Las primeras 200 líneas.
...گذشت "X آنچه در "گروهان
.الفرد وضعیتی داره که با نام جابجایی حسی شناخته شده
.عصبهای مغزش به هم مرتبطن هر حسش در واقع
.با حس دیگهاش آمیختهاس - این حقیقت داره که این پسر -
هر چیزی رو که میبینه، به یاد داره؟ - ،هر چیزی که این پسر اینجا دیده -
.به هیچ وجه نباید به دست دشمن بیفته .حالا، تمرین تمومه
،ظرف چهار هفته آینده قراره ضربه سنگینی
.به آلمانیها وارد کنیم ...حملات پنهانی
.بمب - !برین -
.بمبگذاری
تو با رنه در مقاومت .حضور داشتی
.اورورا گروهبان میشه - .بله، قربان -
.این نابودی سیستماتیک یهودیهاس
.بهش میگن اردوگاه کار اجباری .مکانی برای دور انداختن مردم
!حرکت کنین - .باید به مردم بفهمونیم -
بهشون بگیم .که دیگه نباید خودشون رو بزنن به اون راه
،ببخشین که بیاجازه میام داخل
خب، شما کی باشین؟
.حتماً خیلی سخته، که آدم در خانوادهاش نقص داشته باشه
.ترتیب همه چی داده شده
.فردا، میان سراغ پسرتون
.محتاطانه
فرمانده فرانز فابر
ازت خبر داره. اون از دوستت با اون .حافظه خاصش خبر داره
.شما دارین وارد تله میشین - تو مأمور آلمانیها هستی؟ -
.واقعاً معذرت میخوام - !تکون نخور! اسلحهات رو بنداز -
!اونا دنبال الفرد بودن - اگه یه موقع نزدیک بود این پسر -
،دستگیر بشه .به هیچ وجه نباید زنده گیر بیفته
.قربان. موضوع الفرده
،تو قراره هر چیزی رو که میدونی .به من بگی
انتاریو، کانادا ،X کمپ جولای، 1942
تمام چیزهای موجود در این مکان
.در معرض خطره ،گروه داوطلب آزادی
.یگان سری در خطره
همه چیز؟
هر چیزی که اون پسر .موقع آموزشش به چشم دیده
...زمان دستگیریش - .میدونم -
این فاجعهاس! درست موقعی .که به کمک همه افراد نیاز داریم
.خبر دارم - اون نیروهای دانمارکی هم -
.فعال بودن
،اون پسر تحت حفاظت تو بوده .تحت ریسک حسابشدهات
میدونی مأمورهای تحت بازجویی ،چقدر دووم میارن
مأمورهای قوی رو میگم؟ - .زیر 24 ساعت -
خودت میدونی .باید این اتفاق بیفته، دانکن
.من مسئولیت کاملش رو به عهده میگیرم
.هری بازم داره مخابره میکنه
.خودت میدونی باید چی کار کنی
.این دفعه، هیچی" ".منتظر دستور باشین
.بازم! با عقل جور درنمیاد
.اونا دارن ارتباط ما رو قطع میکنن
ما مجبوریم ظاهرمون رو تغییر بدیم. اونا از لنگرگاه
به ما دید خوبی دارن. عینکی که اون جا گذاشته؛ اندازهاس؟
.آره
تو مطمئنی اینجا امنه؟
.اینجا تنها مکانیه که الفرد ازش خبر نداره
.سینکلر از قبل به فکرش بوده
!اونا رسیدن
!بذارش، بذارش اینجا
چی شد؟
.یه کم با پلیسهای گشت گرد و خاک شد
.مواظب سرت باش
،هر چند که باید میدیدینش .مثل یه کابوی شلیک میکرد
.اون جونمو نجات داد
من علامت داخل ورودی رو دیدم. سرداب چطور باید به خطر بیفته؟
اون پرستار رو که داشت توی مارمان بهمون کمک میکرد، میشناسی؟
