Las primeras 200 líneas.
،وقتی به پنجرهی سقفی شمالی رسیدین
بازش میکنین و سر میخورین توش
مثل کاندومی که از
توی کیف خواهر بهترین دوستتون پیدا کردین
از اونجا درست میرسین به بالای میز قهوهخوری از جنس چوب سرو
خیلی خب، رسیدیم
دوربینهای رو لباستون آنلاین هستن و... وای
سیریل کلی ورزش عضلات پا کرده
ممنون، ولی تمرکز کنین - باشه، باشه، باشه -
اثاثیه و کف خونه مجهز به
،هشدارهای زماندار حساس به فشار هستن پس روی هر سطح
...فقط - سه ثانیه وقت داریم -
باورم نمیشه توی مقر "هندز" هستیم
بزرگترین مخترع تاریخ
و من نمیتونم باهاش آشنا بشم
گوش کن، پسر. همهی ما
عاشق یه نابغهی تکنولوژِی میلیاردر شدیم
نه، جهت اطلاعت تمایل من به هندز بیشتر تمایل مغزیه
مثل یه زامبی؟
به خاطر تمایل مغزیت بوده
که دوستدختر هولوگرامیت رو
در ابعاد و اندازهی باربی طراحی کردی؟
من دنبال یکی هستم که به چالشم بکشه
تنها چالشم با میتسوکو
اینه که نذارم پروژکتورش بیش از حد داغ بشه
ای خدا، این خیلی سنگینه
کاش یه لباس رزمی تقویتکنندهی نیرو
پیدا میکردیم تا کارمون راحتتر بشه
از اون تونل رد شو و به سمت گاوصندوق برو
اونوقت آرزوت به زودی محقق میشه
خبری از اومدن افراد جونو نیست؟
فعلا اثری از اون عوضیها نیست
ولی بیاین چیزی که نیاز داریم رو بدزدیم و گورمون رو گم کنیم
درست مثل مهمونیهای شام جیلت
دریافت شد شروع کردیم به پایین رفتن
سیریل، میبینیش؟
تایید میشه
...چی - چقدر طولش دادین -
اینجا چیکار میکنی؟
چرا بدون من ماموریت انجام میدین؟
اصلا از کجا فهمیدی قراره کجا باشیم؟
لانا، چون من بزرگترین جاسوس دنیام
چطوری قبل از ما رسیدی اینجا؟
.خدا لعنتت کنه، سیریل الان گفتم دیگه
من بزرگترین جاسوس دنیام
خیلی تحسینبرانگیزه که بدون داشتن اطلاعات
حسگرهای امنیتی رو از کار انداختی
تا بتونی به گاوصندوق دسترسی داشته باشی
چیا رو؟
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
استرلینگ رو ندیدی؟
نمیدونم. شاید. احتمالا... نه
احتمالا نه
قرار بود یه ساعت پیش واسه ناهار به دیدنم بیاد
و اون احمق سر کارم گذاشت
الانه که برسه - بله، خانم -
دوست دارین غذاهای دریاییتون رو
وقتی آماده شد بیاریم یا منتظر بمونیم؟
،اگه میخواستم غذام توی آشپزخونه فاسد بشه
و ناراحت باشه، اونوقت
یه کاسه از تو توی زمان استراحتت سفارش میدادم
استرلینگ رو پیدا کن و بگو اینجام
و بعدش بهش بگو سرم شلوغه
اوه
همچنین بهش بگو صدفهای باکلیبی
بعد از امروز دیگه فصلشون تموم میشه ...و طعمشون
باورنکردنیه
بدون من ماموریت انجام میدین؟
چون وقتی تو باهامون میای !این اتفاقات میافته
اگه در مورد ماموریت لامصب بهم میگفتین
هیچکدوم این اتفاقات نمیافتاد
نه، اگه تو یه عوضی لوس نبودی
هیچکدوم این اتفاقات نمیافتاد
بیاین همگی یه نفس عمیق بکشیم
اتفاقی که افتاده رو دیگه نمیشه تغییر داد
باید رو به جلو حرکت کنیم
.راست میگه فقط باید خودمون رو به اونجا برسونیم
و قبل اینکه جونو برسه و لباس رزمی رو برداریم
خیلی خب، اولا جونو چیه دیگه؟ و دوما، سیریل داره چیکار میکنه؟
دارم تمرینات مانترا انجام میدم تا روی زمان حال متمرکز باشم
و مثبتاندیش بمونم - وای خدا، سیریل -
هیچکس یه مربی زندگی نمیخواد که زندگی خودش
یه سری باختهای متوالی بزرگه
جونو یه سازمان جاسوسی رقیبه که زمانی که کما بودی
واسه رقابت با ما پیداشون شده
،حرف از جونو شد یه رادار لیزری
اطراف محوطه نصب کردم
تا وقتی رسیدن بهمون هشدار بده
منظورت اینه که اگه برسن - درسته -
و اگه بیان، از اینجا میریم بیرون
چون کریگر پوششمون میده
پس کریگر میخواد توضیح بده
چرا هنوز رو زمینم و از یقهاسکیم
به جای یه جاروی 3 هزار دلاری استفاده میکنم؟
دارم روش کار میکنم ولی
