Esimesed 200 rida.
"چهل و هفت روز" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
زندگی یک راز بزرگه که هیچکس ازش سر در نیاورده
بیایید ببینیم چنین رازی که وارد زندگی قهرمان ما میشه به سوالی که اونو درگیر کرده ، جواب میده؟
زود باش ، تایسون
تایسون وایسا تایسون
هی بزارید ببینیم
مردمی که همیشه صبح رو در ساحل به شادی می گذروندند با دیدن حادثه، از ترس شوکه شدند
ولی پلیس هنوز جسد رو شناسایی نکرده
اول جلوی مردم رو بگیرین
شما زنگ زدی؟- بله قربان-
بیا اداره پلیس- باشه قربان-
قربان- قربان. به نظرتون خودکشیه یا قتل؟-
نتیجه گیری نکنید تازه اطلاعات به دست ما رسیده
وقتی تحقیقات تموم بشه و به قطعیت برسیم به شما خبر میدیم. ممنون
"چهل و هفت روز"
پادو ، پادو
سلام رییس
اینو می زنی؟ جنس خوبیه
اهلش نیستم. برو کنار
منم دفعه اول همینو گفتم
به نظر عصبی هستی بزن ، روشن بشی
هیچوقت کسی رو وادار نکن
پادو وایسا
کسی اینجا نیست بیایید مهمونی بگیریم
پادو بسه
ساتیا. بیا- پادو. کجا میری؟-
پادو. دیر وقته
ساتیا من عاشق اینجام. تو هم بیا
بیا بریم خونه
پادو. امواج خیلی مرتفع هستن گوش کن. باید بریم خونه
هی. اون کیه؟
پادو.این بچه بازیا چیه؟
خلی؟ کجا میری؟
دلت میخوای بمیری؟
زنم- چی؟-
پادو. لطفا
نه
با توام بیا لطفا
هی. چیزی زدی؟ اینجا کسی نیست که
راه بیفت یالا بزن به چاک
زنم پادو اونجاست ....زنم
پادو
این حقیقت که اون پیشم نیست رو کنار زدم با این دروغ زندگی می کنم که همیشه کنارمه
الو- تلفن رو به بچه میدی؟-
باشه آقا
سویچا. باباست
الو بابا. کی میای؟ شنبه تولدمه میای یا یادت رفته؟
اگه نیای ، دیگه باهات حرف نمی زنم
میام. بخاطر تو میام عزیز- باشه-
خداحافظ سویچا- خداحافظ بابا-
ریشی. آماده ای؟ ظرف نهار رو بردار- بله . برداشتم-
قربان. صبح بخیر
ببخشید قربان درمانم زیاد تند نیست
متاسفم جناب تقصیر منه
چه حرفیه قربان؟ بشینید لطفا
قربان. اعتماد به نفس از دست رفته ام بخاطر شما برگشته
با اینکه چند روز با شما کار کردم از این راضی ام که صادقانه فعالیت کردم
مثل من در سازمان زیاده
من نباشم چیزی نمیشه امثال شما هم هستین
سازمان به شما نیاز داره ، قربان
بابا- سویچا-
چطوری؟- خوبم-
میری مدرسه؟- بله-
منو کجا می بری ، بابا؟
سورپرایزه- اوه-
میری مدرسه- خیلی خب-
سراونی . بچه رو ببر بیرون- فردا میام می برمت-
حتما؟- حتما-
پیامکی ناشناس که امروز به سران دولت فرستاده شد تبدیل به موضوعی حساس شده است
پلیس با بررسی جزییات به این نتیجه رسید که ...مرگ مالک داروسازی فونیکس ، سرینیواس
که دو ماه پیش رخ داد ، یک خودکشی بوده... و پرونده را بست
ولی فرستنده ناشناس در پیامک خواستار تحقیقات کاملی شده بود
و گفته بود که این یک خودکشی نبوده بلکه یک قتل بی رحمانه بوده است
سرم داره داغ میشه حتما خبرا رو دیدی
من خودم اون پرونده رو بررسی کردم و بستمش
و حالا که یکی پیام داده ، قاضی ناحیه جدی گرفته و به کمیسر خبر داده
و اون میگه تحقیق کنم و کل گزارش رو 2 روزه بدم یعنی چی آخه؟
با تو ام ، ساتیا
من اینجا داد می زنم تو فکرت یه جای دیگه اس؟
دو لیوان بیار
یعنی چی ، رفیق؟ آخه تا چند روز؟
پادو اونجا نیست یک زندگی جدیدو رو شروع کن
اگه برای خودت اینکارو نمی کنی برای سویچا بکن
تحقیقات مال چند وقت پیشه؟- کدوم تحقیقات؟-
هی. این موضوع خیلی وقت پیش بسته شد چیزی نیست که تحقیق کنیم
اون پیامک داد که خودکشی می کنه و بعد مُرد
دیگه تحقیق چیه؟ بسته شد ، رفت
پرونده بسته شد
صبح بخیر ساتیا- بگو راوی-
بچه ام رو باید می بردم مدرسه من اینجام
خواستم بیدارت کنم ، بیدار نشدی- خیلی خب-
هی- بله-
هیچی یک پرونده روی میزه؟
بله . هست
خدا رو شکر کل خانه رو گشتم. فکر کردم گم شده
باید فردا ارائه اش بدم.میام و عصر می برمش- خیلی خب-
می بینمت- خداحافظ-
صاحب شرکتی با ارزش میلیونی در سن کم مُرد
آیا مالک داروسازی فونیکس ، سرینیواس کاکارلا خودکشی کرده یا به قتل رسیده؟
