Las primeras 200 líneas.
این و نگاه کن
غرفه یان خوی؟ همون فاحشه خونه معروف؟
برای گول زدن مردا فاحشه ها باید بدونن چطور لباس بپوشن
که تو آرایش حرفه ای باشن
هیچ جا بهتر از اون غرفه نیست
مزخرفه، اونجا یه جای کثیفه
هیچ کس نباید بره اونجا
حق با شماست . واسه همینه یان خیلی وقته ازش بیرون اومده
که دیگه با اون مردای حال به هم زن روبرو نشه
چه مرد حال بهم زنی؟
اونایی که تو خونه ادای شوهر نجیب و در میارن
و تو غرفه تبدیل به منحرفای کثیف میشن
بعضیاشون حتی لباس زیر زناشون رو میدزدن
و از فاحشه ها میخوان بپوشنش
چه کثیف
متاسفانه زنه اصلا خبر نداره
و لباس زیر هنوزم دست فاحشه است
چرا هنوز اینجایی؟
خیلی زیبا به نظر میای میخوام زل بزنم بهت
سرورم خیلی شیرینید
هیچ وقت نمیری جاهای مثل یان خوی
جرات نداری
ندارم. هیچ وقت
جواهرات زیر آفتاب زیبا تر به نظر میاد بیا نگاه کنیم
بریم
برو
هر چه زودتر لباس زیر رو بسوزون
سرورم
چیه؟
یکم از سبزش برات برمیدارم دوستش داری؟
آره
چی از جونم میخوای؟
جانگ خ، همه اعتراف کردن که
پیرمردا رو اذیت کردی و بی قانونی کردی
حالا که بازجویی کردی
چیکار میتونی باهام بکنی؟
تو دفتر دولتی
چطور انقدر بی احترامی میکنی؟
دستورم رو اجرا کنید
بیست بار با چوب بزنیدش
چطور جرات میکنی
ولم کن
هی
اینجا چه خبره
سرورم به موقع اومدی یان جی فانگ حروم زاده رو مجازات کن
گستاخ نیستی؟
دقیقا خیلی گستاخ نیستی؟
سرورم؟
جانگ خ تو قانون شکنی کردی
و به افراد ضعیف آسیب زدی قبلا باهات بحث کرده بودم
سرورم، دیوونه شدی؟
چی؟ چه فحشی بهم دادی؟
از خط رد شدی حقته چوب بخوری
داری همکاری میکنی؟
خو چانگ بهت هشدار میدم
همه کارای کثیفت رو میدونم وایسا تا به شاهزاده بگم
دهنت رو ببند
زود باش! بزنیدش
وایسا
کی جرات کرده
پسرم رو بزنه؟
پدر لطفا نجاتم بده
نگران نباش، پدرت اینجاست هیچ کس نمیتونه بهت آسیب بزنه
همشون رو ببندید
ول کن
اگر جراتش رو داری
ارباب جانگ
پسرتون توی چانگ آن قانون شکنی کرده
من حق بازجویی ازش رو دارم نه؟
کلی مرد آوردی اینجا. چی میخوای؟
فکر کردی چی هستی؟
خانواده من سه نسل واسه دولت کار کردن
حق نداری واسم سخنرانی کنی
ببریدش و محکم بزنیدش
! وایسید ! همتون
نشنیدید؟
همتون کَر شدید؟
چرا اونجا وایسادید؟
هیچ کس نشنید؟
حالش و جا بیارید
تو
آه
ارباب خوآی اینجا چی کار میکنی؟
اینجا خیلی تو چشمه
به عنوان یکی از مقامات دربار
نیرو آوردی که قوانین رو نقض کنی
چی پوشیدی؟
جانگ لی افراد زیر رتبه شش باید لباس سبز بپوشن
فقط افراد بالای رتبه پنج لباس قرمز می پوشن
و فقط افراد بالای سه درجه میتونن بنفش بپوشن
خیلی با درجه سه فاصله داری
ولی بازم بنفش پوشیدی
خیلی اهانت آمیزه
اصلا به فرمان اعلیحضرت احترام میذاری؟
اشتباه کردم لطفا بهم یه فرصت دیگه بده
به نظر حالیته داری چیکار میکنی
به عنوان رئیس استیضاح دربار