یه اسکن شبکیهی چشم لازم دارم
کس دیگهای نگران نشده
که سیریل با یه جنازه مثل یه
عروسک خیمهشببازی رفتار میکنه؟
آرچر، خواهش میکنم بیرون وایسا
منظورت رو رسوندی، باشه؟
متاسفیم که بدون تو ماموریت میریم
و بعد از تموم شدن ماموریت در مورد همه چی حرف میزنیم
...ولی من - فقط کارمون رو خراب میکنی -
فقط واسه این بیرون وایمیستم چون میخوام منظورم رو برسونم
در مورد اینکه حاضرم چه کارهایی بکنم ولی با شما دو تا وقتگذرونی نکنم
من یه مادر خیلی بخشنده بودم
ولی اون فقط سوء استفاده میکنه
رفتارش با پیشخدمتهای جدیدش بهتر از منه
تازه همهاشون رو اخراج کرده
تمام مدتی که کما بود
به معنای واقعی کنارش بودم
اونوقت نمیتونه خودش رو واسه ناهار برسونه
...آخه
تو چت شده؟
!وای خدا حتما دارم
وارد شوک آلرژیکی میشم
یکی از آمپولهایی که تو کیف آبی
داخل میزمه رو بیار و بزن تو گردنم
!وایسا. نه
!آمپولها تو کیف قرمزن
تو که به آبزیهای سختپوست آلرژی نداری
پم آلرژی داره، خنگ خدا
اوه
...حالا که حرف پم شد
چرا هیچکس از ماموریت خبری بهمون نداده؟
اونا اینطوری نیستن
آره
ولی میشه بازم یکی از اون آمپولها رو بهم بزنی
فرقی نمیکنه از کیف آّی باشه یا قرمز
انتخاب با خودته
کریگر
لباس رزمی رو نمیبینم
من فقط چیزهایی رو میبینم که ظاهرا
یه مشت آشغال به درد نخور تصادفین
مگه داری تو آینه خودت رو میبینی؟
!بسوز - بهم اعتماد کنین -
.تصادفی نیستن هر کاری که هندز میکنه
.یه معنیای داره دختر خیلی باحالیه
تو روحش. مالوریه
میدونی که باید بگی آرچر اینجاست
چه مرگته، آرچر؟ - آروم باش، لانا -
،مطمئنم شوهر میلیاردرت، رابرت
میتونه یه گوشی جدید برات بخره
یا شاید هم کارخونهی گوشی رو بخره
چرا آرچر
قرمزتر از کیر خوابیدهی سگ به نظر میاد؟
نه، نه، نه، نه، نه
!اون لباس پنهانکنندهی گرما نپوشیده
لانا، آرچر باید از اونجا بره بیرون
اون خیلی گرمه - (تو روحش. آرچر، تو خیلی گرمی(جذابی -
میدونم میخوای پنهانکاریتون رو جبران کنی
ولی اعترافت به جذابیتم
عذرخواهی حساب نمیشه
نه، نه، نه
لعنتی. قفل شده
اونوقت شماها میخواستین
بدون من ماموریت برین
خب... دنبال چی هستیم؟
عالی شد. داخل یه گاوصندوق فوقامنیتی گیر افتادیم
که ظاهرا داره از مجموعهای از
هدایای جشن بلوغ یهودیها محافظت میکنه
کریگر، از اونجایی که اینجا رو خوب میشناسی
لطفا بهمون اطلاع بده که چطوری از اینجا بریم بیرون
،روش کار میکنم ولی تا اون موقع
دست رو به چیزی نزنین
و یه اسکن بصری از اتاق برام بفرستین
معلومه که به چیزی دست نمیزنم
یه احمق تمام عیار نیستم که
نگاه کن، بعد از اینکه یکیتون اول مرد
میتونم یه جشن کوچیک بگیرم
لعنت بهت، آرچر - چیه؟ -
باحال بود
شمارش معکوس آغاز شد
شمارش معکوس برای چی؟
شاید واسه کاغذ رنگی بیشتر - کاغذ رنگی خوبه دیگه، نه؟ -
آرچر، خواهشا به چیز دیگهای دست نزن
منظورت از چیز دیگه چیه؟
میخوام دونه دونه نشونم بدین
چی توی اون قفسههاست
،تفنگ لیزری، رادیوی نارگیلی، کلاه لبهدار
...تندیس نفرینشده، یه مکعب مرموز شناور رو هوا
میبینین، همهی اینا نشوندهندهی یه چیزی
.تو زندگی هندز هستش ...یه چیزی که
توش دست داشته؟
!معلومه
!یه معماست
با یه معما داره از لباس رزمی محافظت میکنه
بالاخره. وای، بدجوری حوصلهام سر رفته بود
گشتن با میتسوکو خیلی حال نمیده
شرمنده که این قضیه واست حال نمیده
من ممکنه توی یه گاوصندوق با اکسیژن محدود بمیرم
چون با دو تا عوضی هستم
که هوا رو از هر جایی که باشن میمکن
شرمنده، ولی باید ورزش کنم
کمکم میکنه تمرکز کنم و انرژی اضطراب رو از خودم دور کنم
اگه دنبال ورزشی هستی
که فَکت رو نشون بده چطوره سعی کنی
خفهخون بگیری
ممنون، چاک بریس
No comments yet. Be the first to leave one.