Esimesed 200 rida.
.این اوضاع شب جمعه در شهر منه
اون برو بچزی هم که پشت سرمن .درواقع همسایههامن
.مغز
خب، حتما میپرسین چرا همه دیوونه شدن؟
و چجوری من بین این دوتا موجود عجیب گیر کردم؟
.راستش، فضاییها سر و کلهشون پیدا شد
.خیلیخب، بذار برگردیم عقب
* دیــروز *
دارم بهت میگم یه اتفاقاتی .بین من و "لورِلای" داره میوفته
.میتونم اینو با استخونام حس کنم
.استخونات؟ آره خیلی حال میده - .اصن گوش نمیدیا -
.اصن به حرفام گوش نمیدی .خیر سرت مثلا رفیقمی
"چی؟ ببین، "لورِلای .اونجوری ازت خوشش نیومده که
.اگرم اومده باشه، تا الان باید بیخیالت شده باشه
.دارم میگم فکر کنم خوشش اومده .احساس میکنم فقط به یه تلنگر احتیاج داریم
.اون تازگیا پشت سرهم میاد خونهی ما
.خب واسه اینکه علفهاشو خونهی تو قایم کرده
تو از کجا میدونی؟ - چون باباش یه دانشمند مسیحیـه -
"و چون همه بهت میگن:"جاساز کنِ دخترـه
.نه
واقعا مردُم اینجوری صدام میکنن؟ - .همیشه -
.اینجوری که یه احمق به حساب میام - .خیلی هم زیاد -
اونوقت تو چی بهشون میگی؟ پشتیبانی منو میکنی دیگه، آره؟
.نه
..."پارمیندر" - هان؟ -
،وظیفهی تو بهعنوان یه دوست ...اینه که جلوی بقیه منو خوب جلوه بدی و وقتی
!خدای من - شوخیت گرفته؟ -
.پسر، تو یه رفیق افتضاحی
.باشه بابا
شاید اون به این دلیل علفهاشو داده من نگه دارم .تا یه بهونهای باشه که هر وقت خواست بیاد پیش من
تو اینجوری فکر نمیکنی؟ - .نه -
.احتمالا همینطورـه .تازگیا با اشارات بدنش بدجوری دلبری میکنه
...خب، اگه از اشارات بدنش استفاده کرده، پس - ."هی، سلام، "لور -
.آره، واقعا اشارات بدنش قابل لمس بود
.خفه بابا
.بووو
."وای، خدا. سلام، "میلان - سلام، "پِترا". چطور مطوری؟ -
خوبم. تو چطوری؟ - .خوبم -
.امشب وقتشه - .آره. آره، اصن نمیتونم صبر کنم -
.اولین جشن خونآشام .عاشقش میشی
راستش، شنیدم جشنهای ...خونآشامی یجورایی خشنه. میخواستم
.هی، اینجا کمد منه - .برو گمشو -
،ببین، اگه ترسیدی .مجبور نیستیم انجامش بدیم
.چی؟ نه، نترسیدم
.دوست دختر خودمی دیگه. بیا بریم - .باشه -
.هی، اگه میشه کمدمو لازم دارم - "!گفتم "برو گمشو -
...اوه بهتره - .بیا بریم -
.دیگه سر راه من سبز نشو، ترسوخان
.بیخیال
آقای "کلِر"؟ - .وقت استراحت معلمهاست -
چی؟ - .من الان تو تایم استراحتم -
.وقت استراحت معلمهاست
.وقت استراحت معلمهاست
.وقت استراحت معلمهاست
محض رضای خدا. اگه یه ظرف .خالی از خون دیدین، لطفا یکی دیگه جاش بذارین
.میشه دیگه همینکارو کنیم؟ پس همینکارو میکنیم
.نگاه کن تو رو خدا
.آقای "کِلر"، یه سوال درمورد مقالهم داشتم
.فکر میکنم تو نمرهدهی یه اشتباهی پیش اومده
اوه، بذار حدس بزنم. تو فکر میکنی توی نمرهدهی یه اشتباهی پیش اومده
،چون به خیال خودت ،یه مقاله عالی نوشتی
.اونوقت یه نمرهی بد نصیبت شده درسته؟
...دقیقا همینطورـه. آآآم
.و ازتون میخوام که عوضش کنین
هنوز دوزاریت نیوفتاده، "نِد"؟ .همیشه که همهچی تو زندگیت تحت کنترلت نیست
گاهی وقتا آدما دلشون نمیخواد .اونکاری که تو میخوای رو انجام بدن
گاهی وقتا تو اونارو وینک میکنی .ولی اونا تو رو وینک نمیکنن
وینک دیگه چیه؟ - .منظورم همون دنیای بیرحمه
بهتره قبل از اینکه ایدهی غلط بدی اول از اون درس بگیری. باشه؟
