It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Its My Life EP116(@Mehdi Rain)
Kommenteerib Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Sildid

TS
HD
Avaldatud: 2019-06-22
Allalaadimised: 16
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫ این زندگی منه

‫ ممکن است همکاری هیون گانگ ‫با شرکت ایتالیایی لغو شود

‫ ممکن است همکاری هیون گانگ ‫با شرکت ایتالیایی لغو شود ‫ قسمت صد و شانزدهم

‫"ممکن است همکاری هیون گانگ ‫با شرکت ایتالیایی لغو شود"؟

‫"خانم چویی سوهی که باعث عقد قرارداد شد،"

‫"بیماری روحی و فراموشی دارد"

‫"و مدیر آن نام جین که مسئول پروژه بود..."

‫"استعفا نامه اش را تحویل داده است."

‫کار کی میتونه باشه؟

‫کی اینو به مطبوعات گفته؟

‫فکر کنم یکی از رقیب هامون ‫اینو به رسانه ها گفته

‫حتما یه نفر از شرکتمون اینو گفته

‫فعلا فیلم دوربین مداربسته رو چک میکنم، رئیس

‫این بزرگترین بحران شرکت هیون گانگه

‫باید یه نقشه بکشیم

‫همین الان به مدیر آن و مدیر چویی زنگ بزن

‫حالا باید دستور تشکیل جلسه اضطراری ‫هیئت مدیره بدی، آقای جو

‫برای چی؟

‫باید رئیس هو چونگ سان رو ‫از جایگاه ریاست بکشی پایین

‫اگه بخوام رئیس هو چونگ سان رو برکنار کنم،

‫مدیر آن نا جین و مدیر چویی شی وو ‫دست رو دست نمیذارن

‫حالا که خانم چویی اینجا نیس،

‫هیچکسی رو ندارن که ازشون حمایت کنه

‫پس کی باید رئیس بعدی بشه؟

‫بیا یه مدیر متخصص استخدام کنیم

‫شنیدم پسرت تو زمینه "ام اند ای" معروفه

‫پنج سال قبل، بدون هیچ مشکلی ‫معامله های "ام اند ای" رو...

‫با موفقیت انجام داد

‫اون خونسرد و منطقیه

‫ببین،

‫این آخرین فرصتیه که میتونیم باهاش ‫شرکت رو تصاحب کنیم

‫خانم چویی به سختی میتونه ‫به حالت عادی برگرده

‫و نام جین هم نمیخواد رئیس هیون گانگ بشه

‫فقط شی وو مونده که باید ترتیبشو بدیم

‫اونُ...

‫باید یه کاری کنیم که به نظر بیاد...

‫مشکل اخلاقی داره

‫منظورتون از مشکل اخلاقی چیه؟

‫خانم چویی خیلی کارای وحشتناک کرده...

‫که شی وو رو رئیس شرکت کنه

‫شنیدم یه انبار پر از لباس هست...

‫که برای بالا بردن فروش تیم شی وو ‫خریده بودتش

‫اینو به مطبوعات بگو

‫چشم قربان

‫اون منو پایین کشید و ازم یه احمق ساخت

‫اما وقتی داشت سعی میکرد ‫پسرش رو رئیس شرکت کنه...

‫آخرش با دستای خودش ‫گور خودشو کند

‫خیلی جالبه

‫موافقی؟

‫ ممکن است همکاری هیون گانگ ‫با شرکت ایتالیایی لغو شود

‫"ممکن است همکاری هیون گانگ ‫با شرکت ایتالیایی لغو شود"؟

‫این یعنی چی؟

‫خوش اومدین ‫ممنون

‫آیگو، بیا تو ‫اما...

