Esimesed 200 rida.
...آنچه در «مرگ و دیگر جزئیات» گذشت
.من روفوسام تو هم باید ایموجین باشی
بزرگترین کارآگاه جهانی
اومدم تا به پروندهی مادرت رسیدگی کنم
!مامانی! نکن
!نـه
اینجور که فهمیدم تو تنها شاهد ماجرایی
،چیزی یادم نمیاد ولی میخوام کمک کنم
.کمک هم میکنی من و تو، دست به دست هم میدیم
چند وقته داری سبیل ویکتور سمز رو چرب میکنی؟
چی داری بلغور میکنی؟ - بهخاطر همین مادرم رو کشت -
سمز همهجا یه چشم و گوش داره
چشم و گوشهاشم همه کاری برای مخفی نگهداشتن هویتش میکنن
پدر، ما در این برههی شوم، چشم امید بهت داریم
!خداوندا
چرا برقها رو قطع کرد؟ چون چیزی نمونده دستش برامون رو بشـه
لیولین، چیکار داری میکنی؟
کیرا حقش بیشتر از اینا بود
تو! جناب بزرگترین کارآگاه جهان
حقیقت جلوی چشمت بود و تو شصتت خبردار نشد
دستت با ویکتور سمز توی یه کاسهست؟
اون یه چیزایی راجب مامانم و ویکتور سمز میدونست
این یعنی هرچی اون میدونست، تو هم دیدی و میدونستی. آخه تو هم اونجا بودی
.میخوام سیر تا پیازش رو بدونم هرچی که تو هجده سال پیش دیدی
وقتی بفهمی دیگه حالت ازم بهم میخوره
.بدتر از اینهاشم از سر گذروندم چیزایی که تو از جاانداختی رو میفهمم
تـقـدیـم بـه تـمـامـی بـیـنـنـدگـان عـزیـز
بهترینها را با ترافیک نیمبها از وبسایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
دسـترسی به زیـرنویسـهای ما از طریق لینک زیر ... :: @MZoneSub :: ...
:تـرجـمـه از مـحـمـد دانـشـور و زرتـشـت :..: Mohammad_IA & Zartosht :..:
:ایـنـسـتـاگـرام مـحـمـد دانـشـور :.: Mohammad_ia22 :.:
:تـلـگـرام :.: isco22bb :.: .:: zartosht_ch ::.
اوه، خدایا
چه خبره؟
اوه، اینا دیگه چیـه
اینجا چیکار میکنیم؟
خودت گفتی میخوای از سیرتا پیازش رو بدونی. اینم از شروعش
آره، وقتی گفتم "از سیر تا پیازش،" منظورم راجب پروندهی مادرم بود
درستـه
احتمالا میشنویش - چیو میشنوم؟
!خدایا این کوک ساعتتـه؟
نه! وقتی شش تا لیوان تپل ویسکی ...بزنی بالا و کصخل بازی دربیاری
این میشـه نتیجهش
لباسه رو یادت نره
،حافظـه بزرگ میشـه حافظـه کوچیک میشـه
انعطافپذیره
کلا حافظـه خیلی پیچیدهست
روفوس چه غلطی داری میکنی؟ خیر سرت قرار بود تا الان آماده باشی
و چی پیش خودت فکر کردی که پروندهی قتل کیرا اسکات رو قبول کردی؟
اصلا فایلهایی که روش کار کردم رو خوندی؟
،شش ماه از پرونده میگذره پلیسها هم که هیچی دستگیرشون نشده
عین خوردن معجون دردسر با دسر فاجعهست
خیال میکردم این دنیـه که دلش میخواست پرونده رو حل کنـه
،یادت رفته دیگه ما کـه هنوز ندیده بودیمت
:حالا باید اینو بگی "لارنس کالییر میلیونره"
"لارنس کالییر میلیونره"
!دقیقا آدم مهمیـه
،اگه سر و ته پرونده رو هم نیارم ...کل دنیا بو میبره
