Esimesed 200 rida.
«« جریان »»
: با شرکت
: موسیقيِ متن «آندراش زولوشی»
: مدیرِ فیلمبرداری «شاندور شارا»
: نویسنده و کارگردان «ایشتوان گال»
البته مدارهايِ معمولی ،همچین نقاطی ندارن
به همین علت نمیشه .صحبت از یک مدارِ مطلق کرد
الان مُخ هايِ دنیا میخوان بدونن چه وقت .دومین فضاپیمايِ «وُستوک» به فضا فرستاده میشه .وُستوک : نامِ فضاپیماهایی که توسطِ شوروی طراحی و به فضا فرستاده شد] ،یوری گاگارین» و «والنتینا ترشکووا» نخستین مرد و زنِ فضانوردِ جهان» [.توسطِ فضاپیماهايِ وُستوک به مدارِ زمین سفر کردند
!وای چه نازه - .تلمبه بزن یه کم آب بیاد -
!برو خونه ات ببینم، هاپو
!چه خوبه
.حرارت بالايِ 37 درجه ست !تقریباً مثلِ دمايِ تب می مونه
!بیایید بیرون
!از صدامون شناختمون
!درود بر استاد
!چقدر میدی مدلت بشم؟
واسه همچین مترسکی !پول هم بده؟
.لویا»، من ساک و وسایلِ سفرت رو آماده کردم» میخوای کجا بذارمشون؟
،موقعِ رفتن، ماشین رو میاریم داخل .میذاریمشون تويِ ماشین
.مراقبِ خودتون باشید !تويِ آب هايِ عمیق نپرید ها
گوشِت با منه، پسرم؟ - !بیا دیگه! کجایی؟ -
.«سلام، عمه «آنا - .سلام بچه ها -
!پسرنما» کجاست؟»
.رفتیم واسش سوت زدیم .ولی انگار منزل نبود
یه تیکه هم .بده به من
مسابقه چطور بود؟ - !افتضاح -
گُلی هم زده شد؟ - !شاید یکشنبه يِ بعدی بزنن -
!استاد !نشانِ افتخار تقدیم به شما
تو همیشه چیزهايِ مهم رو .به شوخی برگزار میکُنی
این چه موسیقی ایه؟ - .«ویوالدی» -
البته اگه اصلاً اسمش رو شنیده باشی !و بدونی کی بوده
اتفاقاً موقعِ جدول حل کردن !به اسمش برخورد کرده بودم
پس بگو کی بوده؟ - !«یه کشیش تويِ «ونیز -
ویوالدی» کسی بوده که اولین قطعه موسیقی رو» .برايِ ویولن ساخته. تويِ قرنِ هجدهم زندگی میکرده
تو باید به جايِ جدول حل کردن، بری سراغِ !چیزهايِ جدی تر و مطالعه ت رو بیشتر کُنی
!بِرسی»، منو میذاری سرِ کار، آره؟» !صبر کُن ببینم
!پاس بده این طرف
!صبر کُنید من هم بیام
!یالا بیایید بچه ها
!یالا هِد بزن
!بگیر که اومد
!سمتِ چپ رو داشته باش
!ای ول
!لگدشون نکُنید ها
!گُل شد دیگه، آره؟ - !آره گُل شد -
!گُل !حالا دو به یک شدیم
چت شده، «بِرسی»؟
!نذارید گولتون بزنه، بچه ها !الان غلغلکش میدم
!داشت فیلم بازی میکرد
!بگیریدش
!نذارید فرار کُنه !جلوش رو بگیرید
!بگیر ببینم !بگیر ببینم
!اونجا رو نگاه
اون پسره دیگه کیه؟ - !من چه میدونم؟ -
دوچرخه ها رو .بذاریم همینجا
!اینجا ساحلِ طلایيِ خودمونه - .خیلی قشنگه -
!ارزشِ یه شنايِ حسابی رو داره .بچه ها هم اینجا هستن
!آهاااای
میترسی؟ - !وحشتناک -
میخوای کمکت کُنم؟ - .نه، ممنون -