‫ایشون کی هستن؟

‫مامان جین آهه

‫خانم چویی رو از خونه انداخت بیرون،

‫اما فکر کنم عذاب وجدان گرفته ‫و بخاطر همین میخواد ببینتش

‫بس کن

‫سلام ‫سلام

‫من مامان جین آه... نه،

‫مادر زن مدیر چویی هستم

‫لطفا خوب مواظب خانم چویی باشین

‫امروز حالش خیلی خوب نیس

‫پس مامان جین آه،

‫سعی کنین بی دلیل تحریکش نکنین

‫تحریکش نکنم؟

‫وقتی از سر نگرانی اومدم اینجا ‫چرا این حرفو میزنین؟

‫خانم یانگ

‫آیگو. چویی گوم سون

‫آیگو

‫پس من دیگه میرم

‫باشه ‫آه، راستی. یه چیز دیگه

‫لطفا حواستون باشه ‫امروز خانم چویی نره بیرون

‫احتمال داره خبرنگارا دور و بر این ساختمون ‫مخفی شده باشن

‫اگه کسی اومد اینجا،

‫باید بگین خانم چویی اینجا نیس

‫باشه. فهمیدم

‫اما، چرا خبرنگارا دنبال چویی گوم سونن؟

‫خب، فکر کنم وقتی برم شرکت بفهمم

‫پس فعلا ‫خدافظ

‫بعدا می بینمت

‫مگه چیکار کرده که خبرنگارا دنبالشن؟

‫انگار دردسر...

‫افتاده دنبالش

‫تو منشی یو هستی، نه؟ ‫بله قربان

‫اشکال نداره منشیِ قبلی خانم چویی رو...

‫نگه داشتی؟

‫مطمئنم کارشو خوب انجام میده

‫اون باهوش و با شخصیته ‫پس نگران نباشین

‫اگه احیانا باعث نگرانی بشه ‫اخراجش میکنم

‫بله. لطفا نگران نباشین

‫عه...

‫سلام ‫سلام، خب...

‫شایعات وحشتناکی داره تو شرکت پخش میشه

‫واسه همین اومدم ببینم جریان چیه

‫ما داریم میریم دیدن رئیس هو ‫که یه راه حلی پیدا کنیم

‫مایلین با ما بیاین؟

‫نه نه

‫آقای جو موضوع رو بهم توضیح داد

‫و یه چیز دیگه هم بگم

‫از اونجایی که شرکت با بحران روبرو شده،

‫نیازهای شخصی ـتون رو فراموش کنین،

‫و فقط به آینده شرکت فکر کنین. باشه؟

‫چشم، عمو

‫خیلی خب. بعدا می بینمتون

‫بریم

‫بله؟

‫خوش اومدین

‫چیزی که خیلی نگرانش بودم ‫بالاخره اتفاق افتاد

‫با شرکت ایتالیایی تماس گرفتین؟

‫بله ‫چی گفتن؟

‫توی قرارداد،

‫یه بند قید شده که خانم چویی...

‫و مدیر آن نام جین تا زمان شروع فروش، ‫مسئول پروژه ـَن

‫پس اگه قرارداد نقض بشه،

‫باید بخاطرش جریمه زیادی پرداخت کنیم

‫فقط یه راه حل وجود داره

‫باید استعفات رو رد کنیم...

‫و به شرکت ایتالیایی اطمینان بدیم که تو...

‫روی این پروژه کار میکنی

‫همچنین، برای اینکه که ثابت کنیم ‫خانم چویی حالش خوبه...

‫باید کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنیم

‫فکر نکنم برگزار کردن کنفرانس مطبوعاتی ‫ایده خوبی باشه

‫من موافقم

‫میتونم تا زمانی که وضعیت روبراه بشه ‫صبر کنم

‫اما اگه خانم چویی ‫تو کنفرانس مطبوعاتی شرکت کنه،

‫ممکنه مشکل بزرگتری به وجود بیاد

‫باید تو کنفرانس مطبوعاتی شرکت کنه

‫فقط اگه خانم چویی تو کنفرانس مطبوعاتی...

