Esimesed 200 rida.
ما گوزنیم، نه اسب! ما همونایی هستیم که سورتمه رو به پرواز درمیاریم
بچهها، بابا نوئل رو گم کردیم
اینطوری بیشتر دوست دارم
جولیوس
نگاه کن، جوخه پرواز بابا نوئل
دوباره! هورااا
مراقب باش
آرومتر
وروجک کوچولو
میدونم کدومشون بابای منه. بذار حدس بزنم
میدونم کدومشون بابای منه. بذار حدس بزنم
همونی که از همه سریعتر پرواز میکنه و از همه بالاتر میپره؟
تو هم دیدیش؟
هر کاری میکنم تا بتونم با بابام پرواز کنم
میدونم
ولی یه روزه که نمیشه، باید تمرین کنی
من همیشه دارم تمرین میکنم
معلومه
ولی باید خودت رو باور داشته باشی
من باور دارم که تو میتونی پرواز کنی
ثابت کن که خودت هم باورش داری
زود باش پسر، راه بیفت
فکر نکن
باید باورش کنی
باید باورش کنی
باورم نمیشه
این دفعه دیگه نزدیک بود پرواز کنم، مگه نه؟
دقیقاً همینطوره نیکو، دقیقاً
نیکو
بابات مرغ بوده؟
آخه مثل مرغ میپری
اون عضو جوخه پروازه
اون عضو جوخه پروازه
آره جون خودت! منم لابد پسرِ
بابا نوئلم
یه لحظه صبر کنین! الانه که
میدونی با آدمای رو اعصاب چطوری باید رفتار کرد؟ با غرور
و بیمحلی
بابای من یه گوزنِ سه پاست
بابای منم چهار تا سر داره
به این میگن بیمحلی
نمیفهمم جولیوس
اگه بابا عضو جوخه پروازه
پس چرا من نمیتونم پرواز کنم؟
هیچکس دقیقاً نمیدونه
که چرا جوخه بابا نوئل قدرت پرواز دارن
شاید حق با اون پسرا باشه
شاید اصلاً بابای من عضو جوخه نباشه
تو ده برابرِ اونا شجاعت داری
طوری رفتار کن که انگار اصلاً وجود ندارن
طوری رفتار کن که انگار اصلاً وجود ندارن
حق با توئه. ممنون
میرم روی تپه درختی تمرین کنم. اونجا هیچکس منو نمیبینه
من که اینو نگفتم
برگرد
اگه بفهمن داری روی تپه درختی تمرینِ پرواز میکنی
داری میری تپه درختی؟
نه، معلومه که نه
منم میتونم بیام؟
پایهای؟
اصلاً حرفش رو هم نزن
که تمرین کنین. اونم روی تپه درختی
تپه درختی؟
چند بار باید بهت بگم؟
بیرون رفتن از دره گوزنها ممنوعه
اطاعت قربان
نیکو قصد فرار نداشت
میخواستم بهم کمک کنه
تا بریم دنبال خاله سالی که مریض شده
خاله سالی
ایشون خاله سالی هستن
سلام به همگی
بهتره دیگه تنهاتون بذارم
من میبرمت
چه کوچولوی شجاعی
بذار کمکت کنم
خب، خیلی خب
خب، خیلی خب
ولی اگه گرگها شما رو ببینن، دیگه خندهمون میگیره
اونا نباید بفهمن که همچین درهای وجود داره
واسه همینه که هیچکس از دره بیرون نمیره
چشم. باشه بابا
شنیدی که رئیس چی گفت. دیگه حرفش رو نزن
که میخوای بری تپه درختی. روشنه؟
فهمیدم جولیوس
بالاخره حرف گوش کن شدی
فردا روی تپه درختی میبینمت
بذار ببینم
مطمئنم باید میپیچیدیم سمت راست
بعدش چپ، دوباره چپ
و بعدش راست
باید از اینجا اتوبوس توریستها رو
ببینم
الان؟
آروم بگیر نیکو
مامان، چرا هیچکس باور نمیکنه
که بابا عضو جوخه پروازه؟
به جز من هیچکس اونو ندیده
