Hooaeg 2

Väljalaske info

[AnimWorld][Sora] Yahari Ore no Seishun Love Comedy wa Machigatteiru Zoku - OVA
Kommenteerib Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

Sildid

other
Avaldatud: 2019-11-10
Allalaadimised: 50
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

،"وقتی یکی از شهروندان چیبا میگه: "میخوام برم ایستگاه چیبا

...اولین چیزی که به ذهنت میرسه بدون شک ایستگاهِ ورودی شرقی شهره، ولی

!شاید افرادی که از یه شهر دیگه باشن متوجه این نشن

،"مثلا، اگه کسی اهل توکیو نباشه و بگه: "میخوام برم توکیو

!"پیش خودت خیال میکنی که: "آره، داره به رویاهاش فکر میکنه

!ببخشیــــــــــد

!منتظرت گذاشتم. آماده شدنم یکم طول کشید

...نه، فقط زیر پام علف سبز شد

مگه تو اینجور مواقع نمیگن:‌ "منم همین الان رسیدم"؟

!خیر سرمون اومدیم سر قرار

قرار؟

!آوره

.اوه، ایروها چان خودمون

!یوهوووو

.روز بخیر، خوب شد هنوز اینجایین

...دیگه داشتیم میرفتیم

کاری بامون داری؟

...آره، همینطوره

سنپای یه لحظه میشه؟

...هو؟ باشه

...فعلا

...چیزه، درمورد همون کاری که قبلا گفته بودم

.همم؟ آها، یادم اومد، یه گِلی بش میگیرم

که اینطور. پس، فردا ساعت ۱۰ جلو ایستگاه چیبا چطوره؟

هه!؟ فردا؟

...نه، فردا یکم

...اما، فردا خالیه

مترجم: بازی با کلمات! ایروها داره میگه: "مگه فردا خالی نیست؟" و ."هاچیمان تو جوابش از آخر جمله خودش استفاده میکنه و میگه "خالی نیست ...البته نیاز به توضیحات بیشتری داره ولی

خو حالا باشه، من از کجا باس میدونستم؟

!سنپای، خودت رو میگم

هو؟ منُ میگی؟

-واسا ببینم، اینکه تو جیک و پوک زندگی منُ بدونی عجیب

!پس، فردا منتظرتم

!واسه دیدن سنپایِ در حال کار لحظه شماری میکنم

قرار؟

!آوره

ندیدی هایاما سنپای تازگیا چقده سرش شلوغ شده؟

.تو این فکرم که چندتا کار جالب و سبک بهش معرفی کنم

.اوه! خیلی هم خوب

و اینکه خودتم نبودی که گفتی سر یه "مسیر قرار" فکر کنم؟

هان؟ همچین چیزی گفتم؟ کی؟ من؟

!حالا که فکر میکنم انگار آره

خب؟‌کدوم جهنم دره‌ای بریم؟

یهویی همه چی رو میندازی گردن بعدی؟

...وقتی که خودم تنها باشم جوگیر میشم و یَک برنامه‌هایی میریزم که اینیشتینم توش میمونه، ولی

وقتی با کسی باشم،‌ دیفالت استایلِ .دنبالش برم" به خودم میگیرم"

