Esimesed 175 rida.
نه، درک میکنم
ولی آوا، عزیزم، هتل خودش تجهیزات اسنورکلینگ داره
آخه چطوری میخوای فینها رو توی ساکِ دستیت جا بدی؟
این تنها ساکیه که با خودمان میبریم
عزیزم، من دیگه باید برم
باشه
ویل
و اینجا هم اتاق استراحت اینترنهاست
تا جایی که میشه زمان کمی رو اینجا میگذرونید
و تا جایی که میتونید همراه من در بخش اورژانس هستید
امروز روز خوبی میشه
خب، چهار تا موتورسوار داریم
که هیچکدومشون نمیدونن دارن چیکار میکنن
ولی شماها به خوبی ازشون مراقبت میکنید، مگه نه؟
مثل همیشه
بیاین روز رو شروع کنیم
باید آزمایشهای کامل اون یکی آماده باشه
باشه
دکتر مارتین، دکتر بیلی دنبالتون بود
باشه، ممنون
و دکتر مورفی ازتون میخواد نگاهی به اون نوار قلبی که براتون فرستاده بندازید
اوه آره، اون رو گذاشته بودم برای توی راه که دارم میرم خونه
مریض اطفال در اتاق چهار، وضعیت موجودی آبنبات چوبیمون چطوره؟
ردیفه، پره
من براش میبرم، ولی شما باید این رو امضا کنید
و شما هم دیگه باید زود برید، برید، برید
آه، دکتر بیلی
جسیکا، تو الان دیگه باید توی تعطیلات میبودی
مجبورم نکن اون تبلت رو با زور از دستت بکشم بیرون
باشه، دارم به سمت در میرم
وقتی فیجی هستی یه لطفی در حق من بکن
اولویتهات رو یادت نره
استراحت کن، گوشی رو کنار بذار و وقتت رو با خانواده بگذرون
نه
اوه، درسته، همون کیک عسلی معروف
بدون اون روم نمیشه برگردم اینجا
آوا
رمان جدیدم رو هیچ جا پیدا نمیکنم
همونی که عکس کاپکیک روی جلدشه؟
گذاشتمش کنار
داشت گشنهم میکرد
بیا، بذار کمکت کنم
نه، خودم برمیدارم
چیزی نیست
آها، ایناهاش
وایسا ببینم، صندلهای من اینجا چیکار میکنن؟
اوه، برای مراسم "لووُو"
چی؟
"لووُو"، یه جور مهمونی محلی تو فیجییه
مردم برای اون مراسم لباسهای شیک میپوشن
حداقل وقتی من اونجا بودم اینطوری بود
مامان، تو با یه خانواده زندگی میکردی
اینجا یه استراحتگاه بزرگ و لوکسه
قول بده توی این سفر بیخیال و آروم باشی
خب، اگه آماده باشم، بیشتر میتونم آروم باشم
حتماً کارنه
سلام
باورم نمیشه این همه راه رو تا اینجا اومدی
تو الان باید خونه باشی
پاهات رو دراز کرده باشی و فیلمهای کمدی رمانتیک ببینی
خب، نمیتونم بذارم بدون تجهیزات مناسب
بری تعطیلات
تادا
اوه، این عالیه
اوه، وقتی داریم اسنورکلینگ میکنیم میتونم عکس بگیرم
هر کاری برای دخترخوندهی عزیزم میکنم
دوستت دارم
بیا، بیا بشین
خیلی خب، منم یه چیزی برای تو دارم
اوه
آره
سر زدم به بیمارستان
تا کارهای اداری مرخصیم رو انجام بدم، یه سری شایعات شنیدم
اوه، چی شنیدی؟
دکتر رابرتسون بورس تحصیلی "شیلینگ" رو برنده شد
این فوقالعادهست
واو، باید بهش پیام بدم
جدی؟
اولین چیزی که به ذهنت رسید این بود که بهش پیام بدی؟
چرا که نه
اوه
آره
قراره اون پزشک ارشد جدید بشه
خب، نفر بعدی توی صف کیه؟
شنیدم هنوز قطعی نشده
ولی یه رقیب جدی وجود داره
من؟
بیخیال
تو دکتر خیلی خوبی هستی و با همه هم کنار میای
