Atypical

Atypical

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Atypical S02E07 WEB x264-STRiFE
Atypical S02E07 720p WEB X264-AMRAP
Atypical S02E07 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Atypical S02E07 1080p WEB x264-STRiFE
Atypical S02E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Comentario por GodBless
►►ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◄◄

Etiquetas

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Publicado el: 2018-09-15
Descargas: 22
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫سلام، منم سم، «سم گاردنر».

‫الان دوشنبه ساعت 4، ‫همون نوبت مطب من.

‫نمیدونستم چیکار کنم ‫تصمیم گرفتم زنگ بزنم.

‫الان 4:01 دقیقه ست.

‫امروز، اگه جلسه داشتیم،

‫بهت میگفتم خیلی درمورد «پیج» ‫گیج شدم

‫بخاطر اون حرکت اسکیمویی که با هم زدیم.

‫بعد تو هم بهم میگفتی چیکار کنیم.

‫به هر حال، «پیج» برام جلق میزنه،

‫ولی الان حتی دست منو هم نمیگیره.

‫جلق زدن کاریه که دختر وقتی...

‫سلام منم سم، «سم گاردنر»؟

‫یه ساندویچ بوقلمون خوردم که نون اضافی داشت،

‫و آب نداشتم که روش بخورم. ناهار ‫ناخوشآیندی بود.

‫درضمن، یه ماشین بهم زد.

‫آروم حرکت میکرد پس طوریم نشده، خب.

‫سلام «جولیا» منم «رولد امنسن».

‫درسته.

‫رولد امنسن معروف.

‫کسی که اولین سفر موفق به ‫قطب جنوب انجام داد.

‫مشخصه دیگه رفیق.

‫این...

‫ببخشید رولد امنسن نیستم. ‫منم «سم گاردنر»، مشتری سابقت؟

‫- نه بابا. ‫- دارم دروغ گفتنُ تمرین میکنم.

‫میدونستی کالج یه مقاله ‫درمورد ممه منتشر کرده؟

‫حتی اون خیلی قشنگاش. خب.

‫هفته دیگه میبینمت، باشه؟

‫سلام «سم گاردنر» هستم، همون سم.

‫من اولین بار تو لونه اژدها خوابم برد.

‫البته «زهید» اتاق خوابشو اینطوری صدا میزنه.

‫و بعدش تو خیابون توسط پلیس توقیف شدم.

‫فکر کردن مواد مصرف کردم.

‫خیلی خب.

‫سم.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫میدونیم که قدرت کلید بقاست.

‫یه ماهی کپور در مخفی شدن مهارت داره.

‫ولی اگه کپور فکر میکرد بزرگه ‫و سعی میکرد مثلاً با...

‫یه وال خاویار دربیافته، کار کپور تموم میشد.

‫سلام پیج.

‫سلام قربان.

‫کیک خوشمزه دوست دارید؟ دارم ‫برای هدیه قبولیم پول جمع میکنم.

‫الان بخاطر لیست انتظار کالج ‫یجورایی تو برزخ هستم پس...

‫همیشه به خودم میگم گریه ‫نکن، فقط پرواز کن.

‫- باشه ‫- کیک هویج میخوری؟

‫از هویجهای کوچیک درست شدن ‫میتونی فرقشو ببینی.

‫مامانم و من تمام شب بیدار موندیم. ‫کهنه نیستن.

‫هدیه قبولیت چیه؟

‫اون پرسید، به طور تصادفی ‫قبول کرد ایمیلهای منو نخونده.

‫مشکلی نیست، یه باغ هیدروپونیکِ. ‫(رشد گیاهان بدون استفاده از خاک)

‫وقتی چهارسالم بود باغبانیُ شروع کردم، ‫مشارم توصیه کرد.

‫- باشه ‫- و یه داروساز پیدا کردم که

‫تو کرگ لیست به قیمت 4 هزار دلار میفروشه، پس...

‫پیج، اومدم بهت بگم که،

‫بعد از اینکه یه شب موفقیت آمیز ‫تو ایستگاه پلیس گذروندم،

‫اومدم با آرامش بهت بگم برای مراسمهای ‫دانش آموزی باهات میام،

‫- و اگه تو خواب راه رفتی نگاهت کنم. ‫- جدی؟

‫آره حداقل تا 12:07 دقیقه.

‫شاید بتونم تا 12:08 دقیقه طولش بدم.

