Esimesed 200 rida.
.اسم من "استيون جيمسون"ـه
،من يکي از انسانهاي آيندهام
،قدرتهاي مارو با سه "ت" خطاب ميکنن
(تلپاتي (ارتباط ذهني
تلکنيسس
.و تلپورت
...يه جنگ مخفي بين ما و اولترا شکل گرفته
.تشکيلات سري که در جستجوي ماست
تنها راهي که ميتونه همنوعاي منو از خطر نابودي نجات بده
.اينه که پدرمو پيدا کنم
و تنها راه پيدا کردن پدرم .کار کردن با دشمنـه
...آنچه گذشت
.استيون، من حواسم به استريد هست
من به چشم ديدم که الترا .چه بلايي سر آدمايي که اطلاعات داشته باشن مياره
نميخوايم که کثيف کاري بشه، ها؟
چقدر بايد اينجا بمونم؟ - .تا وقتي اوضاع آروم شه -
.ولي بايد بزاري ازت محافظت کنيم
.در وهلهي اول دليل اينکار محافظت از خودته
خب دوست پسر مامانت چي شد؟
يه جاهايي مطمئن بودم .داره از قدرتاش استفاده ميکنه
شايد اون نبوده .که از قدرتهاش استفاده ميکرده
.کار لوکاست
.قدرتهاش داره رشد ميکنه
!پول رو بنداز. دستا بالا
!گفتم دستا بالا
استيون، ميري بيرون؟
.آره ديرم شده
.باباي استريد دوباره زنگ زد
.واقعا نگرانه .24ساعته از دخترش خبري نشده
.بنظر مياد تو اصلاً دلواپس نيستي
چي ميخواي بپرسي مامان؟
کجاست؟ من ميدونم .اون بدون خبردادن به تو جايي نميره
فقط ميتونم بگم .استريد به زودي برميگرده خونهاش
.باشه؟ بايد بهم اعتماد کني
،هي اين که بازي نيست .تو با آدماي اينجا نشست و برخاست داري
،پس اگه به کمکم نياز داشتي .ميدوني که ميتوني رو کمک من حساب کني
.ميدونم
.ميدونم و حساب ميکنم
.بايد برم
.واقعا ناراحت کنندست
،تو استريد رو از دست الترا نجات دادي .ولي حتي نميتوني خودتو تميز کني
اومدي سوژهام کني؟
من؟
.نه، همينجوريشم دل آدم واست کباب ميشه
.بدش من
.حق با تو بود. راجع به استريد
.خدايا، خوشحالم ميشنوم
.هميشه ميتونم دست از اينکار بکشم
.يا من ميتونم يه بيمار بهتر باشم
خب حالا حالش چطوره؟
.خوبه
.جونش رو نجات دادي
گمونم دوتاتون خيلي بهم نزديک شدين، ها؟
،وقتي اونجا دراز به دراز افتاده بودم
،خونريزي ميکردم
...مطمئن نبودم که جون سالم بدر ميبرم
.کسي که بهش فکر ميکردم استريد نبود
.تو يه عالمه خون از دست دادي
استيون، ميدونم قبلا ...بهت گفتم چه احساسي راجع به
،تو يه گروه قاتل واسه بهترين دوستم فرستادي .که ميخواستن اونو با اسلحه بکشن
!بي احساس، اون يه غيرنظاميه
ديده شده بود که استريد فينچ با .يه آدم دغلباز فراطبيعي نشست و برخاست ميکنه
اون تصادفاً بواسطهي من جان رو ملاقات کرد
.قبل از اينکه ما راهمونو از هم جدا کنيم
.اون تهديدي واسه الترا نداره
.خب کاش مسأله اصلي همين بود
.که متاسفانه اين نيست
هرگونه ارتباط نزديک بين .يه شخص فراطبيعي و يه انسان موجب تهديده
.اين شغل منه که اين تهديدات رو حذف کنم .اين توافقات مرسومه
.ما يه قراري گذاشتيم
،من قبول کردم واسه الترا کار کنم .تو هم قول دادي دوستام و خانوادم توي امنيت باشن