...خو، باشه

.تو راه بهش فکر میکنیم

!اینجا سرده

توی همین جای سرد یعنی کدوم عمه ننه‌ای بود که دو ساعت منُ معطل خودش کرد؟

سنپای، وقتی بی‌کاری کجاها میری؟

!خونه

!یخ نکنی

...خـ.. خب

چطوره بریم فیلم ببینیم؟ .میتونیم دو ساعت وقت واسش حروم کنیم

حالا چرا میگی حروم کنیم؟

...ولی خب، هر چی تو بگی سنپای

!پس همون فیلم

!من میخوام اینُ ببینم

!پس منم این یکی رو میبینم

.وقتی تموم شد همینجا منتظر هم میمونیم

عه؟ چته؟

...عجب

...واسه اینکه اینطوری بشی این ریختی رفتار میکنی

هان؟

...بولینگ، بیلیارد، پینگ پونگ

حالا همچین مهم هم نیست، ولی قد و قوارت !به بیلیارد نمیخوره

!بمیر

!ولی پینگ پونگ خیلی بهت میاد

...نحوه تعریف کردنت تو حلقم

بجای فیلم یه دست پینگ پونگ نزنیم؟

همچین بدم نمیگی، ولی با این کفشا یکم اذیت نمیشی؟

چـ.. چته؟

!هیچی،‌ داشتم فک میکردم چقد با ملاحظه‌ای

اگه ملاحظه هم نکنم قشنگ معلومه !چهار متر قدت بلند تر شده

.را.. راس میگیا! از همیشه (از لحاظ قدی) به هم نزدیکتریم

.خب، اونجا کفش قرض میگیریم

!باوشه

کوهای: سال پایینی

!لعنتی! چرا اینقد روباه صفته این کوهای

.من از راهنمایی به اینور دیگه پینگ پونگ بازی نکردم

.وقتی سال دومی شدی میتونی تو ساعت ورزش انتخابش کنی

!...پس

.اگه من ببرم دونگ ناهار منم باید تو بدی

!باشه، اشکالی نداره

!!!بمیر

...نه بابا! از این شوتا بهت نمیاد

.حالا انگار قهرمان المپیک شده انقد خودشُ میگیره

!پس، سرویس دست منه

!اوه! سنپای لطفا یه لحظه واسا

-چه بد شد، خیلـ

!!!فوریا

!گوشام دراز شد

!کِه!‌ نامرد کثیف

چی و"نامرد کثیف"؟

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

!لبه میز تقریبا سر راه و منم که هیچی نمیبینم

الان، سنپای تو ۸ امتیاز داری و

...امتیاز من یک، دو، سه، چاها

سنپای الان ساعت چنده؟

.همم؟ یکم مونده به یازده

-یازده؟ عجب. امتیاز منم دوازده، سیزده، چهارده

!شیش! شیش امتیاز گرفتی

!اصا اون سیا بازیات تو حلقم

!جون من تمومش کن

!آماده، اومدم

.اوه! اوت شد، پس امتیازش واسه منه

!صد رحمت به چوپان دروغگو

من بردم دیگه؟

.حرفی ندارم. این دفه من باختم

.پس، پیش پیش ممنون واسه ناهار

هـ.. هان؟ نکنه موجبات گریه ایروهاسو رو فراهم کردم؟

عه؟ چته؟ چی شده؟

،درسته گفتم اگه من ببرم تو دونگ منُ میدی

!ولی چیزی در مورد بردن تو نگفتم، سنپای جونم

...راس میگی

...خب، از اولشم نمیخواستم مجبورت کنم که جای منم پول بدی

ولی خب، تو یکم زیادی روباه صفت نیستی؟

!یکم روباه صفت بودن" یکی از ویژگی های دختر بودنه"

!اصا به من ربطی نداره، ولی همه پسرا این منطق رو قبول ندارنا

!نه، نه، نه

!البته که جلوی هایاما سنپای از این رفتارا از خودم نشون نمیدم

اگه ازم متنفر بشه چه خاکی به سرم بریزم؟

.خب... به نظرم اگه هایاما این جنبه تورو ببینه خوشش میاد

!!ها؟

خداییش؟ از کجا میگی؟

!منبع خاصی واسش ندارم

.اگه حرفت بی اساس باشه ارزشی نداره

.هنوز نباید بی‌گدار به آب بزنم

.حالا نیازی به این شیرین بازیا هم نداری

...اون بیشتر

...واسه همین... یه مدت

همم؟

!فقط واسه تو اینطوری رفتار میکنم، سنپای

یکم گرسنه نیستی؟

!هم؟ آره

!اطلاعات داشتن در مورد غذاهای خوشمزه امتیازت رو کلی بالا میبره

!ها... که رامن

.نه! چون سال خدا از همینا میخورم

!خب، تویی دیگه

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

...خودم بودم که گفتم "هرچی تو بگی" ، پس اشکالی نداره

این چه کوفتیه؟

گریسه؟ یا واکس؟

!بسم الله

...از دستت نا امید شدم

.با اینکه خوش‌مزه بود...

!پس خدا را شاکرمندم

خب... به نظرم بردن دختر به فروشگاهی که تنهایی رفتنش سخت باشه .یجورایی امتیازُ بالا میبره

میگم، هوس شیرینی‌جات نکردی؟

!هم؟ باشه

هوی، هوی، جتلی؟

اینجا چیبا ـست ها! اینجور کافه رفتنا از کی مد شده؟

-پس، بزن

!زرشک

چته؟ چه مرگته؟

!معاون و منشی چانُ نیگا

چی شد؟ مگه با هم قرار میذاشتن؟

!چه بدانم! مطمئن نیستم

-تازشم یکم ساده‌انگارانه‌ست که فقط از رو اینکه با هم اومدن بیرون بگیم عاشـ

چی شد؟ نکنه الان یهویی بهم نظر کردی؟

!در دیزی بازه حیا گربه کجا رفته !حالا یه بار خواستم ازت بام بیای بیرون و نقش دوست‌پسرمُ بازی کنی

حداقل میذاشتی یه چن بار دیگه هم بیایم با هم اونوقت بگی !شرمنده

!یالا بریم تو! بیرون سرده

!لطفا صبر کن ببینم

...حالا از این تصادفا پیش میاد، خودمم جا خوردم

!دفه بعدی بیا بریم جایی که زیاد آشنا توش نباشه

مگه بعدشم هست؟

چرا هی باید ضد حال بزنی؟

.ممنون بابت صبری که به ما هدیه دادید

چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

!آه، ببخشید

میشه ازمون عکس بگیرید؟

!چشم، حتما

همم؟

!خیله خب سنپای! همکاری کن، همکاری

!ولم کن باو! من و چه به عکس گرفتن

.بستنیم الان آب میشه

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left