Esimesed 200 rida.
اين ناراحت کننده اس
داستان واقعيت، زندگيت ...نبايد اينطوري به پايان برسه
...شايد اين تفاوت بين زندگي واقعي و يه داستانه
...واقعيت و تخيل
...اينکه نميشه زندگي رو کنترل کرد
...و اساسا در آخر اون اتفاقي نميفته که ميخواي
ولي همه اينها چطوري اتفاق افتاد؟
!بعضي ها ميگن، زندگي ميتونه توي يه لحظه تغيير کنه
من نميدونستم که يه تصادف !اينطوري ميتونه زندگيم رو تغيير بده
...آرمين کجايي؟
آرمين؟
# Once upon a time.. Someone was so lost in me..#
# Was in every breath..#
# But still was not mine..#
# In the time that has stopped..#
# Life moves in such a way..#
# That happiness also meets me like a stranger..#
...حدود 10روز پيش
وقتی که از اتوبوس چمپری پیاده شدم
این آغاز ماجرا بود
!سلام غريبه
سورپرايز، سورپرايز
اينجا چيکار ميکني؟
داري کجا ميري؟
...چمپري
بذار برسونمت
...سوار شو
!پوجا،آروم تر
!میشه لطفا آروم رانندگی کنی
چی شده دیوید؟
کی اونو اینجا آورده؟
...کنار جاده پیداش کردن
!بی هوش
با کمال تعجب فردریک !هیچکدوم از استخوناش نشکسته
صدامو ميشنوي؟
حالت چطوره؟
اسمت چيه؟
چي شده؟
هندي هستي؟
چي شده؟
!شاید زدنش و فرار کردن
وقتی توی بیمارستان به هوش اومدم !چیزی به یاد نمی آوردم
اون ماشینو دیدی؟
چطور اين اتفاق افتاد؟
...همه چیز رو فراموش کرده بودم
اهل کجایی؟
صدامو میشنوی؟
چه اتفاقی برات افتاده؟
چی میخوای؟
من میشناسمت؟
تمام شب رو راجع به اون دختر فکر میکردم
ولی هیچ جوابی نتونستم براش پیدا کنم
تنها چیزی که تونستم به یاد بیارم !اسمم بود، آرمین
و اینکه توی پاریس زندگی میکردم
درکنار این ها یه حسی داشتم که بهم میگفت یه جرمی مرتکب شدم
!ولی اصلا نمیدونستم ، چه جرمی
فقط برای اینکه دکتر و پلیس ها بهم ...مشکوک نشن
!چیزایی رو که انتظار شنیدنش رو داشتن، بهشون گفتم ...تو منو یادت نمیاد
اسم من دکتر دیوید روی ه
!آرمین، آرمین سالم
ممنون، ایرینا خواهش میکنم
به نظر میرسه درست حسابی از جایی نیفتادی
در غیر اینصورت حداقل چنتا استخون شکسته داشتی
تو خیلی بدشانسی فقط بریدگی و کبودی
خب، حالت چطوره؟
حالم مثل یه بیمار توی بیمارستانه
دکتر، چند وقته که اینجام؟
...4روزی میشه
!4روز
...جراحت مغزی خفیف
معمولا همچین چیزی بعد از یه تصادف اتفاق میفته اهل کجایی؟
فرانسه، پاریس
دکتر، کی منو آورد اینجا؟
یه شوفر...یه راننده تاکسی ...تورو نزدیک یه کلیسا پیدا کرده
هیچ چمدونی پیدا نکرده؟
فقط ساعتت تونسته خودشو نجات بده
فکر میکنم بتونم مرخصت کنم
دوس داری به ریحا اطلاع بدی؟
موقع بیهوشی اسم اونو زمزمه میکردی
...دوست دارم
...نمیخوام بهت آسیبی بزنم
...منم همینو میخواستم بپرسم
میشه یه تماس بگیرم؟
!آره، حتما
سلام...سلام
!سلام منم آرمین
کدوم آرمین؟
!نه،من خوبم
داری در مورد چی حرف میزنی؟
!یه تصادف کوچیک داشتم
!تصادف؟ تو چه خری هستی؟
!نه نه ، خوبم
!اشتباه گرفتی
مطمئنی؟ معلومه که مطمئنم
!ببین کی میتونی انجامش بدی
توی چمپری منتظرتم
!عاشقتم، خدافظ
میخواستی منو ببینی؟
آره دکتر
خیال دوستت ازینکه صداتو شنید راحت شد؟
تقریبا
اون کی میاد؟
...تا 2، 3 روز دیگه