و قرارمون شامل اين نبود که تو قدرتهات .رو با يه دختر دبيرستاني درميون بزاري
،حالا، شايد اگه کمي درايت بخرج ميدادي
اون توي اين وضعيت نميفتاد، نـه؟ - .باشه، شايد اين تقصير من باشه -
.ولي هنوزم ميخوام اسمش از سيستم پاک بشه
.شدني نيست
.پس من استعفا ميدم - واقعا؟ عاقلانهاست؟ -
فک کردي ميتوني واسه من قلدري کني؟
بعد از حرفي که الان زدي؟
.تو و من ديگه کاري با هم نداريم
ببين، من فقط ميخوام بدونم .حال پدرم خوبه
،بدون هيچ قضاوت احساسي
ميتونم بهت بگم که پدرت تمام صبح رو واسه چک کردن بيمارستانهاي مختلف گذروند
تا ببينه آيا يه دختر .با مشخصات تو بستري شده يا نه
.من... ميخوام باهاش صحبت کنم
،و تلفن منم اين پايين کار نميکنه پس ميشه باهاش تماس بگيري تيم؟
اسمت همينه ديگه، درسته؟
...بله اين اسم، مخففِ
ميتوني اينکارو انجام بدي؟ - ...اگه ميخواي بدوني اينکار در حيطه تواناييهاي من هست -
.جواب منفيـه
.از دست تيم ناراحت نشو
اون فقط کارايي ميتونه انجام بده .که واسشون برنامهريزي شده باشه
.پس بهش برنامه بده که با پدرم تماس بگيره
.شرمنده استريد. نميتونم
.امن نيست
،تا وقتي که هدف الترا باشي .بايد از ارتباطات شبکهاي دور بموني
.ببين من متاسفم
.سياستهاي "تيم" در جهت حفظ امنيت ماست
،ميدوني، بعنوان يه رهبر
...کارا تنها کسيـه که ميتونه
پس کسي که بايد باهاش حرف بزنم کاراست؟
.ميخواستم بيام دنبالت
.بيا اين گرمترين لباساي ماست
.من بايد به خونمون زنگ بزنم
.شرمندم استريد. شدني نيست
.شماها متوجه نيستين
.من شبيه شماها نيستم .نميتونم از راه تلپاتي با بابام حرف بزنم
.و همين الان، اون حتي نميدونه که من زندم
.و اين تنها چيزيه که باعث امنيت اون شده
.تو بايد راحت باشي .بايد يه مدت اينجا بموني
.اون اين پايين دووم نمياره
.مسأله فقط زمانـه
نميتوني يجوري الترا رو متقاعد کني؟
.نه استعفا دادم - چي؟ -
.مجبور شدم
،داشتن استريد رو هدف ميگرفتن .جديکايا اينبار خيلي مصممه
چيز عجيب ديگهاي هم هست؟ - .هست -
من... من فکر کنم امروز صبح .يه فراري رو حس کردم
.مث اينکه از طريق تلپاتي تو ذهن دختره بودم
دختر؟ - .آره -
،به هر دليلي که هست .ميتونستم حس کنم که يه دختره
پس حسش کردي؟ همونجور که منو حس کردي؟
.منظورم اين نبود
مث اينکه وقتي خواب بودم .داشتم دنيا رو از طريق چشماي اون ميديدم
از طريق چشماي اون؟ چطوري؟
...نميدونم، شايد اين فراري و من
.خب، من يه سروگوشي آب ميدم
.شايد منم بتونم يه ارتباطي باش برقرار کنم
.باشه
.خوشحالم که اينجايي
يه تلهسيگنال قوي ديشب .توي وال استريت برقرار شد
.سرقت در بانک مرکزي ايالت
ولي ويژگيهاي اين فراري شبيه .هيچکدوم از اونايي که تا حالا ديديم نيست
،من کمتر نگران اين فراري مذکور هستم
.بيشتر نگران غيبت برادرزاده جنابعاليام
جناب جيمسون کجاست؟
.استعفا داد
اين حرف يعني اينکه .اون حق انتخاب داشته
بله خب من و تو هردومون ميدونيم که .اون يکم لجوج و سرسخته
