Las primeras 200 líneas.
توی دنیای امروز واقعاً عجیب به نظر میرسه که ما
بیشتر از هر زمان دیگهای نعمت داریم، اما هنوز با ذهنیتِ کمبود فکر میکنیم
یه دنیا فراوونی وجود داره و یه طرز فکرِ "نداری"
مشکل اینجاست که ما دیگه غذا نمیخوریم
ما داریم محصولاتِ «غذانما» میخوریم
و اونا رو بزک کردن
جوری ساخته شدن که ظاهر و بوی بهتری داشته باشن تا
مردم جذبشون بشن
بازاریابی اساساً بهتون دروغ میگه، چون
بهتون وعده میده که قراره جذاب و
محبوب و باحال بشید، اما در واقعیت قراره
چاق و بدبخت و مریض بشید
فکر کنم داریم راه رو کاملاً اشتباه میریم
مردم دنبال یه نتیجهی سطحی هستن
اونا فقط میخوان ظاهرشون خوب باشه
و واقعاً به این فکر نمیکنن که این کار باید از
درون به بیرون انجام بشه
اولین فصلِ اولین کتابی که نوشتم
اسمش «رژیمها جواب نمیدن» بود. به این خاطر که
اونا موقتی هستن
شکست از همون اول توی ذاتشون هست
با رژیم میشه وزن کم کرد، اما این یه جورایی
مثل اینه که از این جیب برداری تا بدهیِ اون جیب رو بدی
منظورم اینه که میتونی با زور و فشار، ۵ کیلو از وزنت کم کنی
اما باید اونو با سودش پس بدی
مردم اینو میدونن، پس چرا آدمهای خیلی
باهوش دست از این کار نمیکشن؟
چون ماهیتِ این تله رو نمیشناسن
یه زمانی بود که گذاشته بودم
وزنم به ۱۳۵ کیلو برسه
و اون دنیا، در مقایسه با دنیای
فعلی، زمین تا آسمون فرق داره
زندگی اصلاً لذتبخش نبود، میدونی؟
تنها خوشیام این بود که بشینم
خوشگذرونیِ مردم توی تلویزیون رو تماشا کنم
بیش از ۱۸۰ کیلو بودم و آپنه خوابِ خیلی شدیدی داشتم
در مرز دیابت نوع ۲ بودم
فقط یه چیزبرگر با سکته قلبی فاصله داشتم و
گفتم، دیگه بسه
ما پستانداران اینطوری هستیم
تقصیر شما نیست
شما برنامهریزی شدید که هر وقت
غذا در دسترس بود، چربی ذخیره کنید
سالم بود که فهمیدم نمیدونم دارم چیکار میکنم ۳۱
نمیدونم چطور از خودم مراقبت کنم و مریضم
واسه همین مجبور شدم برگردم و همهی اون چیزایی رو یاد بگیرم که
کاش توی بچگی میدونستم
شکر، بدون شک، کوکائینِ دنیای غذاهاست
اما اونا یه جورایی از زیرش در میرن و این ماده مخدر رو توی
به اصطلاح «غذا» مخفی میکنن
شکر توی همه چیز هست
توی آمریکا، ما روزانه حدود ۲۲ قاشق چایخوری شکر میخوریم
وقتی بریم سراغ رژیم غذاییِ واقعیمون، یعنی همون چیزی که
یک گونه به طور طبیعی برای بقای خودش میخوره، دیگه مجبور نیستیم
به این چیزا فکر کنیم
این یه مشکل خیلی رایجِ امروزیه، چون مردم
بیش از حد میخورن، اما در عین حال دارن از گرسنگی میمیرن
ما داریم قوانین اساسی بقای بدنمون رو نقض میکنیم
کل الگوی رژیم گرفتن اشتباهه
مسئله فقط این نیست که چی میخورید
بلکه اینه که چی داره شما رو از درون میخوره
در طول تاریخِ گونهی ما، چالش بزرگ همیشه
پیدا کردن کالری بوده
