Esimesed 200 rida.
من نمیدونستم یه چیزی مربوط به سکس هست...
که پاملا اندرسون ازش خبر نداشته باشه.
باشه، خیلیخب.
خیلیخب. خیلیخب.
حالا که بحثش شد، باید یه سوالی بپرسم.
- بپرس. - اون فیلمه.
آره، دوستان. هممون کنجکاویم.
- کدوم فیلم، جی؟ - باشه پس، خیلیخب.
"کدوم فیلم". باشه.
مسلما که خودم ندیدمش.
- مسلما که ندیدی. - میخواستمها.
ولی هنوز دستم نرسیده، ولی...
یه فیلمی دست به دست داره پخش میشه، خب؟
خیلی از مردم دارن درمورد...
این فیلم صحبت میکنن...
که بنا به دلایلی اکثرا آقا هستن.
روزگار رو ببین.
حالا چه حسی داره؟
یه همچین به نمایش قرار گرفتنی چه حسی داره؟
چه حسی داره؟
آره.
خیلی خوبه!
خوشت میاد؟
آره!
آره عزیزم، منو بکن!
منو بکن!
کس کوچولوم رو پاره کن!
وای خدا.
لعنتی!
حالت خوبه، رند؟
آره، چیزی نیست.
تـرجمه از « آیـــدا و حامی » @AydaNaderiSub
" پـــــم و تـــــامـــــی " «فصل یک - قسمت اول»
آره!
خوشت میاد؟
منو بکن!
چه خبر، داداشام؟
اوضاع چطوره؟
خوبه.
ایول.
اندازه کافی قوی هست؟
خیلی قویه.
تا 450 کیلو تحمل داره.
چه چیز کرهای بشه!
میدونی چیه؟
اگه تخت رو...
بذاریم اینجا خوبه؟
بعد میشه روی تخت لش کرد...
بعد یه سری حرکات سکسی زیر دوش...
بوم!
آینه باز میشه!
نمای کیری خفن 360 درجه!
انصافا خفن نمیشه؟
ها؟
اینی که میگه...
بیشتر به نجاری مربوطه.
پس نظرته؟
آخه...
مشکلی هست، داداش؟
آخه تازه تمومش کردم.
که چی؟
دو تا میخ میکشی بیرون دیگه.
راستش انقدر هم ساده نیست.
چقدر میخواد پیچیده باشه؟
دو تا تیکه چوبه دیگه.
پسر، اصلا شدنی نیست.
مشکل چیه؟
عوض کردنش توی این مرحله...
هزینه هم داره.
هزینه؟
هزینهاش به کیرم هم نیست.
پنجاه میلیون نسخه آلبوم فروختم. فکر کردی پول ندارم...
یه تخت رو سه متر جا به جا کنم؟
نه، معلومه که میتونی.
همون روز اول چی گفتم؟
"پولش مسئلهای نیست."
زدی وسط خال.
که یعنی...
با این اوصاف...
دلیلی داره که نشه این تخت رو...
چند متر ببریم سمت چپ که بشه یه نمای 360 درجه...
از دوش و آینه جمع شونده داشته باشم؟
نه.
عالی.
پس دل به کار بده.
مرتیکه کیری.
همون جایی که گفت گذاشتمش.
میدونم.
- درمورد طولش بحث کردیم... - خودم بودم.
گفتم "مطمئنی میخوای این جا باشه؟"
گفت "مطمئنم."
بعد یهو نظرش عوض شد.
آخه حداقل...
مسئولیت حرفت رو قبول کن!
اعتراف کن. از من طلبکار هم هست.
انگار من گفتم تختش اون جا باشه.
سر کلیدهای برق هم همین مسخره بازی رو درآورد.
یادمه.
گفت میخواد بالا باشه.
یهویی برگشت گفت...
"نه، نه، نه. میخوام پایین باشه."
کسشعره دیگه.
خودت گفتی بالا باشه.
همه شاهد بودن.
مشکلت چیه دیگه؟
ستارههای راک پدرسگ.
عوض کردن قالب تختش...
هزار دلار آب میخوره. حداقل.
بدهی طرف تا الآن شده 8،200 دلار.
به منم 15 هزار تا بدهکاره.
گفتی نصفش رو پیش میده.
مطمئنی؟
مطمئنم.
پس کو؟
گفت کل دستمزد رو با کارت اعتباری میدم...
تازه با سود 18%.
ستارههای راک پدرسگ.
مگه درستش این نیست که...
یه اخطاریه نهایی بدین؟
همون میشه اخطاریه.
نه، این اطلاعیهست.
این جا که ننوشته "اگه تا فلان تاریخ...
قبض رو پرداخت نکنید...
برق شما قطع میشه."
اخطاریه اینه.
توی سوابق قبض...
تأخیر سه ماهه ذکر شده.
خیلیخب.
مرسی، کارول.
لعنتی!
تو روحت!
چقدر شد؟
شد 8.62 دلار.
دوتاش چقدر؟
میشه 5.33 دلار.
چه خبرا؟
سلامتی!
صبر کن ببینی این داداشمون چی قراره واسمون بسازه.
جدی؟
خودت بگو.
آره، آره، کلی چیز میز هست.
خیلی هم باحاله.
داداش، "باحال" کلمهی درستش نیست.
من دارم میگم یه طراحی مدرن...
نسل جدید فوق خفن.
- ناموسا؟ - رقص میله.
حموم فضای باز.
دیوار کارپتی.
- ایول. - صندلی تابی.
خندق بالشی.
تخت آبی گنده.
پس به کس گاو نمیزدی، نه؟
خیلی زود میزنم.
من و پم چه عشقی بکنیم اینجا.
ببخشید، یه لحظه...
تو کلامت گفتی تخت آبی؟
چی؟
مادرجنده تخت آبی میخواد.
مطمئنی خودش گفت؟
تختِ آبی.
شاید استعارهای گفته.
تخت آبی...
استعاره نیست، داداش.
منظورش...
واقعا یه تخت آبی بود.
ای خدا، طرف...
طرف یه تختهاش کمه.
تخت آبی یه طراحی جدا میخواد.
سیستم گرمایشی.
تشک سبکتر.
تخت باید مرتفعتر باشه.
همه اینا هزینه داره.
مثل چی هم هزینه داره.
پس خودت بهش توضیح بده.
من؟
مسئول ساخت و ساز تویی.
بحث من سر بودجهست!
اونم قراره درمورد ساخت و ساز سوال بپرسه.
تو بهتر میتونی جوابش رو بدی.
نه، کس مادرش!
عمرا اگه باهاش صحبت کنم.
باشه، شیر یا خط میندازیم.
این باز بهتره.
- شیر یا خط؟ - مثل همیشه خط.
شیر.
سلام.
درمورد تخت آبی اومدم بگم.
پسر، خیلی گرون در میاد.
چی جواب داد؟
- پ.م.ن؟ - برگردونش.
"پولش مسئلهای نیست."
میگه سر تخت آبی بحثی نیست،
چون بخش کلیدی تصوریه که داشته.
به شرطی که پیشپرداخت بده.
و بقیه مخارج هم بده.
آفرین، آفرین.
No comments yet. Be the first to leave one.