Esimesed 200 rida.
قربان.. شما برنده شدين !تبريک ميگم
قربان.. خواهش ميکنم ميشه به ما بگين که بخاطر پيروزيتون چه حسي دارني؟
قربان
يه روز برو مرخصي، خودم رانندگي ميکنم
بابا، بازهم بُردي
تبريک ميگم
!سارو، تو هنوز اينجايي
يالا عزيزم هر آن ممکنه برسن ها
صبر کن
مامان برو -
اوراق رسيد؟
خانواده پسر دارن از آمريکا ميان
اگر از غذاي خونگي خوششون نياد چي؟
خب؟
خب.. بايد کوکاي رژيمي بگيريم؟
وقتي من مُردم ميتوني تو اين خونه غذاي بيرون بياري
اوکي ولش کن، ببخشيد
با بزرگ تازه از مهمونا پذيرايي کن
عين خونه خودمون
قدر دانش خواهند بود
..اونا به خانواده سالو و
به فرهنگ و ارزشهايي که بهش .تعلق داره احترام ميذارن
الو
..بله جايرام هستم
بله، بگو
بله
صحيح
صحيح
..صحيح
مهموني رو لغو کردن
لغو کردن؟
آخه چرا؟
..از وقتي پسره تو آمريکا بوده
مادرش اسم 10 تا دختر براش ليست کرده
اولين دختري رو که ديده بود ازش خوشش اومده
خب براي چي با اومدن به اينجا دختر ما رو آزار بدن؟
حرفشون اين بود
ناهار من و سارو رو اماده کن
ميبرمش کتابخونه و از اونور هم ميرم دفتر
آخه.. دفتر؟
استراحت نميکني؟
فرصتي براي استراحت نيست
اگر دنيا يه طرف ديگه باشه اون يه طرف ديگشه
..ولي هرگز به حرف من مامان -
پسره نيومد، اين يعني چي؟
آروم حرف بزن، بابات ميشنوه
به اين معني نيست که عروسي من با سانجاي باز افتاد عقب؟
،ببين کاوري هزار بار بهت گفتم
سارو از تو بزرگتره
اول اون ازدواج ميکنه
تا اون موقع تو نميتوني ازدواج کني
اينقدر در مورد اين مسئله با من بحث نکن
چرا خودت دنبال يه پسر نميگردي؟
فقط مسئوليت ماست؟
فرق هست بين گشتن دنبال کسي !و پيدا کردن کسي
اينطور نيست، به کسي نظر ندارم
ولي اگر يه نفر اهل مقابله به مثل نباشه من بايد چيکار کنم؟
بايد بسپارمش به خانواده ام
که يه پسر شايسته پيدا کنن و من رو سر و سامون بدن
!آسانسور
!آسانسور
!از دست اين آسانسور
بهت که گفتم وقت تلف کردنه
بيا، سارو
اينجا چه خبره؟ آسانسور رو چرا نگه داشتين؟
اين چه فازي که تو مجتمع باب شده؟
بقيه هم بايد به کارشون برسن
بيا سارو
:ترجمه تخصصي و شنيداري توسط سامان کياني و کريم خان
بايد چک بيعانه رو امضا کنيم اينجا چيکار ميکني؟
آقاي جايرام
تو مجتمع دنبالت ميگشتم آقا
قربان، رفتيم براي مجمع عمومي که سالانه برگزار ميشه سالن رزرو کنيم
مشکلي نيست
ولي من بهت گفتم اين مزخرفات چيه توي مجتمع باب شده؟
گندش در اومده
من يکي از اعضاي اصلي اين مجتمع هستم
ولي اصلا حساب نميبره
لخت.. لات بي سر و پا
قربان، منظور شما 52/20 بود؟
اون مجرمه، بله
از سن 13 سالگي افتاد هلفدوني
!به جرم قتل
چرا به همچين جنايتکاري خونه دادين؟
نميتونيم جلوش رو بگيريم
..قربان، موضوع اينه که
..مالک اصلي، خانم ليلي
ملکش رو به نام اين پسر کرد
خانم ليلي؟ بله -
!همچين زن حساسي
!خونهش رو به نام يه ولگرد خيابوني کرده
قربان، اون ولگرد خيابوني نيست
شنيدم که باباي کله گنده اي داره
اگر اعتراضي کني ميره سراغ حق و حقوق
خوب در مورد قوانين آگاهي داره
چيکار ميتونيم بکنيم؟
