Esimesed 200 rida.
این زندگی منه
قسمت آخر
کیم هانا قسمت آخر
قسمت آخر
هانا
هانا
کیم هانا
هانا
هانا
کیم هانا
کیم هانا، بیدار شو. هانا
هانا
رئیس
دارم خواب می بینم؟
بیدار شدی؟
دکتر گفت بجز چند تا کبودی هیچ مشکلی نداری
اما چیکار کنیم؟
سرت ضربه خورده و حالا ورم کرده
فکر کنم اگه شما فوتش کنین،
بهتر میشم
بقیه روز رو استراحت کن
از این به بعد، همه کارا رو تنهایی انجام نده
فقط به اندازه ای که میتونی از پسش بر بیای انجام بده
نمیخواین کمک کنین راه برم؟
خیلی بدجنسین، رئیس
صبر کنین منم بیام، رئیس
سلام سلام
ووجین ممنون
شب خوبی داشته باشین ممنون
خدافظ خدافظ
روز خوبی داشتی؟
بهت خوش گذشت؟
اینکه سه تامون با هم...
صبحا از خونه میریم بیرون و شب برمیگردیم...
خیلی عالیه
منم خوشم میاد، اما نگران هم هستم
نگرانی؟
بخاطر مامانم؟ آره
حتما امروز صبح خیلی ناراحت و نااُمید شده
خیلی خوب میشد اگه دیگه الان میتونست از زندگی خودش لذت ببره
درک نمیکنم چرا میخواد...
خودشو فدای پسر و نوه ـش کنه
وقتی تو شرکت نام جین شروع به کار کنه،
وضعیتش بهتر میشه
نسبت به نام جین خیلی احساس شرمندگی میکنم
حس میکنم همیشه همه مشکلاتمونُ روی دوش اون میذاریم
من به نام جین...
خیلی مدیونم
حتی اگه تا آخر عمرم تلاش کنم نمیتونم دِینم رو بهش ادا کنم و بخاطر همین...
احساس شرمندگی میکنم
بیا از این به بعد...
تکیه گاهش بشیم
بیا همین کارو کنیم
مادرای این دوره زمونه برای آموزش بچه هاشون خیلی شور و شوق دارن
نمیفهمم چرا جین آه مثل اونا نیس
فقط دوسش داره. هیچ برنامه ای براش نداره
از کِی تا حالا انقدر پر حرف شدی؟
یه مدتیه همش عصبانیتم رو ریختم تو خودم
اگه برای کسی بچه داری کنی قَدرت رو نمیدونن
تا حد مرگ ازش مواظبت کردم
و کُلی تحقیق کردم که بهترین مربی ها رو براش بگیرم
اما چی گفت؟
"چرا میخوای تو مغز کوچولوش انقدر اطلاعات وارد کنی؟"
عجبا
جین آه که...
قبلا حتی جرات نمیکرد تو چشام نگاه کنه،
الان بدون اینکه جلوی خودشو بگیره برام حاضر جوابی میکنه
"اختلافات بین زنا و مادر شوهراشون هیچوقت حل شدنی نیس"
حالا میتونم بفهمم که حرف درستیه
نمیشه همه اینا رو ول کنی و با من ازدواج کنی؟
دوباره شروع کردی
دارم جدی میگم
قبلا فکر میکردم خیلی خوب میشه اگه به عنوان دوست پیر بشیم
اما حالا که می بینم آقای لی و خانم هو دارن از زندگیشون لذت می برن،
حسودیم میشه
نمیشه ما هم مثل اونا زندگی کنیم؟
توافق کردیم راجب این قضیه حرف نزنیم
همونطور که قبلا گفتم به همین رابطه ای که داریم راضی ام
چشم بسته نه نگو و جدی بهش فکر کن
ببین، فقط دو ساله که...
من و نام جین و شی وو یه خانواده شدیم
به خودمون میگیم خانواده،
اما هنوزم وضعیت ناراحت کننده ای داریم
حتی یه مشکل کوچیک...
میتونه همه ـمونُ داغون کنه
باید تمام سعیمو کنم که رابطه ـمون قوی تر بشه
مادر واقعی بودن...
خیلی سخته
هر وقت استرس داشته باشم میتونم بیام پیش تو گله و شکایت کنم...
و درد و دل کنم
از اینکه دوستی مثل تو دارم خیلی خوشحالم
بیا تو این زندگی، رابطه ـمونُ همینطور که هست نگه داریم
تو زندگی بعدی، اول من پیدات میکنم
حالا که اینجوری توصیفش کردی بخاطر رد شدنم خیلی ناراحت نیستم
چی؟
نمایشگاه باز کردی؟
چرا انقدر تعجب کردین؟
بهتون گفته بودم که آرزوم اینه فروشگاه اینترنتی خودمو افتتاح کنم
واسه همین با یه نمایشگاه شروع کردم
چطور تونستی به محض برگشتنت از آمریکا بازش کنی؟
یه خدمتکار کنترل از راه دور داره...
