Mirror: A Tale of Twin Cities

Mirror: A Tale of Twin Cities (镜·双城)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Mirror A Tale of Twin Cities E25 Viki DramaDL
Mirror A Tale of Twin Cities E26 Viki DramaDL
Mirror A Tale of Twin Cities E27 Viki DramaDL
Comentario por AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Etiquetas

other
Publicado el: 2022-02-22
Descargas: 33
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

= آینه : افسانه شهرهای دوقلو =

= 25 قسمت =

رویی بعدا پیدام کرد

اون موقع جو یان برای پیدا کردن اربابش کاهن شی یینگ رفته بود

نمی‌تونست مراقبم باشه، منم با رویی رفتم

...انتظار نداشتم

دوباره اینجا ببینمش

سومو، می‌دونی

جو یان یه ارشد از طرف مادرمه

انتظار نداشتم تو گذشته بهم مرتبط باشیم

باید ازش تشکر کنم که نجاتت داده

منم باید ازش بخاطر

دیدار ما تشکر کنم

انگار آخرش جو یان و عشق حقیقیش شی یینگ کنار هم دفن شدن

جو یان و شی یینگ؟

اون داستان متفاوتیه

واقعا بهشون حسودیم میشه که تونستن همراه همدیگه باشن

مرگ نمی‌تونه جداشون کنه

دختر ناصالحتون بای یینگ

بخاطر ناامید کردنتون خجالت میکشه

اومدم اینجا به گناهم اعتراف کنم

یه قرن تو کل یون خوانگ گشتم

اینجا تنها جایی بود که جرأت نکردم بیام

خجالت می‌کشم با پدر و اجدادمون روبرو بشم

...اگه احساس گناه نمی‌کردم

صد سال پیش از قلعه جینگ پریدم

و از تله خواب صد ساله رو‌ برانگیختم

من باعث این اتفاق غم انگیز شدم

الان که عالیجناب بیدار شدن من باید

مردم کونگ سانگ رو دوباره زیر نور خورشید ببرم

یه قرن پیش

چانگلیو حمله وحشیانه ای کرد و امپراطور چینگ چن یه خائن شد

دلایل زیادی برای حمله چانگلیو بود

فقط خودتو سرزنش نکن

الان که آسمون و دریا متحد شدن، بیا باهم تلاش کنیم

به آرزوهات میرسی

خواهر ارشد، سومو، دوباره همدیگه رو دیدیم

هنوز زنده ای، انگار اون مرد سیاهپوش بهت کمک کرده

سومو، بی‌پروایی نکن

اون فهمیده قدرتت اینجا ضعیف شده بخاطر همین اومده حمله کنه

یو خوان، شمشیر مقدس کونگ سانگ نمی‌تونه توسط فرقه های شیطانی استفاده بشه

تو مناسب شمشیر مقدس کونگ سانگ نیستی و به استاد بی‌احترامی کردی

درمورد من و استاد حرف نزن، جلوی من وایسی خودتم کشته میشی

!سومو

قدرتتو تلف نکن، آتیش و آب سازگار نیستن این قفس آتشینه

هرچی بیشتر مقاومت کنی، آتیش بیشتر می‌سوزونه

بیدار شو خواهر

لین ار، سومو‌ رو نجات بده

نمی‌تونی نجاتش بدی

من می‌خوام اون بمیره

چی میگی؟

اون مجرم اصلی این افتضاح به بار اومده ست خواهر

اون باعث نابودی و مرگ قبیله بای شد

اون دلیل اینه که کونگ سانگ نمی‌تونه زیر نور خورشید بره

اون باعث شد من روح‌ پرنده بشم همه اینا تقصیر اون نیست؟

می‌دونستی یو خوان اینجا منتظرمونه؟

بله، ولی قول داد به تو صدمه نزنه

از کی با یو خوان همکاری میکنی؟

شاید همین الانشم تو چانگلیو‌ پناه گرفتی، نه؟

بله من تو چانگلیو پناه گرفتم

بعد از تبدیل شدن به روح پرنده نتونستم از کوهستان جیویی برم

و نمی‌تونستم زندگی عادی داشته باشم

چند روز پیش چانگلیو‌ پیغامی فرستاد

بهم قول دادن اگه سومو رو بکشم

دوباره کمکم می‌کنن انسان بشم

با دشمن معامله کردی، موفق نمیشی اونا قابل اعتماد نیستن

تا وقتی بتونم انسان بشم مهم نیست سومو کشته بشه یا نه

ازش متنفرم

اینجا منتظرم بمون، من کمک می‌کنم دوباره انسان بشی

ولی دیگه با چانگلیو همکاری نکن

!نرو خواهر

!سومو

!سومو

!بیدار شو سومو

!سومو

می‌تونی سریع تر راه بری سومو؟

I will hold you up if you lead me out.

