Esimesed 200 rida.
کیه؟
کیه؟
نه, نه
نه
وندی؟
- من لازم دارم, نه, همین الان - دکتر پریش هستم
ما خیلی خوشحالیم که تو برگشتی
ما همگی نگرانت بودیم
میتونی بهم بگی چی اذیتت میکنه؟
تو جات امنه
چیزی نیست
تو میتونی با من حرف بزنی
من حرفات رو باور میکنم
میخوای بهم بگی چی شده؟
مشکلی نیست
باشه
باشه
شاید فردا
شکنجه
اونا خیلی خیلی ترسیده بودن
اونا به کمک من نیاز داشتن
اونا به کمک من نیاز داشتن
کی به کمکت نیاز داشت؟
اون قصد داره بگیرتت
صبر کن
نرو
دوقلوها, دوقلو, اونا دوقلو بودن
دوقلوها؟
وندی, تو مطمئنی؟
مشکلی نیست
من میتونم من میتونم کمکت کنم
چیزی نیست
چیزی نیست
وندی؟
وندی؟
اونها؟
وندی, خواهش میکنم, نگاه کن
اینا دوقلوهایی هستن که تو دیدی؟
و اون
داری واسه گٍرٍگٍ پر میکنی؟
آره, نگهبان شبه, درسته؟
من مت هستم
این دفتره
سیستم امنیتی هم هست
اینجا بشین, قهوه بخور, و از جات تکون نخور
خوبه
اونا واقعا اینجا رو ردیفش کردن, ها؟
تو میدونی که من عادت دارم با پسرا بیام اینجا؟
زمانی که اونا برگشتن به مدرسه شبانه روزی
میدونی, من دارم فکر میکنم که میتونم هنوزم مکانهای جالبی پیدا کنم
خب , تو دلت نمیخواد که پیدا کنی
چون دکتر پریش بهت پول میده که اینجا بشینی
قهوه تو بخور
و از جات تکون نخور
میدونم
خب, موسسه ی مطالعات اسرار آمیز
این کد واسه تیمارستانه, ها؟
اونا روانی نیستن
یا قاطی کرده یا دیوونه یا هر اصطلاح دیگه ایی
که ممکنه تو اطراف شهر شنیده باشی
اونا یه موهبت دارن
این یه موهبتی هستش که عوارض هم داره
ما قابلیت دیدن اسرار مخفی رو داریم
صبر کن ببینم, یعنی داری بهم میگی که اونا میتونن ارواح رو ببینن؟
آره, و این چیزیه که تو هیچوقت نمیتونی باهاش سر و کار داشته باشی
پس اگه میخوای اینجا کار کنی
باید محبت و احترام از خودت نشون بدی
دبورا
این کسیه که وندی شناسایی کرده
دوقلوهای دال؟
اما چرا میخوان که برگردن؟
سندرس مرده
چونکه دوقلوها تنهایی اون بیرون نبودن
سوال اینه که
اون چرا میخواد برگرده؟
جوردن
جوردن, جوردن
آنه دوباره؟
چه زمانی میخوای با یه نفر حرف بزنی؟
5سال گذشته
این فقط بدترش میکنه
مقدار زمان نرمالی که یه نفر سعی کنه
تا تو رو بکشه چقدره؟
چهار سال؟
بالاتر
خدایا, شما بچه ها خیلی زود از بین میرین
ساعتها شده که من داشتم خوابیدن شما دوتا رو تماشا میکردم
شوخی کردم, لری
شما بچه ها هیچ نظری دارین که چقدر سخته
که آدما توی اینستا گرام فالور هاتون باشن؟
اگه ممه ی خودتو نشون ندی, کسی اهمیت نمیده
- بنظر تو هستی - خب, آره
خودت میدونی که چقدر میتونی از این چیزا پول در بیاری
- البته - اگه بهت اجازه بدم داستان منو به اشتراک بزاری
حاضری در عوضش روی پارچه تشک های
این خوابگاه چندش آور بخوابی؟
جوردن, یالا
مردم خوراکشونه
زندگی تو توسط عمه و عموت تهدید میشه
ارواح دوقلو کنار توئه
و در آخرین لحظه یه قهرمان غیر قابل باور به سرعت
وارد میشه و نجات بخش میشه
یه قهرمان غیر قابل باور
بچه ها؟
آه
باشه اگه کار اینستاگرامی نمیخوای
پس من باید برگردم سر گرفتن فیلمهای سکسی
کسی رو میشناسین کا ر با دوربین رو بلد باشه؟
اوه, هی