ببینم دونات هم نداریم؟ دونات هم نداریم؟ هان؟
حتی یه دونه هم واسم نگه نداشتین؟ فقط یه دونه دونات؟
!نه، من نصفه دوناتِ تو رو نمیخوام !یه دونات کامل میخوام
!جراتشو نداری. لعنتی جراتشو نداری
!باورنکردنیه
.بیخیال، مرد !انصافت کجا رفته
.لعنت بر شیطون
پس، دارین میگین که ،شما عمداً از مقالهم غلط گرفتین
تا بهم درس زندگی بدین؟
نِد"، من واقعا متاسفم. آخه" ...تعداد زیادی از بچهها به این مدرسه میان
منم واقعا دلم میخواد ،اونا رو به کمدهاشون زنجیر کنم
.جوریکه خیالم راحت باشه که فرار نمیکنن
.بعدش یه دسته دینامیت ول بدم طرفشون .عین همون دینامیتهای قدیمی
دلم میخواد بندازمشون تو سالن .و کل مدرسه رو بفرستم رو هوا
.بعدشم چندتا از معلمها رو ببخشم .البته نه این حرومزاده رو
!توئه لعنتی رو باید بخورم
."ولی تو، تو فوقالعادهای، "نِد
باید بگم تو بهترین دانشآموزی هستی که
در این 97 سال سابقه تدریسم .توی این مدرسه خرابشده، داشتم
.واوو
...و به همین دلیل بود که من
رویاهات رو خراب کردم و .به عنوان یک موجود زنده تو رو درهم شکستم
.متوجه نمیشم
."این مقاله یه شاهکارـه، "نِد
،اصن باید قابش کنیم و بذاریمش توی موزه .بذاریمش تو بخش مقالاتِ بزرگ
نمیدونی از اینکه یه همچین "اف"ـی .نصیبم بشه چقدر خوشحال میشم
.این "اف" مخفف تفریحِ
.تفریح من
رفیق، واقعا دیوونهکنندهست. ببین، وقتی توی .چشمام نگاه میکنه، انگار زمان متوقف میشه
.اون اصن تو چشمات نگاه نمیکنه
ببین، پسر. فقط باید خفه خون بگیری و .بخاطرش یه کاری کنی
باشه، مثلا چیکار کنم؟ - .چمیدونم، برو بخاطرش غارنشین شو -
،بعدش بیا با چماق بزن تو سرش
!...بکشونش توی غارت و بعدشم
.خیلی خشنی
خیلی خب، باشه. پس دفعه بعد .که دیدیش، فقط دست بذار روی رونِ پاش
دست بذارم روی رونِ پاش؟ - .از ساندویچ گوشت دنده لذت ببر -
اون "لورِلای"ـه. خب؟ .نمیخوام فقط دست بذارم روی رونِ پاش
،میدونی چیه؟ هفته پیش ."من دست گذاشتم روی رونِ "کتی مورچ
.اونم نشست روی صورتم، داشی .منم با دماغم یه حال اساسی بهش دادم
،خب بابا، اول اینکه .اصن نمیدونم منظورت از این حرف چی بود
.دوم اینکه "کیتی مورچ" یه هرزهست
.پسر، انقدر درمورد مردم زود قضاوت نکن
مگه از دخترـه خوشت میاد؟
.یه جورایی آره - ازش خوشت میاد؟ -
میشه یکم سوپ "گاسپاچو" بهم بدین؟
.اینجا از مغز خبری نیست
اونجارو دیدی؟
.وای، خدای من
.آره، اگه منم بودم ازش نمیگذشتم
.امروز قراره با تیم شما شاسکولا بازی کنیم
باید اعتراف کنم دوبار رفتم توی حیاط و .گرفتن توپهای بلند رو تمرین کردم
هرچند اگه مربی بخواد اون "پارمیندر" عوضی رو .بیاره تو بازی باید سه بار تمرین میکردم
.خبرم اینجا نشستما
سلام، "پترا". شنیدم .امشب میخوای بری به مهمونیِ خونآشامها
منم همیشه دلم میخواست .یه روزی برم مهمونی خونآشامها
."خب واسه اینه که خودت یه پا خونآشامی،"لِنارد
.نیستم
میشه منم با تو بیام؟ .میتونیم بابام "کیا" رو هم ببریم
،آره، دلم میخواست ببرمت .ولی یهجورایی قراره با "میلان" برم
.دروووغ. "میلان پیلاژ"؟ اینکه عالیه
.وای خدای من. نگاش کن .مطمئنم قراره باهاش بخوابه
.آره، بهتره با خودت کاندوم ببری
اگه واقعا اونو نمیشناسی، محض اطلاعت .باید بگم که "میلان"واقعا آدم خوبیه
