Esimesed 200 rida.
اسمم نیتن فیلدره و...
با نمرات درخشانی از یکی از بهترین دانشکدههای کانادا...
تو رشته کسب و کار فارغالتحصیل شدم.
الان قصد دارم با دانشم...
به صاحبان کسب و کارهای کوچیک کمک کنم تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.
نیتن در خدمته.
مردم عاشق اینن که بترسن.
- آره. خوشم میاد که... - هوی!
وای.
واسه همینه که وقتی به اکتبر نزدیک میشیم...
خانه وحشت خیلی بازارش میگیره.
بروس استنتون مالک «حکومت وحشت»ـه.
یه خانه وحشت سالانه در دازنتاوکس کالیفرنیا.
ما محیط محشری رو برای ترسوندنتون خلق کردیم.
ولی بعد از بازدید از این...
ساختمان به اسم ترسناک...
من ناامید شدم.
سلام.
پس شخصا با بروس در مورد...
ایدهای که برای بهبود کسب و کارش داشتم صحبت کردم.
بهترین تیتری که میشه در مورد یه خانه وحشت شنید چیه؟
که انقدر ترسناکه که یه نفر به خودش شاشیده.
نه.
شاشیدن یه چیزه.
میخوام خانه وحشتت انقدر ترسناک بشه...
که یه نفر بابت زیادی ترسناک بودن ازت شکایت کنه.
مطمئن نیستم که بخوام ازم شکایت بشه.
اگه بابت زیادی ترسناک بودن از حکومت وحشت شکایت بشه...
اخبارش باعث جذب آدمهای شجاعی...
از سرتاسر دنیا میشه.
نقشه چیه؟ این که کاری کنیم...
مشتریها فکر کنن قراره بمیرن تا از ما شکایت کنن.
نه، به نظرم این دیگه زیادهرویه.
خب شیوه فعلیت هم میتونه تیتر خبرها بشه.
آره.
میتونی خانه وحشتی بشی که توی دنیا از همه کمتر ترسناکه.
گمون نمیکنم این شیوه مناسبی باشه، ولی...
ولی خب ظاهرا شیوهای که...
الان باهاش پیش میری همینه.
نه، ما ترسناک هستیم...
حکومت وحشت، جایی که ترسوها میرن استراحت کنن.
خیلیخب...
یا هم حکومت وحشت، احتمالا قراره بمیرید.
یعنی توی خانه وحشت این تصور رو ایجاد کنیم...
که در خطر مرگ هستن.
- آره. - خیلیخب.
برای اینکه مردم شکایت کنن...
به بروس توضیح دادم که باید مشتریها رو قانع کنیم...
که با بیماریای در ارتباط بودن که به احتمال زیاد...
قراره ازش بمیرن.
بروس با اکراه قبول کرد که من یه روز امتحانش کنم.
و بعد از یک هفته تمرین بازیگرهام آماده شدن.
وقتش رسیده بود که ملت...
وارد ترسناکترین خانه وحشت دنیا بشن.
خب ممنون که به حکومت وحشت سر زدید.
- خیلی هیجان زدم رفیق. - هیجان زدهای؟
آره رفیق.
باید قبل ورود بهتون هشدار بدم.
وای.
این خانه وحشت به شدت ترسناکه.
- خوشم اومد. - مطمئنی؟
آره بابا.
بسیارخب. به حکومت وحشت خوشاومدید.
اول تو برو.
اوه...
- مامانی... - چی...
تو مامانی منی!
وای!
- ببخشید یه لحظه. - چی؟ کدومشون؟
- کی؟ اون؟ - آره.
ببخشید یه لحظه با من میای؟
ببخشید بچهها.
- ترسیده بودین؟ - آره.
ببخشید. احیانا به شما دست نزد...
یا لمسی...
گمونم به گردنم دست زد.
مامانی!
معمولا عینک میزنم...
این بار نزده بودم و دستم بالاتر رفت.
قرار نبود بهتون دست بزنم.
- صبر کنید. شرمنده یه لحظه... - ببخشید.
میشه یه لحظه برید اونجا؟
- آره. - یه لحظه ببخشید.
- اسمش چی بود؟ - بیماری کلاین.
- یه جور بیماری خودایمنی... - بیماری کلاین؟
- بیماری کلاین. - خب مشکل چیه؟
ایشون یه بیماری خودایمنی داره.
نگران اینه که وقتی لمستون کرد...
چیزی رو به شما منتقل کرده باشه.
هم...
لزومی نداره وحشت کنید...
در هر صورت من یه آمبولانس خبر کردم.
پرستارها میان که مطمئن بشیم.
یه معاینه ساده میشید. صرفا جهت احتیاط.
پس یه لحظه منتظر باشید. خیلی ممنون.
اشکالی نداره.
امیدوارم توی خانه وحشت خوش گذشته باشه.
- باز هم شرمنده. - چیزی نیست.
اصلا این که لمسم کرد واسم اهمیتی نداشت.
