Esimesed 200 rida.
سزار برای چهارمین بار به عنوان کنسول انتخاب شد
و به اسپانیا رفت تا با پسران پومپیوس بجنگد
که خیلی جوان بودند
بزرگترین نبرد بین آنها در این جنگ داخلی درگرفت
اینجا، در موندا
و خود سزار را در خطر بزرگی برای جانش قرار گرفت
او 30 هزار نفر از آنها را در مزارع کشت
و هزار نفر از بهترین هایش را از دست داد.
این آخرین جنگ سزار بود
و در بازگشت به رم
مردم اسم اورا گذاشتند
دیکتاتور همیشگی
درود بر سزار
درود بر سزار
اثری از ویلیام شکسپیر جولیوس سزار
چارلتون هستون در نقش مارک آنتونی
جیسون روباردز درنقش مارکوس بروتوس
جان گیلگاد درنقش جولیوس سزار
ریچارد جانسون در نقش کایوس کاسیوس
رابرت وان درنقش کاسکا
ریچارد چمبرلین در نقش اوکتاویوس سزار
دیانا ریگ درنقش پورتیا
موسیقی : مایکل ج لویس
فیلمنامه : رابرت فارینوال
کارگردان : استوارت برگ
ازاین سو ..مردمان بیکار به خانه هایتان بروید
مگر وقت تعطیلات است؟
...شما آقا
حرفه ات چیست؟
تجارت قربان که امیدوارم باخیال راحت از آن استفاده کنم
شغلم در واقع ترمیم کننده کف پاهای بد است
تو پینه دوز هستی؟
درواقع جراح کفشهای کهنه هستم ، قربان
وقتی کفشها در معرض خطر بزرگی قرار گرفتند آنها را بازیابی می کنم
پس چرا امروز در مغازه خود نیستی؟
چرا این مردان را در خیابان ها هدایت می کنی؟
پس ، قربان کفشهایت را بیرون بیاور تا به سرکار خود روم
اما، در واقع، ما برای دیدن سزار اینجا جمع شدیم
و از پیروزی او شادی کنیم
برای چه شادی کنید؟
کدام فتح را به خانه آورده است؟
چه خراجهایی به دنبال او به روم میآیند
تا بدان طریق چرخ ارابه خودرا مرمت کند؟
شما مردم نادان، شما سنگها
شما بدتر از چیزهای بی معنی
ای دلهای سخت
ای مردان بی رحم رم
می دانستید که این بار پمپی نیست؟
بارها و بارها از دیوارها بالا رفته اید
بالای برج ها و پنجره ها بالای دودکش ها
برای دیدن عبور پمپی بزرگ از خیابان های رم
و آیا اکنون جشن به پا کرده اید؟
در راه او گل میپاشید؟
که بر خون پمپی پیروز می شود؟
بروید
به خانه هایتان بروید
به زانو بیفتید
و از خدایان بخواهید که طاعون را قطع کنند
دعا کنید تا جبران این ناسپاسی شود
درود بر سزار
درود برشما این گفته سزار است
کالپورنیا
اینجا هستم ، سرورم
مستقیماً در راه آنتونیوس قرار بگیر وقتی او مسیرش طی کرد
آنتونیوس سرورم ، سزار؟
فراموش نکن، آنتونیوس که در راه کاپولینا را لمس کنی
...بزرگان ما می گویند
عقیم لمس شده در این تعقیب مقدس
طلسم عقیم بودن او را باطل میکند
یادم باشد
وقتی سزار می گوید "این کار را بکن" بایدانجام شود
ادامه دهید و هیچ مراسمی را کنار نگذارید
سزار
بله ، چه کسی صحبت میکند؟
اگر بخواهی هر سرو صدائی ساکت شود و دوباره صلح برقرار باشد
چه کسی مرا فرا میخواند؟
من زبانی را می شنوم که از همه موسیقی ها بلندتر است
این فریاد "سزار" از کی بود؟
حرف بزن
سزارآماده شنیدن است
از ماه مارس حذر کن
از روز پانزدهم مارس حذر کن
این چگونه مردیست؟
یک پیشگو به شما می گوید
مراقب ماه مارس باشید
او را در برابر من قرار دهید بگذارید صورتش را ببینم
هموطن ، خودت را نشان بده
به سزار نگاه کن
الان به من چی گفتی؟ یک بار دیگر تکرار کن
مراقب توطئه های ماه مارس باش
او یک رویاپرداز است
از کنار او بگذریم
نمیخواهی مسابقه را تماشا کنی؟
نه
من اهل بازی نیستم
من بخشی از آن روحیه سریع که در آنتونی وجود دارد را کم دارم.
کاسیوس، اجازه نده مانع آرزوهای تو باشم خدا نگهدار
بروتوس...
اخیراً شما را زیر نظر دارم
دیگر در چشمانت آن مهربانی و ابراز عشق را نمی بینم
همانطور که عادت داشتم:
دستی بیش از حد سرسخت و خیلی نیرومند را روی دوستی که تورا دوست دارد میکشی
به من بگو بروتوس خوب آیا می توانی صورتت را ببینی؟
نه، کاسیوس زیرا چشم قادر به دیدن خود نیست مگر در آینه
شنیده ام، جاهای بسیاری در رم با بهترین احترامها
البته به جز سزار جاودان...
