Esimesed 200 rida.
دیشب تو یه روستای اون نزدیکیها پول پخش میکردن
یه ساری و یه تیکه پارچه بلوز ست هم واسه خانومها
به مردا هم یه بطری مشروب و یه بسته بادومزمینی تند دادن
فقط بادومزمینی؟ پول نقد ندادن؟
چرا دادن. به هر نفر حدود ۵۰۰ روپیه
ای بابا! دفعه قبلم همینقدر داده بودن
اینبار یه روپیه هم کمتر از هزارتا نمیگیرم
اون سیاستمداری که برنده میشه واسه خودش ماشین و ویلا میخره
اونوقت ما حتی پول دمپایی هم نداریم
اگه اینبار خواسته ما رو برآورده نکنن
اصلاً رای نمیدم
اوه، حالا دیگه واسه ما شورشی شدی؟
فکر کردی اگه تو رای ندی سیاست متوقف میشه؟
خودش میاد جای تو رای میندازه
اونوقت میخوای چیکار کنی؟
فقط دهنتو ببند، پولو بگیر و به هرکی دلت خواست رای بده
آروم راه برید بچهها
داداش، میخوای من بگیرمش؟
خیلی سنگینه... از پسش برنمیای
بدن بعد از مرگ سنگینتر میشه
دستهای منم دارن از درد میترکن
بیاید یه لحظه بذاریمش زمین
بذاریدش زمین! یواش، یواش
آخخخ! کمرم داغون شد
یه سیگار بهم بده
خیلی تشنمه. حداقل باید یه کم آب میآوردیم
لعنتی، عجب گرماییه اینجا
خیس عرق شدم
ای لعنت به این شانس
فکر میکنی طناب دووم بیاره؟
دیدی چقدر سنگینه، نه؟
ما با همین طناب کلی جنازه بردیم پایین
پدربزرگ "الایا" رو یادتونه ماه پیش؟
مگه این پیرزن میتونه از اون سنگینتر باشه؟
بهش نمیخوره ولی لامصب خیلی سنگینه
آخ! پدربزرگ، خیلی گرمه. شما برو
بذار تا اونجا بیام پسرم
برگرد عقب! آفتاب سوزان رو ببین
اگه پیرزن بیدار شد و سراغتو گرفت، بهش میگم که تو درست پشت سرشی
تو برو
با اینکه مرده، پیرمرد هنوز ازش وحشت داره
داداش، چرا داریم مادربزرگ رو اینهمه دور میبریم؟
خدا سرنوشت ما رو اونور مرز روستا تعیین کرده
فهمیدی؟
آره
ارواح عمت! هیچی نفهمیدی
شماها چرا هنوز اینجایید؟
"شکار" داره اونجا داد و بیداد میکنه
ببرینش. زود باشین
راه بیفتین بچهها. بلندش کنین
سفت بگیرین
پسر، شونههام دارن از جا کنده میشن
فقط یه کم دیگه مونده تا برسیم
یالا، تحمل کن
میدونی، وقتی سیگار میکشی شبیه قهرمانها میشی
اوه، جدی؟ آره
این که چیزی نیست
حتی بلدم خیلی خوب با دود حلقه درست کنم
آره جون خودت
چند بار بهت گفتم این عادت رو ترک کن؟
میگی چشم ولی بازم کار خودتو میکنی
من دیگه خسته شدم
اصلاً میدونی این چقدر گرونه؟
دوستم فقط واسه من از عربستان آوردتش
اینطوریه؟
پس همونو بکن دوستدخترت
اگه اون مهمتره، من دارم میرم
اه! تو و این تهدیدهات
اومدی منو ببینی یا اومدی ورزش کنی؟
واقعاً نمیفهمم
که اینطور؟
خیلی خب پس. خداحافظ
کجا داری میری؟
برم تمرینم رو تموم کنم، همون تمرینی که دور از چشم بابام و همسایهها اومدم انجام بدم
فکر میکردم خودت بدونی
این همه راه رو میکوبم میام که فقط متلک بشنوم
میدونی چیه؟ حقم همینه
مگه چی شده؟ فقط باید سیگار رو ترک کنم، همین؟
باشه، ترک میکنم
برو بابا. باورت نمیکنم
جدی جدی داره میره؟
هی...؟
سوجی
ببین چی واست گرفتم
اون نوار مایکل جکسون رو میخواستی، نه؟ نمیخوایش؟
بدش به من
هی، میدی یا نه؟
سوجی، این همه راه اومدیم
اینطوری با قهر گذاشتن و رفتن اصلاً حال نمیده
فقط یه بوس... خواهش میکنم؟
میخوای فکتو بیارم پایین؟
نه اونقدر محکم
آروم میبوسمت