هر کسی با هر چیزی که بشه؟ - ترور, بهت درباره ی فالگوش وایستادن
پشت در من چی گفته بودم؟
من فالگوش واینستاده بودم
ترو, برات متاسفم
من, من صدای جیغ شنیدم
من یه صدای جیغ با لهجه ی بریتانیایی شنیدم
ترور, برو بیرون اینقدر چرت و پرت نگو
چرت و پرت نمیگم
من یه شهروند دلسوزم
میدونی, من یه روز میخوام با شتاب از در وارد بشم
و این برای نجات دادن باشه
و اونوقته که شما همه با دیدن من خوشحال میشین
- بیرون - میدونی چیه, یه روزی میرسه
یه روزی
اون الان خیلی با زویی وسواس داره
مزاحم ترسناک
یکمی مثل توئه, لری
آره, من میخوام برم
هی, لری, الان که واقعا ناراحت نشدی؟
ما داشتیم شوخی میکردیم
من نمیخوام وانمود کنم
همه چی تا ابد خوب پیش میره
اون رویاها, روحیه ی تو مشکل خوابی که داری
تو باید با یه نفر حرف بزنی
دوتا بچه کمتر فکر میکنی جواب روانشناسی هستش؟
من شوکه شده بودم
من میدونم که تو تجربه ی بدی با بابای من داشتی
اما مامان من فرق میکنه
داستان تو دلیلی هستش که اون موسسه رو تاسیس کرد
اون میخواست کمکت کنه
بزار حدس بزنم, اون فکر میکنه منم مثل بیمارهاش هستم؟
تو مدت زیادی هستش که اون حلقه رو دستت میزاری
و تمام مدت با دوقلوها بوده
فکر نمیکنی که ممکنه که
روی تو تاثیر بزاره؟
خب که چی, من باید توی موسسه با
بقیه ی دیوونه ها مورد بررسی قرار بگیرم؟
صبر کن,این چیزیه که اون بهت گفته؟
جوردن, من میدونم که تو ترسیدی
اما چقدر میخوای اینکارو ادامه بدی؟
حق با توئه
باید بری
اوه, لعنتی
گندش بزنه
اوه,خوبه. خوبه خوبه
اینجا آرامش بخشه
اوه, لعنتی
اینجا خیلی باحاله
وای خدای من
نه نه نه نه
اوه, بیخیال ,پسر
نه, نگران نباش
هی, یالا, واسه این مزخرفات خیلی دیره
اون اونجاست اون اونجاست
نگاه کن, هیچی اینجا نیست
این چیزیه که اون میخواد
قبل از اینکه قوی باشه به ما نیاز داره تا واسش کارهایی انجام بدیم
باشه, آره, من بهت نیاز دارم که واسم کاری انجام بدی
- بیا بریم تو رختخواب, باشه؟ - نه, تو متوجه نیستی
که اون چرا اینجاست
- هیچکسی اینجا نیست - اون, اون نیاز داره که
یه نفر کمکش کنه
- اونا, اونا, اونا - خیله خب, میدونی چیه؟
- الان دیگه وقت خوابیدنه - اون تحت کنترله
- اون سعی میکنه که برگرده - برو تو رختخواب, متاسفم,خانم
- اون برگشته - اما الان وقتشه بری تو رختخواب
دیوونگیه, واقعا
یا عیسی مسیح, پسر
مت, این کار رو بگیر, خیلی آسونه تو فقط تو دفتر میشینی
اوه, و تو به آدمهای دیوونه رسیدگی میکنی
اوه, نه نه نه نه نه نه نه نه نه
بوو
جک, درسته؟
بیخیال پسر, هیچ کاری انجام نده
دیوونه, اون نمیخواد اما من میخوام
این یارو چجوری از این اتاق اومد بیرون؟
نمیدونم, اون بسته شده بود
و مامان من تنها کسی هستش که کلیدها دستشه
- جوردن؟ - من اینو نگفتم
خب تو مجبور نیستی
خب, چجوری میشه که از یه اتاق قفل شده عبور کنی؟
نمیدونم
راه های زیادی هست
راه های زیادی واسه ارواح نیست
چی, اون یه جادوگر بوده؟
خب, اون یه کلاه و شنل داشت
این عالیه
زدم به هدف
برگرد پیش من
به سیلور فالس؟
خب, کیف های من توی ماشینه
No comments yet. Be the first to leave one.