میتونم مقامات رو بازجویی کنم
یه گزارش مینویسم
که استیضاحت کنن
شنیدم با جانگ خ صمیمی هستید
فکر میکردم طرفش رو بگیرید
توقع نداشتم تحقیرش کنی
مرد درستی هستی
داری چوب کاری میکنی
خوبه
آفرین
ارباب خوآی
ارباب خوآی
ممنون که کمکم کردی
امشب شام رو مهمون من باشید
...من
شاهزاده سی لینگ کلی جواهر خریده
باید خوشحال باشه
دیر بری خونه عصبی نمیشه
یه درخت در جنوب ایستاده
ولی نتونستم زیرش پناه بگیرم
کنار آب یه زن سرگردونه
اما نتونستم دنبالش کنم
چطور ممکنه زنی باشه که شماهم نتونید بگیرید؟
یه یشم بی نقص کادوی خوبی برای یه زن زیباست
متلسفانه نمی تونم براش بگیرم
غیر قابل باوره
داستان طولانی ای بود
بیا، به سلامتی
سرورم رئیس فو اومده ملاقاتتون
اوه؟ زود باش بذار بیاد تو
حرف شیطون میشه
پس اونه؟
سرورم
کار لباستون تموم شد
باشه
دیگه میرم
رئیس فو
دارم با مشاور غذا میخورم
خیلی لذت بخشه
چرا بهمون ملحق نمیشی؟
درست نیست
مشاور مربی منه منم یه جورایی مربی توام
این که واسش چند تا پیک نریزی
زشته
باشه هر طور شما بخواید
" این چیزیه که بهش میگیم "از صدمات دوستی ها پدید میان
یه پیک دیگه به سلامتیت مینوشم
حتما
به سلامتی
انتظار نداشتم که
همچین زیبا رویی داشته باشی
خوش به حالت
الان مال تو میشن
واقعا؟
همش این نیست
یه عمارتم تو چانگ آن هست
تبریک برای
لونه عشق جدیدت
پس خیلی ممنون
زود ازدواج نکن
خیلی دردسر داره
اگر میخوای یه زیبا رو کنارت داشته باشی
باید از خونه مخفی کنیش
دقیقا اگر بتونی شاهزاده لیانگ باشی
که هیچ محدودیتی نداره و لذت میبره
شاهزاده لیانگم دیگه نمیتونه لذت ببره
داره با دختر لو یون جی ازدواج میکنه
لو ینگ ینگ؟
به سلامتیت
باشه
خیلی وقت شده ازت نصیحت نخواستم
حالا که اینجایی یکم بهم مشاوره بده
رئیس فو اینجاست خیلی حوصله سر بر میشه
نه دوست دارم یاد بگیرم
خب پس
در مورد چی میخوای ازم بپرسی؟
یه مرد نجیب زاده میترسه بعد مرگش اسمش رو از یاد ببرن
یعنی چی؟
از قطعات ادبی کنفوسیوسه
یعنی
چیزی که یه نجیب زاده رو بعد مرگ نگران میکنه
اینه که اسمش رو فراموش کنن و بهش احترام نذارن
کنفوسیوس به شهرت خیلی ارزش داده
سوتفاهمه
جز کنفوسیوس چو یوآن هم همین رو گفته
همینطور که به تدریج پیر میشم "
" میترسم شهرتم هم پیر بشه
فکر میکنی چو یوآن هم به شهرتش اهمیت میداده؟
نه نگران این نیست
از ترس اینه که نتونسته استعداد و داناییش رو تو زندگی به کار ببره
شهرت یه چیز سطحیه
چیزی که میخواد کمک به کشورش
و کمالاته
کمالات؟
البته
برای کمک به مردم و کشورش
و بعد نوبت شهرتش میشه
چون شهرت بستگی به شکست ها و پیروزی هاش داره
و ارزش زندگیش رو بیان میکنه
برای کشورش و رفاه مردمش سخت کار کرد
میشه اون رو معتبر دونست
ولی همه به شهرت اهمیت نمیدن
فکر میکنن زندگی خیلی کوتاهه که
No comments yet. Be the first to leave one.