Nathan for You

Nathan for You

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Nathan For You S01E03 Clothing Store Restaurant WEB-DL
Kommenteerib CinemaDreamingChannel

Sildid

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Avaldatud: 2024-03-26
Allalaadimised: 45
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫خب، نمی‌خوام زود پسر خاله بشم‌ها،

‫ولی خیلی خوشحال می‌شم ‫اگه تو وصیت‌نامه‌تون اسمم رو ذکر کنین.

‫راستش نمی‌دونم.

‫اسمم نیتن فیلدره و...

‫با نمرات درخشانی از یکی از ‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

‫الان قصد دارم با دانشم...

‫به صاحبان کسب و کارهای ‫کوچیک کمک کنم...

‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

‫در این برنامه...

‫نیتن در خدمته.

‫فشن صنعت چند میلیارد دلاریه،

‫ولی متاسفانه میل افراطی ما ‫به مد منجر به این می‌شه...

‫که آدم‌ها برای دست‌یابی ‫به بهترین لباس‌ها...

‫حتی حاضرن اقدام به دزدی کنن.

‫هیچ‌کس هم بهتر از گابریلا رومرو، ‫مدیر شعبه‌ای از هاردور کلوتینگ،

‫واقع در لارچمونتِ کالیفرنیا،

‫به این مسئله آگاه نیست.

‫اغلب افراد به صورت گروهی ‫برای دزدی از فروشگاه میان،

‫معمولا بیشتر از یک نفر و...

‫تقریبا تیم‌های سه نفره هستن.

‫می‌شه گفت چنین مصیبتی ‫از معایب فروشگاه پوشاک داشتنه،

‫ولی اغلب تو مدیریت کسب و کار ‫چنین نکته منفی‌ای رو...

‫می‌شه به نکته‌ای مثبت تبدیل کرد.

‫من هم هدفم همینه.

‫معمولا از چه ترفندهایی برای...

‫دزدی لباس استفاده می‌کنن؟

‫قطعا یکیش اینه که دسته‌جمعی خرید می‌رن.

‫ببخشید، یه لحظه نگاهت ‫به کلاهم افتاد.

‫- اشکال نداره. ‫- خیلی‌خب.

‫خوبه؟ عجیب نیست؟

‫- نه. کلاهت رو می‌گی؟ ‫- آخه معمولا...

‫نه، بهت میاد.

‫- از این مدل کلاه نمی‌ذارم. ‫- خوشم اومد.

‫اصلا بی‌خیال. ‫لازم نیست بپوشمش.

‫- خیلی‌خب. ‫- ردیفه.

‫- حالا راحتی؟ ‫- شرمنده،

‫خب، چی داشتی در مورد ‫دزدی از فروشگاه می‌گفتی؟

‫خودم هم یادم نمیاد. ‫یهو اتفاق میفته.

‫ولی شاید دزدی از فروشگاه ‫چندان چیز بدی نباشه.

‫چون در فشن و مد روز، ‫افرادی که از لحاظ ظاهری جذاب باشن،

‫مد روز رو تغییر می‌دن.

‫پس به جای اینکه جلوی ‫تمام دزدان فروشگاهی رو بگیریم،

‫می‌تونیم با اجازه دزدی ‫به افراد خوش‌اندام و خوشگل...

‫از این عیب سود ببریم.

‫چون اگه افراد جذاب ‫اون لباس‌ها رو بپوشن،

‫دوستانشون که جذاب نیستن ‫میان و اون لباس رو می‌خرن.

‫نقشه: صدور مجوز دزدی ‫برای افراد جذاب

‫آها...

‫خیلی‌خب.

‫خب، نظرت چیه؟

‫یعنی باید منتظر باشیم...

‫تا فرد جذابی پیداش بشه؟

‫به نظر خودم باید جذاب باشه؟

‫معیارش چیه؟

‫خب، سر اون مورد باید تصمیم بگیریم.

‫باشه، باشه.

‫می‌خواستم به گابریلا اثبات کنم ‫که این نقشه جواب می‌ده،

‫واسه همین در اولین قدم ‫به خودش و کارکنانش...

‫گفتم فهرستی از ویژگی‌هایی...

