Perry Mason

Perry Mason

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Perry Mason 2020 S01E02 Chapter Two 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Perry Mason 2020 S01E02 Chapter Two 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Perry Mason 2020 S01E02 720p WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E02 WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E02 WEBRip x264-ION10
Perry Mason 2020 S01E02 XviD-AFG
Perry Mason 2020 S01E02 Chapter Two 480p WEB-DL x264-RMTeam
Perry Mason 2020 S01E02 720p WEB x265-MiNX
Perry Mason 2020 S01E02 Chapter Two 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Perry Mason 2020 S01E02 Chapter Two 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kommenteerib _SinCities_
▓░╠⫸ علی اکبر دوست دار و سینا صداقت ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Sildid

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
x264
480p
480
1080
Avaldatud: 2020-06-30
Allalaadimised: 26
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تو توی جنگ بودی، مگه نه؟

‫از روی نحوۀ سیگار گرفتنت میگم ‫سرِ سیگار رو کف دستت قایم می‌کنی

‫گمونم هنوزم نمی‌خوام کسی ‫به‌خاطر دودش به سمتم شلیک کنه

‫« آنچه در پری میسن گذشت »

‫بلای وحشتناکی سرمون اومده

‫از دوستانتون هستن؟

‫از اعضای کلیسا هستن. ‫محفل نورانی الهی

‫یه نفر دزدکی میاد تو خونۀ امیلی ‫و بچه‌ش رو می‌دزده؟

‫پس تو با پلیس موافقی

‫فکر می‌کنی خانوادۀ دادسن ‫توی این قتل دست داشتن

‫من با کسی موافق نیستم

‫هر دو حالتش عجیبه

‫قراره دادسن رو گیر بندازم

‫حتماً می‌دونی یه چیزِ دادسن مشکوک می‌زنه

‫چرا با پلیس تماس نگرفتین؟

‫من بچۀ خودم رو ندزدیدم!

‫یه نفر چشم‌های چارلی رو دوخته

‫بدترین چیزیه که تو عمرت دیدی

‫هیچکدوم از اینا تو نقشه نبود

‫باید فرار می‌کردم

‫عصر بخیر، آقایون. شرمنده دیر کردم

‫بیا تمومش کنیم

‫این کار مهمیه

‫سرنیزه‌ها رو وصل کنین!

‫سرنیزه‌ها رو وصل کنین!

‫سرنیزه‌ها رو وصل کنین. ‫مراقبِ نوک‌شون باشید. بریم

‫یالا، آماده بشید

‫- یالا، باید زنده بمونید ‫- اطاعت، قربان

‫آره. نزدیک بشید. فاصله نگیرید

‫آماده بشید!

‫آماده شید!

!‫آماده شید

‫بریم!

‫ایدندل!

‫به خط دشمن بزنید!

‫به خط دشمن بزنید!

‫یالا!

‫دنبالم بیاید، بچه‌ها!

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سینا صداقت » .: Ali99 & SinCities :.

‫میسن

‫- سال نو مبارک ‫- اصلاً هم مبارک نیست

‫آره. پس نخ می‌خواستی؟

‫اینم نخ

‫تصور می‌کنم که خداوند،

‫دفتر جهانش رو باز می‌کنه و ‫از خودش می‌پرسه:

‫«الان کی بیشتر از بقیه به من نیاز داره؟»

‫و تصور می‌کنم که با ‫دست بزرگش دفتر جهان رو

‫ورق می‌زنه تا می‌رسه به شهر ما

‫دوران کُفر در لس آنجلس آغاز شده!

‫از کشتی‌های ساحل سانتا مونیکا ‫که محفل قماربازانند گرفته،

‫تا فاحشه‌خانه‌های خیابان برادوی،

‫همه مشغول باده‌گساری و ‫تاس انداختن در کوچه‌های شهرند،

‫و خودشون رو از زندگی ‫در کنار مسیح محروم می‌کنن!

‫دروغگویان!

‫دزدان!

‫زناکاران!

‫آنها مهمان ضیافت شام شیطانـند،

‫شامی در ۷ پُرس که خوراکِ جسم آدمی، و ‫(اشاره به هفت گناه کبیره)

‫در عین حال، مایۀ گرسنگی روح اوست

‫آمین!

‫مگر نه، مادر؟

‫صد درصد، خواهر آلیس

‫خواهران و برادران،

‫خداوند رسالتی رو بر گردن من گذاشته،

‫و به من یک جفت شُش و صدایی ارزانی داشته

‫که حتی چشم تازران هم از ‫حسادت بهش در میاد!

