Esimesed 200 rida.
بهرام م.ي| تقديم ميکند| Call Me '( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅ ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅)'
: ویرایش .::MJH:.
نمايش بازي ِ طبيعيت
نمي تونم تصميم بگيرم کدوم مورد ليست رو انجام بدم
"هول دادن يواشکيه راجر به ته دره ي پورتا پوتي"
"يا"حامله کردن پرستار بچه
يه ايده دارم.يه ايده ي ديوانه وار
چطوره براي يبار هم شده,کاريُ بکنيم که من مي خوام انجامش بدم؟
،و شايد الان ندونم که چيه
...ولي ميدونم که چي نيست
انجام دادن يه مورد ديگه از ليست احمقانه ي تو
،شايد از تصورات من بود
ولي رندي امروز صبح يه جورايي استرس داشت
و فقط اون تنها نبود
چطوري مي خواي بشيني اينجا و بهم بگي
که'مک گيوري'با هيبت ترين رئيس جمهور آمريکا نميشه؟
اون يه شخصيت افسانه اي،جوي
شخصيتهاي افسانه ي تو کتابها هستن.مک گيوري تو تلوزيونه
به خاطر اين نمي خوام باهات کل کل کنم
متنفرم وقتي اينُ ميگي.چون فکر ميکني هميشه برنده اي
تو بحث کردن رو دوست داري ولي فکر ميکني من احمق تر از اونيم که باهام بحث کني
باهام بحث کن
براي دلايلي،فشارها بالاتر از اندازه هستند
حتي وقتي که کاتالينا هم بعد از کار داشت غذا ميخورد
خودشه
ادامه بده,بمالشون,تا منم بتونم با آرامش غذا بخورم
پس بمال
آره،حتماً يه چيزي اون روز صبح تو هوا بود
ليستمُ پس بده.چرا نمياي بگيريش؟
،شايد يه تصادف بود که مردم عجيب و غريب شده بودند
يا شايدم مثل اين بود که حيوانات قاط ميزدند
...درست قبل از زلزله يا يه سونامي يا يه
خداي من،عجب گردباد بزرگيه
...يا همونطور که تو اخبارها ميگن...
گردباد ـه هست
گودال گردباد در محوطه ي تريلر ورژنِ پناهگاه توفان بود
و در کمدن,خيلي چيز ها رو با خودش ميبرد
،يادت باشه،اگه از هم جدا شديم
همه تو جايي که تريلر قبلاً بود جمع ميشيم
،بعد اينکه گردباد تموم شد
"تازه معلوم ميشه که چرا ما بهش ميگيم"نمايش بازيِ طبيعيت
هرچيزي کهروي زمينه ماله کسيکه پيداش بکنه
بچهه ها،يادتون باشه,درخشان(الماس مانند)قبل از(مهم تر)سنگين ـه
فهميدم
اوني که اونجاست ماله منه
اِرل نگاه کن
استيک ها
يابنده مالکه
دنبال ليست منم بگرد
يه قايق جور کردم.اين باحاله
حالا ما مي تونيم درست مثل"عشق قايقي"زندگي کنيم
تو مي خواي'آيزاک باشي','جولي'يا اون'دکتر پرو'يه؟
صبر کن،من اونُ پس ميگيرم.من ميخوام دکتر پرو باشم
،کاتلينا' مدت زيادي نيست تو کمدن ساکنه'
پبراي همين تو شرايط توفان نبوده
يا قانون يابنده صاحب ميشه
يابنده صاحب ميشه
ولي اون کيف منه.تازه اصل هم نيست
حالا ماله منه.قانون همينه
تو ديدي که من بعد از از دست دادن ديافراگمم غر بزنم؟
اون کفشهاي من ـه
اين منصفانه نيست
انصاف؟ من فقط 1500 تا کانال توي ماهواره ام دارم اونوقت تو با من از انصاف ميگي؟
