Las primeras 200 líneas.
وای خدای من! وای خدای من
همینو گفتم. میخوام رایان رو ببینم
خیلی زود بود. این همه تلاش کردم
نه واسه تو، واسه خودم
اون همون دختریه که میخوام
میخوای ازش خواستگاری کنی؟
جولی... کیتلین، داری به "بولیت" خیانت میکنی؟
نه! با من ازدواج میکنی؟
وای خدای من
جدی؟ هیچی؟
شاید ایدهی خوبی به نظر نیاد. واقعاً هم ایدهی خوبی نیست
ما با همیم. در واقع، تازه دوباره با هم آشتی کردیم
و پیشنهادت اینه که واسه ولنتاین هیچ کار خاصی نکنیم؟
نه، نه
لازم نیست شب رو از هم دور باشیم
میتونیم فقط با هم وقت بگذرونیم
مثلاً یه فیلم ببینیم
وای خدا، بسه دیگه
از این همه رمانتیکبازی سرم گیج رفت، تیلور
این مناسبت و رابطهی ما... آخرش فاجعه میشه
چرا؟ چون خیلی آویزونم؟
چون یه وقتایی سابقهی زاغسیاه چوب زدنت رو دارم؟
منم هستم دیگه
من آدم سرد و بیاحساسیم
و فکرم هم درگیره
میشه اینم به لیست اضافه کنیم؟
چون انگار این اواخر فکرت
یه جای دیگهست
تیلور
منظور خاصی پشت این حرفم نیست
فقط فکر میکنم اگه خیلی به خودمون فشار نیاریم
توی این مناسبت، شاید واقعاً بتونیم به سلامت ازش رد شیم
پس نباید نگران باشم؟ نه
حتی وقتی یه آدرس مشکوک
کنار تختت پیدا میکنم؟
وقتی دستشویی بودی دیدمش
ببخشید. چیزی نیست
فقط یه آدرسه. آدرس یه دختر دیگه نیست
اگه فکرت رفته اونجا
ببین، اوم، من باید برم سر کار
ولی بهت قول میدم جای نگرانی نیست، خب؟
باشه. خیلی خب
پس حله؟ آره، حله
بسیار خب
اوه
تیلوری، درسته؟
پس خودتی
* کالیفرنیا، ما داریم میایم *
* درست همونجایی که ازش شروع کردیم *
* کالیفرنیا... کالیفرنیا... *
تیلور: من... من سر در نمیآرم
رایان اصلاً نیومده ببینتت؟
خب، واسش پیغام گذاشتم
وقتی... وقتی هتلم رو عوض کردم
بهش گفتم که اینجام
که اگه خواست بیاد پیشم
ولی تا الان
خبری نشده
تیلور، ناراحت نشی میپرسم... اینجا چیکار میکنی؟
خب، این آدرس رو کنار تخت رایان پیدا کردم
و اونم این اواخر یه جورایی سرد شده
فکر کردم شاید این یه سرنخی چیزی باشه
خلاصه اومدم اینجا و بعدش
من یکم مشکلات روحی دارم ولی دارم حلش میکنم
خب، خوشحالم رایان حداقل آدرسم رو نگه داشته
هرچند که، میدونی، ازش استفادهای نمیکنه
خب، معلومه که میخواد ارتباط برقرار کنه
شاید فقط میترسه
یا واقعاً نمیدونه چطوری باید این کار رو بکنه
چون، میدونی، من خیلی دلم میخواد باهاش حرف بزنم
دوباره بابت اون قضیهی ساختگی سرطان ازش عذرخواهی کنم
ولی میترسم اگه من قدم اول رو بردارم
بکشه کنار. آره، کاملاً حق با شماست
من تو این مورد خیلی تجربه دارم
یه لحظه صبر کن
یه فکر بکر به سرم زد
گوش کن ببین چی میگم
چی میشه اگه من واسطه بشم؟
میتونم کمکتون کنم اوضاع رو روبهراه کنید
نقش میانجی صلح رو بازی کنم
تو... تو حاضری این کار رو بکنی؟ خودت رو بندازی وسط دردسر؟
آخه یه چیز غمانگیزی توی وجود رایان هست
شاید اگه رابطهش رو با شما درست کنه
یکم خوشحالتر بشه
خب، من که کاملاً پایهام
نقشهای تو سرت داری؟
همیشه
واو، این صبحانهی دومه یا ناهار زودرس؟ هر کدوم حساب کنی هست
هوس نون تست فرانسوی کرده بودم، تو هم میخوای؟
نه، مرسی
یاد وقتی افتادم که "ست" رو باردار بودی
آره میدونم، کارم فقط خوردنِ
ساندویچ کره بادامزمینی و مربا بود
اون سال بهترین ساندویچهای عمرم رو درست کردم
اوهوم. از اون موقع دیگه لب به ساندویچ کره و مربا نزدم
باورم نمیشه داریم دوباره این دوران رو تجربه میکنیم
اون همه تلاشی که کردیم
