Esimesed 200 rida.
...آنچه در "ارواح مدرسه" گذشت
هیچوقت رمز عبورش رو حدس نمیزنم
خیلیخب، خودکارها رو بذارین کنار
خب کلر، ملکه مراسم بازگشت به خونه شدن برای تو چه معنایی داره؟
تنها بازگشت به خونهای که امسال مهمـه، برگشتن مدیـه
خنده داره، از زمانی که من توی این مدرسه هستم
نشنیدم دو کلمه باهاش حرف بزنی
کلر، میگه که به مراسم بازگشت ،به خونه اهمیتی نمیده
و بعدش جلوی دوربین در مورد مدی گریه میکنه
میخوای یه سلفی بگیریم؟ - اون گوشی رو از کجا آوردی؟ -
قفلـش باز شده بود؟ - من رمز عبور همه رو میدونم -
سایمون، گزارش تماسهاش رو نگاه کن
با کلر زالر تماس گرفتی
یه لطفی بهم بکن و فقط بهم پیام بده، باشه؟
بیا دیگه
زودباش
کجایی؟
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
لعنتی
اوه
۳۸
۳۹ - الان میتونم برم پایین؟ -
نه. یکی دیگه. ۴۰
باشه، رفتم پایین - باشه. اره حتما -
خیلیخب، نفر بعدی کیـه؟
چارلی، میخوای سوار اسب کوچولو بشی؟
اوه، باشه
،پس این ریز پرخاشگری حساب میشه
یا پرخاشگریِ کلانِ تمام عیاره؟
نمیدونم اون چیزایی که گفتی معنیـشون چیـه
این یه شمارش معکوسـه، عزیزم
ده ساعت تا بازی بازگشت به خونه وقت داریم
باید هیجان رو بیشتر کنیم. شروع کنیم
اوه، ما هیجان زدهایم، والی
هیجان برای بعضی از ماها این شکلیـه
هیجان بیشتر از این بشه من توی کلاهـم بالا میارم
یا نمیارم
هیجان بیشتر
خیلیخب
همه برای کارگروه آمادهسازی ثبتنام کردن؟
هنوز به کمک بیشتری برای تزئینات و تنقلات نیاز داریم
مدی کجاست؟
شاید هنگام اسب سواری رفته
هیچکس نباید اینجا رو ترک کنه، چارلی
آره، راست میگه
این بنر قرار نیست خودش رو رنگ بزنه، خیلیخب؟
میرم پیداش کنم - اوه، نه -
من میرم. منو بیشتر دوست داره
،صبر کنید. صبر کنید. اگه هر دوتاتون برین
کی بادکنکها رو باد میکنه؟
کی تاج براق من رو درست میکنه؟
اون رو اضافه کردم تا امسال کمی هیجان رو بیشتر کنم
...منظورم اینـه که قراره باشه، ببخشید
باشه، من میمونم
و بهت کمک میکنم بادکنکهات رو باد کنی
هیچکس یک اسب غمگین رو دوست نداره
...آقای مارتین، من برم
نه. نه. اشکالی نداره
کارهای زیادی برای انجام دادن داریم، و به کمک همه نیاز داریم
درستـه، راندا؟
سلام
سلام
به من رای بده. من حقیقت وجود تو رو میبینم
اون خاکپوش میفروشه؟
شاید یه میز سالاد باشه
قضیه این همه سنگ چیـه؟
این چیزای کم اهمیت رو بیخیال بشین
من فکر میکنم اون واقعا خوشگلـه
چی؟
باید برات سوال پیش بیاد، درستـه؟
فرقه کلر حاضره چه کارهایی برای تحت تاثیر قرار دادنـش انجام بده
چی؟ یعنی یکی رو بُکشن؟
تعجب نکن. اونا برای تایید کلر زندگی میکنن
آره، اما واقعا فکر میکنی برای تایید کلر آدم میکشن؟
منظورم اینـه که اونا به سختی میتونن
بدون مشورت با کلر لباس بپوشن
منصفانه است، اما، مدی، ما یک هفته است که داریم اون رو دنبال میکنیم
هنوز نمیدونیم که ارتباطش با اندرسون چیـه
اصلا چطور باهاش دوست بودی؟
همسایه بودیم
میدونی، آسون بود
بعد چی، اون فقط یه روز تو رو پیچوند
برای این رباتهای احمق؟
نه دقیقا
نمیتونم پیداش کنم
کجاست؟
خیلی وقت پیش بود
چرا هیچوقت نمیتونم تو این
خرابشده چیزی رو پیدا کنم؟
مامان یکی از اون روزای بد رو داشت
کی به این همه چرت و پرت نیاز داره؟
دیگه نمیتونم تحمل کنم
فقط به یکم کمک نیاز دارم
من ۱۲ ساله بودم و نمیدونستم
چقدر اوضاع برای کلر هم توی خونه بد بود
مدی، لطفا