زندگي انشاف(انصاف)نيست
کاتلينا از دزديده شدن وسايلش اصلا خوشحال نبود
،ولي کم کم داشت معنيه اون گفته ي قديمي آمريکايي ها رو ميفهميد,
"عصبي نشويد.تلافي کنيد"
همگي بي حرکت
خسته شدم از سر راه بودن
سر راهي مثل يه مهاجر
سر راهي مثل يه خدمتکار
سر راهي مثل يه رقاص(لختي)به معني دقيقش
يه يارو هستش که چهارشنبه ها مياد تو که تقريباً همه جور چيز داره
خب کيفمُ بهم پس بده
و کفشهام رو
و'پتي'از اون ساعته خوشم مياد
ميدوني چيه؟ همه جي رو بده به من
شنيدين چي گفت،ملت
قوانين تفنگ به قوانين گردباد برتري داره
دارنل'،انجيل رو ببين'
در عجبم که اين يه نشونه ست
مشکوکه
بلاياي طبيعي اتفاقات کاملا تصادفي هستند
که ميتونن هرجايي اتفاق بيافتن و لحظات سختي رو براي هر ملتي به ارمغان بيارن
فکر ميکنم انجيل همينطوري(کشکي) جلوي پاي ما افتاده
و منم فکر ميکنم که آدم و حوا يهويي همينجوري افتادن تو باغ سيب
هر اتفاقي به يه دليلي ميافته
قصد ندارم بحث کنم
تو اونجا...لعنتي
مثل احمقها باهام رفتار نکن
من باهات مثل احمق ها رفتار نميکنم
،تو عقايد بسيار محکمي داري که انگار نمي خواي تغييرشون بدي
و من نمي خوامم تموم روز رو
با خوشگلترين دختر تريلر پارک بحث کنم
من رو دست کم نگير
ميدونم کي دسته کم گرفتنم
فکر ميکني باهوش تر از مني
من باهوشتر از توام
ولي دليل نميشه که من از تو بهتر باشم
تو قوي تري
و تو تموم کلمات تحت شعاع دادن قلب رو ميدوني
،لازم به اشاره نيست که,به طور آماري
تو ريسکت پايين ـه واسه داشتن بيماري قلبي
خيلي قابل ستايش،مگه نه؟
نيستش
ليست نيستش
عالي شد.حالا بايد من تمومش رو بازنويسي بکنم
گمونم اين استيکها از قبل چاشنيشون رو زدن
قسم مي خورم اين يکي بوش مثل شراب يا ويسکي يا نوعي از الکل ـه
فکر نکنم اون استيکها رو بخوام،رندي
اونا ماله ما نيستند
هيچکدوم از اين وسايل به ما تعلق ندارند
شرط ميبندم همين الان يکي خيلي دلش براي اين استيکها تنگ شده
و اون قايق
اون بازنده ها الان دماغ سوخته شدن
مشکل تو چيه،اِرل؟ تو عاشق قانون يابنده مالکه هستي
،تو جريان آخرين گردباد
تو اون در آبي جالبه که براي"اِل کامينو"بود رو گرفتي
ميدوني چيه؟
شرط ميبندم به خاطر اون ليست رو گم کردم
کارِ کارما بود
خب من فهميدم که از دست دادن يه چيز چه حالي داره
بايد اون در آبي رو به ليستم اضافه کنم
اين چيه؟
ما خواهيم فهميد که باهوشتر ـه.من ميتونم توي هر بازي شکستت بدم.يکي رو انتخاب کن
...مارو پله،منج،یقول و دوقول
اونا مربوط به هوش نميشند
باشه
بهره برداي.اون بازييه که توسط يه دکتر ساخته شده
يکي ديگه هم داره مياد
پسرا،بياين اينجا و محکم مادرتون رو نگه دارين
ما به حفره برمي گرديم
تو بعدي هستي