تا بعد از "ست" یکی دیگه داشته باشیم
خب، دومی رو آوردیم، فقط یکم دیرتر تو زندگی نصیبمون شد
آره، هر چی بیشتر، بهتر
اوه، یهو اشتهام کور شد
فکر کردم داری از گرسنگی میمیری
ویار دیگه، بالا و پایین داره
مثل ترن هوایی میمونه
برم لباس بپوشم
گوردون، هنوز که ولنتاین نشده
برام مهم نیست، تو زن منی
و هر وقت دلم بخواد بهت گل رز میدم
درسته. خب، اینا واقعاً قشنگن
ولی خب، فکر کنم باید بهت یادآوری کنم
اوه، میدونم
هنوز به اون پیشنهاد ازدواجم چراغ سبز نشون ندادی
ولی من با بدبینی به ۹۰۰ میلیون دلار پول نرسیدم
راستی گفتم که هیچ شرط و شروط مالی در کار نیست؟
خب... این واقعاً سخاوتمندانهست
ولی قبل از اینکه بریم سراغ بقیهی زندگیمون
آره، ولنتاین
و طبق خواستهی تو، توی باشگاه قایقرانی میز رزرو کردم
و البته این جسارت رو کردم و برامون
یعنی برای من و تو، یه سوئیت توی هتل "فور سیزنز" گرفتم
منظورم اینه که، ما الان دیگه عملاً زن و شوهریم
و هنوز کار رو تموم نکردیم
فکر کنم من تو این یه مورد یکم قدیمیفکرم
خب، اگه خودم بخوام بگم، قراره خیلی بهت خوش بگذره
میشه فقط دربارهش حرف نزنیم؟
خب، میتونم توی یه کلمه خلاصهش کنم
نگو. بوم
آره. (هر دو میخندند)
اوه، ببخشید خوشگله
دست خودم نیست، هلاکِ اینجور بازی با کلماتم
ولی حالا از شوخی گذشته
صبرم لبریز شده که ببرمت محلهی چینیها
درسته
منم همینطور
کیتلین عزیزم، سلام
سلام
چه خبر، اسکل؟
واو، به کی میگی اسکل، لکلک؟
به تو، خرخون
خب فسقلی، پایهی پینگپنگ هستی؟
حاضری که حالت رو بگیرم؟
تو خواب ببینی
شما دو تا پینگپنگ بازی میکنید؟
آره بابا. یه میز داریم
توی دفتر، و این فسقلی هم داره حسابی ماهر میشه
به نظرت ضایعه؟
نه، اون... اون
خیلی هم عادیه
مامان، فقط پینگپنگه دیگه
دلیلی نداره بابتش احساساتی بشی
میتونم فراری رو برونم؟
نه
اوه، جهنم و ضرر
برو روشنش کن صدای موتورش دربیاد، منم الان میام
خیلی خوب رگ خوابش دستته، میدونی؟
خب، اونم مثل مامانشه
دختر خاصیه
و واقعاً هم بمب انرژیه
خداحافظ عزیزم
اگه سمورهای آبی کاملاً منقرض بشن
اون وقت کل اکوسیستم آبی بههم میریزه
میدونم. ما به سمورهای آبی نیاز داریم تا توتیاهای دریایی رو بخورن
وگرنه جمعیت توتیاهای دریایی بیرویه زیاد میشه
و باعث یه فاجعه میشه
که به جنگلهای جلبکی آسیب میزنه
فکر کنم دیگه از حرف زدنِ من دربارهی سمورها خسته شدی. نه اصلاً
اگه قرار باشه تو رو با کسی شریک بشم، خوشحالم که اون رقیبم سمورها هستن
خب، میدونستی دیروز وبسایتم بالای ۸۰۰۰ تا بازدید داشته؟
و احتمالاً هفتهی دیگه یه کنفرانس ویدیویی با یکی از اعضای "صلح سبز" دارم
واو، امیدوارم واسه ولنتاین هم یه وقتی به من بدی
ولنتاین؟
آره، دو روز دیگهست
یادت رفته بود، مگه نه؟
نه، معلومه که نه
اینجا یه فالگیر هست، بیا بریم
مجبوریم؟ آره
رود آیلند
بد نیست
سال دیگه واسه تحصیل توی رشتهی هنر میری اونجا
موفق هم میشی
هه. کارت خیلی درسته خانم فالگیر. واسه منم بگیر
ارتعاش شدیدی ازت میگیرم، دخترم
گوش کن، باید
مراقب اشیای در حال سقوط باشی
اشیای در حال سقوط؟
و قراره خبرت توی رسانهها پخش بشه
در کنار جاستین تیمبرلیک
اوه، چه خوب، باشه، مرسی از وقتی که گذاشتی
صبر کن
این خیلی مهمه
من عشق بزرگ زندگیت رو میبینم
منم همینطور
اسمش داره بهم الهام میشه
دارم میبینمش
بذار یکم کمکت کنم. سِت
نه
سِت
نه
جورجه
جورج؟ جورج؟
No comments yet. Be the first to leave one.