Minami-ke: Okawari

Minami-ke: Okawari

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Minami-ke Okawari S2 (1-13) full
Kommenteerib Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

Sildid

other
Avaldatud: 2019-08-20
Allalaadimised: 21
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 178 rida.

دنیای انیمه و مانگا با افتخار تقدیم میکند

تو الآن خونه پدربزرگتی؟

.هرجا هستی زود بیا

چی؟ نمیتونی؟

.خیلی خب فهمیدم. همین حالا بیا

.زود تمومش کن و بیا

!حرفشم نزن. فقط زود بیا

یه ربع دیگه اینجا باش

با کی داشتی حرف میزدی؟

اوچیدا

اوچیدا؟

.من فکر کردم اون به شهرش برگشته

آره

بهش تلفن کردی که بیاد اینجا؟

آره...خب که چی؟

هیچی...مهم نیست

!!!بابایی، بادبادکم اونجا چسبیده

.اوه، بالاخره کار خودت رو کردی، توما کون انتظار داری از دستت عصبانی نشم؟

!چقدر، خسته کننده

فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

!فقط خودت تنهایی خوش نباش

.تو اصلاً معنی زندگی کردن زیر یک سقف و نمیفهمی

خیلی خب، پس چرا نمیای تکالیف منو انجام بدی؟

هی چی شده؟ چه بلایی سر اون زیریک سقف زندگی کردنی که میگفتی اومده؟

این الآن مهمترین چیزیه که داری میگی؟

همه ی مردم دنیا الآن صدای شیپور و .برای شروع سال نو درآوردن

اونوقت شماها بدون هیچ هدفی همین جا نشستین و مثل خرسها تو خواب زمستونی به سر میبرین

درسته، هیچ فرقی با فوجیوکا که اینجاست ندارین

چیکار میخوای بکنی؟

.ام، بعداً درموردش فکر میکنم

!وقتی هیچ برنامه ای نداری، اینقدر سر و صدا نکن، احمق

!بابایی، بادبادکم چسبیده

بازم؟ تو که همین الآن اینکارو کردی. یوکی چان

این همون چیزیه که بهش میگن سال نو، درسته؟

راستی حالا که حرفش شد، اصلاً تو اینجا چیکار میکنی؟

وقتی که سال نو بشه تو نمیتونی توی کلیسا .دعا کنی و طلوع خورشید و نگاه کنی

چه کارهایی که دو تا عاشق باهمدیگه نمیکنن

اوه...کانا، کمی چایی میخوری؟

...هاروکا چان...منم میخوام...

چرا اینجا میخوای چایی بخوری؟ !برو به دوست دختر خودت آویزون شو

خودت نگرفتی؟ اون اینجاست چون هیچ برنامه ای نداره

ما...ما چند تا برنامه داشتیم...ولی این خیلی سخته که به ریکو سان برسم

اون روز ملاقات و کنسل کرد...اون جواب تلفنهای منم نمیده

.چقدر آزار دهنده

در مورد خودت داری میگی؟

مثل سالهای گذشته، ما یک مسابقه بین !انواع استعدادهای کشف نشده داریم

ما بالاخره تا نیمۀ راه تونستیم بیایم...حالا اجازه بدین

!غیر قابل تحمله

.چقدر مسخره. فقط نمایش استعدادها اونم توی اولین روز سال

چیز بهتری برای نشون دادن نداشتن؟

.واقعا؟ من فکر کنم برنامه ی نسبتاً جالبیه

پس چرا یه نمونه اشو برای من نشون نمیدی؟

چی؟

استعداد خاص خودت و نشون بده

صبر کن...چرا من باید اینکارو کنم؟

منم میخوام که ببینم

،چون تو این برنامه رو جالب میدونی .پس به ما یک نمایش جالب از خودت نشون بده

.بیاید برای نمایش هاروکا دست بزنید

...من نمیتونم اینکارو کنم

نه؟

اوه...این نمایش بخاطر منه...من منظوری نداشتم...

.یه لحظه صبر کنین

چیاکی، باید جالب باشه، نه؟

.منو ببخش، هاروکا نی ساما

...اشکالی نداره

بفرمایید

!سال نو مبارک

شما چیزی میخواین؟

چیزی؟

مگه تو امروز صبح به ما زنگ نزدی که بیایم اینجا؟

.درسته. تو به ما گفتی که بیایم اینجا

این چیزا چیه از خودتون درآوردین؟

ما باید اینو بگیم نه تو

.ولی. الآن سال نو هست

بخاطر همین من فکر کردم که از فرصت استفاده کنم و .دیگه ماکو چان نباشم و فقط یک پسر معمولی باشم