مدی، عجله کن. زودباش
مدی. بیخیال. میتونم ببینمـت
پدر و مادرش داشتن دعوا میکردن
اون ترسیده بود و به جایی برای رفتن نیاز داشت
نمیتونی بیایی داخل
باید برم
چی؟
مدی. مدی، لطفا
اما من نمیتونستم کمکـش کنم
من دیگه نمیتونم این کار رو ادامه بدم
بعدش چی شد؟
اون به مدت یه سال به خونه پدرش نقل مکان کرد
و مادرش دوباره با اون مرد پولدار ازدواج کرد
همونی که صورتـش روی همهی صندلیهای اتوبوسـه
همون که مشاور املاک داره؟
و وقتی کلر برای مدرسه راهنمایی
...به اسپلیت ریور برگشت، اون
من رو نادیده گرفت
انگار اصلا اونجا نبودم
بعد از اون ماجرا اصلا با هم صحبت نکردیم
یا مسیح، مدی
اگه هنوز کینه اون به دلـش باشه، چی؟
میتونم الان صدای مجری برنامه دیتلاین رو بشنوم
زخم کودکی دوباره باز شد»
تنها چیزی که میتونه اون «رو التیام ببخشه، انتقامـه
مردم کینه اونجور چیزا رو به دل میگیرن
شاید کلر هم به دل گرفته
خیلیخب، آره
فقط کوله پشتیـش بود؟
نه. نه، میفهمم
...لطفا، آه
آره، هر چیزی. ممنون
کوله پشتی مدی رو پیدا کردن؟
کجا؟
خونهی متروکه در نزدیکی محل قدیمی
در نبش ۱۰ و لاشر
خونه رو بلدی؟
قبلا از کنارش گذشتم
...یعنی همیشه به نظرم خالی میومد، اما
خب، پدرت فکر میکنه که یه نفر
بدون اجازه اونجا زندگی میکرده
مدیـه، درستـه؟
باید خودش باشه
شاید میترسه بیاد خونه
اوه
خیلی کارها برای انجام دادن دارم
فقط میخوام بدونه
که همه چیز قراره متفاوت باشه
میخوایی کار پارکینگ رو تموم کنم؟
...زنگ بیکاریـم تا ساعت - نه، نه. نه -
به اندازه کافی کمک کردی
فقط برو مدرسه
و ممنون
برق لب، کلید، گوشی، کیف پول
دوباره برق لب، عینک آفتابی
اوه، قرص نعنایی
هیچوقت به نعناع نه نگو
نکته مثبت اینـه که هیچ سلاح قتلی وجود نداره
آره، اما هیچی اینجا نیست
فکر میکنیم که آقای اندرسون امسال به عنوان اسکورت
توی مراسم حاضر میشه؟
میتونی وقتی پابند ردیاب پوشیدی اسکورت باشی؟
شاید اگه رقص رو به زندان فدرال منتقل کنن بتونه
کلر، خوبی؟
اون گندش بزنن. آره
پدر و مادرت باید خیلی عصبانی باشن
اونا خیلی پول به امجمن حمایت از مدرسه ندادن؟
آره، دادن
کلر، کجا میری؟
این ممکنـه خوب باشه
آقای هارتمن
بله - سلام -
چه بلایی سرش اومده؟
یک دقیقه فرصت داری؟
.برای تو دو دقیقه وقت دارم حالـت چطوره، کلر؟
و چه کاری میتونم برات انجام بدم؟
خب، پدر و مادرم میخوان بدونن که اوضاع
آقای اندرسون و پولی که دزدیده چطوره؟
اوه، بیا فعلا کلمات سمی مثل اون رو پخش نکنیم
خب، اون پول رو دزدیده، نه؟
من به والدینـت اطمینان میدم که ما به آقای اندرسون
مرخصی اجباری دادیم و پلیس اسپلیت ریور در حال بررسیـه
یک هفته گذشته
به چیزی اعتراف نکرده؟
اون به تنهایی کار میکرده یا اشارهای کرده
که شخص دیگهای هم توی ماجرا درگیره؟
دنبال اطلاعات میگرده
مطمئنـم که یه توضیح منطقی وجود داره
آره، وجود داره
اون یه دزده
و پدر و مادرم خیلی عصبانی میشن
اگه پاشون به این رسوایی باز بشه
اون قطعا آخرین چکی میشه که
برای این مدرسه مینویسن
وای، نمایشی رفتار میکنه - کلر -
...کلر. کلر. آم
ببخشید که توی حرفـتون میپرم
اما به هر دوی شما توی سالن نیاز داریم
اونا هنوز به کمک برای بنر والی نیاز دارن
آره. درستـه
قرار بود به اونجا برگردیم
من فقط، یکم به حاشیه کشیده شدم
ببخشید، قرص نعنایی وجود داشت - صحیح -
خب، هر دوتاتون ساعتهاست که رفتین
No comments yet. Be the first to leave one.