Esimesed 163 rida.
."آقاي "جَز
ـ چه خبر دادا ؟ .ـ رفيق جون
.ـ "ويل" تو آشپزخونه اس .ـ عجله ندارم
ـ چرا نزديكتر نميشيني ؟ .ـ به روي چشم
ـ ميشه دست از سرم برداري ؟ .ـ از زنايي كه سخت راضي ميشن خوشم مياد
اگه اينطوريه، ميخوام باهات .ازدواج كنم و ازت بچه دار شم
.از نظر من كه مشكلي نيست
."ـ متأسفم "جَز .ـ اشكالي نداره
.همين كه از پشت ببينم داره ميره برام بسه
ـ چه خبرا "جـِي" ؟ .ـ هي "پرنس"، يه خواهشي داشتم
.هرچي هست بگو مرد ميدوني چندبار به من كمك كردي ؟
.هفت بار
ـ چي ميخواي ؟ .ـ يه قرار
! ـ حل شده بدون .ـ ميخوام با خواهرم قرار بزاري
.حل شده ندون
.تازه اسباب كشي كرده اينجا .كسي رو نداره باهاش بره بيرون
.ـ پرنس"، اون به يه مرد واقعي نياز داره" ـ آخه قيافه اش خوبه ؟
.البته كه هست .خوشگلي تو خانواده ما ارثيه
."باشه "جز .ببين، خودت ميدوني من هركاري برات انجام ميدم
.ـ تو مثل داداشمي .ـ درسته
يعني خواهرت هم بايد .مثل خواهرم باشه، نه دوست دخترم
،اگه يه مشكلي پيش بياد .اين وسط رفاقت ما به خطر ميوفته
.حاضرم خطرشو قبول كنم
ببين داداش، من بايد به صورت جدي .به اين مسئله فك كنم
ـ خب ميشه فقط بعضي وقتا بيارم ببينيش ؟ .ـ آره، حله
.ايول. پس امشب رأس ساعت 8 .سعي كن بوي خوبي بدي
.هي آقا پسر .خودتو برا ماماني لَوند كن
:::::... پــِرنــــس جــــديــــد بــِل اِيــر :::::... ... فصـل 1، قسـمت 19 ... ... It Had to Be You ...
خب، من دخل و خرجمو همونطور .كه گفتي حساب كردم
.ـ آفرين. بزار ببينم .ـ اين كُل پوليه كه هفته پيش درآوردم
.اينا خرجامه .خرجم از درآمدم 5 برابر بيشتره
.حساب مخارج مثل آب خوردنه انگار
! هي "جي"! داداش .هركاري ميكني فقط اون درو باز نكن
.ـ خداي من، لطفاْ بگو كه پليس نيست ."ـ نه رفيقمه، "جز
.بدتر
.هي "جي"، 10 تومن ميدم بگو من خونه نيستم
.گوشام نشنيد چه ميگوئيد
ـ گفتيد 15 تومان ؟ ـ ميخواي واسه ماهم سيا بازي در بياري ؟
.ـ زندگيم در خطره .ـ حالا ببينم چه ميشود
ـ چرا نميخواي "جز" رو ببيني ؟ .ـ خواهرشو نميخوام ببينم
.ـ "جز" ميخواد منو لاكار بزاره ـ مگه "جز" خواهر داره ؟
.از ديدنت خوشوقتم، بابائي
."آقاي "جز" و خانم "جانت
.خب "پرنس"، اينم از خواهرم
."جانت" --» "ويل"، "ويل" --» "جانت
.شما ريش بُزي نداري
ببخشيد ؟
."سلام، من "ويويان بنكس" هستم، خاله "ويل ... و ايشون شوهرم "فيليپ" ـه
.و اينا دخترام، "هيلاري" و "عشلي" هستن
.ـ از ديدنتون خوشوقتم .ـ يبار ديگه منم ببين
چرا نشينيم ؟
چيزي ميتونم براتون بيارم ارباب "ويليام" ؟ يك پيشبند(تا آب دهنتون بريزه روش)چطوره ؟