بیا تا به هم .معرفیتون کُنم
این «کارِچ»-ه که واسه .دانشکده يِ تربیت بدنی درخواست داده
اون «بِرسی»-ه که تويِ ... امتحاناتِ سالِ دوم مردود شد
و حالا تويِ یه مغازه .یه عنوانِ پادو کار میکُنه
.گابی» میخواد زیست شناسی بخونه» .شعر هم میگه
لاسی کرالی» هم به رشته يِ» .فیزیکِ نظری علاقه داره
تويِ المپیادهايِ مختلف .جوایزِ زیادی بُرده
،و «لویا» که الان داره گِل بازی میکُنه .میخواد در آینده مجسمه ساز بشه
.بچه ها، این «زولی»-ه .دانشجويِ پزشکیه
.این هم «بِبه»ست
.سلام، من «زولتان زِکلی» هستم
خجالت میکِشی؟ .بیا بگیر بشین
!با کمالِ میل !مایه يِ افتخاره
اهلِ «بوداپست» هستی؟ - .اونجا درس میخونم -
این چه کتابیه؟
!بِبه»، تو هم بیا» !خیلی باحاله
آثارِ «کامو» رو دوست داری؟ - .همینطوره -
!این یارو رو دیگه از کجا پیدا کردی؟ - .همسایه يِ جدیدمونه -
!برو اون ور
حالا چرا با خودت آوردیش اینجا؟
!یالا هِد بزن
.دانشگاه منو پذیرش کرده - !جدی؟! پس حتماً خیلی خوشحالی؟ - !اوه، آره -
!اینقدر لاس نزن !گُل خوردیم
اجازه هست سیگار بکِشم؟ - .البته -
.ما همدیگه رو نمیشناسیم .من «زولتان زِکلی» هستم
.من هم «کارِچ» هستم
رختکنِ-تون کجاست؟ - .پُشتِ اون درخته -
.ممنون
.اصلاً آداب معاشرت سرت نمیشه - !میدونم -
.تنهام بذار
!لاس زدن قدغن
!عالیه
!بیا اینجا
.سلام، من «زولتان زِکلی» هستم
.بیا بگیر رويِ این بشین
!میخواین شما تیرکِ دروازه بشین؟ - !دست از سرشون بردار -
اجازه هست؟ گابی»، پُشتم رو کِرِم میمالی؟»
میای باهامون بازی کُنی؟ - .با کمالِ میل -
پوستت همین حالاش هم !خیلی خوشگل برنزه شده
!گُل
چی شده؟ - .هیچی -
.گابی»، من منظوری نداشتم»
!آهااااااااای !بگیرید که اومد
تو نمیای؟ - .نه، فعلاً نه -
!بیا ببینم، حکیم باشی
.اینقدر اذیتش نکُن
عجب گِلِ با حالی !اون ته-ه
.نوبتِ توئه
،پس چی شد !حکیم باشی؟
!اینقدر ترسو نباش
!آهااااای، چطوری عمو «میشکا»؟
.بِبه»، وسایل رو بیار»
!یالا بچه ها !بیایید چوب و ترکه جمع کُنیم
!چقدر جالبه
.بیایید
.یه پیاز بنداز اینجا
میخوای تويِ رشته يِ فیزیک تحصیل کُنی؟
کِی قراره بری «بوداپست»؟ - .سه شنبه -
راستی، کارِ «گابی» به کجا رسید؟ - .دانشگاه اونو هم پذیرش کرده -
حالا باید کِی برید «بوداپست»؟ - .همین چند روز دیگه -
.یه لحظه وایسید، بچه ها .بذارید ازتون عکس بگیرم
!بی حرکت
پس «گابی» کجاست؟ - .لابد رفته ترکه جمع کُنه -
!بی حرکت باشید
.من میرم ببینم کجاست
!«گابی»
مارکش «آلتیکس»-ه؟ .دوربینِ من «زِنیت»-ه
هنوز برنگشته؟ - .نه -
.حتماً رفته خونه - چرا باید این کار رو بکُنه؟ -
.قیافه اش ناراحت بود - واسه چی ناراحت بود؟ -