ترفیع گرفتن افتخار بزرگیه
ولی یه جورایی برنامههام رو بهم میریزه
همون مطب خصوصی؟
کارن، من در این مورد جدیام
هفتهی پیش داشتم دنبال دفتر میگشتم
اینطوری ساعت کاری دست خودم بود و وقت بیشتری برای آوا داشتم
اگه پزشک ارشد بشم، مسئولیت با منه
حقوقش بیشتر میشه، ولی ساعتهای کاریش
هی، داری برای کسی که خودش درد کشیده روضه میخونی
مطمئن نیستم تا کی بتونم توی اورژانس دووم بیارم
مخصوصاً وقتی این مرد کوچولو به دنیا بیاد
این مرد کوچولو جوری به نظر میرسه
که انگار همین الان وسط پذیرایی من میخواد به دنیا بیاد
آره، واقعاً
چطور ممکنه هنوز سه هفته دیگه وقت داشته باشم؟
دیوید کی برمیگرده؟
تا وقتی ۳۹ هفتهم نشه، بهش مرخصی نمیدن
بهت بگم، بارداری سخته، ولی خیلی سختتره
وقتی شوهرت اون سر دنیا روی یه ناو جنگی باشه
میتونم سفرم رو عقب بندازم
نه، من نمیتونم به دنیا اومدن پسرخوندهت رو عقب بندازم ولی
نه، نه، نه
تو یه ساله که برای این سفر برنامه ریختی
میدونم فیجی چقدر برای تو و گرگ مهم بود
اونم دلش میخواست این تجربه رو با آوا شریک بشی
آره
خب، وقتشه روی آینده تمرکز کنی
فکر کن زندگیمون تا یک ماه دیگه چقدر متفاوت میشه
برای همهمون
بولا، بولا، بولا
فکر کنم یعنی سلام
سلام، خداحافظ، خوش اومدید، ممنون، سلامت باشید
و شاید چند تا کلمهی دیگه که یادم رفته
خلاصه کلام، کلمهی خوبیه که آدم بلد باشه
بولا، به هتل و اسپای (نامفهوم) خوش اومدید
ممنون
بولا
بولا
یه "سالو-سالو" میل دارید؟
اوه، نه، خیلی لطف دارید
فکر کنم تا ساعت تخفیف صبر کنم
این نوشیدنی نیست
داشتم بهتون "سالو-سالو" تعارف میکردم، یعنی گردنبند گل
آها، باشه
آره، انگار زبان فیجیاییم یه ذره نم کشیده
ممنون
میتونم عکس خوشآمدگویی ازتون بگیرم؟
آه، میدونید، اون ترجیح میده عکس بگیره
تا اینکه توی عکس باشه
اوه، کاملاً درک میکنم
منم همینطورم
دوربین قشنگیه
ممنون
اوه، انگار پدرم آمادهست تا کارهای پذیرشتون رو انجام بده
ممنون
بولا
بولا
دنی
گلها واقعاً سلیقهی خوبی بود
خب، خوشحالم که خوشتون اومده
خانم مارتین
بسیار خب، میبینم که برای شما
یه ویلای اختصاصی با حیاط خلوت رزرو کردیم
با دسترسی به استخر و ساحل
میبینید؟ اون همه چیز رو بلده
خب، پنجشنبه برای مراسم "لووُو" به ما ملحق میشید؟
به هیچ وجه از دستش نمیدم
عالیه
اوه، و آخر همین هفته یه نمایشگاه
هنر و عکاسی هم داریم
واو، خب، حتماً باید بهش سر بزنیم
نمیدونم تو رو، ولی من دیگه آمادهی استراحتم
تو ساک خودت رو بردار، منم مال خودم رو میگیرم
اممم... اوه
اوه، خیلی معذرت میخوام
مشکلی نیست
میبینم که توی انتخاب چمدان سلیقهی عالیای دارید
شما هم همینطور، دکتر
برچسب چمدانتون؛ "انجمن پزشکی آمریکا"، سندیگو
اوه، درسته
من جسیکا مارتین هستم، طب اورژانس، بیمارستان ریورساید
و اینم دخترم، آواست
سلام
سلام
ترور کوپلند، جراحی قفسه سینه
اوه، توی انجمن پزشکی، شما
No comments yet. Be the first to leave one.