Hooaeg 3

Väljalaske info

[Akayuki] ReZero S03E10
Kommenteerib Akayuki
Website: akayuki.top Telegram: @AkaSubtitle | @AkaYuki_Ch

Sildid

webdl
anime
fan-made
professional_translation
Avaldatud: 2025-02-14
Allalaadimised: 118
Kuulmispuudega: No
FPS: 23.98

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

!شـ- شهوت

.آه، همونطور که فکر می‌کردم

پس مغلوب خون من شدی؟

.تازه خیر سرش مثلا خون نسبتاً نجیبی داشت

!خفه‌خون بگیر

چه بلایی سر کروش-ساما آوردی؟

چطور می‌تونم درمانش کنم!؟

.آه، ای‌بابا، چقدر زرزر می‌کنی

بفرما. چطوره چاقو رو فرو کنی؟

چی شده؟

مگه ازم متنفر نیستی!؟

مگه نمی‌خوای ازم انتقام بگیری!؟

چر- چرا؟

...د- درد

.درد داره

...چرا... همچین کاری

!خودت گفتی بهت چاقو بزنم

.نابخشودنیه

...بعد از این همه عشق و علاقه‌ای که بهت داشتم

!رابطه بین من و کروش-ساما همچین دو هزاری هم نیست

عه، پس اینطوره؟

.پس فکر کنم نقشم رو اشتباه بازی کردم

...خب خب

چطور خواهش و التماسی برای زندگی‌ات می‌خوای بکنی؟

...چطور... می‌تونم... کروش-ساما رو

چطوری بدنی که تسلیم خون اژدها شده رو درمان کنی؟

.باور کن این چیزیه که خودم هم خیلی دوست دارم بدونم

.تا همین جا کافیه

دیدی گفتم جواب نمیده، فریس-سان

.این یکی اصلا به حرف نمیاد

...حتی با همچین چهره‌ای

خیلی بی‌رحمی بود، مگه نه؟

.بعد از شنیدن اون اعلامیه، مطمئن بودم که میای اینجا

.شماها بدترین نوع شخصیت رو دارید

تو دیگه‌ کدوم خری هستی لعنتی؟

.آناستازیا هوشین

.میشه گفت الان نماینده این شهرم

.گفتم که می‌دونستم میای

قراره سرگرم‌کننده باشه‌ـــ

‫و هیچ تاجری تو این کره خاکی پیدا نمی‌کنی ‫که آماده استقبال از مهمانش نشده باشه.

خیلی عالیه، مگه نه؟

‫باید زودتر برگردم و یه بغل حسابی بکنمش،

.جوری که دیگه هیچکی رو جز من دوست نداشته باشه

.نمی‌تونی برگردی

عه؟

‫حس زیباشناسی من واسه افرادی که می‌خوان ‫زشتی‌شون رو پنهان کنن هیچ رحمی به خرج نمیده.

.غمت نباشه

.حس زیباشناسی من هم قرار نیست هیچ رحمی بکنه

.امروز از دنده چپ بلند شدم

.بهتره قبل از مرگ من فلنگ رو ببندی، جانور نرم‌تن

‍!چشمتون رو باز کنید و بفهمید که مسئله اصلا قدرت نیست

‫این یه دیدگاه بچگونه‌ست که اگه ‫کسی رو پشت سر هم بزنی برنده میشی!

واقعا احمقی یا من رو احمق فرض کردی؟

.پس بذار راه دیگه‌ای رو امتحان کنم

.این مرحله اوله

‫فکر کنم نقشه آی بودش.

...تو

!مسخره‌بازی رو تموم کن

!امیلیا-تان، لطفا

!آل هوما

!ایول

!انهدام یخی، به اختصار عملیای ای موفقیت‌آمیز بود

.امیدوارم این پایان کارش باشه

!مراقب باشید

!راینهارد

خیلی خب، حالا رو مخ‌ترین بخش شرش کم شد‌ـــ

تو، واقعا که زنی هستی که به حرف هیچکی گوش نمیدی، مگه نه؟

‫هر کاری کنی بی‌فایده‌ست!

