Esimesed 200 rida.
تهیه شده در شبکه هالمارک
آره میدونم، خرس کوچولو
و قراره سوار ماشین بشیم و روی صندلی پرنسسیمون بشینیم
ولی شاید اون برگرده
اون برنمیگرده مایلز
خودت یادداشت رو خوندی. تازه اگر هم برگرده، ما دیگه اینجا نیستیم
کجا داریم میریم؟
تا هر جا که جک ما رو ببره
چرا اسم ماشین رو گذاشتی جک؟
چون با کادیلاک همقافیه است
زود باشین. سوار شین
کمربنداتون رو ببندین
لیلی، برای سفر آمادهای؟
از کدوم طرف میریم؟
شمال
چقدر شمال؟
قطب شمال؟
نه. دیگه نه اونقدر شمال
انگار اینجا هم خبری از کار نیست
سلام
کمربنداتون رو ببندین
و بعد بابا نوئل اومد و اون خانواده
بهترین کریسمس عمرشون رو داشتن
یه قصه دیگه برامون بگو
اوه، باشه برای فردا عزیزم
نمیخوام همهشون رو همین امروز تموم کنم
دلم برای خونه تنگ شده
خب، یه جای بهتر پیدا میکنیم
اصلاً نباید از اونجا میرفتیم
نه. نباید اونقدری که موندیم، اونجا میموندیم
مامان، جیش دارم
همه چی درست میشه مامان
از کجا میدونی؟
دعا کردم
خیلی به کارمون میاد
هی مایلز، ضرری که نداره
مامانی، تو خیلی قوی هستی
ممنونم عزیزم
یادت میاد کشیش ویلاری چی میگفت؟
چی؟
زنها مثل چای کیسهای هستن، هیچوقت نمیفهمی چقدر قویان
تا وقتی که اونا رو توی آب جوش بندازی
یا اینکه چقدر احمقن
حیوون خانگی هم ممنوعه
ما حیوون نداریم
اگه کل هفته رو بمونی، میتونم قیمت بهتری بهت بدم
میدونی، به خاطر کریسمس و این حرفها، اینجا زیاد رفت و آمد نمیشه
این دور و برا کمک لازم ندارین؟
نه. خانمم کارها رو انجام میده
مامان، جیش دارم
اومدم
ترودی شاید دنبال پیشخدمت باشه
واسه شیفت شب
اینطور شنیدم
کی؟
ترودی ویلیس
صاحب کافه مدل A توی جنوب شهره
باشه، ممنون
الان از پس هزینهی استخدام کسی برنمیآم
خواهش میکنم
توی تمام شهرهای بین اینجا تا مرز ایالت دنبال کار گشتم
باید یه چیزی پیدا کنم
درکت میکنم
با نصف دستمزد کار میکنم
متوجه نیستی
نمیتونم کسی رو استخدام کنم
اون وا... واقعاً دستشویی داره
باشه. دستشویی دارین که اون بتونه استفاده کنه؟
حتماً. بیا اینجا
لیلی، چی داری میکشی؟
اوه، چه رنگیه؟
چطوره هر چقدر که در توانتون هست بهم بدین با انعامها؟
نظرتون چیه؟
فقط میتونم حداقل دستمزد رو بدم
حالا ببینیم تا کریسمس چی میشه
ممنونم
ممنونم
اوه، پشیمون نمیشین
همین الانشم پشیمونم
ممنونم
خب، اینم لابد زیاد طول نمیکشه
چی گفتی؟
اوه. گفتم نمیتونم زیاد منتظر بمونم
باید از همین امشب شروع کنی
همین امشبِ امشب؟
اوه، باشه
پس بذارین بچهها رو یه جا مستقر کنم
اینم پاستا پنیر که از ناهار مونده
واسه بچهها
واقعاً؟ ممنونم
باید این رو بپوشی
شیک نیست ولی تمیزه
عالیه. ممنون
خانم ویلیس، شما آدم خوبی هستین
خب، نذار بقیه بفهمن، باشه؟
بهزودی میبینمت
فکر کردم گفتی استخدام نمیکنی؟
الان دیگه نمیکنم
کی قراره پیش ما بمونه؟
خب. فکر کنم مایلز دیگه اونقدر مسئولیتپذیر شده که بتونه بمونه
به منم حقوق میدین؟
عجله نکن، دونه دونه
ولی مایلز، من واقعاً روی تو حساب میکنم