وقتی که درستش کردی، اونوقت بیا

منم نمیتونم بیام تو؟

!بفرمایید

...سال نو مبارک

...سال نو مبارک

اواخر سال گذشته، تو جنگل به دنیا اومده

بالاخره من مجبور شدم که لباسهامو عوض کنم

.نمیشه کاریش کرد. کانا فقط به ماکو چان اجازه داد که بیاد تو

.من فکر کردم امسال میتونم به حالت واقعیم برگردم

.بودن تو این حالت خیلی هم بد نیست

.بخاطر اینکه برای تو اهمیتی نداره

.باور کن خیلی هم بد نیست

ببخشید که شما رو منتظر گذاشتم

جلو مهمونهامون داری چیکار میکنی؟

!برو عوضش کن

.توما و ماکو چان لطفاً امسال مواظب من باشین

اوه... شما هم مواظب من باشین

.لطفاً امسال مواظب منم باشین

اون چی بود؟

.زیاد درموردش فکر نکن

.من واقعاً فقط یه خرده بی خوابی دارم

!منو ببخش، هاروکا

ها؟ کانا، تو یه تیکه از کیک منو برداشتی؟

چی داری میگی؟ این چیزی که باید به کسی که دپرس و ناراحت هست بگی؟

...ولی به جز تو... کی ممکنه

ها؟

دفترچه م نیست. چطور ممکنه؟ ...اون همین چند دقیقه پیش اینجا بود

.دفترچه مو هیچکس نباید ببینه

واقعاً ریسک بزرگی کردم که با خودم آوردمش

آروم باش! نباید بذارم کسی بفهمه

.باید طوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

.زیر کرسی

چی؟ چی؟

.چی شده چیاکی؟ تو بی قرار به نظر میرسی

.چی شده چیاکی؟ تو بی قرار به نظر میرسی

.من بی قرار نیستم

بخاطر اینکه هدیه ی سال نو به اندازه ی کافی نگرفتی، حالت گرفته است؟

.همه ی جزئیات هدیه های سال نوم توی دفترچه نوشته شده بود

یعنی اون دفترچه مو دیده؟

اون داره منو مسخره میکنه چون دفترچه مو دیده؟

،نه، اگه چیاکی تو حس بدی باشه

.بخاطر چیزی هست که آخرای سال اتفاق افتاده

...تو میدونی، که

اون؟

...اتفاقی که آخر سال افتاد؟ منظور اون حتماً

...نه نمیتونه... ولی

چیاکی، تو هنوز کیکت و تموم نکردی؟ دوست داری چیز دیگه ای بخوری؟

هاروکا نی ساما، من اونها رو هم نوشتم، ولی کیک اصلاً بد نیست

ولی الآن دلم میخواد که کیک زرد برنجی !که توش شربت شکر ریخته شده بخورم

.نه، این خیلی بده

.من به همه چیز دارم شک میکنم

حالا چیکار باید کنم؟

آخه دفترچه ی من کجا رفتی؟

فوجیوکا تو کسی بودی که دفترچه رو برای من نگه داشته بودی؟

این چه معنی میده؟ یعنی تو دفترچه مو برداشتی؟

!کیک من کوچیکتر شده، کی اونو خورده؟

.فیلم بازی نکن، خودت خوردیش دیگه

!نه! باید بذاری که مال تو رو بخورم

.این اصلاً خوب نیست که به مردم شک کنی

به تو چه ربطی داره؟

چی شده، چیاکی؟

این اصلاً خوب نیست

.من سیر شدم

.خیلی ممنون بابت غذا

.چیز زیادی نبود

...ولی واقعاً

.تنمو به خارش میندازه که هیچکاری برای انجام دادن نیست

درست نمیگم؟

تو با من داری حرف میزنی؟

میخوای بریم بادبادک هوا کنیم؟

.بخاطر همینه که میگم تو یک غیرحرفه ای هستی

.ولی من دلم میخواد که به گردش برم

.پس بیاید یه جایی بریم

.برو جلو

.ولی ما هیچ وسیله ای برای مسافرت رفتن نداریم

.من یه خورده نوشابه انرژی زا خریدم

ها؟ این چیه؟

،ببخشید عموجان ما همیشه شما رو به زحمت میندازیم .از امروز که روز اول ساله تا بقیه ی روزا

این خیلی بهتر از اینه که توی .خونه بدون هیچکاری وقتمو بگذرونم

.خصوصا که هیچ کس باهات بیرون نمیره

.ببخشید، نمیخواستم حرفشو بزنم

.وقتی که روی زندگی همۀ ما قمار میکنی

.من متأسفم. کانا خیلی در مورد مشکلات مردم حساس نیست

.نه، مشکلی نیست. منم بعضی وقتها همین فکرو میکنم

.خوب نیست که منو اینجوری تسکین بدین

من از تعطیلات به عنوان یک فرصت ...استفاده میکنم تا از نو شروع کنم

به سمت چپ بپیچ

چپ بپیچم؟

فوجیوکا...درسته؟

اون چرا با ما میاد؟

اوه کانا خبرش کرد و گفت .میتونیم با خودمون ببریمش

انگار به کانا چان خیلی نزدیکه

اونا چه نسبتی با همدیگه دارن؟

...هممم... اونو کانا

سمت چپ برین

چپ برم

هاروکا چان ، این یک پیچ چپ دیگه هست، درسته؟

.نه... ولی تعجب کردم

هی، ما هنوز به مقصدمون نرسیدیم؟

.من فکر کنم تقریباً همون جا هستیم

مشکلی نیست، درسته؟

...تابلوهای راهنمایی زیادی بین راه بودن

تابلوهایی در مورد اینکه مواظب ...جاده ی یخی باشین، ورود ممنوع و

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left