.اون داشته برای فرانز فابر کار میکرده
واقعاً؟
.اون دختر ما رو توی تله انداخت
.اونا الفرد رو گرفتن
،تا حرف نزنی .این وضعیت تموم نمیشه
.میتونیم بهش نمک بدیم، حالش رو بهتر کنیم
.یا اینکه میتونیم یه کم استراحت کنیم
.شاید خودت بتونی از نمک استفاده خوبی ببری
.ادامه بدین
X گروهان فصل دوم، قسمت اول کرئون ارسالی به لندن
آخه آلمانیها از کجا باید بدونن که فقط باید اون پسر رو دستگیر کنن؟ هری؟
،چیه؟ خودت هم اونجا بودی ...هر دومون دیدیم. اونا الفرد رو گرفتن
و میدونستن که فقط اونو ببرن، چجوری؟ - .نیل، این کمک نمیکنه -
.به خاطر مورفین بود
.تقصیر منه
.من زیادی حرف زدم - !عالی شد -
اون دختر دیگه چی میدونه؟ - مگه مهمه؟ -
،اونا الفرد رو گرفتن اونا همه چی رو میفهمن، خب؟
اون پسر از همون اول قرار نبود !زنده دستگیر بشه
،اونا الفرد رو از تیررس خارج کردن ،سوار ماشینش کردن
!و من بهش شلیک نکردم - !خدای بزرگ -
اینجا هنوز .خُردههای گلوله هست؛ اون هنوز خونریزی داره
!خودم چشم دارم - .اون یه آدم حرفهای لازم داره -
.نمیشه ببریمش بیمارستان
رادیو چطور؟ - .نه، ارتباطمون قطع شده -
.خیلی خب، ما پرستاره رو لازم داریم
!اون خائنه !اون ما رو فروخت
.اون تنها کسیه که میتونه به تام کمک کنه
.این دیوونگیه که فکر کنیم اون بازم خیانت نمیکنه
!مگه چارهای هم داریم، هری؟ - !اون دختر یه دروغگوئه -
اون دروغ میگه! میفهمی؟ نمیشه
!به یک کلمه از حرفاش اعتماد کرد - نمیخواد بهش اعتماد کنیم؛ -
...ما فقط .ما فقط باید بیاریمش اینجا
.حتی اگه بهمون شلیک کنن .من میرم
کجا؟ ما حتی نمیدونیم .دختره کجاس
.انتان رفته دنبالش .من خونه امنش رو بلدم
.آره، الفرد هم همین طور .مواظب خودت باش
.هری، حواست به رادیو باشه
مرکز فرماندهی گشتاپو، پاریس
.ما در حال بازجویی هستیم
.کسی به یه سرتیپ نه نمیگه
.ایشون در آخر سالن کارهای دفتر رو دست گرفته
چرا اومده اینجا؟
.دلیلش رو نپرسیدم
.این کافی نیست
.تعداد مأمورها رو دوبرابر کنین
.پس از بلژیک خارجشون کنین
.فابر، من به این بازجویی خوشبین شده بودم
.من بهتون اطمینان میدم، پسره به حرف میاد
متوجه باش که ما نیمی از .مأمورهامون رو طبق اطمینان تو در فرانسه بسیج کردیم
.حالا، در بلژیک هم همین وضعیته
خونههای امن، اسامی و نشانیها کجان؟
.به زودی، به دستشون میاریم
با اطلاعات این پسر، ما میتونیم شبکههای موجود ...در فرانسه و دانمارک رو سرنگون کنیم
.بعدش، توجهمون رو معطوف بریتانیا میکنیم
.پس بیا مطمئن شیم که موفق میشیم
.تو همین حالاش 11 ساعت وقت داری
.قطعاً به پروندهات کمک میکنه
پرونده من، سرتیپ؟
.من دارم یه گزارش از سوابقت رو مرور میکنم
.پواتیه، مارمان، ویلماری
...مأموری که اینجا داری
.فراست هستم
.درسته، فراست
