Nathan for You

Nathan for You

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Nathan For You S01E05 Haunted House The Hunk WEB-DL
Kommenteerib CinemaDreamingChannel

Sildid

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Avaldatud: 2024-04-15
Allalaadimised: 55
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫اسمم نیتن فیلدره و...

‫با نمرات درخشانی از یکی از ‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

‫الان قصد دارم با دانشم...

‫به صاحبان کسب و کارهای کوچیک کمک کنم ‫ تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

‫نیتن در خدمته.

‫مردم عاشق اینن که بترسن.

‫- آره. خوشم میاد که... ‫- هوی!

‫وای.

‫واسه همینه که وقتی به ‫ اکتبر نزدیک می‌شیم...

‫خانه وحشت خیلی بازارش می‌گیره.

‫بروس استنتون مالک «حکومت وحشت»ـه.

‫یه خانه وحشت سالانه ‫در دازنت‌اوکس کالیفرنیا.

‫ما محیط محشری رو برای ترسوندنتون خلق کردیم.

‫ولی بعد از بازدید از این...

‫ساختمان به اسم ترسناک...

‫من ناامید شدم.

‫سلام.

‫پس شخصا با بروس در مورد...

‫ایده‌ای که برای بهبود کسب و کارش ‫ داشتم صحبت کردم.

‫بهترین تیتری که می‌شه در مورد ‫ یه خانه وحشت شنید چیه؟

‫که انقدر ترسناکه که یه نفر به خودش شاشیده.

‫نه.

‫شاشیدن یه چیزه.

‫می‌خوام خانه وحشتت انقدر ترسناک بشه...

‫که یه نفر بابت زیادی ترسناک ‫ بودن ازت شکایت کنه.

‫مطمئن نیستم که بخوام ازم شکایت بشه.

‫اگه بابت زیادی ترسناک بودن از ‫حکومت وحشت شکایت بشه...

‫اخبارش باعث جذب آدم‌های شجاعی...

‫از سرتاسر دنیا می‌شه.

‫نقشه چیه؟ این که کاری کنیم...

‫مشتری‌ها فکر کنن قراره ‫بمیرن تا از ما شکایت کنن.

‫نه، به نظرم این دیگه زیاده‌رویه.

‫خب شیوه فعلیت هم می‌تونه تیتر خبرها بشه.

‫آره.

‫می‌تونی خانه وحشتی بشی که ‫ توی دنیا از همه کمتر ترسناکه.

‫گمون نمی‌کنم این شیوه مناسبی باشه، ولی...

‫ولی خب ظاهرا شیوه‌ای که...

‫الان باهاش پیش می‌ری همینه.

‫نه، ما ترسناک هستیم...

‫حکومت وحشت، جایی که ترسوها ‫ می‌رن استراحت کنن.

‫خیلی‌خب...

‫یا هم حکومت وحشت، احتمالا قراره بمیرید.

‫یعنی توی خانه وحشت ‫این تصور رو ایجاد کنیم...

‫که در خطر مرگ هستن.

‫- آره. ‫- خیلی‌خب.

‫برای این‌که مردم شکایت کنن...

‫به بروس توضیح دادم که ‫ باید مشتری‌ها رو قانع کنیم...

‫که با بیماری‌ای در ارتباط ‫بودن که به احتمال زیاد...

‫قراره ازش بمیرن.

‫بروس با اکراه قبول کرد که ‫من یه روز امتحانش کنم.

‫و بعد از یک هفته تمرین بازیگرهام آماده شدن.

‫وقتش رسیده بود که ملت...

‫وارد ترسناک‌ترین خانه وحشت دنیا بشن.

‫خب ممنون که به حکومت وحشت سر زدید.

‫- خیلی هیجان زدم رفیق. ‫- هیجان زده‌ای؟

‫آره رفیق.

‫باید قبل ورود بهتون هشدار بدم.

‫وای.

‫این خانه وحشت به شدت ترسناکه.

‫- خوشم اومد. ‫- مطمئنی؟

‫آره بابا.

‫بسیارخب. به حکومت وحشت خوش‌اومدید.

