Esimesed 200 rida.
هفتههاست که شایعاتی پیرامون مریخ پخش شده است
از پایگاههای فضایی تا شهرکها
شهر به شهر
چیزی که قرنها دفن شده بود، اکنون خودنمایی کرده است
و به عنوان نیرویی مرموز اطراف دره جنوبی حرکت میکند
و پنهان میشود در پس سکوت
و مرگ
لطفاً بنشینید
من فقط با کارتل صحبت کردم
اونها اعلان کردند که پایگاهها از کنترل خارج شدهاند
اونها در عرض دو ساعت یه بیانیه میخواهند صادر کنند
شاید بعضی از شما ندونید که ما یه حادثه دیگه هم داشتیم
در ساعت 1520 دیروز یه قطار باری
قطار یانکی ترانس مارینر 74
با خلبان اتوماتیک از دره جنوبی برگشت
حالا برید به ایستگاههای امنیتی خودتون
حرکت کنید
گزارشات اولیه نشون میده که اون یه قطار ارواح بوده
به نظر میرسه هیچ کس داخل اون نبود
غیر از یه بازمانده که توی قسمت عقبی پیدا شده
مسئول پشتیبانی تجهیزات پزشکی
ستوان ملانی بالارد
افسر دوم جوخه یکم اسکورت پلیس
اونها مسئول انتقال یک زندانی بودند
از زندانی در کانیون به اینجا به زندان چریس
ستوان بالارد به یک بیمارستان تحت نظارت برده شده
ستوان زخمهایی سطحی برداشته ولی در وضعیت فیزیکی خوبی قرار داره
با این حال آثاری از مواد مخدر غیرقانونی تترامونوکلراید
در بدنش پیدا شده
لطفاً بیاریدش داخل
ستوان بالاراد لطفاً بشینید
آیا وکیل میتونم داشته باشم؟ یا اینکه افسران پلیس اینروزها چنین حقی ندارند؟
به نماینده شورا نیاز نخواهد شد
موتارونیج از حقوق شما دفاع خواهد کرد
میتونید آزاد صحبت کنید
- یعنی من متهم نیستم؟ - بشین ستوان
ما فقط میخواهیم حقیقت را کشف کنیم
و حضور شما در این جلسه حقیقتیابی لازمه به عنوان افسر عالیرتبه
من گزارش عملیات شما رو میخواهم
باقی تیم شما کجا هستند؟ زندانیای که با خود داشتید کجاست؟
چه اتفاقی در کانیون افتاد؟
جمعه گذشته ساعت 1750 ما به یک طوفان شن برخوردیم
تو لبه دره جنوبی
یانکی 74 یک سنگ معدن هولر داشت
داشت به معادن بخش خارجی خدمات میداد
جوخه من داخل کانیون درگیر بازی شد
داری اذیتم میکنی
- انگار قبلاً تارت بازی کردی - نه، هیچوقت
بذار دوباره بچرخونیمش یکی پایین و یکی بالا
لعنتی! پنجتا خفاش
چرخ رو بالا گرفتی رو چی شرط میبندی؟
پنج دلار
هلنا؟ هی!
ببخشید
در همون حال ردیاب ایستگاه یه طوفان خیلی بزرگ رو اطراف بخش جنوبی گزارش داد
ما الآن درست زیر اون هستیم
- چه علامتی داشت؟ - 3200 کیلک
ما باید تو 1800 اونجا باشیم
اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو
توی هپروتی؟
لعنت، هلنا، کاملاً پاکه
قبل از این که به کانیون بخوریم، من مستقیم توی این بخش خواهم بود
بهتره که باشی. انتقال این زندانی چشم باز میخواد
- ما جیمیز ویلیام رو برداشتیم - منظورت ویلیام ویرانگره؟
که تو زندان کانیون آب خنک میخوره
انفرادی عمیق
- این دفعه اتهام چیه؟ - قتل
سه بار قتل انجام داده هر بار برای دفاع از خودش
اما این دفعه فرق میکنه انگار بالاخره روانی شد
چون اجساد همشون مثله شدن
ویلیام توی معدن رفتار عجیب و غریبی از خودش نشون داده
سه تا افسر رو میفرسته به مداواک قبل از اینکه اونا به زنجیرش بکشن
- داری عکس رو نگاه میکنی؟ - و هر چیزی که گیر آوردیم تو هستی، من...