تو کلاس پنجمی و دیگه بزرگ شدی
باید کلاس ششم میبودم
قبلاً در مورد این حرف زدیم
یه سال دیرتر فرستادمت که بتونی بهتر از خودت مراقبت کنی
و از قلدرها کتک نخوری
مل، لطفاً کمتر حرف بزن، بیشتر بخور
باشه. شماره کافه رو بهت میدم
اگه بهم احتیاج داشتی، میری دفتر
و از تلفن عمومی استفاده میکنی، باشه؟
باشه. بیا اینم شماره
دوستت دارم. پول خُرد داری؟
آره
امشب قصه نداریم؟
فردا دو تا برات تعریف میکنم
بیا اینجا عزیزم
بگو خداحافظ. خداحافظ
دوستت دارم
شاید لازم باشه اون زود بخوابه
باشه، خداحافظ
دوستت دارم
اگه چیزی لازم داشتی زنگ بزن
مامان بهت اعتماد داره
اون مامانم نیست
الان هست
نه. اون فقط با بابام ازدواج کرده
همین و بس
اون مامانِ منم هست
هی! یه عکس بگیر، بیشتر یادت بمونه
مارتا، درسته؟
آره. لولا
سلام. خوش اومدی
ممنون. اوه، به اینها توجه نکن
تنها چیزی که اینها بیشتر از یه زنِ جدید توی شهر
دوست دارن بهش زل بزنن، یه تراکتور جدیده
اوه
ترودی دوست داره همهمون از اینها بپوشیم
اوه، آره همهمون
آره، من و تو و تو و من
آره، دقیقاً
زود میگیری چی به چیه
اینجا همچین چیزی سابقه نداشته
یه ضریب هوشیِ واقعی
ممنونم
وسایلم رو کجا بذارم؟
اوه، همون عقب بذار. خیلی خب. ممنون
میدونی چی لازم داریم؟
نه، و اصلاً هم نمیخوام بدونم
یه درخت
چیزی به کریسمس نمونده
برای چی؟ واسه ما که کر... کریسمسی در کار نیست
چرا، هست
کنار در چطوره؟
اونوقت چطوری در رو باز کنیم؟
اوه، آره
کنار تخت؟
بی... بیخیالِ اون درختِ احمقانه شو و بگیر بخواب
احمقانه نیست، خودت بگیر بخواب
تو رئیس من نیستی
امشب هستم
پس باید قصه بگی
من هیچی بلد نیستم
حتماً یکی بلدی
اوه
ترودی بالاخره کوتاه اومد و یه آدم حسابی استخدام کرد، نه؟
جیم، اینطوری حرف نزن
منظور بدی نداشتم
خب، منم همینم، یه آدمِ معمولیِ خسته
به حرفش گوش نده
اون مخش عیب پیدا کرده
آره، خب، تا حالا ندیده بودم کسی انچیلادا
غرق در سس گوشت سفارش بده
آره. انگار هنوز زندگی نکردی عزیزم
من هیچ قصهای بلد نیستم مِل
بگیر بخواب
حتی یه قصهی کریسمسی؟
نه
باشه. پس من برات یکی میگم
خیلی وقت پیش، توی شبِ کریسمس
اونقدر قدیم که هنوز بهش نمیگفتن کریسمس
همیشه بهش میگفتن کر... کریسمس
نه اولین بار
اسمش جو بود
مردم اینطوری صداش میکردن
مخفف یوسف بود، و اونم مریم بود
و مریم قرار بود بچهدار بشه
و تمام حیوونهایی که از کنارشون رد میشدن، میدونستن اون کیه
بیخیال بابا
وقتی مریم و جو از کنارشون رد میشدن، گوسفندها میگفتن بَعبَع
و الاغ میگفت عرعر و سگ هم میگفت واقواق
میدونم حیوونها چه صدایی میدن
علتش این بود که حیوونها میدونستن بچهی اون قراره
خیلی خاص باشه
قراره خاصترین بچهای باشه که تا حالا به دنیا اومده
اون قرار بود یه پادشاه بشه ولی هنوز کسی نمیدونست
و اون قرار بود مردم رو نجات بده، آدمهای خوب، آدمهای بد
بچهها، بزرگترها، همه رو
فکر میکردم سرنوشت ازدواج ما توی آسمونها رقم خورده
No comments yet. Be the first to leave one.