‫که به نظرشون جذابیته، تهیه کنن.

‫بعدش موارد تمام فهرست‌ها رو...

‫به فهرست اصلی اضافه کردم.

‫حالا هم نیاز داشتم یه نفر ‫این دستورالعمل رو اجرا کنه،

‫برای همین نگهبانی استخدام کردم.

‫- سایمون. ‫- سلام، خوش‌وقتم.

‫- مرسی که اومدی. ‫- ردیفه.

‫قصه از این قراره که اینجا...

‫به شرط اینکه افراد جذاب باشن، ‫بهشون اجازه می‌دیم...

‫حداکثر یکی از اقلام ‫فروشگاه رو بدزدن.

‫- فهمیدم. ‫- من و کارکنان فروشگاه...

‫فهرستی از ویژگی‌هایی تهیه کردیم...

‫که به نظرمون معیارهای جذابیته.

‫فهمیدم.

‫خلاصه اینکه اگه کسی اومد و...

‫تمام این ویژگی‌ها رو داشت...

‫می‌دونی دیگه؟ ‫اجازه دارن دزدی کنن.

‫در غیر این صورت ‫باید جلوشون رو بگیری.

‫- باشه. ‫- خیلی‌خب.

‫ضمنا مسائلی مثل «کیر بزرگ»...

‫فقط واسه آقایون اعمال می‌شه.

‫فهمیدم.

‫حالا که همه‌چی حاضر بود...

‫آماده بودیم تا از مشتریان پذیرایی کنیم.

‫[اگه جذاب باشین، اجازه دارین ‫فقط یه محصول بدزدین!]

‫مشتریان به تعداد معمول ‫داشتن از مغازه دیدن می‌کردن،

‫ولی متوجه شدم که افراد ‫متوجه تابلوی جلوی در نشدن.

‫واسه همین محض اطمینان، ‫شخصا سراغشون می‌رفتم،

‫و بهشون در مورد قانون جدید می‌گفتم.

‫امروز یه تبلیغ ویژه داریم،

‫به افرادی که جذاب باشن اجازه می‌دیم ‫یه محصول بدزدن.

‫همینطوری از فروشگاه بردارن و برن.

‫شما اینجا کار می‌کنی؟

‫بنده از نمایندگان این فروشگاهم.

‫چرا بهم می‌گی می‌تونم چیزی بدزدم؟

‫- تبلیغ ویژه است. ‫- خیلی‌خب.

‫از اونجا که چند خانم ‫داشتن محصولاتی می‌دزدیدن،

‫مشخص بود نقشه جواب داده.

‫خب، دارم می‌رم.

‫این رو می‌دزدم.

‫ردیفه؟

‫باشه.

‫ولی طبق تشخیص سایمون،

‫چند خانمی که اول اومدن ‫واجد شرایط نبودن.

‫ایشون پول محصول رو ندادن.

‫برامون عجیب بود، ‫چون این خانم‌ها همگی جذاب بودن.

‫بعد شک کردم نکنه ‫نگهبانی که استخدام کردیم...

‫فقط یک معیار واسه جذابیت داره.

‫- روز به خیر. ‫- ممنونم، همچنین.

‫ممه‌هاش قشنگ بود.

‫نظرت در موردش چی بود؟

‫ایشون... ‫خانم خوشگلی بود.

‫چیش رو بیشتر از همه دوست داشتی؟

‫اندامش.

‫هیکل واقعا... ردیفی داشت.

‫آها، خوشت اومد؟

‫آره.

‫خب، از کجای اندامش خوشت اومد؟

‫مثلا اینکه...

‫سینه‌هاش خیلی خوب بود.

‫بیشتر معیارت بر این اساس بنا شده؟

‫آره، ضمنا ایشون...

‫از لحاظ قیافه هم می‌شه گفت خوشگل بود،

‫ولی مثلا... ‫در اون حد خوشگل نبود.

‫- پس بخشی که خوشت اومد... ‫- آره.

‫همون...

‫ممه بزرگ تو فهرست شرایط نبود.

‫مشخص بود که این معیار شخصی سایمونه.

‫بعد از اینکه جلوی چند خانم...

‫با سایز سینه معمولی رو گرفت...