،و کارنامهی کاری عالیمون به خاک سیاه میشینـه
پس واسهی همین پرونده رو قبول کردی
لنگ پولش بودی
،خب، بهت که گفتم حالت از بهم میخوره وقتی بفهمی
!نه که تاحالا ازت خیلی خوشم مییومده
میخوام تو رو قدم به قدم با تحقیقاتم راجب پروندهی مادرت همراه کنم
اونم بدون سر سوزنی تغییر و با کاستیهاش
!چندش
توجه کنید. میخوام کاملا روشنتون کنم
،راجب هرچی که فهمیدم هرچی که دیدم
و دست به دست هم، چیزایی که جا انداختم رو کشف میکنیم
اینجا همونجاییـه که ماشین ترکید - الظاهر -
!نـه! مامانی! نـه
!هی رئیس جون !برو مچ پرونده رو بخوابون
« مـرگ و دیـگـر جـزئـیـات »
روفوس اینجاست
!تـــو
ممنونم
چی میدونی؟
روفوس چیو جا انداخته؟ کی مادرم رو کُشتـه؟
پس تو همونی هستی که بچههه پیداش کرده
بچههه؟ - دختره دیگه، دختر کیرا -
از توی اینترنت پیدات کرده
یه کتاب نوشتی، درسته؟
"جُستارهایی در باب حل جنایات ناممکن"
!بنازم
!تیریپ! پسش بده
!عمرا اگه پسش بدم
نگرانش نباش
بازم سروقتش میاییم
آقای کوتسورث
دفتر من راحتتره حرف بزنیم
دوست دارم اول با دختره شروع کنم
.توی اتاق بازی منـه بیشتر روزش رو اونجاست
بیشتر شبهاش هم همینطور
پدرش در جریان این ماجراها نیست
و تحملش برای مادربزرگش هم زیاده. دوران خوبی رو سپری نمیکنـه
اگرچه برای ما مشکلی نیست - نه، کمترین کاریـه که از دستمون برمیاد -
بریم؟
از مدرسـه تعلیقش کردن
چاپ اول ...یه کتاب کمیاب
رو از مدرسه دزدیده
از وقتی مادرش مُرده داره سرکشی میکنـه
که البته کاملا قابل درکـه
شاید راضی به صحبت با تو بشـه
شاید بتونی سر در بیاری که واقعا چی شد
مثل دختر خودمونـه
،هرچی خواستی فقط لب تر کن
مکالمهمون رو کامل نکردی که
.آره، لازم نیست بیخیال این بخش. بعدی چیـه؟
با هرکسی که میشناختش حرف زدم
!خیلیخب
خب، پس بزن بریم توی کارش
ننه جون
،آقای کوتسورث ما خیلی قدردانتونیـم
مرسی که اینجایید
.بابت پلهها معذرت آسانسور کل هفته خراب بوده
حالا اگه از دفتر خودمون هم استفاده میکردیم، چیزی نمیشدها
حالا انگلمنگل که نداره اینجا؟
بهنظرم مردم خارج از منطقهی امنشون، دستشون بهتر رو میشـه
من چیزی واسهی مخفی کردن ندارم، دوست من
.خوبه راجب کیرا اسکات برام بگو
کسیو میشناسی که ممکن بوده قصد جونش رو داشته؟
.هیچ بنی بشری اون مثل یه فرشتـه بود
یه فرشته؟
دخترم؟ بهندرت
گمون نمیکنم من "بهش بگم "فرشتـه
کی گفته؟
وکیلتون
،مردم وقتی غمگینن بزرگنمایی میکنن. طبیعیـه
،ولی کیرا فرد خاصی بود
دخترم شیرزن مجاهدی بود
اون یه اعتصاب رو توی مدرسـه راه انداخت تا معلمها پول بیشتری بگیرن
و میدونی چی شد؟ کار ساز شد
کیرا برای کمک توی آشپزخونهی کلیسا داوطلب شد
،حتی توی بدترین آب و هوا وقتی هیچکس شکرگزار نبود
بازم هر هفته سر و کلهش پیدا میشد