نمی‌تونیم از این جنگل فرار کنیم

من ولت نمی‌کنم، تحمل کن

خیلی داغه، حس می‌کنم کل بدنم سوخته

ذهنتو پاک کن

سومو

تحمل کن، یه راهی برای نجاتت پیدا می‌کنم

تو، تو لو هستی؟

اگه گله داری

یا خواسته ای ازم داری، باشه

ولی سومو‌ آسیب شدیدی دیده

اون امپراطور دریاست، باید نجاتش بدی

فایده نجات امپراطور دریا چیه وقتی بهم اهمیتی نمیده؟

اون اینکارو نکرده، شماها رو ول نکرده

وقتی حالش بهتر شد خودش توضیح میده

تو بهش اهمیت میدی؟

بله، می‌تونی نجاتش بدی؟

پس در ازای جون تو می‌تونم‌ نجاتش بدم؟

اگه بتونی نجاتش بدی من جونمو میدم

دنبالم بیا

به درد نخوری

انتظار نداشتم بخاطر علاقه زیاد بین تو و خواهرت من قربانی بشم

اگه برای نجاتش فرمان نظامی نمی‌دادی

چطور ممکن بود فرار کنه؟

تویی که بی‌فایده ای، بخاطر نکشتن سومو منو سرزنش میکنی

ارباب جی جه بهم دستور داده

تو کشتن سومو‌ همراهیت کنم نه کشتن خواهرم

من گولش زدم و اینجا کشوندمش تا کمکت کنم

تو بدردنخوری چون نمی‌تونی حتی سومو رو بکشی

یادت نره ارباب جی جه گفته

فقط بعد از کشتن سومو می‌تونی انسان بشی

الان که ماموریت شکست خورده

به کوهستان جیویی برگرد و یه روح پرنده طرد شده باش

صد سال با فکر خواهرت زندگی کردی

ولی اون چی؟چند بار اومد دیدنت؟

بین تو و سومو، اون سومو‌ رو انتخاب کرد

!خفه شو

اشتباه میگم؟

!می‌خوام سومو بمیره

صدام نزن

کی صداش کرد؟چرا من نشنیدم؟

این مجازات من برای

خیانت دایی چینگ چن به کونگ سانگ

برای زنده موندن بهش احتیاج دارم

من هوای تو شیطانی نفس کشیدم و روح پرنده شدم

و حق ندارم وارد دره امپراطور فقید بشم اونا بیرونم کردن

من میرم، می‌تونی اینجا زنده بمونی یا بمیری

نمی‌تونم اینطوری برگردم

استخر آب سرد تو کوهستان جیویی تنها جاییه که آب تمیز داره

می‌تونم زخم های آتیش رو خنثی کنم

واقعا؟

اینجا یه حصار هست، وقتی بای وی اولین بار اونو طراحی کرد

برای این بود از آلوده شدن آب های پاک تو کوهستان جیویی جلوگیری بشه

ولی ما آب جیویی رو خوردیم و نمی‌تونیم‌ وارد بشیم

من امتحان می‌کنم

شاید اون با بای وی فرق داره

خوب میشی

صبر کن

منم شاهزاده چینگ

من یان شیم، مامور دست چپ - اینجا چیکار میکنی؟ -

من برای پشتیبانی اومدم، عالیجناب جن لان و بقیه وارد کوهستان جیویی شدن

یو خوان و فی لیان از چانگلیو هم اومدن

دو ژنرال جوان چانگلیو اینجان؟