‫به شایعات خاتمه بده ‫همه چی به حالت عادی برمیگرده

‫چی شده؟ ‫تو دردسر افتادیم رئیس

‫دردسر؟ ‫آقای جو، مدیر اجرایی جدید،

‫دستور تشکیل جلسه اضطراری هیئت مدیره داده

‫برای چی؟

‫اون... در مورد برکناری شماس

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ای بابا عجبا

‫خوش اومدین ‫خوش اومدین

‫چرا انقدر طولش دادین؟

‫میدونین وقتی منتظر شما دوتا بودم ‫چند تا لیوان آب خوردم؟

‫باید صبر میکردیم تا وقت ناهار برسه

‫وقتی شرکت تو شرایط بحرانیه ‫نباید از زیر کار در بریم

‫ببخشید. برامون دوتا آیس آمریکانو بیارین

‫نه، سه تا ‫و مال من یخِ بیشتری داشته باشه

‫یه کم قبل منشی رئیس هو...

‫داشت فیلم دوربین مداربسته ‫و همه چی رو چک میکرد. نکنه...

‫شما دوتا به خبرنگارا گفتین؟

‫چی داری میگی؟ ‫نه!

‫نه نه ‫ترسوندین منو

‫چرا مثل دزدای گناهکار ‫انقدر واکنش نشون میدین؟

‫دزدای گناهکار؟

‫کار ما نبوده

‫نکنه، خودت به خبرنگارا گفتی؟

‫من نگفتم

‫خبرنگارا اومدن پیشم،

‫اما بهشون گفتم مزخرف نگن ‫و دکشون کردم

‫دارم راستشو میگم

‫راستشو میگین؟

‫دوربین های مداربسته که نمیتونن صدا ضبط کنن

‫چطور میتونیم حرفتونُ باور کنیم؟ ‫درسته

‫اتفاقی برای شرکتتون افتاده؟

‫این به تو ربطی نداره

‫یه نفر اومد اینجا و گفت منشی رئیسه...

‫و فیلم دوربین مداربسته رو ازمون گرفت

‫آیگو. کارمون تمومه

‫حالا باید چیکار کنیم، جیونگ؟

‫ایشش. چیکار کنیم؟

‫تو باید مسئولیتشو به عهده بگیری، آقای جو

‫چی شده رئیس؟

‫حالت تهوع گرفتم

‫غذام خوب هضم نشده

‫چرا یهویی حس میکنم مریضم؟

‫یعنی چی؟ همدردی تهوع صبحگاهی داری؟

‫چی؟ تهوع صبحگاهی؟

‫ای وای. جریان چیه؟ ‫کی تهوع صبحگاهی داره؟

‫اوه، یونجی باردار شده؟

‫نه. کی اینو گفته؟

‫فقط ناراحتی معده دارم

‫چطور پیش رفت؟

‫پروژه همکاری که لغو نشده؟

‫این اتفاق نمیفته

‫استعفایِ همه ـتون رد شده

‫باید روی پروژه همکاری با شرکت ایتالیایی ‫تمرکز کنیم...

‫تا وضعیت به حالت عادی برگرده

‫وای. تو دردسر افتادم

‫آخه بخاطر اینکه استعفا داده بودم ‫به مدیر چویی حرفای تندی زدم

‫احتمالا الان ازم بدش میاد

‫جین آه، میشه پیشش یه کم ازم تعریف کنی؟

‫نگران نباشین

‫بخاطر مسائل شخصی ‫باهاتون یه جور دیگه رفتار نمیکنه

‫چرا دستور تشکیل جلسه اضطراریِ ‫هیئت مدیره داده شده؟

‫منم میخوام بدونم ‫رئیس هو که کار اشتباهی نکرده

‫چرا میخوان از جایگاه ریاست برکنارش کنن؟

‫اگه رئیس هو اخراج بشه،

‫کی رئیس میشه؟

‫این اتفاق نمیفته

‫درسته

‫بهتره که ساکت باشیم و کارمونُ کنیم

‫بله؟ ‫مان سوک

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left