هی! آدم بیچشم و رو
یه عالمه کار خونه دارم. باید برم
ولی من واست نوار خریدم
خواهش میکنم
هی! نمیفهمی کار دارم؟
اوه، "کار"
کلاً دو نفرید
یه قابلمه کوچیک برنج و کاری
دو تا بشقاب میشوری و تموم
دیگه مگه چی هست؟
پاشو بیا تا ببینی واقعاً چقدر کار هست
اینطوریه؟ باشه، بریم
ببینم واقعاً چقدر "کار" میکنی
قبلش، بابام تو رو میبینه و پاهاتو قلم میکنه
اونوقت آدم میشی
سوجی
تا کی باید با ترس و لرز زندگی کنیم؟
بیا فقط ازدواج کنیم
اول تو برو دبی، یه کار پیدا کن و منم با خودت ببر
اونوقت ازدواج میکنیم
چرا منتظر دبی بمونیم؟
خودم میام با خانوادهت صحبت میکنم
هی، نمیفهمی؟
واسه من پرواز کردن به دبی با تو راحتتر از اینه که تو پاتو بذاری تو خونهمون
بفهم چی میگم
خب که چی؟ باید فرار کنیم؟
ما کار اشتباهی نکردیم که بخوایم فرار کنیم
تازه، من واسه خودم کیسِ توپیام
فکر کردی بابات خوشتیپتر و پولدارتر از من پیدا میکنه؟
دوباره شروع شد
"مگاستار" خودمون اینجاست
قیافه رو نگاه کن
سوجی، دارم جدی میپرسم
منم دارم جدی میگم
عروسیمون تو دبی برگزار میشه. ختم کلام
خیلی خب پس. بیا یه قرارداد امضا کنیم؟
منظورت چیه؟
فقط واسه اینکه مطمئن بشم زیرش نمیزنی
تو اینجا رو امضا کن، منم اینجا رو
بازم میای اینجا
خیلی بیحیایی! برو گمشو
سوجی، من چرا باید جلو تو حیا داشته باشم؟
خواهش میکنم، فقط یه بوس؟
اگه به این کارت ادامه بدی دندوناتو میریزم تو دهنت
برو کنار
سوجی، خواهش میکنم
فقط یه بوس... لطفاً، سوجی
ولم کن! یکی ممکنه ما رو ببینه
اینجا به جز ما پرنده هم پر نمیزنه
هی! آروم بیارینش پایین. – نگاه کن! یکی اونجاست
داداش، آروم بیارش پایین
مواظب باش
سفت بگیر، داداش
مادربزرگ رو با احتیاط بیار پایین، داداش
مادربزرگ "سیتارام" فوت کرده
دارن میارنش پایین که بسوزوننش
داداش، یواش
هی! طناب داره کج میشه اونوری
آره، همینه... همونوری. یواش، داداش
هی! ولش کن
میخوان همونجا بسوزوننش؟
آدمهای شما یه قبرستون جداگونه دارن
بقیه ما از این خبرا نداریم
واسه همین اینجا انجامش میدیم
یواش ول کن. وایسا، وایسا
بپا
مواظب باش
آروم بیارش پایین
یواش، داداش. بپا
یواش
چرا دارن اونطوری میارنش پایین؟
میتونستن از اونور بیارنش پایین
اگه اتفاقی بیفته چی؟
چی میخواد بشه مثلاً؟
اون یه جنازهست، دختر خنگ
یکی وسط راه اصلی معبد ساخته
واسه همین از اون موقع مجبورن این کار رو بکنن
هی! ثابت نگهش دار! داره میافته
داداش بپا! تو رو خدا مواظب باش، داداش
یواش ولش کن
ادامه بده. درسته
تو هم صاف نگهش دار
اما اگه تو فصل بارندگی برکه طغیان کنه چی؟
سفت بگیرش
یواش بیارش پایین
اگه کسی تو بارندگی مُرد، خبرت میکنم
بیارش پایین. یالا
یواش
فعلاً فقط یه بوس بهم بده
اصلاً میفهمی اونجا چه خبره؟
نمیدونی هر چیزی وقت و زمانی داره؟
تو روستا جوری راه میری انگار قهرمانی
چرا واسه این موضوع یه فکری نمیکنی؟
تمام فکر و ذکرت شده "بوس، بوس!"
من؟
یه ساعته دارم واسه یه بوس التماست میکنم و تو گوش نمیدی
اونا چرا باید به حرف من گوش بدن؟
سوجی
داداش، یواش
همینه
تو رو خدا مواظب باش داداش
یواش
مواظب باش
یواش، داداش
مواظب باش، داداش
یواش
مواظب باش، داداش
No comments yet. Be the first to leave one.