کاتلينا داشت روشي که دنيا باهاش رفتار مي کرد رو تغيير ميداد
ولي به جاش,يه چيزي اون رو تغيير داد
يه انجيل
"ديوس ميو"
،يه گردباد ديگه نظرشُ به کمدن تغيير داد
و به نظر ميومد که بيشتر هم باشه
اون دختر من بود؟
اونا ميگن يکي ديگه هم تو راهِ تو بايد بياي داخل
کاريش نميشه کرد اِرل
يه کاپيتان هميشه با کشتيش غرق ميشه
باشه.خودت رو جمع و جور کن.ولي نيا پيشم و گريه کن وقتي
خداي من رندي
گردباد برادرم رو با خودش برد
زود باشيد
همگي تشکهاتون رو بکشيد تو پارکينگ
تو نمردي.خدا رو شکر
من متأسفم
چرا متأسفي؟ هيچوقت اينطوري احساس زنده بود نمي کردم
من سوار يه گردباد شدم.داشتم پرواز مي کردم
و تو بايد همه چيز رو اين بالا ببيني
مثلاً يه توستر
راکت تنيس
اسکيت برد
يه تفنگ
لعنت به تو،رندي
در مورد پرتاب اسلحه بهت چي گفتم؟
درسته.نبايد انجامش بدم
يه نصفه گربه ملوس اين بالا هستش
باورت نميشه اونا چي داخل گربه هاي ملوس ميکنند
...واقعاً مثل يه سوپ حال بهم زن يا استيک
داشته باش ما يه قايق جور کرديم
تو خيلي باهوشي
آيا اون،چي ميتونه باشه؟ يه قايق؟
نميدونستم.فکر کردم اون يه گله يي از شيرها ست
حقيقتش,به يه گروه از شيرها"پرايد"ميگن
ميدونستم.توي(کارتون)شير شاه هستش
خفه شو
پس تو اون اراجيفي که تو کارتونها هستن رو ميدوني
من از اون باهوشهايي هستم که مردم بهش اهميت ميدن
از اون نوعش که تو خيابون اهميت داره اون چه نوع ـشه؟
باهوش خياباني,بي شعور که مطمنئم تو نيستي و چيزي هم ازش نميدوني
باهوش خيابوني" چيزيه که مردم احمق ميگن"
وقتي اونا مي خوان از واژه ي"باهوش"براي تشريح خودشون استفاده بکنند
آدمهاي بي شعور ديگه؟
باشه,آقاي همه چي دان
بذار ببينم چقدر با استعداد ميشي وقتي جايي براي خواب نداشته باشي
چونکه تو توي تريلر نخواهي بود و من به اندازه کافي باهوش هستم که
اسمم رو تو سند بزارم ولي تو نميتوني
به اون نميگن هوش
تو با ارل ازدواج کردي و مجبورش کردي اون رو به جاي تو امضا کنه
وقتي توسط مورفين نئشه شده بود
درسته.باهوش خيابوني
همه وسايلشون رو از کاتلينا پس گرفتند
اون اهميت نميده
اون درون يه تجربه ي مذهبي بود
خدا يه اسلحه رو از دستهاي من کش رفت
اون ميدونست من يه شيطان داخل قلبم دارم
،ميدونم اين رو خيلي وقتا گفتم تا انعام هاي بزرگي بگيرم
ولي واقعيتش من يه دختر بدي بودم
و اون تنها کسي نبود که احساس گناه مي کرد
،ميدونستم که انجيل از تو بدش مياد
ولي يه فرصت نجيب بود که اون من رو راهنمايي کرد
من قبلاً توسط يه بچه شيطان حامله شدم
يه قرباني براي شيطان توي محل دانشکده ي مقدماتي,بگذريم
وقتي پرواز مي کردم خيلي حال ميداد
،تنها چيزي دفعه ي بعد تغييرش ميدم
يه چندتا بسته ي کوچلو ي بادوم زميني با خودم ميارم
No comments yet. Be the first to leave one.