میگفت باید از ...آدمهایی که"
دنیا بهشون بیمحلی "میکنـه، مراقبت کنیم
اینجور که فهمیدم کیرا باهات مسافرت اومده
پارسال سه بار رفتین شانگهای؟
کیرا بهترین دستیارم بود
،عادت داشتم به مردم بگم که اون برام کار نمیکرد، بلکه من براش کار میکردم
این پسر تازهکاره که برام فرستادن
خیلی ریقوعه
!نچ! نچ! نچ
و ترتیب خوابیدن توی این سفرهای کاری چطوری بود؟
توهینتون رو نادیده میگیرم
.توهین نمیکردم که قربان صرفا کنجکاو بودم
...مادربزرگم میگه
دو مدل آدم دگرجنسگرا توی این دنیا وجود داره
اونایی که دوست دارن همهی دخترها رو مزهمزه کنن، و اونایی که میخوان فقط به یکی وفادار باشن
.من دومیام زنم رو دوست دارم. همیشه هم داشتم
پس همهش همین؟ اطلاعات دیگهای از کارهایی که توی چین میکردن نداری؟
اون موقع راجب جیانگسو اطلاعاتی نداشتم
روحمم خبر نداشت که دارن از کپشنمبلو استفاده میکنن
بیخیال، این سوالها که چالشی نیستن
.آره، خب، اون استخدامم کرد دلیلی نداشت که بهش مشکوک باشم
و کیرا؟ اون چه میلی داشت؟
کیرا؟ کیرا معشوق نداشت
حداقل نه کسی اونقدر جدی، که به ما معرفیش کنه
خب، اون با پشتکار کار میکرد
.عاشق کارش بود عاشق مادر بودن بود
و به همینم کفایت میکرد
و راجب معشوق سابق پرخاشگرش چی؟
این دیگه زیادی راه خشنی برای کشتن دوست دختر سابقـه، قبول نداری؟
کلا واسهی کُشتن هرکسی راه خیلی خشنیـه
از وکیلتون برام بگو
وکیلمون؟ !به تخمش هم نبود
جالب شد
چی جالب شد؟
تقریبا همهچیز
خدایا، با نیم من عسل نمیشـه خوردت
ولی تاثیرم رو میذارم
خب دوتاش هم میتونی باشیها
آره، حتما. چندباری ازش خواستم قرار بذاریم. این که جرم نیست
خاطرخواهی که دست رد به سینهش خورده
اولین بار توی تاریخ بشرم نیست
درست فکر کن! منی که حتی واسهی پر کردن بنزین ماشینم به نوکرم پول میدم
منی یه لامپ نمیتونم عوض کنم
بعد آخه چطوری میخوام بمب توی یه ماشین کار بذارم؟
حتی اگه دست رد به سینهم خورده باشه؟ که تازه اینم حرفیـه که تو توی دهنم گذاشتی
!خودت گفتی عاشقش بودی
.تو گفتی روفوس یهچی رو جا انداخته خب چیو جا انداخته؟
کارمون اینجا تمومه؟
نه! بهم بگو چی میدونی !عوضی کثافت
!پس تا دفعهی بعد
!روزتم بخیر
الان حس بهتری داری؟
!گمشو
.پس، همهش همین همه عاشقش بودن
نه دوست پسری، نه دوست دختری
بابای بچههه در جریان نیست
.توی کالیفرنیا زندگی میکنه غیبت موقع وقوع جرمش تائید شده
هیچکس دلیلی نداره که بکشتش
یه قولی به دختره دادم
.امان از دست تو، اینو پیدا کردم دفترچه یادداشتش
چیزی از یادداشتها دستگیرت شد؟ - نه اونقدر -
،قرارهای دکتر تاریخهای بازی و غیره و ذلک
یه صفحهش نیست
باید خودش پاره کرده باشه
یا اینکه یه نفر واسهی پوشوندن ردّش اینکار رو کرده
No comments yet. Be the first to leave one.