صحبت از بروتوس و ناله کردن زیر یوغ این عصر میباشد
ای کاش بروتوس نجیب چشمانش را داشت.
کاسیوس، مرا به چه خطراتی هدایت می کنی؟
این که می خواهی در خودم به دنبال چیزی بگردم که در من نیست؟
این فریاد ها به چه معناست؟
می ترسم مردم سزار را بعنوان پادشاه انتخاب کنند
آه، از آن می ترسی؟
پس باید فکر کنم که چنین نخواهد شد
من مخالفم ، کاسیوس.
با این حال اورا به خوبی دوست دارم
نمی توانم بگویم...
آنچه را شما و سایر مردان در مورد این زندگی فکر می کنید.
اما برای خودم
من نمیتوانستم به اندازه خودم از چنین چیزی در هراس باشم.
من هم مثل سزار آزاد زاده شدم تو هم همینطور
هر دوی ما آنرا احساس کردیم
ما هم می توانیم سرمای زمستان را همانند او تحمل کنیم
و این مرد اکنون خدا شده است
و کاسیوس موجودی بدبخت
و باید گردنش را خم کند، اگر سزار با بی دقتی سرش را تکان دهد.
او زمانی که در اسپانیا بود ، تب داشت
و هنگامی که سلامت بود
من دیدم که چطور میلرزید
بله ، این خدا لرزید
رنگ ازلبهای ترسوی او پرید
و همچنین زبانش که به رومیان دستور میداد اورا ستایش کنند
و سخنان او را در کتابهایشان بنوسند
افسوس ، باید گریه کرد
به من آب بده، تیتینیوس
به عنوان یک دختر بیمار
وای، این مرا شگفت زده می کند
که مردی با چنین خلق و خوی ضعیف
باید دنیای باشکوه را آغاز وبه تنهائی از آن بهره ببرد
یک فریاد عمومی دیگر
معتقدم که این تشویق ها برای برخی افتخارات جدید است که بر سزار انباشته شده
چرا مرد؟
او مانند یک غول لبه دنیای باریک را زیر پا می گذارد
و ما مردان خرده پا
زیر پاهای بزرگ او راه میرویم
به قبرهای بی آبروی خود نگاه میکنیم
مردان
در برخی از زمان ها ارباب سرنوشت خود هستند.
کوتاهی ، بروتوس عزیز
ربطی به ستاره های ما ندارد بلکه کوتاهی از ماست که زیر دست هستیم
بروتوس و سزار
چه چیزی باید در آن "سزار" باشد؟
چرا باید این اسم بیشتر از اسم شما به گوش برسد؟
اگر آنها را با هم بنویسند
اسم تو زیباتر است
در دهان هم آسانتر میچرخد
اگر هم وزن کنید مال تو سنگین تر است
به محض گفتن بروتوس روح سزار مجسم میشود
یکباره بنام همه خدایان
این سزار ما از چه گوشتی تغذیه می کند
که اینقدر بزرگ شده؟
سن و سال.. مزخرفه
وقتی پا به سن گذاشتیم
از زمان سیل بزرگ زمانی که صبحبت از رم بود
که دیوارهای عریض او فقط یک مرد را در بر می گیرد؟
آنچه را گفتی ، در نظر خواهم گرفت
و آنچه منبعد خواهی گفت با صبر و حوصله خواهم شنید
هردو باید گوش شنوا داشته باشیم
و به چنین چیزهای مهمی پاسخ دهیم
تا آن زمان دوست بزرگوار این را داشته باش
که بروتوس ترجیح می دهد روستایی باشد تا اینکه خود را پسر رم بداند
تحت این شرایط سخت که این زمان بر سر ماست.
خوشحالم که بیان ضعیفم
به بروتوس بزرگ تکانی داده است
اما، خوب نگاه کن کاسیوس آن نقطه خشمگین که روی پیشانی سزار میدرخشد
و بقیه مانند یک قطار بچه می مانند
گونه کالپورنیا رنگ پریده است سیسیرو نیز چنین است
و با چشمانی آتشین و سوزان نگاه میکند که نظیرش را در کاپیتول دیدیم
که درسنا مقابل عده ای از سناتورها به چشم دیدیم
آنتونیوس؟ سزار؟
بگذار مردان چاق در اطراف من باشند
مردانی خوش سر مانند خواب شب
آنطرف کاسیوس ظاهری لاغر و گرسنه دارد
او بیش از حد فکر می کند
چنین مردانی خطرناک هستند
کاسکا به ما خواهد گفت که موضوع چیست
او خطرناک نیست
یک رمی نجیب و خوش اخلاق است
او قبلاً چاق تر بود
اما من از او نمی ترسم
با این حال اگر نام من ممکن بود ترسناک باشد
من مردی نیستم که به این زودی از کاسیوس دوری کنم
او زیاد می خواند
و یک ناظر بزرگ است
و او کاملاً ناظر بر اعمال مردم است
برخلاف تو او هیچ نمایشی را دوست ندارد ، آنتونی و گوشش به نوای مویسقی مأنوس نیست
مردانی هستند که او را هرگز آسوده نمیدانند در حالی که بزرگتر از خود را میبینند
بنابراین او بسیار خطرناک است.
ترجیح می دهم به تو بگویم از چه باید بترسی تا از آنچه خود می ترسم.
زیرا من همیشه سزار هستم
No comments yet. Be the first to leave one.