‫نه، نه، نه. ‫شما رو نمیگم

‫شما با این تن لشتون ‫همون عقب وایسید

‫این هدف من، و در واقع

‫باعث افتخارمه که ‫در اولین روز از سال نو...

‫و ملتفتم که کسی به سادگی به اینجا نرسیده

‫خب، کوله‌بار سختی‌های هیچ‌کدوم‌ ‫از ما خالی نبوده و نیست

‫بله. درسته. آمین

‫بر کسی پوشیده نیست که خوابیدن ‫با شکم خالی چه حسی داره

‫آمین!

‫اما برادران و خواهران محفل نورانی،

‫و مخاطبین توی خونه که ‫از رادیو حرف‌های من رو می‌شنوید،

‫من اومدم اینجا تا به شما بگم که

‫همین الان و در همین مکان،

‫ضیافت شام دیگری ‫برای شما ترتیب داده شده است

‫شامی که پروردگار آن را در ‫آشپزخانۀ خود درست می‌کند!

‫و این شام نیز ۷ پُرس دارد‍!

‫من بلند میگم‌شون، ‫شما هم تکرار کنید!‍

‫- پاكدامنى‌! ‫- پاكدامنى‌!

‫- ميانه‌‌روى! ‫- ميانه‌‌روى!

‫- نيكوكارى! ‫- نيكوكارى!

‫- سخت‌كوشى‌! ‫- سخت‌كوشى‌!

‫- شکیبایی! ‫- شکیبایی!

‫- سپاسگزاری! ‫- - سپاسگزاری!

‫- و فروتنى‌! ‫- فروتنى‌!

‫خواهر آلیس یک اعجوبه‌ نیست؟

‫یک رهنما؟

‫پناهی برای ما گناهکاران؟

‫اگر در توان‌تان هست، گشاده‌دست باشید

‫و شاهانه ببخشید، تا هر آینه ‫هالۀ اطرافتان منورتر باشد

‫به حرف‌های خواهرمن گوش فرا دهید،

‫و هر چقدر که در این صبح دل‌انگیز

‫وسعتان می‌رسد، دست‌ و دل‌ باز باشید

‫گناهان را بیرون رانده، و ‫از نیکی‌ها استقبال کنید!

‫می‌خوام ببینم که خروارها ‫اعانه در ظروف خیریه جمع،

‫و صندوق‌ها از پول لبریز شدند

‫اومدن؟

‫آره، منتظرتن

‫مادره خیلی ضعیفه...

نا برای خودت نذاشتی

‫می‌خوای خصوصی باهاشون ملاقات کنم؟

‫نه، نه، همین الان باید ببینم‌شون

‫فقط... باید یه نفسی تازه کنم

‫- کارم خوب بود؟ ‫- آره

،خیلی با موسی فاصله نداری نصف راه بهشت رو رفتی

‫خواهر آلیس، ایشون متیو و امیلی دادسن هستن

‫خانم امیلی، از وقتی خبرش رو شنیدم،

‫هر روز و هر شب دعا می‌کنم

‫ممنون، خواهر

‫الان جز خدا کسی رو نداریم

‫خدا همراهتونه

‫بیا، بشین

‫کم و بیش یک هفته‌ای تو خونه مونده بودیم

‫با خودمون گفتیم فکر خوبیه که

‫امیلی رو باز بیاریم کلیسا

‫بعد دیدیم که ازمون دعوت کردین ‫به پشت‌صحنۀ مراسم بیایم

‫من عکس‌تون رو توی روزنامه‌ها ‫دیدم و به مادر گفتم:

‫«ما باید، باید، باید هر کاری از ‫دستمون برمیاد براشون انجام بدیم»