خب "جانت"، چندوقته اومدي اينجا ؟
.تازه اسباب كشي كردم .رو دارم UCLA بورسيه دانشگاه
خوب شد فهميديم تو خونوادتون .يه عاقل هست
.آره، ولي "جانت" هم همچين احمق نيست
."خب خانم "بنكس .جز" ميگه شما استاد دانشگاه هستيد"
.درسته. انگليسي درس ميدم
و آقاي "بنكس"، "جز" ميگه شما هم .كشتي كج كاره حرفه اي هستيد
.متأسفانه اشتباه عرض كردن. من وكيلم
.عذر ميخوام. اشتباه نقل قول كردم
.ميرفتم UCLA منم ميخواي از كتاباي من استفاده كني ؟
ممنون. اتفاقاً تو فكرم بود .كتاباي دست دوم بخرم
.آره، ولي اينا دست دو نيستن
.ـ حالا بريم يه نگاهي بندازيم .ـ باشه
.خب "جز"، من ميرم آشپزخونه يه چيزي بخورم
.وقتي برگشتم، ميخوام رفته باشي
.پس فك كنم خيلي وقت دارم
.ويل"، فك كنم "جانت" ازت خوشش مياد"
.مطمئنم كه چشمش منو گرفته
.گمونم يه مسواك بزني بد نباشه
خب نظرت چيه ؟
"داداش، كلمه "ايول حلالت باشه برات چه معني اي ميده ؟
.بي صبرانه منتظرم با خواهرت برم بيرون .ممنون كه هوامو داري پسر
.بايد بيشتر فك كنم مرد ."ببين، تو مثل برادرم ميموني "پرنس
اگه تو با خواهرم بري سرقرار ... و يه مشكلي پيش بياد
.اين وسط رفاقت ما به خطر ميوفته
.حاضرم خطرشو قبول كنم
،اگه اينطوره تا چه قدر حاضري بهاشو بدي ؟
بدم ؟
.يعني، برا بيرون رفتن با اون .يقين دارم اين كُت به من خيلي مياد
.بايد ميدونستم
.همينطور كلاه
.كلاه
.بزار يه نگا هم به تي شرتت بندازم
.بايد اعتراف كنم .خواهر آقاي "جز" خيلي دلبر هستند
بله البته. همين موضوع هم باعث .شك من به علم ژنتيك شده
دس بردار "فيليپ"، اينكه "جز" خواهرشو .با "ويل" آشنا كرده خيلي كاره قشنگيه
.ويل" دوست خوبيه"
.خواهران و برادران. زيد دار شدم
ـ ميدوني چي حال ميده ؟ .ـ چندتا چيز به ذهنم ميرسه
خيلي خوب ميشه اگه دخترخاله ات "عشلي" رو .بعضي وقتا با خودمون بياريم. من عاشق بچه هام
.ـ حق با توئه. بچه ها دوست داشتني ان ـ تو نميخواي خودت بچه داشته باشي ؟
.ـ 100 درصد .ـ پدره فوق العاده اي ميشي
.تو هم همينطور عزيزم
... شايد نبايد اينو بهت بگم ولي
از همون لحظه اي كه ديدمت .ميدونستم كه ما برا هم ساخته شديم
خوبه، چون فك ميكردم صدقه .سر اون كُت بود كه الان اينجائيم
خرافاتي نباش. اون كه الان تنت نيست، هست ؟
.و ديگه هم نخواهد بود
.مردونگي به طرز لباس پوشيدن ربطي نداره
.و "ويل"، تو مرد مني
.اوه پسر
.خب مـِنو رو ببينيم چي داره
.البته اگه چشمام بتونن تمركز كنن
.داره كم كم گشنم ميشه
.عزيزم، خرچنگ سفارش بده، خاويار سفارش بده .هر چي دوس داري بگو