یهبار دیگه سرراهم سبز شو .اونوقته که حتی جنازهتم پیدا نمیکنن
.برادرت بد کسخولیهها
.میدونم
.ممنون
اولین باری که توی زمین .واسه "چز" توپ انداختم، سرعتش خیلی بود
.دهنش سرویس شد - !ای، تو روحش -
چیه؟ - .ریک" اینجاست" -
.آره خب، اون امسال اسپانسرِ تیمـه
این کثافت مامانمو اخراج کرده و هر وقت .این عوضی رو میبینم، این قضیه رو به روم میاره
.بیخیال، پسر
.حالا هرچی .احتمالا الان دیگه منو نمیشناسه
.بفرما، پسر
.موسسه "ملفستا" به شما گرگها خوشآمد میگه
.تبریک میگم
.هی! من تو رو میشناسم ."تو پسر "پگ پارکری
باگ"؟ "بگ"؟ "تگ"؟" - .اسمم "دگ"ـه -
.آهان "داگ". آره، درسته - ."دگ" -
.مادرت تو کارش حرف نداشت پگ پارکر". الان حالش چطوره؟"
.اوه، خوبه .مشغول خونهداریه
عه، چند وقته که بیکار شده؟
.آآآم، از همون موقع که از کارخونه اومد بیرون
خب چرا دوباره از کارخونه اومد بیرون؟ .وایسا، وایسا. فکر کنم جوابشو خودم بدونم
.چون من اخراجش کردم - .آره. تو اخراجش کردی -
.نباید سعی میکرد که زامبیهای منو متحد کنه
آره، حالا میشه یه یونیفرم بهم بدی؟ - .ایدهی خیلی بدی بود -
میشه یونیفرم تخمیمو بدی برم؟ - !"پارکر" -
.این لحن حرف زدن لازم نبود
.بیا اینجا پسر. میخوام باهات حرف بزنم
.بیا اینجا. گوش کن
.من درک میکنم
میدونی، خودم یادمه که دوران دبیرستان .چجوری بود. خیلی سخت بود
مخصوصا برای آدمای !گنده، قدبلند و حرومزادههای مث تو
.من که باهاش مشکلی ندارم - .باشه، باشه -
.من از هیکلم خوشم میاد - .خیلیخب -
.بذار یه کمکی بهت کنم .یه نصیحتی برات دارم
.انقدر منفی گرا نباش باشه؟
نیمه پر لیوان رو نگاه کن. تو زمان بیشتری .گیرت اومد که میتونی با مامانت بگذرونی
منم یه منشی جدید گیرم اومد .که میتونم باهاش سکس هم کنم
.اونم با سالارم
.خیلی از آدما با سالارشون سکس میکنن
،شاید بپرسید چطوری از اینجا سردرآوردم
مربی "پُلسیفر" ازم خواست که بیام اینجا ،و چند کلمهای براتون حرف بزنم
.واسه همین منم اومدم
ازتون میخوام تو چشم بغل دستیـتون .نگاه کنید. یالا. نگاه کنید
.و بعد از من تکرار کنید
".تو هم تیمیِ من نیستی"
.تو هم تیمیِ من نیستی
".تو دوست من نیستی"
!تو دوست من نیستی
"تو دشمن منی"
".و باید نابود بشی"
!تو دشمن منی و باید نابود بشی
.آروم باش، رفیق
.بازندگان و برندگان، بچهها .اینا چیزایی هستن که آمریکا رو عالی جلوه میدن
،منو ببینید، وقتی برای اولین بار به "دیلفورد" اومدم عملکرد ماشینآلات گوشتی ضعیف بود
.و من یه فورد تائوروس میروندم
ولی الان بازار گوشت دنده رو .انگشتای من و کارخونهی "ملفستا" میچرخه
.و یه پورشه باکستر قرمز رنگ رو میرونم - !وووو -
چطوری؟ مُردههای گرون قیمت رو اخراج کردم .و بجاشون زامبیهای ارزون قیمت رو آوردم
.چرا؟ چون من اومدم اینجا تا برنده باشم
از شما 25 نفری که امروز اینجا نشستین
.23نفرتون زندگی کاملا پوچ و بیمعنی خواهید داشت
،برای اون دونفر دیگه .این سفر یه سفر متفاوت خواهد بود
.یکی از اونا بدون هیچ دلیلی میمیره .پوووف. هیشکی هم نمیفهمه چرا
،مثلا در اثر سکته قلبی، آنوریسم .یا توی پارکینگ مرکز خرید چاقو میخوره
.بنگ. میمیره
،ولی اون یکی پسر ،حالا هرکدومتون میتونید باشید
No comments yet. Be the first to leave one.