هنوز مشخص نیست پلیس تحقیقات کاملی رو انجام داده
این اطلاعات رو قراره فردا در گزارش خودشون به کمیسر ارائه بدن
امیدواریم که شک های این پرونده فردا مرتفع بشه
حالا وقفه ای کوتاه خواهیم داشت
همون مهر همون کلوپ
پرونده حاضره ، قربان. ارائه صبحگاهی بفرمایید
روز 23 مارس
روز 23 مارس تاریخ ها مطابقت دارن
پس ارتباطی بین خودکشی پادو و مرگ سرینیواس هست؟
قربان
هی
راوی ، تیم رو جمع کن تا بیام- خیلی خب-
ساتیا- چی شده؟-
بریم؟- چی؟-
گفتم که میریم تولد ساتیا درسته؟
بله- من دستیار کمیسر ، ساتیا هستم-
خیلی خب- شما زن سرینیواس هستین؟-
بله- من بخاطر خودکشی همسرتون اومدم. اجازه هست؟-
لطفا بفرمایید
بشینید- بله. ممنون-
میشه یه لیوان آب بدین؟- بله حتما-
ممنون. لطفا
ایراد نداره چند سوال بپرسم؟- حتما . بپرسید-
سرینیواس مشکل مالی داشت؟- نه-
مزاحمی داشتین؟
اینطور نبود ، قربان
سرینیواس ، عصر روز بیست و دوم مارس کجا بود؟
در واقع ، ما هر دو رفتیم مهمانی
رفتارش چطور بود؟ عادی بود؟
بله. مثل همیشه بود
برامون میز رزرو کرده بود
بعد از مدت ها یکم باهام وقت می گذروند
در واقع ، بعد از مهمونی مدت زیادی رو در ساحل گذروندیم
رفت یه گوشه گفت تماس داره
مدت زیادی صبر کردم نیومد
باهاش تماس گرفتم ، نتونستم بگیرمش
عادتش بود وقتی می رفت تو نخ چیزی ، به بقیه اهمیت نمی داد
فکر کردم داستان همینه و برگشتم خونه
ولی وقتی بیدار شدم یک پیام از سرینیواس برام رسیده بود
ناراحت شدم از اونجا رفتم
انتظارشو نداشتم که سرینیواس ، چنین کاری بکنه
خیلی متاسفم
این شماره منه. اگه درباره این پرونده خواستید چیزی بگید ، تماس بگیرین- باشه-
ببینید مشکلی نباشه- باشه قربان-
سلام
شما؟- دستیار کمیسر-
تو آپارتمان ما چه می کنید؟
با زن ساکن واحد 403 که خودکشی کرده بود حرف زدم و امدم
چی؟ با زن واحد 403 حرف زدی؟ یعنی زن سرینیواس؟- بله-
میدونی من کی ام؟ دبیرکل این ساختمان. جاناردان
بدون دستور من مگس هم رفت و آمد نمی کنه افتاد؟
از کدوم ناحیه ای؟- غرب-
غرب؟ کمیسرت دالوی دوست منه باهاش حرف بزنم؟
منظورم این نبود ، آقا- خیلی خب-
میخوای قضیه برات روشن بشه. نه؟
ونکات رائو؟- آقا-
کلید 403 رو بیار- باشه آقا-
قفله بریم ببینیمش. بیا
بیا مرد شما هم بیایید
سرینیواس رائو اصلا ازدواج نکرده زن چیه؟
قبول نمی کنه که خونه اش بعد از مرگش قفله بازش کن
قفله دیدی؟
بیا
خب قربان. زنش کو؟- ببخشید خانم-
ببخشید؟
سلام؟
چی شده؟
هی دختره رو ندیدی؟
من اونجا نشستم و یک دختر اینجا نشست آب هم خوردم
اومدی آب خوردی؟ آب کو؟ طرف کو؟
شماره ام هم نوشتم- عجب-
شماره؟ کجا نوشتی؟ روی آینه؟
حتما بعدش غذا خوردی و خوابیدی
ببین. انگار در حال انجام وظیفه مشروب می خوری
مزاحم نشو. برو- آقا-
اومد
سلام آقا. من الیو گرین هستم من روغن زیتون طبیعی می فروشم
هی روغن زیتون. کارت چیه؟ برو بیرون- بسه آقا-
یه چیزی رو باید بهتون بگم واقعا با اون دختر صحبت کردین؟
حرف زدم- نه-
یه رازی بهتون بگم. بیایید اینجا اینجا یک روح هست
روح؟- بله-
روح. گفت اینجا روح داره؟
هی روغن زیتون. برو بیرون- باور کنید آقا. به روغن زیتونم قسم می خورم-
راست میگم ، آقا- برو تا نزدمت-
صبر کنید آقا. درباره زن شما نگفتم- زن من چی؟-
حرفای این احمقو باور نکنید- اول بزن به چاک-
یک دیوونه کم داشتیم تو هم اومدی
دختره اونجاست ، آب داد ، شماره نوشتی
برو باو. زر زیادی نزن
بهم زنگ زد ، چون دوستم بود هرکسی دیگه بود ، پرونده مزاحمت تشکیل می داد
ساتیا. تو الان تعلیقی و 4 ماه دیگه برمیگردی
چرا پیچیده اش می کنی؟
قربان. بین پرونده سرینیواس و خودکشی زنم پادو یه ارتباطی هست
بخاطر همین رفتم اونجا- لطفا ساتیا-
راوی تحقیقات مجدد رو انجام داد
قربان. تاریخ ها مطابقت داشتن- لطفا-
راوی- بله قربان-
پرونده رو بده
یک خودکشیه ، ساتیا
و پرونده بسته شده
No comments yet. Be the first to leave one.