و به همین خاطر بدن ما از نظر بیولوژیکی با این وضعیت سازگار شده
ما دنبال منابع کالری میگردیم
وقتی اینو میگم، به طور خاص منظورم
چربیها و قندها هستن
اگه چیز چرب یا شیرینی رو مزه کنیم، بلافاصله
یه سیگنال دریافت میکنیم که میگه: آره، باز هم از این میخوام
چون برای اجداد شکارچی-گردآورندهی ما
که تا همین چند صد سال پیش هم ادامه داشت
هر جا که چربی یا قند پیدا میکردن، به معنی بقا برای
اونها بود
یعنی انتقالِ ژنهاشون به نسل بعد
تقصیر شما نیست
ما پستانداران این شکلی هستیم
منظورم اینه که ما هزاران سال روی زمینی زندگی کردیم که
توش کمبود غذا بوده
شما برنامهریزی شدید که هر وقت
غذا در دسترس بود، چربی ذخیره کنید
اما حالا کلی غذا در دسترسه، ولی
از نوعِ غلطش
و اینطوری ما هزاران سال برنامهریزی شدیم که برای
زمستون ذخیره کنیم، اما زمستون هیچوقت نمیاد
هزاران سال پیش، وقتی بیرون زندگی میکردیم و
نمیدونستیم وعدهی بعدی غذامون از کجا میاد، اگه
به خاطر زمستونِ سرد یا هر دلیل دیگهای قحطی میشد
بدن شما میخواست وزنِ اضافهای رو نگه داره تا
از شما در برابر اون محافظت کنه
و قحطی خودش یه استرسه
و اگه اون استرس رو تجربه کنید، بدن شما
میگه ما به ۵ کیلو وزن اضافه نیاز داریم تا
در برابر قحطی ازمون محافظت کنه
اما یکی از چیزهای خیلی جالب دربارهی
آدمهای شکارچی-گردآورنده، یا کسایی که خیلی کم
کشاورزی میکردن
میتونیم بهشون بگیم شکارچی-گردآورنده-باغبان
چیزی که در این آدمها میبینیم اینه که مقدار بسیار
زیادی مواد مغذی و مقدار بسیار کمی
کالری توی غذاشون دارن، برخلافِ آدمهای تمدنِ
مدرن، که مقدار بسیار زیادی کالری
و مقدار خیلی کمی مواد مغذی در اختیار دارن
امروزه ما کلی منبع کالری داریم، اما هنوزم
همون سیگنال رو دریافت میکنیم
یعنی یکی یه تیکه برگر میخوره یا یه جرعه
میلکشیک میخوره و اون چربیها و قندها رو جذب میکنه و
بدنش میگه: آره، بیشتر بده
چون عادت کرده در محیطی رفتار کنه که
توش یه روز فراوونیه و یه روز قحطی
مشکل اینجاست که ما تا دلتون بخواد فراوونی داریم
فقط دیگه هیچ قحطیای در کار نیست
شما میتونید تا جایی که دلتون میخواد بخورید
میتونید روزی ۱۰ هزار کالری بخورید
اما اگه مواد مغذی خاصی که بدن شما
نیاز داره رو طوری که قابل هضم و جذب باشه دریافت نکنید
اونوقت از نظر تغذیهای دارید گرسنگی میکشید
و تا زمانی که از نظر تغذیهای گرسنه باشید
بدنتون برای به دست آوردن اون مواد مغذی خاص، گرسنه میمونه
حالا، غذاهای دستساز بشر، مثل نون و شکر، بدنتون رو گول میزنن
در واقع نمکِ سفره هم همینطوره
بدنتون رو گول میزنن که فکر کنید دارید
مواد مغذی خاصی رو دریافت میکنید
واسه همین بدنتون تشنهی اوناست، اما سلولها
تغذیه نمیشن
و تا وقتی که سلولها تغذیه نشن
شما در سطح سلولی دارید گرسنگی میکشید
پس اتفاقی که برای یه آدم معمولی میافته