‫- مگه همین رو نگفتم، مادر؟ ‫- عیناً همینو گفتی، خواهر

‫اگه هنوز ترتیب ،مراسم ختم چارلی رو ندادین

‫می‌خواستیم پیشنهاد بدیم که توی کلیسا برگزارش کنین

بزرگانِ کلیسا تمام هزینه‌ها رو تقبل کردن

‫- ممنون ‫- متشکرم، آقای بگرلی

‫خانم و آقای دادسن

‫- کارآگاه... ‫- هولکام

‫ببخشید که... مزاحم شدم

‫باید با من بیاین مرکز شهر

‫چی شده؟

‫خبر خوبی داریم. می‌خوایم ‫چند تا مظنون رو بهتون نشون بدیم

‫ولی باید همین الان بریم

‫فقط یه دوندگی کوچولوئه. ‫یه کم راجع به تراموائه تحقیق کن

‫و مدرک پیدا کن که متیو اونجا نبوده

‫پولش... پولش خوبه

‫دفعۀ قبل هم اینو گفتی ولی ‫۶۰۰ دلار شد ۱ دلار

‫می‌... می‌خوام جبرانش کنم

‫هِی! بهتون چی گفتم؟

‫- سر همدیگه رو هدف نرید ‫- بهت قول میدم،

‫- پولتو می‌گیری ‫- قول نده. پول بده

‫پول میدی یا نه؟ بگو میدی، ‫چون باید شکم چند نفر رو سیر کنم

‫ای.بی پولشو میده

‫ای.بی. این بشر به چشم ‫یه آدم فاسد بهم نگاه می‌کنه

‫و همینطور یه کارآگاه خوب. ‫این دید رو هم بهت داره

‫من... به کسی که نصف دانسته‌هام ‫رو ازش یاد گرفتم، نیاز دارم

‫نصف؟ بگو تمام دانسته‌هامو

‫خیلی‌خب. من...

‫۳۳ دلار دارم

‫هزینه‌ها رو به حساب عذرخواهی من ‫سر ماجرای چابی ببر بالا

‫- روتی ‫- چیه؟

‫بیا مراقبشون باش، ‫دارن از دست در میرن

‫- دارم آشپزی می‌کنم، خودت مراقبشون باش ‫- من مشغول یه ملاقات کاری هستم

‫تفنگ اضافه نداری، داری؟

‫بیخیال

‫- دیشب کجا بودی؟ ‫- آخ

‫کجا بودی؟

‫جل و پلاسمو انداختی تو خیابون

‫وسایل منو میندازی کف خیابون، لاتیشا؟

‫دروغ میگی

‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی ‫- ازت نخواستم بیای اینجا

‫اینجا چه خبره، خانم جیمز؟

‫- به تو چه ‫- دستشو روت بلند کرده؟

‫- کیرم تو کون تک تکتون ‫- مرتیکۀ مادرجنده چپ‌چشمه،

‫می‌خوام گورشو گم کنه!

‫اینجا خونۀ منه. خونۀ من

‫دیگه نمی‌خوام رو ‫تخت‌خواب من باشه

‫دنیل مدیسن. بیا بیرون. زود باش

‫- کیرم تو کون تک تک‌تون ‫- فایده‌ای نداره. بیا بیرون

‫من از هیچ احدی حرف نمی‌خورم

‫نه از تو

‫نه از این پیر کفتار که اینجا وایساده

‫- تو یه وراجِ دائم‌الخمر بی‌خاصیتی ‫- دیشب کجا بوده؟

‫اینو ازش بپرس

‫قرار نیست که شب تحویل سال بشینم ‫قیافۀ تخمی مست تو رو ببینم

‫برو عقب. برو عقب

‫دخلشو میارم

‫- برو عقب! ‫- همینجا یه گلوله حرومش می‌کنم

‫اصلاً همچین کاری نمی‌کنی

‫خب، دنیل

‫الان داریم با هم یه گپی می‌زنیم

‫تو که پلیس محسوب نمیشی

‫- نشانم چیز دیگه‌ای میگه ‫- فقط حکم لباس رو داره، دادا

‫فقط یه میمون قلاده به گردنی ‫با یه تفنگ بادی

‫من برای خودم عزت نفس دارم ولی ‫اون داره بیخود و بی‌جهت ولم می‌کنه

‫- و منم اینو تحمل نمی‌کنم ‫- اون دیشب

‫فقط رفت زایون باپتیست

‫- تو از کجا می‌‌دونی؟ ‫- چون من و کلارا اونجام دیدیمش

‫همه‌مون پانچ زدیم و ‫سال رو تحویل کردم

‫- مگه نه، خانم جیمز؟ ‫- اوهوم

‫پس نظرت چیه تفنگت رو بدی بهم؟

‫امروز میشه از نو شروع کرد. ‫اتفاق ناجوری هم نیفتاده

‫نظرت؟

‫یالا

‫خیلی‌خب

‫بی‌زحمت یه لحظه نگهش دار

‫دیگه واسه افسر پلیس تفنگ نکِش

‫- مادرجنده ‫- افسر دریک. افسر دریک

More Farsi Persian subtitles for Perry Mason

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left