!من یه انسان بی‌نقص و کاملم

!من غنی غنی‌ام، نه کمتر و نه بیشتر

!تو غنی‌ای؟ تو یه دروغگوی بزرگی

‫تنها چیزی که ورد زبون توئه اینه که ‫«می‌‌خوام، می‌خوام، بیشتر و بیشتر می‌خوام»!

!فوق‌العاده خودخواهی

ها؟

!اگه غنی هستی بیشتر به فکر همسرهات باش

...اینطوری به بند می‌کشی و مجبورشون می‌کنی تسلیم بشن

...و بعد.... و بعد

.متوجه شدم

...من از تو

!متنفرم

...زنیکه

!امیلیا-تان خیلی خوب گفتی

.خوب گفتی‌ ها، ولی فعلا بیا عقب بکشیم

ولی‌ــ

‫تا وقتی تکنینک شکست‌ناپذیری اون ‫رو کشف نکنیم نمی‌تونیم شکستش بدیم!

!نباید در مورد کاری که باید انجام بدیم حواس‌پرتی به خرج بدیم

...هـ -هی، سوبارو

.من... واقعا حس بدی نسبت به این موضوع دارم

.چه تفاهمی، منم همینطور

!بفرما! حالا اگه فکر می‌کنید می‌تونید، از این اجتناب کنید

!فرار کن! فرار کن! فرار کن! فرار کن! فرار کن

!امیلیا-تان خیلی باهوشی! خیلی نازی

!حرف‌های احمقانه نزن

کنترل کردنش سخته، دستم رو‌ـــ

.گاه‌و‌بیگاه عین تو می‌بینم

.افرادی عین تو که فکر می‌کنن خر خاصی هستن

!چه منزجر کننده

!سوبارو

می‌تونم بهت یه روح کوچک بدم، دووم میاری؟

!بسپارش به من

‫شاید بهم نخوره اما وقتی بچه بودم ‫صدام می‌کردن شاهزاده یخی‌ـــ

...فقط روی نقاط ضعف تمرکز می‌کنی

تو زن بی‌حیایی هستی، مگه نه؟

!برای عروس شدن مناسب نیستی

!بهت گفته بودم که

!هیچ وقت عروس تو نمیشم

!می‌دونستم که اگه می‌شدم هیچ وقت نمی‌تونستم لبخند به لب بزنم

!امیلیا-تان

!امیلیا

.ممنون، سوبارو

!مشکلی نیست! دو سر سود بود

‫مهمتر از اون، نقشه کی و کی‌۲، کوبیدن به ‫نقاط حیاتی و کوبیدن به کشاله ران هم جواب نداد.

نقطه ضعف اون کجاست آخه؟

وقتشه دیگه بفهمید که همچین چیزی وجود نداره؛

!شما دو تا، زن خیانتکار و معشوقه‌ش

!راینهارد

سلامتی!؟

.شرمنده که منتظرتون گذاشتم

!تو بی‌ حد و اندازه احمقی

!نقشه جی

!ای احمق

چر‌ـــ

نقشه خودتخریبی هم جواب نداد؟

لعنتی! یعنی دارم اشتباه فکر می‌کنم؟

دیدگاه‌م اشتباهه؟

.امیلیا-تان، هر چی باشه عیبی نداره، ولی یه نشونه‌ای لازم دارم

زمانی که در اسارت بودی چه اتفاق‌هایی افتاد؟

چه اتفاق‌هایی؟

‫اولش... در مورد باکره بودن؟ ‫چیزی بود که اولش پرسید.