!شایدم بیشتر
قبل از تصادف کجا میرفتی؟
ایستگاه قطار بعدشم میخواستم با هواپیما به زوریخ برم
یعنی تو پاسپورت، بلیط همه چیزتو گم کردی
حالا میخوای چیکار کنی؟
!دارم به همین فکر میکنم
کس دیگه ای نیست که بتونه بهت کمک کنه؟
من هیشکیو اینجا نمیشناسم
!من کمکت میکنم، ولی امیدوارم با پولام فرار نکنی
!برای اینکار هم به یه پاسپورت نیاز دارم
!باشه!ببینم چیکار میتونم برات بکنم
دروغ هام دکتر رو مجبور کرد که بهم کمک کنه
چی میخوای؟ چرا داری منو تعقیب میکنی؟
ببخشید؟
اگر انگلیسی نمیفهمی مطمئنم که هندی میفهمی
چرا داری منو تعقیب میکنی؟
!من حتی تورو نمیشناسم چرا باید تعقیبت کنم؟
تو حتی به بیمارستانم اومده بودی
!مطمئنم که سو تفاهم شده
مطمئنم که اشتباه نمیکنم بیرون اتاق من چیکار داشتی؟
بیرون اتاقت؟ !اوه منظورت اتاق هتله!منم همونجا ساکنم
!خدای من !تو واقعا روانی هستی
!حالا دیگه توی هتل من هم ساکن هستی
!فقط حقیقت رو بگو کی فرستادتت که منو تعقیب کنی؟
!من یه جواب میخوام
حالا یا دست از تعقیب من برمیداری یا به پلیس زنگ میزنم
فهمیدی چی گفتم؟
سلام...یکم نون میل دارین؟ ممنون
!کلید ها !معذرت میخوام
!سلام
!سلام
!نگین لبت قشنگه
ممنون
کاویا چودری
پوجا
قیافم به هندیا نمیخوره، مگه نه؟ و اینم ژان پییر ه
!سلام
من کارمند موزه برن ام تاحالا به برن رفتی؟
نه؟ تاحالا نرفتی؟
!باورم نمیشه
خدمات هتل
خدمات هتل
لطفا بعدا بیاید
بفرمایید، اینم شماره ام ...میام پیشت
میتونم سوارت کنم مگه نه ژان پییر؟
حتما
!چیزی نیست، چیزی نیست !حالش خوب میشه
برو کنار، برو کنار
حالت خوبه؟ حالش خوبه؟
حالش خوبه؟ خوبه
!باشه، لطفا آروم باش ما میریم
بیاین تنهاشون بذاریم
خوبی؟
...اگر شنا کردن بلد نیستی !نباید نزدیک آب بشی
من نمیخواستم شنا کنم پام پیچ خورد
حالا هرچی
من میشناسمت؟
نمیدونم
اسمت چیه؟
داری سوال میپرسی یا بازجویی میکنی؟
کاویا چودری
تو نمیخوای اسمتو بهم بگی؟
شغلت چیه؟
!تو غیر از غرق شدن چکار بلدی؟
!سوال رو با سوال جواب نمیدن
من توی موزه برن کار میکنم چرا این چیزارو از من میپرسی؟
...امیدوارم تو به بیمارستان اومده بودی، درسته؟
چی؟
...راستش من به دروغ گفتن عادت دارم
!ولی امروز حسشو ندارم !من اونجا نبودم
!و، عقب وایسا
کاویا چودری همون کسی بود که ادعا میکرد
...ولی من کیو توی بیمارستان دیده بودم
آرمین
من سعی کردم توی گوگل، فیسبوک و لینکد این دنبال آرمین سالم بگردم
آرمین سالم های زیادی وجود داشتن !ولی هیچکدومشون من نبودم
حتی سعی کردم آدرس ایمیلم رو به یاد بیارم
!ولی هیچی بیاد نیاوردم
اگر توی اینترنت خودمو پیدا نمیکردم پس داشتم دنبال آدم اشتباهی میگشتم؟
من کی بودم؟
و اونا کی بودن؟
اگر جوابی وجود داشته باشه باید توی همینا باشه
...کاویا
...دکتر روی
...ریحا
...چمپری
!فقط ساعتت تونسته خودشو نجات بده
دبلیو-کی
دبلیو-کی
سلام، شب بخیر چطوری؟
خوبم آقا شب بخیر
چطور میتونم کمکتون کنم؟
شما به نظر خیلی آشنا میاین ما تاحالا همدیگه رو دیدیم؟
فکر نمیکنم. چنین چیزی یادم نمیاد
...ببخشید
اینجا تنها جایی که این ساعت هارو میسازین ، نه؟
!قطعا
No comments yet. Be the first to leave one.