،فك نكنم خرچنگ يا خاويار بخوام .اونا خيلي گرونن
.راست ميگفتي .ما برا هم ساخته شديم
.ـ سلام، من "جيا" هستم .ـ سلام، منم "ويل" ـم
ـ آماده ايد سفارش بديد ؟ .ـ معلومه كه هستيم
.ـ نيستيم .ـ پس بعداً ميام
ويليام"، ميتونيم اين وسط" يه چيزيو روشن كنيم ؟
وقتي با مني، نميخوام به هيچ .زن ديگه اي نگاه كني
ـ كدوم زن ديگه ؟ .ـ بس كن. ديدم چطور به پيشخدمت نگاه ميكردي
پس اون چشماي از حدقه بيرون زدنتو برگردون سرجاش. باشه ؟
با توئما؟ گفتم باشه ؟
.چشم
جيا" ؟"
.من ارّه ماهي ميخوام باسالاد .بدون مخلفات
تو چي "ويل" ؟
... من يه
.ـ من يه استيك نيم پز ميخوام .ـ استيك اصلاً غذاي سالمي نيست
ـ ميخواين بيشتر فك كنيد ؟ .ـ. برا اونم هموني كه من ميخورمو بياريد
بعلاوه يه سيب زميني آب پز .بدون كَره و خامه تُرش
.ـ ممنون .ـ بله
.من از خامه تُرش خوشم مياد
.خوشت ميومد
،از الان به بعد .بايد حواست به چربي خونت باشه
نميخوام شوهرم تو 40 سالگي ... سكته كنه بميره
و مجبورم شم 6 تا بچه رو .خودم تنهائي بزرگ كنم
6تا بچه ؟
.درسته عزيزم. 3 تا پسر. 3 تا دختر
و حتي فكرشم نكن كه اسم ."يكيشونو بزاري "ويليام
.جانت"، وايسا. صب كن يه ديقه"
فك نميكني الان براي حرف زدن درباره ازدواج يكم زود باشه ؟
ببخشيد ؟ جنابعالي پس به چي فك ميكرديد ؟
.نميدونم .به شام، شايدم يكم رقصيدن
كه اينطور ؟
تا همين يه ديقه پيش لاله گوش .منو كرده بودي تو حلقومت
... فك كردي همينجوري مجاني
ميتوني شير گاو بدوشي ؟
.من ليموناد سفارش دادم
.اونم قرار نيست بخوري .حواست به قند خونتم بايد باشه
عمراً نزارم شوهرم 24 ساعت بشينه ... پاي تلويزيون شيكم چروني كنه
.و منو با 6 تا بچه ول كنه به اَمون خدا. نـــخير
...ـ آخه .ـ آخه بي آخه
! وقتي باهاتم حرف ميزنم به من نگاه كن
ويليام"، داري به كي نگاه ميكني ؟"
سلام "هيلاري"، وقتي تو حموم بودم كسي بنام "مايكل" زنگ نزد ؟
ـ نه. كي هست ؟ .ـ فقط يه پسرس تو كلاسمون
ـ ازش خوشت مياد ؟ .ـ يجورائي
ـ و قرار بود زنگ بزنه ؟ .ـ گفته بود ميزنه
.از اينجور كاراي مردا اصلاً خوشم نمياد
.ميگن زنگ ميزنيم، بعد تو هـــي وايميستي .آخرشم هيچي
چي پيش خودشون فك ميكنن ؟ كه ما كاري غير از نشستن كنار تلفن نداريم ؟
."بله، سلام آقا "مايكل
خوشحالم كه بالاخره مِنّت .سر ما گذاشتين و زنگ زديد
.نخير، "عشلي" نيستش
.نميدونم كجاس .شايد تا چند روز ديگه نياد
! ـ هيلاري .ـ ميدونم دارم چيكار ميكنم
ميخواي اومد بهت زنگ بزنه ؟
به همين خيال باش .آقاي تاقچه بالاي دبستاني
No comments yet. Be the first to leave one.