‫راستش باید پول تمام اقلام رو بدین.

‫- بسیارخب. ‫- ...به ناچار مداخله کردم.

‫فرض کن فهرستی نداریم. ‫ایشون رو تو خیابون دیدی.

‫نظرت... در موردش چی بود؟

‫می‌شه گفت خوشگله،

‫ولی می‌تونست خوشگل‌تر باشه.

‫چی باعث می‌شد خوشگل‌تر باشه؟

‫مثلا موهاش رو باز می‌کرد و...

‫- لبخند می‌زد... ‫- این چه حرکتی بود؟

‫بعد از اینکه به موهاش اشاره کردی، ‫این حرکت رو انجام دادی.

‫گفتی «مثلا...».

‫رفتم با سایمون چند کلام صحبت کنم.

‫پس داری می‌گی معیار اصلیت...

‫اینه که سینه هشتاد و پنج داشته باشن؟

‫به نظرم این مورد... ‫باید مد نظر قرار بگیره.

‫خیلی‌خب.

‫خب، ولی فعلا مطابق فهرست پیش برو.

‫باشه. مطابق فهرست پیش می‌رم.

‫مرسی.

‫بعد از اینکه سایمون ‫قول داد طبق فهرست پیش بره،

‫کلی خانم اومدن و محصول دزدیدن.

‫ولی اگه دوستانشون نمی‌اومدن...

‫و محصولی رو واقعا خریداری نمی‌کردن...

‫هیچ فایده‌ای نداشت.

‫جهت اطمینان حاصل کردن از این موضوع...

‫یک هفته بعد از طریق دفتر تلفن...

‫با یکی از جذاب‌ترین خانم‌ها...

‫که در طول روز از فروشگاه ‫دزدی کرده بودن...

‫تماس گرفتم...

‫تا مطمئن بشم که این نقشه عمل کرده.

‫- الو؟ ‫- سلام ناتالی.

‫اگه اشتباه نکنم هفته پیش ‫محصولی از هاردور دزدیدی.

‫درست می‌گم؟

‫آره، آقای مسئول فروشگاه ‫گفته بود می‌تونم یه محصول ببرم.

‫آره، آره، اجازه که داشتی. ‫از اون بابت نگران نباش.

‫بعد از اینکه مجابش کردم،

‫قبول کرد تا باهام دیداری داشته باشه.

‫مطمئن بودم که اگه این نقشه ‫روی ایشون عمل نکرده،

‫پس کلا قرار نیست عمل کنه.

‫این... آقایون کی هستن؟

‫ایشون دوستم، نامزدم ‫و هم‌خونه‌ام هستن.

‫بسیارخب. ‫مرسی که اومدین.

‫خب، چه محصولی دزدیده بودی؟

‫یه لباس مشکی بود،

‫جلوش کوتاه بود و پشتش بلند بود،

‫روش هم یه جمجمه سفید بود.

‫خیلی‌خب.

‫دوستانت این لباس رو تو تنت دیدن؟

‫آره، این آقایون دیدن، ‫ولی از دوستان...

‫- دوستان خانمت چطور؟ ‫- نه.

‫- هیچ خانمی ندیده؟ ‫- نه.

‫بسیارخب...

‫باید یکی از دوستانت رو متقاعد کنی ‫از اون فروشگاه محصولی بخره.

‫این که...

‫کسی این شرط رو بهم نگفته بود.

‫خب، این مسئله که اجباریه.

‫مثلا...

‫خوشم نمیاد به پلیس فیلم...

‫دزدی‌کردنت رو نشون بدم.

‫خب، می‌تونم تلاشم رو بکنم...

‫اگر هم دوستم نخواست ‫لباسی از اونجا بخره...

‫همون لباس مشکیه رو پس می‌دم.

‫سلام جولی، حالت چطوره؟

‫- من آدم خوبی‌ام. ‫- می‌خوام یه لباس بامزه...

‫که جدیدا خریدم رو بهت نشون بدم.

‫دوست ناتالی قبول کرد ‫تا توی هاردور باهاش دیداری داشته باشه.

‫ولی محض اطمینان از اینکه ‫این نقشه جواب می‌ده،

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left