم این کارو بکنم

دیشب بعد اینکه رفتم حالم افتضاح شد

بابت کاری که کردم و اتفاقی که افتاد متاسفم

باید فکر می کردم

حداقل باید به صحبت هات گوش میدادم

...خب، آره، خیلی افتضاح بود، ولی

تنها چیزی که می تونستم بهش فکر کنم مامانم بود

متاسفم، خیلی بد رفتار کردم

خب، حقم بود

نه

...داشتم فکر می کردم

اِی" می تونست بلیط رو خودش به مامانم بده"

ولی تو رو وادار کرد تا بیشتر صدمه بزنه

منم می خواستم بگم که تقصیر "اِیه" ولی

من بلیط رو به مامانت دادم

نمیخوام بدونم چه قابلیت هایی دارم

آره، ولی وجدانت قبول نکرد، خب؟ فرقش اینجاست

یه حراج خاموش، بعد یه کتاب با امضاء خودش گرفتم و یه قهوه با نویسنده خوردم

من واقعاً از این کار جدیدش خوشم میاد

اون کتابش در مورد معلم های نیوآرک

پس، میخوای با لئونارد اَدم قهوه بخوری

و یه کتاب امضاء شده بگیری؟ - رو منم حساب کن -

اسم کتاب نیوآرکش چی بود؟

برگ سست

خوب بود، مگه نه؟

خب، چرا با ما نمیای اِلا؟

چند نفر میتونی با خودت ببری؟

هر تعداد که بخوام

پس توهم با ما بیا اِلا

خیلی خب، میام

میدونی، شاید آریا درست بگه

توبی دلایل زیادی داره که بخواد حالِ ما رو بگیره

شاید، ولی من که باهاش صحبت کردم همچین احساسی نمی کنم

میدونی منظورم چیه؟ - آره، میدونم -

سلام

قضیه ی تو و اون حیله گر مکار چیه؟

کی؟ - کیلوب -

خیال کردم فقط همون یه بار تو مسابقه ی شنا می بینیش

همون یه بار بود - همین الان دیدم داشتی باهاش صحبت می کردی -

و یه چیز گوله شده ی خیس بهش دادی

کلاش بود - تو با کلاش چی کار داشتی؟ -

خب، مگه کلاشو داشتن چشه؟

هانا، شاید داری دنبال یکی بهتر از شان می گردی

ولی این یارو شخصیتش تاریکه

اسپنسر، اونقدرها هم تاریک نیستش

به قدر کافی تاریکه

خب، هر چی باشه حیله گر مکار نیست

آره، فقط یه خورده بهش سخت گذشته

شما دوتا دوباره با هم حرف میزنم؟

البته که حرف میزنیم

باید خیلی حواست به اون باشه

خب، فکر کنم ما یه بار این حرف ها رو در مورد توبی هم زدیم

دنبال خانم فولتون می گردم

باهاتون قرارِ ملاقات داشته؟

مربی داره ازم قایم میشه این کاریه که داره میکنه

شما یکی از والدین بچه ها هستین؟

البته که هستم، نیک مکالرز

دخترم پیج مکالرز

دخترتون تو کلاس انگلیسی جبرانی من هستش

من اِزرا فیتز هستم

مربی

چرا نمیریم به دفتر مدیر

تا ببینیم خانم فولتون کجاست؟

رفتم پیش مدیر، و فقط

از این چرندیات در مورد اینکه چی درسته زد

که رأس کارشون محروم کردن دخترمه

گرفتن موقعیت هاشه

و دادن به کسی که لیاقتش رو نداره

همه اینجا شانس برابر دارن، آقای مکالرز

واسه اینکه بدونیم چی شده داریم الکی خودمون رو ناراحت می کنیم

دختر من بهترین شناگر اون تیمه

...و نمیتونین به یکی دیگه بدینش بخاطر اینکه

شما تو سلف هستین، آقای مکالرز

با بچه هایی که میخوان ناهار بخورن

فکر نکنم اینجا جای خوبی واسه این حرف ها باشه، هست؟

سلام خانم مارین، من جیمز لیلند هستم

بفرمایید بشینید آقای لیلند

متاسفم از اینکه منشیم نتونست واستون وقت بگیره

فقط میدونم که خواستین با یه کارمند صحبت کنین

من نوه ی خواهرزاده ی خانم پاتر هستم

اخیراً فوت کردن

بله، متاسفم. ایشون واقعاً یه مشتری وفاداری بودن

میخوام درباره ی حساب هاش باهاتون صحبت کنم در مورد صندوق حساب سپردش

در واقع

تا اونجایی که ما میدونیم

خانم پاتر هیچ بستگانی در قید حیاط نداره

ایشون مسلماً آخرین نفر از پاترها بوده

ولی خواهر ایشون با پدر بزرگ من ازدواج کردن

در سیراکیوز، من اونجایی هستم

فکر کنم از لحاظ فنی این منو نوه ی خواهرزادشون میکنه

بله

خب، اداره ی خبرگذاری دارایی باید مدارک شناساییتون رو ببینه

قبل اینکه هیچ اطلاعاتی استخراج بشه

یا اینکه امکان دسترسی به صندوق حساب سپرده رو بهتون داده بشه

فکرشو می کردم

کوپیشون رو آوردم

اوه... چه خوب

لیلند و دیلی؟

بله، معمار هستیم

من اینا رو به اداره دارایی میدم

ولی امروز واسه گرفتن جواب یکم دیر شده

من این دور و ورا کار دارم

یه چند روزی اینجا هستم

شماره ی مبایلم هم اینجا نوشته

البته

به عمه تون نزدیک بودین؟

بیشتر دوران زندگیم اون یه کارت تولد بهم میداد که توش 5 دلار بود

ولی هیچ وقت تولدم یادش نمی رفت

متوجه هستم

شما چطور؟ شما چقدر عمه ی منو میشناسین؟

عمه ی پدرمو

سالی یه بار اینجا میومد

مثل بابانوئل

خیلی آدم محترمی بود

وقتی زنگ زدم گفتن

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left