و این نیروی جدید جریکو و چندتایی تازهکار؟
نظرت درباره گروهبان جریکو چیه؟
آرزو میکردم یه زن خوب و سرسخت گیرمون اومده باشه که بشه روش حساب کنیم
نمیدونم حدس میزنم به زودی خواهیم فهمید
خب...
نیازه که تو سربهراه باشی، ملانی
نگران نباش، فرمانده
من به اندازه اونا درستکارم
چه شرمآور
کنترل فعال برنامهریزی انتقال ما
کانیون
کانیون این قطار یانکی 74 مارینرز است
برای ما آمادهن؟
این طوفان واقعاً حجم زیادی داره من نمیتونم برم سمت برج
اینم قهوهت آقای مکسیمز سه قاشق شکر و دو قاشق شیر
همونطور که دوست دارید چیزی میخواهید؟
نه، تشکر چقدر مونده؟
حدود 40
کانیون
کانیون، اینجا قطار یانکی 74 مارینرز
ای تی ای، چهل دقیقه
همه افراد تجهیزاتشونو چک کنن نمیخوام غافلگیر شم
همه چیز مرتبه ستوان؟
من نمیتونم کمک کنم اما توجهتون رو به اون صحنه کوچیک جذاب جلب میکنم با ملکه زنبور عسل
بله، خوبه، تو میدونی خدمات چیه، گروهبان.
منظورش اینه که من اگه بخوام کاپیتان بشم باید قیمتش رو پرداخت کنم
اینه، من به پوشیدن یه میله دیگه اهمیتی نمیدم
میتونه اینطوری باشه
یا شایدم اون مزه خوبی بین زنها داره
گروهبان، شما جداً خیلی از خط خارجی
از اینکه رکورد خودم رو از بین ببرم متنفرم
خوبه، من میدونم فکر میکنید که تو بازی هامبر خیلی واردید
بهترین آموزش رو داشتید بهترین رو دارید
احتمالاً فکر میکنید این معمولیترین انتقال زندانیه که داری
اما چیزی که من میخوام اینه که تو سرهاتون شلیک کنم
هیچی درباره این زندانی عادی نیست
ما اینجاییم که جیمز ویلیام ویرانگر رو ببریم
من از تو همه کارتهای جک و دوبل رو میخوام افسرها، اینجا میتونید پیاده شید
زمان خروج چنده؟
ما حداقل نیمساعت وقت میخوایم تا زندانیمون رو آماده کنیم
یه چرخش چهار ساعته داریم
و حدود 2200 به این نقطه باز خواهیم گشت
بعد از اون میتونی دوباره بازی رو بچینی
ببین میتونی به مقام استادی برسی، میرسی؟
اد؟ اد، اون بیرونی؟
تازهکار، ماسکتو بزن
تا ده سال دیگه هوای اینجا نمیتونه مث زمین بشه، بیاین بریم.
