Esimesed 200 rida.
...آنچه گذشت
تمام کارگرای ماهر به لطف .دوستت سیدنی اسنو زندانی شدن
.هیچوقت فکرشم نکردم تو یه مرد قانون باشی
.کمبل همینطوری اون کارگرا رو بهت نمیده
.خودمون آزادشون میکنیم
.میخوام که اون زندانیها برگردن
.این یکی رو نمیتونی برنده بشی
تو با من پیشرفت میکنی .و زندگی رو از نو شروع میکنی
.اجازه بده
فکرکنم این اولین باری نباشه
که به یه زن برای لباس پوشیدنش کمک میکنی؟
همینطور اولین باری هم نیست .که بهت کمک میشه لباسات رو بپوشی
اگه بگم که اولین باره چی؟
.چرا، من که میگم باید شرکت بیچارهت رو نگه داری
شرکت به آبروی یه دختر صدمه نمیزنه
تو رختخواب احساسات زنی نبود که
.به شهرت و آبروش اهمیت بده
.اون پیروزی توی کنجکاوی بود تا بیشتر تجربه
.چندین پیروزی
.حداقل سه تا
.دوتا
.شاید
.خب، دوتا هم خیلی زیاده
.من شغلم رو دوست دارم، آقای کمبل - .اوهوم -
بدم میاد که اجازه بدم کنجکاویم
.آبروم رو بخطر بندازه
.و من هم زنا رو دوست دارم، خانم الیسون
،شما باید آسوده خاطر باشید
.من آدم با احتیاطیام
مشکلی پیش اومده؟
راه بیافت، یالا
.مجبور نیستیم این کارو بکنیم
.شما پسرا میتونید کنار وایسید
.بذارین رد بشیم
این چطوره؟
.راه بیفت
رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
!هی
.نه
.اون اسباببازی نیست
تا وقتی که بهت یاد بدم صبر کن، باشه؟
.فکرکنم به اندازه کافی بزرگ شدی
.زودباش
!عزرا
چی بهت گفتم؟
.گستاخانه نگام نکن
.لباسای شستهشده زیادی هست که باید پهن بشن
.ماهی زیادی توی رودخونه هم هست
.برو
.اون مَرده
سیدنی اسنو، گرفتیش؟
.هنوز نه، نگرفتمش
میگیریش؟
.کارگرا برنمیگردن سر کار
،پاشون رو از کلیسا بیرون نمیذارن
.و نمیتونم سرزنششون کنم
اون اعلامیههای آدمای تحت تعقیب .روی میز کمبلـه
.مطمئنم اعلامیهی من بالاتر از همشون قرار گرفته
.سیدنی اسنو الآن تحت تعقیبـه
.و ما جلوی همهشون وایسادیم
.کسی اعلامیههای اونا رو دوباره اعمال نکرده
.بجز کمبل
.من که میگم بُکشیمش
.همین الآنش هم آدمای زیادی کُشته شدن
.کارگرا اطمینانِ خاطر میخوان
.منم همینطور
.پس بریم بگیریمشون
.تو همینجا بمون
شما با گروههای مسیحی من .مشروب نمیخوری، آقای هانتینگتون
.قُمار یا عیاشی هم نمیکنی
خیر. اونا مشکلات اتحادیهی پسیفیکـه، آقای یانگ
.یه کارگر با نفوذ ایرلندی بینشون پیدا شده
.من پیش کارگرای چینیـم از اون جور آدما ندارم
،آقای هانتینگتون .من بدون هیچ میراثی پا یه این دنیا گذاشتم
،نه زمینی، نه پولی، نه آموزش و تعلیمی
.نه امیدی
،همانطور که مرد جوانی بودم، بارها بدون غذا موندم
و یاد گرفتم که مزه .گنجشک وحشی رو بِچشم
،از توفیق خداوند تونستم یه امپراطوری کوچیک
،اینجا کنار دریاچه بزرگ نمک بسازم
.جایی که راه به بهشت رو سنگفرش میکنم
من این چیزها رو بهوسیله تجارت با مردانی که
میخوان با جیرهخوری از
سفره من یا تلاش من بهدست بیارن .تا وقت با ارزش من رو هدر بدن بهدست نیاوردم
،سرسختی شما رو تحسین میکنم، قربان
.و به این فکر نیستم که وقتتون رو هدر بدم
حالا، با خواست الهی .تقریباً نیازهای من برآورده شده
،سختکوش هستن، سالمان
.و برای چند پنیِ یهدلار کار میکنن
،اما اونها میخوان از کار جلوگیری کنن
.بدترینهایی که تابحال بینشون اُفتادم
اونا چی میخورن؟
ببخشید؟ - گاندرسون؟ -
.غذاشون
چه غذایی به اونها میدین؟
.باید منشی منو ببخشید
.ایشون تازه وارد خانه هژیر شدن
.هنوز روش های ما رو متوجه نشدن
.من رو ببخشید
.من گناهکار بیچارهای بیش نیستم
.نالایق، نادان
.یک ابله. لطفاً ادامه بدید
،همونطور که داشتم میگفتم
سُستی یه گناه مشترک از پسران حامـه