چون خیال کردم تصادفی بوده، ولی...
نمیدونستم یه جور...
بیماریای چیزی داره.
اصلا چرا باید بذارن چنین جایی کار کنه؟
عجبها.
با عقل جور در نمیاد.
نمیدونم. بخاطر حمایت از معلولین؟
عجب وضعیه.
- سلام بچهها. - سلام.
بله. همینجا.
زخم باز یا جراحتی دارید؟
- گمون نکنم. - پشتم رو ندیدم.
خیلیخب. اجازه هست که...
اگه قضیه اینه قطعا باید معاینه بشه...
- آره. - یعنی چطوری معاینه بشه؟
یعنی توی بیمارستان همراه با دکتر...
بابت بیماری کلاین.
طبق دانش من وضعیت خیلی جدیه.
یعنی اگه زخمی داشته باشی و لمس شده باشی...
یعنی هر جور زخم بازی یا چنین چیزی...
یا مثلا به سطح داخلی دست زده باشی، یعنی چشم یا دهان...
یا هر چیزی که مجرای ورودی داشته باشه.
- عجب. - آره.
ممکنه منتقل شده باشه...
یعنی مثل ایدزه؟ بدتره؟
خب یه جور بیماری کمبود خودایمنیه.
چیزی که میگین شبیه ایدزه.
شوخی بردار نیست.
- هی دیو. - بله؟
از ورودی شرقی میریم. گفتن از اونجا بیاییم.
- خیلیخب. - یعنی چی؟
من تا حالا نرفتم ورودی شرقی.
معمولا از ورودی آمبولانسها میریم.
پس اصلا نمیدونم.
حالتون چطوره؟
نمیدونم. باید چطور باشه؟
در حال حاضر این صرفا احتیاطه.
فقط همین.
مرحله اولشه. مجبوریم...
همینجا شما رو معاینه کنیم. خب؟
- شما دکتر هستید؟ - بله.
- شما دکترید؟ - بله دکتر هستم.
میخوام پیاده بشه و همراه من بیاد...
به جایی که دکترهای بیشتری هستن.
چرا این لباس رو پوشیدی؟ خیلی جدیه؟
بخاطر... بله جناب. جدیه. لطفا.
نه؟ چه خبر شده؟ همه ما گرفتیم!
اگه این رو پوشیده حتما همه ما گرفتیم.
- درک میکنم. - این لباس چیه؟
- جناب... - برای امنیت منه.
چرا ما نباید چنین چیزی داشته باشیم؟
چرا اون لباس ایمنی داره؟
نه صبر کن. صبر کن. صبر کن.
- نه، نه، نهه. - صبر کن، صبر کن.
تا توضیح ندی قرار نیست...
همراهت بیاد.
- آره! - چه خبر شده؟
قرار نیست جایی بیاد. ببین. به من دست میزنه.
- من هم آلوده شدم. - با هم میریم بیرون.
- بیایید بریم بیرون. - خیلیخب.
من فقط یه توضیح میخوام. فقط همین رو میخوام.
- خیلیخب. - وای.
امیدوارم از خانه وحشت لذت برده باشید.
خوشتون اومد؟
- متفاوت بود. - وای.
- متفاوت بود؟ - انتظارش رو نداشتم.
- ایشون اینجا یه وکیل هستن. - سلام.
- پیتر. - پیتر.
- پیتر مارکس. - مو.
- مو. و شما؟ - من میرا هستم.
میرا.
اگه به نظرتون خانه وحشت خیلی وحشتناک بوده...
و قضد پیگیری قانونی برعلیه...
خانه وحشت رو دارید، میتونید با ایشون حرف بزنید...
حرف میزنیم که درک کنیم... طبق قانون...
شما میتونید به جرم اعمال عمدی...
پریشانی عاطفی شکایت کنید.
یا حتی بخاطر سهل انگاری در مورد پریشانی عاطفی.
من نمیخوام مشکلی که ایجاد کنم...
ولی اگه ناراحتیای دارید میتونید با من تماس بگیرید.
ولی مجبور نیستید.
صرفا اگه مایل هستید.
بعد این که چند مشتری دیگه هم...
نسخه خانه وحشت من رو امتحان کردن...
سلام مامان. جردنم.
راستش باید برم بیمارستان.
یه نفری بود که بیمار بود.
من قصد ندارم اینجا شکایتی ایجاد کنم.
صرفا خواستم بگم طبق قانون کالیفرنیا شما حقوقی دارید.
یه سری به بروس زدم که مشورت کنیم.
نظرت چیه؟
خب به نظرم واسه خانه وحشت غیرعملیه.
ولی ملت ترسیدن.
مطمئن نیستم، مشخص نبود.
یه وکیل بیرون داریم که به نظرش...
ممکنه چند نفر بتونن شکایت کنن.
پیتر؟ میای داخل؟
- سلام. - سلام این بروسه.
- پیتر هستم. - مدیر خانه وحشته.
خوشوقتم.
No comments yet. Be the first to leave one.