!چه میدونم
.لابد یه جا قایم شده .میخواد ما رو بترسونه
شاید هم شنا کرده .اون دستِ ساحل
گابی»، کجا هستی؟» !بچه بازی درنیار دیگه
گابی»، بچه بازی رو» !بذار کنار دیگه
.لباس هاش اینجا هستن
!خداوندا ... نکُنه که
داری کجا میری؟ !دیوونه شدی؟
.بیایید
.ما چهار نفر بریم اون دستِ ساحل رو بگردیم .دخترها همینجا بمونن
.باید پلیس رو خبر کُنیم
!صبر کُن
تو یکی از دوچرخه ها رو بردار .و برو شهر
!گوش کُنید
.من میرم ببینم صدايِ چیه - .صبر کُن! شاید رفته باشه خونه اش -
.لباس هاش رو بردارید
!بیا دیگه
بهتره ببینیم .داخلِ منزله یا نه
تو هستی، «بِرسی»؟
گابی» هنوز برنگشته خونه؟» - مگه شما با همدیگه نرفته بودین؟ -
.خُب من ... زودتر برگشتم - نمیخوای واسش پیغام بذاری؟ -
.نه، ممنون .دستتون درد نکُنه
!حالا چکار کُنیم؟ - !تمومش کُن - !حالا چکار کُنیم؟ -
.بیایید بریم کلانتری
.شاید موج بیارتش بالا
لازمه اون دورتر رو هم بگردیم؟
.امواجِ آب دارن همینجا حلقه میزنن
.شاید زیرِ قایق موتوری باشه
.حالا میریم یه نگاهی میندازیم .برید بچه ها
.حتماً سوارِ اون یدک-کِشه شده
آخه اون پیرمرده همیشه .ما رو سوار میکرد
گشتِ ساحلی؟
.من «لاسی کرالی» هستم
،وقتی که ما داشتیم تويِ رودخونه شنا میکردیم .یه شناورِ یدک-کِش از کنارمون رد شد
«شاید «گابی .سوارش شده باشه
بهمون زنگ میزنید؟
.متشکرم
عکسِ پدرته؟
حتماً «گابی» سوارِ یدک-کِش .رفته اسکله بارگیری
بدونِ اینکه هیچی بگه؟
.دستتون درد نکُنه
.بفرمایید چایی بخورید
.«تو هم همینطور «بِبه
فکرِ خوبیه. شاید چون زیاد .تويِ آب موندیم متوجه نشدیم
،«منزلِ «کرالی .بفرمایید
شما هستی، بابا؟
.نه، مامان هنوز نرسیده
شما شب کار هستین؟
پس قراره هر دو نفرتون شیفتِ شب بمونین؟
یه لباس واسه شما؟
.باشه، به مامان میگم .شب بخیر
.سلام، مامان - بابات تماس نگرفت؟ -
چرا، زنگ زد گفت موقعِ برگشتن .یه لباس واسش بِبَری بیمارستان
.فردا روزِ تولدشه .یه کتاب هم آوردم که تو بهش هدیه بدی
معایناتِ سرطان .امروز حسابی خسته ام کرد
.سلام، بچه ها
چرا دارین از این عرقِ آشغال میخورین؟
،ننه جان .بیا اینجا کمکم کُن
،«الو؟ منزلِ «کرالی .بفرمایید
،راستی، تويِ راه که میومدم منزل .شنیدم یه نفر غرق شده
.خواهش میکُنم
کی بود؟
.اشتباه گرفته بود
!برو دنبالش دیگه
!گورِ پدرش
لباسِ بابا رو .فراموش نکُنین
باشه، ولی نمیتونم .مجله يِ پزشکی رو پیدا کُنم
چیزی میخوای به من بگی؟ - .نه مامان، چیزی نیست -
،باید از همین حالا وسایلت رو جمع و جور کُنی .تا مجبور نشی لحظه يِ آخر هول هولکی ساکِ-ت رو ببندی
.شب بخیر، بچه ها
No comments yet. Be the first to leave one.