‫سم این عالیه، ممنونم.

‫واقعاً احساس میکنم بتونیم رابطه‌مونُ ‫به یه سطح معنوی ارتقا بدیم.

‫تو گفتی ایستگاه پلیس؟

‫آره، این کیک شکریا چقدره؟

‫برای تو؟ پنجاه سنت رفیق.

‫خب پس فقط...

‫7999 تا دیگه بفروشی ‫باغ آبی میتونی بخری.

‫آره.

‫هی.

‫خب داشتم درمورد اون اتفاق ‫سم با پلیس فکر میکردم...

‫آره منم همینطور. از تو ذهنم نمیره بیرون. ‫بچه حتماً بدجوری ترسیده بود.

‫آره میدونم.

‫یه ایمیل خیلی قویُی مقتدرانه برای ‫رئیس پلیس نوشتم،

‫و هر آدم مهم دیگری که به فکر رسید، ‫از جمله اوپرا،

‫- وایسا، جدی به اوپرا نامه نوشتی؟ ‫- البته همه کار میتونه بکنه. ‫(اپرا: خبرنگار معروف)

‫- ولی بعدش به فکر دیگه کردم ‫- خب.

‫اگه تو انجامش بدی چی؟

‫- آره؟ ‫- خب تو اولین نفر میری پیشش.

‫رفتی این آدما و سمُ آوردی.

‫وایسا، داری ازم میخوای ‫به موضوعات سم ورود کنم؟

‫آره، ازت میخوام به موضوعات مربوط ‫به سم ورود کنی.

‫تو بهتر از من میتونی.

‫- وای ‫فقط من...

‫نمیخوام دوباره اون اشتباهات قبلیُ تکرار کنم،

‫و فکر کنم باید همه کارهارو ‫خودم انجام بدم، سعی میکنم.

‫فکر کنم...

‫ایده خوبی باشه.

‫آره؟ ‫آره.

‫خوبه.

‫بعدا میبینمت. ‫- بعدا میبینمت.

‫- یه نامه عاشقانه برام نوشتی؟ ‫- اه هی «ایز».

‫اون چیه؟

‫میدونی شاید بعداً.

‫- بذار ببینمش. ‫- نه.

‫- هیچی نیست. ‫- بده.

‫- جدی، هیچی نیست. ‫- میخوام هیچیُ بخونم، عاشق هیچیم.

‫هیچیُ دوست دارم.

‫خواهش میکنم...

‫میخواستم خودم بهت بگم ‫ولی عصبانی شدم رفتم.

‫برای همین نوشتمش.

‫- تو و «نیت» از هم لب گرفتین؟ ‫- نه اون ازم لب گرفت.

‫- بچه بیشعور. ‫- میدونم

‫باورم نمیشه اینکارو کرد.

‫میکشمش.

‫میخوای درموردش حرف بزنی؟

‫نه

‫فقط یکم زمان میخوام فکر کنم.

‫ببخشید، من خیلی توش مهارت ندارم.

‫آره.

‫بیاین درمورد مهارتهامون حرف بزنیم.

‫مشق این هفته ما این بود که ‫بنویسیم چه قدرتهایی داریم.

‫کی میخواد لیستشو اول بخونه؟

‫- «سم» بخون. ‫- آره.

‫من تی شرت خوب تا میکنم ‫ولی عرق گیر بلد نیستم.

‫همیشه یادم میمونه به ادیسون غذا بدم.

‫تقریباً همه چیز درمورد گونه های

‫مختلف پنگوئنهای قطبی میدونم.

‫- رقاص خوبی هستم. ‫- ثابتش کن.

‫«نوئل» مجبور نیست که... اه!

‫اینم از این.

‫آره، تکون بده.

‫تکون!

‫راست گفتی.

‫من علوم کلاس هشتم تو کلاس هفتم قبول شدم.

‫من چالش مطالعه کلاس هفتم ‫تو کلاس ششم قبول شدم.

‫تو تمام جلسات اومدم.

‫و معلمهات میگن زیست شناسیت عالیه

‫- درسته. ‫- منم زیست شناسیم خوبه.

‫که بخاطر همین میخوام یه دندون پزشک بشم.

‫- میدونیم. ‫- خب «امبر».

‫متشکرم خب بچه ها.

