Igunaito - Hô no Muhômono -

Igunaito - Hô no Muhômono -

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Ignite 2025 S01E03 1080p MAX WEB-DL DDP2 0 H 264
Kommenteerib Sekiro

Sildid

webdl
Avaldatud: 2026-02-22
Allalaadimised: 20
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تو همین الانشم تو کف دستام هستی

‫شما پنج میلیون ین بدهی دارید

‫این مبلغیه که خانواده‌ات پرداخت می‌کنن، درسته؟

‫از کجا این را می‌دانی؟

‫چون من به خاطر تو تاوانش رو دادم

‫تو تاوانش رو دادی؟

‫گواهی بازپرداخت کامل

‫موسسه حقوقی از طرف شما آن را پرداخت کرد

‫چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

‫همانطور که گفتم

‫نمیتونم بذارم کنار بکشی

‫تا وقتی که بدهی‌ات را برایم تسویه کنی

‫چی؟

‫اوزاکی، انگار یکی قلاده به گردنت انداخته

‫لطفا روی ارزش بدهی خود کار کنید

‫من با آن موافقت نکرده‌ام

‫آقای تودوروکی

‫من نمیتونم اتفاقات دیروز رو بپذیرم

‫اوزاکی، من امروز خیلی سرم شلوغه

‫- وسایل رو با خودت بیار - باشه

‫حرفم تمام نشده کجا میری؟

‫دادگاه ناحیه توکیو ما یک دعوی گروهی داریم

‫به خاطر یک حادثه مسمومیت غذایی در جشنواره سال گذشته

‫- امروز تو دفتر می‌مونی - من می‌مونم؟

‫این پرونده مدتی است که در جریان است

‫خلاصه اینکه، ما به کسی نیاز نداریم که برای ما اوضاع را تغییر دهد

‫منظورت چیه؟

‫برات سوغاتی میاریم، باشه؟

‫یه بسته دارم میام، کمکم کن ازش مراقبت کنم

‫حالا پسر خوبی باش

‫سلام!

‫اگر چیزی پیش بیاید

‫شما با آن برخورد می‌کنید

‫معامله او چیست؟

‫من از تنها موندن تو خونه خوشم نمیاد

‫ببخشید

‫این دفتر وکالت آقای تودوروکی است

‫درست میگم؟

‫بفرمایید

‫- ممنون - خواهش می‌کنم

‫ببخشید

‫- من کیوکو تاکایاما هستم - من اوزاکی هستم

‫خب، اومدی اینجا که با تودوروکی مشورت کنی؟

‫بله

‫یکی از آشنایان من آقای تودوروکی را برای شغل قبلی‌اش استخدام کرد

‫و شنیدم که او بسیار مهربان و یاری‌رسان بود

‫داری در مورد تودوروکی حرف میزنی؟

‫راستش، یه چیزی هست که به کمک آقای تودوروکی نیاز دارم

‫متاسفم

‫متأسفانه، تودوروکی در حال حاضر غایب است

‫- اینطور است؟ - بله

‫حالا چه کار خواهم کرد؟

‫من وکیل دیگه ای نمیشناسم

‫اگر موردی پیش آمد، شما با آن برخورد کنید

‫امیدوارم از پرسیدنم ناراحت نشی

‫اما اگر مایل باشید، آماده‌ی شنیدن حرف‌هایتان هستم

‫- واقعاً؟ - البته

‫خیلی ممنونم!

‫اجازه دهید دوباره خودم را معرفی کنم من اوزاکی ریو هستم، یک وکیل

‫از ملاقات شما خوشبختم

‫قانون‌شکنان

‫از این بابت مطمئنی؟

‫به خودت کمک کن خورش ما فوق‌العاده‌ست!

‫دارم بررسیش می‌کنم - از غذات لذت ببر

‫این خوشمزه به نظر میاد

‫وای، این خیلی خوبه!

‫درسته؟ رستوران ما کوچیکه

‫اما ما سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهیم

‫این رستوران شماست؟

‫من جانشین پدرم شدم، بنابراین نسل دوم هستم

‫می‌بینم این رستوران خوبی است

‫متشکرم

‫خب، مشتری کجاست؟

‫- سلام - سلام

‫اسمش کوانگ است

‫او یک کارآموز فنی خارجی است که در هوکاری کار می‌کند

‫کارآموز فنی؟

‫او اهل ویتنام است

‫و در یک کارخانه فرآوری غذاهای دریایی در شهر کار می‌کند

‫یک ماه پیش، او از یک تتراپود در امتداد ساحل افتاد

‫دکتر گفت که ممکن است از برخی عوارض جانبی رنج ببرد

‫اون خانواده‌شه

‫او از روز تا شب سخت کار می‌کند

‫فقط برای اینکه بیشتر درآمدش را به خانه بفرستد

‫او گفت که پس از نوشیدن الکل به طور تصادفی زمین خورده است

‫اما فکر نمی‌کنم او کسی باشد که این کار را بکند

‫گذشته از این، نمی‌دانم که آیا کوانگ می‌تواند با این وضعیت به کارش ادامه دهد یا نه

‫هی، آیا شرکتش یا دولت می‌توانند

‫نوعی جبران خسارت برای وضعیت او فراهم کنید؟

‫اگر او در ساعات کاری دچار آسیب شده باشد

‫او می‌توانست برای دریافت غرامت کارگران درخواست دهد

‫آیا کوانگ یکی از مشتریان شماست؟

‫نمی‌گویم که او یکی از مشتریان من است

‫سلام

‫من کمکت می‌کنم

‫کاسه برنج تن ماهی خام

‫متشکرم

‫صبر کن، دست نگه دار!