.اون حرومزاده رو سرویس می‌کنم

همسرهاش رو با شماره خطاب می‌کرد؛

و وقتی که گفتم شبیه یه پادشاه بد به‌نظر میاد؛

یکی‌شون گفت... پادشاه کوچک؟

!نه، شاه کوچک

شاه... کوچک؟

.شناخته می‌شود درخشان‌ترین ستاره صورت فلکی شیر است alpha Leonis که به نام regulus ستاره .در زبان فارسی به این ستاره قلب‌الاسد یا نخو هم گفته می‌شود

!اسم یه ستاره‌ست

...سیریوس، کاپلا، آلپارد، پتلگیوس

!همه‌شون اسم ستاره‌هاییه که من می‌شناسم

.«رگولوس هم توی لاتین میشه «شاه کوچک

...ولی اون یه اسم دیگه هم داره

سوبارو؟

!امیلیا

توی کلیسا اون گردنت رو گرفته بود دیگه، مگه نه؟

اون موقع، دستش گرم بود؟

یا که سرد بود؟

.هیچی حس نکردم

.نه گرما و نه سرما

...انگار که

!توسط چیزی لمس می‌شدم که هیچی نبود

چیزی که هیچی نیست؟

!راینهارد

!چک کن ببین قلبش می‌زنه یا نه

‫ببخشید که مجبور شدین این همه راه رو بیاین تا اینجا.

‫ممنون.

‫پس این اسقف اعظم گناه کبیره‌ی خشمه؟

‫ببخشید که غافلگیرتون کردم.

‫امروز همه جای شهر تاریک بود، مگه نه؟

‫برای همین یه ذره از حد خودم فراتر رفتم تا روشن‌ترش کنم.

‫که اینطور. که اینطور. انگار بر خلاف ‫انتظار راحت میشه باهاش صحبت کرد.

‫شاید من دربارش دچار سوتفاهم شده بودم.

‫وای! چه حرف‌های مسرت بخشی می‌زنی، خانم کوچولو!

‫مردم می‌تونن همدیگه رو درک کنن.

‫تنها کافیه دست به سوی هم دراز کنیم!

‫درست نمیگم؟

‫درسته! دقیقا!

‫واقعا این چیزیه که بهش میگن...

‫عشق، مگه نه؟

‫درسته، خودشه!

‫عشقه! عشق!

‫اون عملا یه قدیسه!

‫پریسیلا-ساما!

‫نظرتون چیه؟ بهتر نیست باهاش صحبت کنیم؟

‫اون وقت شاید دیگه لازم نباشه دست به خشونت بزنیم!

‫انتظار نداشتم تاثیرش اینقدر آنی باشه.

‫گمونم تاثیر پذیری بالا هم می‌تونه خوب باشه هم بد.

‫پریسیلا-ساما...

‫وای!

‫پریسیلا-ساما! این دیگه چه کاری بود؟

!‫حالا دیگه نمی‌تونم عروس کسی بشم

‫منی که اجازه‌ی بوسه رو دادم هم فرقی با تو ندارم.

‫هم سر عقل اومدی...

‫و علاوه بر اون احساس لذت کردی، درست نمیگم؟

‫وای! وای! می‌بینم که عاشق همدیگه هستین!

‫درسته. عشق مردم رو به هم وصل می‌کنه...

‫دست از این مسخره بازی بردار. شنیدنش ملال آوره.

‫هان؟ هان؟!

‫این حس قرابتی که همین الان داشتم کجا رفت؟

‫چه... چه حرف سنگدلانه‌ای.

‫اونم مثل من داشت تو راه عشق قدم برمی‌داشت.

‫به اطرافتون نگاه کنید!

‫اونا...!

‫اهالی شهر هستن که اینجا جمع شده بودن.

‫تماشا کنید این منظره رو!

‫هیچکس از جریان خارج نمیشه.

‫همگی یک نفس هستن.

‫این اثبات عشق واقعی نیست؟!

‫حالا، وقتشه تا شما هم بفهمید!

‫لذتی که ناشی از احاطه شدن در عشق و یکی شدنه!

‫انگار حامیانت قصد ندارن برای اثبات عشق ‫تا حد به خطر انداختن زندگیشون باهات یاری کنن.

More Farsi Persian subtitles for Re:ZERO -Starting Life in Another World-

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left