یو خوان به داخل کوهستان رفت و فی لیان سرباز آورده، حتما می‌خواد اونجارو محاصره کنه

فکر می‌کنم اطلاعات بدست آوردن و می‌خوان مارو دستگیر کنن

من نشان فی لیان رو دزدیم، فعلا نمی‌تونه ارتش رو حرکت بده

وقتی برم داخل چیکار میکنی؟

اینجا نگهبانی میدم

حتی اگه سربازها بیان معطلشون می‌کنم

ممنون

بای یینگ

بای یینگ

این گرمش میکنه

بیدار شدی

خوشحالم که خوبی

چرا انقدر احمقی؟فقط می‌تونستی منو به استخر آب سرد بیاری

ممکن بود لیز بخوری، نگرانت بودم

بای یینگ، من مرد دریایی ام

ببخشید، استرس گرفتم و یادم رفت

راستی من به راه های مختلف ضربه زدن به مروارید ضد خورشید

و‌ معنی های مختلفش فکر کردم

الان یکی پیدا کردم

واقعا؟

چهار بار ضربه زدن یعنی منو از خودت نرون

نیا اینجا

اون موقع شرایط بحرانی بود، راه دیگه به ذهنم نرسید

بهم قول بده

باشه

بعد از برداشتن شمشیر آسمان گشا هنوز می‌خوام لین ار رو پیدا کنم

تحت هر شرایطی نمی‌خوام دیگه به این نوع زندگی ادامه بده

همینطور می‌خوام به پدر توضبح بدم

باشه

الان کجاست؟

ژنرال جوان، الان مهمان خانه منو گشتین

و اونو پیدا نکردین

از کجا بدونم شخصی که دنبالش می‌گردین کجاست؟

یه بار دیگه ازت می‌پرسم، اون کجاست؟

ژنرال جوان، مگه فقط دنبال یه نفر نمی‌گردین؟

لازمه سلاحتونو بیرون بیارین؟

اگه برای گشتن کمک می‌خواین کمکتون می‌کنم

من واقعا اون آدمو نمی‌شناسم

یعنی میگی نمی‌دونی کی به مهمون خونت اومده؟

کوهستان جیویی توسط کسی کنترل نمیشه

پس آدمای خوب و بد قاطی میشن

یاغی ها میان و میرن

اینجا گذرگاهه

چطور ممکنه همه رو بشناسم؟

ژنرال جوان

واقعا نمی‌دونم اون شخص کیه

ژنرال جوان

اگه هنوزم وقت دارین چرا نمیرین پیداش کنین؟

فکر می‌کنم قبلا رفته

اگه برگرده فورا بهتون خبر میدم

برگ رو سوراخ کن

شبیهشه ولی اون نیست

امپراطور دریا برگشته، مینگ‌ خو درست می‌گفت

امپراطور دریا، من هفت هزار سال منتظر شما بودم

وقتی تو جنگل بودیم ساکت شدین

دلیلش بای یینگ‌ بود؟

بله نگران بودم شما هم مثل برادر احمق من باشین

و دوباره توسط یه زن از قبیله بای اغفال بشین

برادر احمق؟

شما هم از مردم دریا هستین

چرا این شکلی تو کوهستان جیویی موندین؟

More Farsi Persian subtitles for Mirror: A Tale of Twin Cities

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left