‫بفرمایید

- ‫- واقعاً می‌تونم اینو داشته باشم؟ - حتماً به هر حال، اونا باقیمونده هستن

‫اما

‫چرا داری طفره میری؟ بخور دیگه

‫دارم حسابی می‌خورم - از غذا لذت ببر

‫خیلی خوشمزه است!

‫من اینو هر روز میدیدم، اما هیچوقت امتحانش نکرده بودم

‫خوشحالم که تونستی بخوریش

‫شما تو بندر کار می‌کنین؟

‫بله من در ماهیگیری فوتامی کار می‌کنم

‫من می‌بینم

‫از آن به بعد، هر از گاهی مقداری از غذای باقی مانده را به او می‌دادم

‫و او در رستوران به من کمک می‌کرد

‫رابطه ما در همین حد است

‫کوانگ!

‫خدای من لطفا به خودت فشار نیار

‫- خانم کیوکو - بله؟

‫ایشون آقای اوزاکی، وکیل هستن

‫من اوزاکی هستم

‫خانم کیوکو از خدمات من استفاده کرد تا ببیند آیا می‌توانم به شما کمک کنم یا نه

‫- کمکم می‌کنی؟ - بله

‫اگر اشکالی ندارد، می‌توانید در مورد تصادف به من بگویید؟

‫من زخمی شدم

‫چون بی‌احتیاط بودم

‫چرا شب کنار تتراپاد بودی؟

‫دلم می‌خواست دریا را ببینم

‫من عاشق دریای هوکاری هستم، اما در نهایت زمین خوردم

‫دکتر بهم گفت

‫زخم‌های زیادی روی پایت بود

‫اگر این حادثه در ساعات کاری اتفاق می‌افتاد

‫- تو میتونی غرامت بگیری... - بهت که گفتم

‫تقصیر من بود

‫کوانگ

‫اشکالی نداره من می‌تونم به کارم ادامه بدم

‫دوباره به خودت فشار نیار

‫نه، ما آن پرونده را قبول نمی‌کنیم

‫چرا که نه؟

‫اون این همه راه رو اومده اینجا تا از تو کمک بخواد!

‫این ربطی به گذشته ندارد

‫گذشته از این، چطور یک تازه‌کار می‌تواند بدون پرسیدن، پرونده‌ای را بپذیرد؟

‫خودت گفتی با هر اتفاقی که بیفته کنار بیام!

‫اما آدم باید حد و حدود خودش رو بدونه!

‫یه چیزی هست که کوانگ بهمون نگفته!

‫چرا باید بخوای یه کارآموز خارجی رو استخدام کنی؟

‫منظورت چیه؟

‫ما نمی‌توانیم از آن سود کلانی دریافت کنیم!

‫این موضوع ربطی به پول نداره!

‫بحث سر پوله!

‫گفت تو مهربون و کمک کننده ای!

‫شور و اشتیاقت کجا رفت؟

‫بریم خرچنگ بخوریم

‫با یه لبخند خجالتی بریم

‫چقدر دیدنی و جذابه

‫ساحل دلربا و طولانی و شاد

‫بریم پیش ناگیسا - چرا اومدی؟

‫خب، می‌دانستم که این کار را به تنهایی انجام خواهی داد

‫حدس می‌زنم واقعاً به من اعتماد نداری

‫واقعاً فکر کردی قابل اعتمادی؟

‫می‌خواستی بپری تو ماشین و بری یه کلوب حسابی خوش بگذرونی؟

‫عالیه

‫آماده، برو!

‫بریم خرچنگ بخوریم

‫آنها به خاطر لانه‌های چشم طلایی معروف هستند، نه خرچنگ‌ها

‫بریم قوقولی قوقوی چشم طلایی بخوریم

‫وای، این دریاست!

‫- هی - چی؟

‫آیا از نحوه‌ی انجام امور در موسسه‌ی حقوقی راضی هستید؟

‫در مورد اینکه چطور مشتری را تحریک کنیم و از او سود کلانی ببریم؟

‫فکر کنم، اگه اینطوری بیانش کنی

‫به نظر من نظرات ما مهم نیست

‫مهم اینه که مشتری راضی باشه، درسته؟

‫بالاخره وظیفه وکیل این است که

‫از طرف آنها صحبت کند

‫دریا خیلی آرام به نظر می‌رسد

‫دریای هوکاری ترسناک است!

‫- چی؟ - ارواح اینجا ظاهر می‌شوند

‫ارواح اینجا ظاهر میشن؟

‫- توی دریا؟ - بله

‫شنیدم بچه‌های بد را می‌برند

‫- واقعاً؟ - کوتا!

‫ببخشید، یه شایعه مسخره بود

‫اشکالی ندارد ما اغلب درباره خرافات محلی می‌شنویم

‫ارواح

‫خیلی وقته، آقای تودوروکی

‫اگه شما نیستین، آقای سنگا

‫من شنیدم که دادگاه دانشگاه توسیو

‫کاملاً دراماتیک بود

‫وای، خیلی خوبه که حتی یه شرکت حقوقی بزرگ هم از ما باخبر شده

‫چطور مدرکی برای اثبات وجود دارو به دست آوردید؟

‫یعنی

‫یک راز تجاری

‫باید مراقب باشید

‫درباره چیزهای مختلف

‫من از نگرانی قدردانی می‌کنم

‫تاکایدو

‫تو یه استعداد فوق‌العاده‌ای که تو نوجوانی امتحان وکالت رو قبول شدی

‫باید برای حرفه‌ات ارزش بیشتری قائل باشی

‫شیلات فوتامی

‫ممنون که منتظر موندید

‫من فوتامی هستم، رئیس - متشکرم

‫متشکرم

‫من اینو هستم از شرکت حقوقی پیس - متشکرم

Igunaito - Hô no Muhômono - subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Igunaito - Hô no Muhômono -

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left