.اما در واقع میان مورمن ها نادرـه
راحت میتونم بیشتر .از 800 کارگر براتون تهیه کنم
...آقایون
ما چطور کارمون به اینجا کشید؟
کارمون بهخاطر حملات زیانآور تو به راهآهن من
.و خود من به اینجا کشید، جان
راه آهن بهخاطر فساد .و ناشایستگی به لجن کشیده
ناشایستگی؟ - .آقایون -
.مهم نیست چطور کارمون به اینجا کشیده
.باید یه راه جدید دیگهای پیدا کنیم
،خب، فرماندار .کارگرای من برمیگردن سر کارشون
.میخوام ضمانت کنی که کسی کاری به کارشون نداره
این تقاضا جای خوبی برای شروع
.این مذاکرهست
.این یه تقاضا نیست
،تو نفر کم آوردی و آدمات تسلیم شدن
پس حالا بیخیال اون اعلان معاهده مسخره و اعلامیههای تعقیب میشی
.و از اذیت کردن کارگار دست بر میداری
من فرماندار موقت باقی میمونم .و مهم نیست که شما تعداد نفرتون زیاد باشه
میتونی حتی اسم خودتو بذاری پادشاه موقتِ جهان
.واسه اینکه من اهمیت بدم
.همینطور، از اجرای قانون سر باز نمیزنم
اشتباه من این بود که .سعی داشتم اهمیت منطقه رو حفظ کنم
،اشتباهم، الآن که میبینم
.برقرار نکردن قانون نظامی از قبل بود
و منم میتونستم تو .میسیسیپی برای قانون نظامی بمونم
،هیچکسی از قانون نظامی خوشش نمیاد
...اما نبود هیچ اجرای قانون معتبر محلی
.خیلی خب
.خیلی خب
.من انجامش میدم
اما من نشان سرکلانتر رو نمیزنم
.و مطمئناً برای تو هم کار نمیکنم
من برای راهآهن کار میکنم و .تنها نشانی که باهاش کار میکنم اونه
.برای من همین کافیه، آقای بوهانان
البته، باید خودتو توی توانایی و تمایل
،به انجام وظیفهت در هر زمانی ثابت کنی
.منم تردیدی نمیکنم که به پادگان نظامی تلگراف بزنم
.احتیاجی نیست
.رو قول من حساب کن
.هی! هی! زندانی شدیم
!هی! هی
.یا مسیح
!آتیشه! آتیش
!آتیش
!قفل رو بشکون
!اون آتیش رو خاموش کن
!خاموشش کن
!آتیش
!هی، در رو باز کن
بازش کن، یا مسیح
.یه نفر قبل از اینکه اسلحه ها رو بردارن برشون داره
.خودش بود .سیدنی اسنو بود
!میکی
یه گروه سطل آب تشکیل بده .قبل از اینکه کل شهر بره رو هوا
باشه !خیلی خب، بچه ها
!همهی ایرلندیها، سیاهها، گاوچرونها و آلمانیها
!هر کدومتون یه سطل بردارید
!بیاین این شهر رو نجات بدیم
!آقای بوهانان، اینطرف
،اگر برای خدمات من ارزشی قائلید
یه پیام از طرف من به همسرم .تو لیسدون وارنا بدید
بهش بگید که بره و با اون دوهرتی بیخایه ازدواج کنه
.از سن من خیلی گذشته که خوشبختش کنم
.خفه شو، پَدی
.میتونی فردا صبح خودت بنویسی
.من خوندن و نوشتن بلد نیستم، آقا
.تو این کار نمیتونم کمکی بکنم بهت
!مواظب باش
!خاموشش کن - !آب -
.بازم بیارین
.سطل رو رد کنید بیاد، یالا
!یالا بچهها
.یالا - !آتیش اینجا رو خاموش کنید -
!بازم سطل بیارید
.یالا سریعتر سریعتر .یالا جم بخورید
!خیلیخُب بچهها !بلندش کنید
همیشه تجارت با یه .همکار مکتشف لذتبخشه
لطفاً از تمام همسرانتون بابت بهترین مهماننوازی صمیمانهای که
اون سمت میسیسیپی نصیبم شده .تشکر کنید
.ازتون یک قدیسه میسازیم آقای هانتینگتون
برای بازگشت امنتون به .شهر ساکرامنتو دعا میکنم
و من هم برای .سلامت و بهروزیتون دعا خواهم کرد
...آه آقای
گاندرسون بودید، درسته؟
اگر اشتباه نکنم .اسمتون باید نروژی باشه
.اشتباه نمیکنید
چرا میخواستید بدونید که چه نوع غذایی به چینیها میدم؟
میهمانمون ازت یه سؤال پرسید .آقای گاندرسون
یاد گرفتهام که در زمان جنگ
یه ارتش وابسته به خورد و خوراکشه
.و نیروی کار باید مثه یه ارتش کوچک باشه
.متوجهام
.متشکر
من سالها در اتحادیهی پسیفیک
.تحت نظر توماس دورانت بودم
No comments yet. Be the first to leave one.