توی تمدن امروزی ما اینه که
مثلاً ویتامین آ کافی دریافت نمیکنن. اونا
ویتامین دی کافی نمیگیرن. حتی
ویتامین سی کافی هم دریافت نمیکنن. اونا دچار گرسنگیِ مزمنِ
مواد مغذی هستن، پس مدام میخورن
و میخورن و میخورن
اما غذاهایی که مدام میخورن، اونقدری
مواد مغذی ندارن که بتونن
ذخیرهی مورد نیازشون رو تامین کنن
اما چیزی که این غذاها دارن، مقدار زیادی کالریه
در نتیجه، اونا شروع میکنن به انباشتنِ این کالریها
توی بدنشون، به شکل چربی
و بدن شروع میکنه به انباشت یا تجمعِ زیستیِ
بیش از حدِ نه فقط چربی، بلکه تمامِ
آلایندههای همراه اون، که توی زنجیره غذایی هستن
ما چیزهایی مثل دیابت رو میبینیم
مشکلاتِ عدم تعادلِ قند خون رو میبینیم
و افزایش وزنِ زیادی رو میبینیم
و این یه مشکل خیلی رایجِ امروزیه
چون مردم بیش از حد میخورن، اما
در عین حال دارن از گرسنگی میمیرن
سالم بود که فهمیدم نمیدونم دارم چیکار میکنم ۳۱
نمیدونم چطور از خودم مراقبت کنم و مریضم
واسه همین مجبور شدم برگردم و همهی اون چیزایی رو یاد بگیرم که
کاش توی بچگی، نوجوانی
و جوانی میدونستم
قدم اول این بود که برگردم و بفهمم چطور
باید از خودم مراقبت کنم؟
چه چیزی باید وارد این بدنی کنم که
در حال حاضر آسیب دیده؟
چطور سیستم ایمنیم رو تقویت کنم؟
چطور طول عمرم رو زیاد کنم؟
و باز هم همه چیز برمیگرده به اینکه چی میخورید، چی مینوشید
و چطور فکر میکنید
از یه نگاهِ خیلی گذرا و سطحی، اتفاقی که
افتاده اینه که ما مزارع رو ترک کردیم
اومدیم توی شهرها زندگی کردیم و غریزههامون رو فراموش کردیم
و این منجر به بحران چاقی شده، منجر به بحرانی شده که
ناشی از درکِ غلطِ ما از یه رژیم غذایی طبیعیه، و
همچنین باعث شده کمی
ناامید و گیج بشیم
الان دیگه نمیدونیم چیکار کنیم
مشکل اینجاست که ما دیگه غذا نمیخوریم
ما داریم محصولاتِ «غذانما» میخوریم
و اونا رو بزک کردن
جوری ساخته شدن که ظاهر و بوی بهتری داشته باشن و
طوری عرضه بشن که مردم جذبشون بشن
و نه تنها این، بلکه طوری ساخته شدن که بشه
برای مدت طولانی نگهشون داشت
وگرنه سوپرمارکتها ضرر میکردن و
تولیدکنندهها هم همینطور
پس هدف واقعاً این نیست که به شما یه محصول سالم بدن
هدف اینه که محصولی بدن که ترغیب بشید بخریدش
که موندگاریش بالا باشه و سودِ کلانی نصیبِ
شرکتی که اونو تولید میکنه، بکنه، درسته؟
اه. خیلی خب
و ربع ۹
میتونست بدتر از این باشه
اوه آره، بدتر شد
وای خدای من، جیسونه
سلام
سلام
امروز موهات قشنگ شده
از موهام خوشش اومد
هی، یعنی چی؟
یعنی بقیهی روزها خوب نبود؟
داره نگات میکنه. زود باش
یه چیزی بگو. «ممنون»
تو هم همینطور
ما رژیمهای غذاییِ ناسالم و فرآوریشدهای داریم که مردم بهشون عادت کردن
اما این با یه سبک زندگیِ
نسبتاً جدیدِ
پشتِمیزنشینی ترکیب شده
No comments yet. Be the first to leave one.