.مث پدرش. ولي احتمالا سروکلهاش پيدا ميشه
.اوه گمونم زودتر از اينا باشه
چي ميگي استيون؟ يه دقيقه وقت داري؟
يه افتضاح تأسفباره که .الترا دنبال دوست توئه
مخصوصاً از وقتي که همه چيز .جلوي اينو گرفته که تو زودتر بياي پيشم
داري ميگي تو طرف مني؟ و اينا همش تقصير عموي منه؟
.من ميدونم متحمل چه فشارهايي هستي استيون
.همشون رو درک ميکنم. و ميخوام کمکت کنم
.باشه. اسم استريد رو پاک کن .گروه قاتل رو بيخيال شو
.قطعا همينکارو ميکنم
در قبالش چي ميخواي؟
.ميخوام يه فراري بدذات رو واسم گير بياري
.اسمش "کاساندرا اسمايت"ـه
.به شدت قوي و خطرناک
.باشه ولي مأمورين باتجربهي ديگهاي هم هستن
خب تو يه حقه واسه حل مشکلات رو کردي .که بقيه مأمورين از انجامش عاجزن
اگه موفق بشي، قول ميدم .که هيچ آسيبي به دوستت نرسه
...پس
يه قرار با هم بستيم استيون؟
.هنوزم متوجه نميشم
اين همه دردسر واسه يه فراري چه دليلي داره؟
.چون اون دختر منه
W W W . I M D B - D L . C O M W W W . B A R A N M O V I E . T V بــا افــتــخــار تـقـديـم ميـکـنـنـد
:تـرجـمـه و زيـرنـويـس : : زهـــرا : : و : : حـــامـــد : : ArosePaiez & HameD
،"ملاقات با"کاساندرا اسمايت ،دختر مؤسس
.و سارق فوقالعادهي بانک
آخه کي يه بانک ميزنه و همراه با پول نقد با عجله محل رو ترک نميکنه؟
اون بايد ميدونسته که الترا .داره ردش رو ميگيره
.عجب خرابکار فوقطبيعي جذابي
.بايد اين طرز نگاهش به مادرش رفته باشه
اين يه خرابکاره که مؤسس .ازم ميخواد محوش کنم
پس کاري که بايد بکنيم اينه که اينو تحويل پيرمرد بديم و اسم استريد رو پاک کنيم؟
.گفتنش آسونتر از عمل کردنشه
اونجوري که اون ماشيناي پليس رو ،بدون لمس کردن تلپورت کرد
.تا حالا شبيهش رو نديده بودم
.اون يه "سينرجيست"ـه
.چي؟ امکان نداره
.واسه همينه که من نميتونم ارتباطي باهاش بگيرم
يکي نميخواد اينجا منو توجيه کنه؟
سينرجيست" به يه فراري ميگن" .که پدرومادرش هردو فوق طبيعي هستن
.تئوريش اينه که، اونا قويترين نيروها رو دارن
منطقيه. اگه مؤسس پدر کاساندرا باشه
.شايد مادرش هم يکي از ماست
.خيلي خب
،ميخوام بگم اگه اون اينجوريه يه سينرجيست، اين چه معني داره؟
.هيچي
.اگه نتونيم بفهميم چطور پيداش کنيم
...ايرن
.من بايد يه سر به استريد بزنم
.اگه اثري از کاساندرا شد خبرم کنين - استيون؟ -
چرا اينو فعلا بين خودمون نگه نميداري؟
.نميخواي که اميد بيخودي به استريد بدي
.آره باشه
تو به اين قضايا مطمئني؟
قول و قرار گذاشتن با مؤسس؟
فکر نميکني استيون ميخواد يه کار فراتر از تواناييش انجام بده؟
چي؟ تو خوشت نمياد استيون ،يه فراري خيلي قدرتمند رو پيدا کنه
دستگيرش کنه و چنين آدم مرموزي که حتي اسمش رو هم نميدونيم
رو با آزادي استريد معاوضه کنه؟
خب چرا داري ميزاري اينکارو انجام بدم؟
.چون چارهاي نداريم
No comments yet. Be the first to leave one.