که اینجا همه کارا رو براش انجام داده من
از اونجایی که جه یون تو صنعت مد کار میکنه ابتکارِ خوب...
و انگیزه فوق العاده ای داره ازش خیلی کمک گرفتم
به نظر میاد اوضاعشون داره خوب پیش میره، مان سوک
عالیه. شما دوتا باید ازدواج کنین
هیچی بین ما نیس. ما فقط دوستیم
دوستایی هستیم که وقتی بحث کار میاد وسط با هم جور میشیم
بهم گفتی اگه دوستت نشم دیگه حاضر نمیشی منو ببینی
بخاطر همین باهات دوست شدم
خیلی نادونی، سونگ جو
مدیر آن هم دوست دختر داره چرا تو نمیتونی قرار...
ای بابا. جه یون هم اینجاس
چرا نمیتونی جلویِ دهن گشادت رو بگیری؟
درسته که بدون فکر کردن این حرفُ زدم،
اما نباید بهم بگی دهن گشاد
جه یون هم اینجاس
اشکال نداره
من و نام جین دو سال پیش بهم زدیم
اگه تا الان دوست دختر نداشت عجیب بود
من اومدم
سون گیو، خوش اومدی سلام
به کره خوش اومدی
یه کیک گرفتم که برگشتنت به کره رو جشن بگیریم
ممنون دایی
دا... دایی؟
سونگ جو الان بهم گفت "دایی"، مگه نه نونا؟
آره
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
از اونجایی که وکیل هو خوب انگلیسی حرف میزنن،
فقط باید چند تا اصطلاحی که اینجا نوشتم رو یاد بگیرین
همچنین پایین هر کلمه تلفظش رو به زبون کره ای نوشتم پس خیلی سخت نیس
(باشه. خیلی ممنون) Okay. Thank you very much.
به نظر میاد خانم یانگ تو یادگیریِ زبون انگلیسی استعداد داره، نه؟
بله، خیلی فوق العاده ـَن
کیم هانا
آه
آیگو
(سلام، پسرم) Hello, my son
(از دیدنت خوشحالم) Nice to meet you
(خوش اومدی به خونه) Welcome home
(دوستت دارم) I love you
چی؟
از هانا اصطلاحات انگلیسی رو یاد گرفتم
باید حداقل بدونم چجوری بپرسم دستشویی کجاس
بهت گفتم بری خونه و یه کم استراحت کنی اما بجاش اومدی اینجا درس میدی؟
فقط پیشونیم ضربه خورده. صدمه دیگه ای ندیدم
چرا؟ اتفاقی افتاده؟
نه. اتفاقی نیفتاده
راستی. برای شما و وکیل هو هدیه آوردم
بازش کنم؟
ای وای
خدای من
این عروسک دقیقا شبیه وکیل هو ئه
واقعا؟
یه کم شبیه منه
اگه این عروسکا رو به کوله پشتی هاتون آویزون کنین،
وقتی از هم جدا شدین میتونین با نگاه کردن به اینا همدیگه رو پیدا کنین
و اینم مونوپاد واسه گرفتنِ عکس سلفیه
با این میتونین با همدیگه عکس بگیرین
چه جالب
زندگی خیلی راحت تر شده
مگه نه، وکیل هو؟
ممنون
باهاش یه عکس بگیریم و یادگاری نگهش داریم؟
فکر خوبیه
خیلی خب
رئیس آن
بیاین اینجا
یک، دو، سه
یک، دو، سه
نوش جونت باشه ممنون
چی؟ چرا فقط به تو تخم مرغ داد؟
این رستوران بین مشتری ها تبعیض قائل میشه
میرم تو اینترنت و مینویسم کارکنای این رستوران خیلی بی معرفتن
تو تنگ نظرترین مردی هستی که تا حالا دیدم
بیا. مال منو بخور
راستی هیونگ نیم، کار جدیدت چطوره؟
خب، تو مدیر بخش نگهبانی هستی و روی اون شرکت سرمایه گذاری کردی
مطمئنم اونجا نفوذ زیادی داری
معلومه. نام جین گفت...
ماه بعد حقوقمُ زیادتر میکنه
اگه من نباشم شرکت تعطیل میشه
آها، که اینطور
گفتی پسرت صاحب یه شرکته
اونجا کار میکنی و ماهیانه حقوق میگیری؟
پسر کدومه؟ پسر واقعیش نیس
هیونگ نیم بخاطر پول دزدیدتش و بزرگش کرده
اگه حقیقت مشخص میشد هنوز پشت میله های زندون بود
اما رئیس آن نام جین بخشیدش و کمکش کرد...
که نیفته زندون
هیونگ، چند بار محکوم شدی؟
16 بار محکوم شدی
واوو، مگه نه؟
آقای جو!
16 بار محکوم شدی؟
این کلاهبرداره؟
آیگو. یه مجرم چطور جرات میکنه باهام لاس بزنه؟
اون...
آقای جو، این دهن گشادت یه روز کار دستت میده
No comments yet. Be the first to leave one.