‫ما درمورد درخواست کمک و اینکه ‫بدونید کی به حمایت بیشتر نیاز دارید حرف زدیم،

‫ولی همینطور خیلی مهمه که بدونید ‫تو چه کاری مهارت دارین.

‫بهتون کمک میکنه درمورد اینکه ‫چه کاری پیدا کنید،

‫در چه زمینه‌ای یا کجا برین مدرسه ‫تصمیم بگیرید...

‫با کی قرار بذارین.

‫مثلاً من باهوشم ولی دوست پسرم نیست.

‫پس اصلاً به هم نمیخوریم.

‫منم همینطور، خب کی دیگه ‫میخواد لیستشو بخونه؟

‫من، بالاخره!

‫بعداً میبینمت.

‫هی «سم» میشه یه لحظه برگردی؟

‫خب اگه میخواین بدونید کی تمام ‫کیکهارو برداشت دیدم «نوئل» گذاشت تو کیفش.

‫آدمفروش.

‫نه راستش، میخواستم درمورد کالج باهات حرف بزنم.

‫بهت گفتم، دوست دارم برم.

‫و خیلی خوشحالم،

‫ولی تاریخ ثبت نامش احتمالاً گذشته.

‫پس فکر کنم بتونم چندتاشونُ ‫قانع کنم تا استثنا قائل بشن.

‫ولی میخوام راهنماییم کنی.

‫تو ازم راهنمایی میخوای؟

‫شما خودت مشاور راهنما هستی.

‫طعنه آمیزه، فهمیدم.

‫فقط میخوام یکم تحقیقات انجام بدی، ‫پنج مکان مختلف پیدا کنی،

‫بعد بیای دفترم شاید پس فردا، بعد ‫ما بررسیشون میکنیم؟

‫رقص خوبی بود.

‫دوست داشتم.

‫تحت تعقیب.

‫داگی داگ.

‫هی «استیو» حالت چطوره؟

‫بلندتر شدی؟ انگار بلند شدی.

‫اومدی اینجا بهم غر بزنی؟

‫خب کی برمیگردی تیم بسکتبال؟

‫از وقتی «گومز» نقرس گرفت ‫یه سنتر جدید به دردمون میخوره.

‫- نقرس گرفت؟ ‫- آره.

‫خیلی بد شد.

‫نه من...

‫هفته پیش یه بچه رو گرفتی، یه نوجوون...

‫فکر کردی مواد زده، مشخص ‫شد اوتیسم داره؟

‫آره، خیلی عجیب بود مرد.

‫خیلی وضعش داغون بود.

‫آره ولی... بچه من بود.

‫آه، لعنتی.

‫«گاردنر» البته.

‫آره این...

‫اسمش «سمه»، 18 سالشه.

‫وقتی 4 سالش بود بیماریشُ تشخیص دادن.

‫اون بچه خوبیه، نمرات خوبی گرفته.

‫خیلی سخت کار میکنه خیلی هم بامزه ست و...

‫- از منم باهوشتر میشه. ‫- باشه.

‫ولی اوتیسم داره.

‫که یعنی تو شرایط ناآشنا حسابی حالش بد میشه.

‫آره با دستاش اون کار عجیبو میکرد.

‫آره اینکارو میکنه، آرام بخشه.

‫- باخودش حرف میزنه؟ ‫- احتمالاً پنگوئنهارو میشماره.

‫اینم آرام بخشه.

‫بجا برخورد مستقیم باهاش ‫راههای دیگه‌ای

‫هم هست که بشه برخورد کرد. ‫- خب ببین میفهمم.

‫«داگ» واقعاً میگم ولی خودتو بذار جای من.

‫اون سربه هوا بود، وقتی ازش یه ‫سؤال پرسیدم جوابمو نمیداد...

‫میدونم، ولی اون بدجوری ترسیده بود.

‫ما مجبور بودیم یه سری ترتیبهایی اتخاذ ‫کنیم که کسی صدمه نبینه.

‫سیستم بی نقصی نیست، ولی بیشتر ‫وقتها درست تشخیص میدیم.

‫فقط اینکه درست تشخیص ندادین.

‫اگه اینطور بود میفهمیدین ‫اون مواد نزده،

‫میفهمیدین پدرو مادرش کی هستن،

‫و زنگ میزدین، پس...

‫شما درست تشخیص ندادین.

‫خیلی خب، اینکارو میکنم.

‫اسمتو بنویس اینجا.

More Farsi Persian subtitles for Atypical

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left