اون خیلی کمکحال بوده، و به من .دسترسی به تمام سندهای مربوطه رو داده
.ممنون، فابر
.ممنون بابت صبوریتون، سرتیپ
قربان، خواستین من رو ببینین؟
.بله. من فعلاً دارم وظایف سرهنگ سینکلر رو انجام میدم
در طول این زمان، ازت میخوام .من رو در جریان کارهای روزانه قرار بدی
ایشون چند وقت نیستن؟ - اون مسئول فرستادن -
یه مأمور بسیار آسیبپذیر .به میدان بوده
دونستن بقیه اطلاعات محرمانهاس. میشه در رو
ببندی؟
.یه چیزی هست که میتونم باهات در میون بذارم - .قربان -
تمام متفقین دارن تدارک یه حمله رو به ساحل شمالی
.فرانسه میبینن - .متوجهم -
ما به کمکت احتیاج داریم تا روی زمین صفآرایی کنیم
.تا توان دشمن را برای مقابله زمینگیر کنیم
...زمانبندی - .بله، میدونم -
.ما باید تمام شبکههای خودمون رو قرنطینه کنیم ما باید تمام چیزها رو
.از نو بسازیم چه مدت باید اینجا نباشیم؟
.چهار هفته
چهار هفته؟
چندتا شبکه توی پاریس در حال فعالیتن؟
،همین حالا حرف بزن .وگرنه بقیه رو دستگیر میکنیم
پسره؟
هری؟
دوباره میپرسم. چندتا از شبکههای متفقین در پاریس وجود دارن؟
به محض اینکه حاضر بشی
...حرف بزنی
.خواهش میکنم! بله، خواهش میکنم !فقط خواهش میکنم، فقط بس کنین
.چیزی رو که میخواین، بهتون میگم
وقتی داشت برمیگشت .تا کیف پزشکی و پولش رو برداره، گیرش انداختم
.اون سعی داشته از شهر خارج بشه
من برای یه سری دستور مخابره کردم؛ .تمام شبکهها از بین رفتن
معلوم هست چه خبره؟ - این دخترو کجا نگه داشتی؟ -
.توی اتاق خواب، زندانیش کردم دربک چطور؟
،ما یه هنرمند میشناسیم
.که در خطر نیست. اون قراره کمکش کنه از اسپانیا فرار کنه
.این بهترین کاریه که ازمون برمیاد - منظورت پیادهاس؟ -
.ببین، ما نباید اصلاً در حال حرف زدن باشیم
خدایا! معلوم هست !اینجا چه خبره؟
!نه! نه
.لعنتی! من نمیذارم این کارو بکنی
!زود باش! منو نگاه کن
!ازت میخوام از شرش خلاص شی
دلت میخواد بمیری؟ هان؟ من خوشحال میشم ،در مورد مُردن کمکت کنم
.ولی قبلش، کلی کار داری
.زود باش. هنوز تموم نشده
،میدونی، نمیشه به خاطر این دختر
.اینجا بمونی ،ازت میخوام رادیوت رو برداری
سیگنال رو روی پنجره قرار بدی .و فرار کنی. این دختر با من
.باشه
.معذرت میخوام، معذرت میخوام .معذرت میخوام، معذرت میخوام
.منو نگاه کن
به اندازه کافی شرمنده هستی که در این مورد کاری بکنی؟
هان؟
.چون شانس آوردی .میخوام بهت یه فرصت بدم
یه فرصت
.تا اوضاع رو درست کنی
.بریم. زود باش - حال هری خوبه؟ -
.اون عالیه. زود باش
!بریم
4-4-1-6.
.فیلدکرست
4-4HG...51a,
4-9-0-6.
.زیربوته
اینها کد هستن؟ - .دارم همه چی رو بهتون میگم -
6-0-6-5,
3-0-2-3. A LiteFlyte.
4-9-7-1.
.اینها یه سری عدد برای ماشینهای تحریر هستن
.اون داره مسخرهمون میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.