يعني اجازه ميدي اين جوجه تو لباس وکيل تورو تهديدت کنه؟
و مجتمع ما رو به ديسکو تبديل کنه؟
قربان، چيکار کردم مگه؟
يه مدير ساده چجوري جلو رفت و آمد اين همه دخترا رو بگيره؟
وظيفه يه مدير حفظ نظم در انجمنه
اگر از پسش بر نمياي بهتره که استعفا بدي
يه نفر ديگه رو انتخاب ميکنيم
بيا سارو
تقصير من چيه آخه؟ تاکسي -
از کي شروع کردي خوندن شعر عاشقانه؟
بدرد نخورن
اينجور کتابها به بالارفتن سطح هوش کمک نميکنن
ساراسواتي پارتاسارتي
اون تحقيقي که در مورد محبوبيت بازار دادي
مشتي بود
رئيسم عشق کرد
..سارو
يه لطفي بايد بهم بکني
..شرکت من براي بچه هاي فقير
قراره يه مهموني تابستوني برگزار کنه
ولي کسي که قرار بود لباس خرس رو بپوشه حالش خوش نيست
خب.. ميتوني لباس خرس رقاص رو بپوشي؟
لطفا نه نگو
براي امور خيريهست
اين پروژه خانم رئيسمه
اگر قبول کني بهم لطف بزرگي کردي
خواهش ميکنم
"عزيزم حال دلم رو نپرس"
"لبريز از مستيـه عشق توئه"
"اين عالم"
"عزيزم حال دلم رو نپرس"
چطور شده اون سارو که ..اشکش دم مشکش بود
امروز تبديل به خرس شده؟
آپيمانيو اينبار قول چي رو بهت داده؟
يه بوسه؟
بغل؟
يا گرفتن دستش برات کافيه؟
و اون همه کارت ولنتاين که بدون اسم براي آبيمانيو فرستادي
همه توي دفتر واقعا ازشون خوششون اومد
"وقتي شب بياد"
"به ياد تو ميافتم"
"طوفان مياري"
"تو در خاطر مني"
"تموم خواستههام ناتمومه"
"توي دلم آشوبه"
"کاروان روياها"
"کلي حرف که در دلمه"
"هرجا ميرم دنبالمه"
"شب و روز، غرق در تفکر توام"
"اين عالم"
"عزيزم حال دلم رو نپرس"
بابا اونم در نيار ديگه، خواهشا
اوه
..ببخشيد
!خيلي متاسفم
خيلي شرمنده ام
فکر کردم که خرسه يه مرد باشه
چرا اون لباس اسکيمو رو در نمياري؟
از گرمه ميپزي ها
عجله کن، خواهشا
ببخشيد
سرت
ممنون
گوش کن، ميتوني يه کتاب به من پيشنهاد کني؟
کتاب؟
چجوري؟
مثل کسي که بعد 8 سال از زندان آزاد شده
چي بايد بخونه؟
يه همچين چيزي
"در عجبم...که چطور بهم نزديک شدي"
"بقيه از من گريزان هستن"
"با هر نفسم...احساس سرزندگي ميکنم"
" لطفا الان ديگه دور نشو "
"خواهش ميکنم حالا ازم دور نشو"
"احساس سعادت ميکنم"
"من اينجا تنهام"
ديگه نميخوام ببينمت
ازت متنفرم
لعنت به تو
اميدوارم گور به گور بشي
گور به گور بشه بره به جهنم
ديگه نميخوام قيافه نحسش رو ببينم
..هرگز
سانجاي يه پسر مناسب برات پيدا کرده، سارو
دانمارک زندگي ميکنه
براي کمپاني مارس الکترونيک کار ميکنه
فردا مياد ديدنت
ولي تو و مامان که فردا ميريد به تيرپاتي
سانجاي شخصا از من خواست منم بهش اجازه دادم
اون آدم خوبيه
اون مدرک انستيتو تکنولوژى هندوستان و مديريت سيستمهاي اطلاعات داره
و آيين برهمني داره
حتي طالعتون هم بهم ديگه ميخوره
ولي بدون شما دو نفر دلم رضا نيست
اگر همه چيز باب ميلت پيش رفت خوبه !اگر نرفت که ديگه چه بهتر
چون اين خواست خداست
سلام
خوبم
سلام سلام -
سلام
چاي يا قهوه؟ ميل ندارم، ممنون -
ميرم سارو رو بيارم باشه -
زودباش بيا
اين چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.