به جز من هیچکس اونو ندیده
بازم از بابا برام بگو
باشه
بابات خوشتیپترین گوزنِ
جوخه بابا نوئل بود
حتماً منم به اون رفتم
فردای روز کریسمس بود
تنهایی رفته بودم دنبال خزه بگردم
یهو، جوخه پرواز درست جلوی پام زمین نشستن
سورتمه بابا نوئل خراب شده بود
بعدش چی شد؟
همونجا بود که با بابات آشنا شدم
اون واقعاً نترس و کلهشق بود
وقتی سورتمه تعمیر شد، اون منو برد تا بگردیم
خیلی جادویی بود
پرواز کردن بین ابرها، اونم بالای دره
بعدش مجبور شد بره
دیگه هیچوقت ندیدمش
اگه اونقدر فوقالعاده بود، پس چرا هیچوقت نیومد
پسرش رو ببینه؟
در واقع
اون نمیدونست که نیکو قراره بهار به دنیا بیاد
کی فکرش رو میکرد؟
کی فکرش رو میکرد؟
چرا بهش چیزی نگفتی؟
اون با جوخه پرواز توی دهکده کریسمس زندگی میکنه
و هیچکس هم راه اونجا رو بلد نیست
دلت براش تنگ نشده؟
من یه مرد توی زندگیم دارم و همین برام کافیه
حالا دیگه بخواب، نیکو
مامان
اسم بابا چیه؟
شب بخیر نیکو
بدشانسی آوردیم رئیس
هیچ گوزنی این دور و بر نیست
ما به گوزن نیاز داریم
باید یه چیزی پیدا کنیم بخوریم
یه فکری دارم رئیس
فقط یه کلمه: خزه
گوزن خزه میخوره، ما هم گوزن رو میخوریم. بیا این وسطی رو حذف کنیم
بیخیالش
بالاخره شانس به ما هم رو میکنه
یه چیزی برای خوردن پیدا کنین
گوزن پیدا کنین
روش فرود اضطراری
همیشه به درد میخوره
فکر میکردم اینجا پیدات کنم
چه دفاعی از خودت داری؟
کمکم کن
تمام صبح خودم رو مسخره خاص و عام کردم
اصلاً راه نداره
خطرناکه. زود برگرد به دره گوزنها
خواهش میکنم
باشه، ولی فقط برای یه دقیقه
شاید لازم نباشه حتماً پرواز کنی
میتونی سُر بخوری
مثل افتادنه، ولی نرم و آروم
توی افتادن که استادم
عالیه! برو بالای این درخت و
دیوونه شدی؟
گوزنها که از درخت بالا نمیرن. خیلی احمقانهست
واقعاً میخوای این کار رو بکنی؟
البته
سعی هم نکن جلوم رو بگیری
بد نیست
عجب منظرهای
آدم نفسش بند میاد
ما هنوزم میتونیم دنبال گوزن بگردیم
چی داری میگی عینکی؟
انگار دیگه روی درختها زندگی میکنه
چی؟
نگران نباش، میدونم
نگران نباش، میدونم
که یه روزی پرواز میکنی
واقعاً؟
تو اینطوری فکر میکنی؟
حتماً
گرگها
بچهها فرار کنین
جلوی پاتون رو نگاه کنین
اونا نمیتونن ردِ ما رو پیدا کنن
بیا ساگا، باید به گله خبر بدیم
بیا ساگا، باید به گله خبر بدیم
گرگها اومدن
گرگها اومدن
چی؟
ما گرگها رو دیدیم! نیکو
بهت که گفته بودم... دنبالتون نیومدن؟
قول میدم پدربزرگ
قالشون گذاشتیم. مطمئنی؟
لوسیفر حسابی خوشحال میشه
بیا دیگه عینکی، بفرما سرِ میز
من دیگه گشنهم نیست. خزه خوردم
آرایش دفاعی! نرها بیرون
مادهها و بچهها داخل. زود باشین
بچهها، پیش هم بمونین
بچهها
تکون نخورین
نزدیک مامانهاتون بمونین
فوراً عقبنشینی کنین
فرار کنین
بابا
No comments yet. Be the first to leave one.