- خدایا، از این چیزا متنفرم - ولی باید ازش استفاده کنی
دو سال پیش، ما هنوز ماسکهای تمام صورت استفاده میکردیم
یه ماه طول کشید تا از این دردسرها خلاص بشیم
پس کانیون اینجاست؟ خدایا، چه آشغالدونیای
- اولین باره تو بونی هستی تازه کار؟ - طرح استانداردیه
یه شهر شلوغ مسخره دیگه مث بقیه شهرها
یکی دیده شده، میتونید برید خونه
همش سردته نمیتونی یه حموم توپ داشته باشی
و اونا بهت نمیگن که یه قرارداد یه ساله که اینجا داشته باشی
معادل دو سال کار تو زمینه
تو شروع میکنی به خوندن نوشتههای دیجیتالی
مردم کجان؟
بله، شبهای جمعه، محله کاملاً خالی میشه و بسته
دوازده ساعت کامل قبل از بالا اومدن خورشید پولهایی هست که حروم میشه
فاحشهها برای گاییدن و مواد مخدر برای مصرف
در عوض فقط یه قبرستون داریم
شاید همشون داخلن پولاشونو اونجا خرج میکنن
مل، از میدان دور خواهیم شد در رک فک
تو و گروهبان جریکو برید داخل زندان رو چک کنید
یه کم آب جوش برام نگهدار
قبل از چریس کجا بودی؟
اتوپیا
اونجا آخر جهانه
یک مرکز کیفری پر از قاتلهای عفو شده
به نظر ناجور میاد
ولی انگار حق بودن با همه رو داری
هیچی نمیبینی
من استعدادهای پنهان زیادی دارم
کمک میخوای؟
تو رئیسی، نیستی؟
چند بار تا حالا نظرم عوض شده
این اطراف تعداد زیادی از ما پرورشدهندگان نیست
متنفرم از این که شانس رفتنشو از دست بدم
چی میگی؟
سلام!
کسی اینجا هست؟
افسر به میز جلویی
خوبه، سلام آقای ویلیامز
به نظر نمیرسه کسی این اطراف باشه ازش چی ساختین؟
نمیدونم
ازم میخواید که قفل رو باز کنم و از زندانیها بپرسم؟
منظورت چیه، قفل رو باز کنی؟ این یه قفل رده هشت مرحلهایه از نظر امنیتی
من یه روش جادویی برای قفلها دارم با وسایلی مکانیکی
هیچ دستگاهی توی مریخ نیست که عاشق من نباشه
چطوره که اول با فرمانده چک کنیم؟
اونوقت برای خوشگذرونی چکار میکنی؟ تو یه قماربازی؟
نه، فقط یه کم گروهبان. من اعتقاد به پسانداز پولهام دارم
نگران نباش میخواستم مفتی برات این کار رو بکنم
بذار از این راه برم
شاید یه روز باهات خوابیدم وقتی که تنها مرد روی زمین باشی
ولی ما که روی زمین نیستیم
احتمالاً افزایش ولتاژ داریم
میخوای بری بیرون چک کنی؟
احتمالاً چیزی نیست
اما یه ثانیه فکر کردم...
افسر پلیس کسی اینجا هست؟
اَه
- اصلاً برام جالب نیست - وقتشه که پشتیبانی بگیریم
یا مسیح مقدس چکار داری میکنی؟
- تقریباً کشتمت - چه خبره؟
- رک فک یه کشتارگاهه - چی؟
کشتارگاه؟
این چیزیه که دسکانسو میگه خودم که ندیدم اون محل رو
فرمانده باراداک بهم گفت...
درست بعد از اینکه اول رسیدیم به کانیون...
اون و دو تا تازهکار رفتن به سمت تجهیزات تفریحی
مل، توی رک فک از میدان دور میشیم
تو و گروهبان جریکو برید و داخل زندان رو چک کنید
یه کم آب جوش برام نگهدار
دسکانسو، به چپ بچرخ
باشیرا، به من ملحق شو
افسر به قطار، صدای منو دارید؟
قمارخونه، سربازخونه، سالن ناهارخوری، مرکز رک، هیچکی اینجا زنده نیست
- فرمانده - چیه؟
- من نمیتونم به قطار برسم - خب، تلاش کن
چکار داری میکنی؟
نمیدونم. این ساخته شده که قفل بمونه
و ویلیام هنوز قفله؟
منظورت چیه؟
ویلیام به اتهم قتل بازداشت شده...
No comments yet. Be the first to leave one.