‫اول تو برو.

‫اوه...

‫- مامانی... ‫- چی...

‫تو مامانی منی!

‫وای!

‫- ببخشید یه لحظه. ‫- چی؟ کدومشون؟

‫- کی؟ اون؟ ‫- آره.

‫ببخشید یه لحظه با من میای؟

‫ببخشید بچه‌ها.

‫- ترسیده بودین؟ ‫- آره.

‫ببخشید. احیانا به شما دست نزد...

‫یا لمسی...

‫گمونم به گردنم دست زد.

‫مامانی!

‫معمولا عینک می‌زنم...

‫این بار نزده بودم و دستم بالاتر رفت.

‫قرار نبود بهتون دست بزنم.

‫- صبر کنید. شرمنده یه لحظه... ‫- ببخشید.

‫می‌شه یه لحظه برید اونجا؟

‫- آره. ‫- یه لحظه ببخشید.

‫- اسمش چی بود؟ ‫- بیماری کلاین.

‫- یه جور بیماری خودایمنی... ‫- بیماری کلاین؟

‫- بیماری کلاین. ‫- خب مشکل چیه؟

‫ایشون یه بیماری خودایمنی داره.

‫نگران اینه که وقتی لمستون کرد...

‫چیزی رو به شما منتقل کرده باشه.

‫هم...

‫لزومی نداره وحشت کنید...

‫در هر صورت من یه آمبولانس خبر کردم.

‫پرستارها میان که مطمئن بشیم.

‫یه معاینه ساده می‌شید. ‫صرفا جهت احتیاط.

‫پس یه لحظه منتظر باشید. ‫خیلی ممنون.

‫اشکالی نداره.

‫امیدوارم توی خانه وحشت خوش گذشته باشه.

‫- باز هم شرمنده. ‫- چیزی نیست.

‫اصلا این که لمسم کرد واسم اهمیتی نداشت.

‫چون خیال کردم تصادفی بوده، ولی...

‫نمی‌دونستم یه جور...

‫بیماری‌ای چیزی داره.

‫اصلا چرا باید بذارن چنین جایی کار کنه؟

‫عجب‌ها.

‫با عقل جور در نمیاد.

‫نمی‌دونم. بخاطر حمایت از معلولین؟

‫عجب وضعیه.

‫- سلام بچه‌ها. ‫- سلام.

‫بله. همین‌جا.

‫زخم باز یا جراحتی دارید؟

‫- گمون نکنم. ‫- پشتم رو ندیدم.

‫خیلی‌خب. اجازه هست که...

‫اگه قضیه اینه قطعا باید معاینه بشه...

‫- آره. ‫- یعنی چطوری معاینه بشه؟

‫یعنی توی بیمارستان همراه با دکتر...

‫بابت بیماری کلاین.

‫طبق دانش من وضعیت خیلی جدیه.

‫یعنی اگه زخمی داشته باشی و لمس شده باشی...

‫یعنی هر جور زخم بازی یا چنین چیزی...

‫یا مثلا به سطح داخلی دست زده باشی، ‫یعنی چشم یا دهان...

‫یا هر چیزی که مجرای ورودی داشته باشه.

‫- عجب. ‫- آره.

‫ممکنه منتقل شده باشه...

‫یعنی مثل ایدزه؟ بدتره؟

‫خب یه جور بیماری کمبود خودایمنیه.

‫چیزی که می‌گین شبیه ایدزه.

‫شوخی بردار نیست.

‫- هی دیو. ‫- بله؟

‫از ورودی شرقی می‌ریم. گفتن از اونجا بیاییم.

‫- خیلی‌خب. ‫- یعنی چی؟

‫من تا حالا نرفتم ورودی شرقی.

‫معمولا از ورودی آمبولانس‌ها می‌ریم.

‫پس اصلا نمی‌دونم.

‫حالتون چطوره؟

‫نمی‌دونم. باید چطور باشه؟

‫در حال حاضر این صرفا احتیاطه.

‫فقط همین.

‫مرحله اولشه. مجبوریم...

‫همین‌جا شما رو معاینه کنیم. خب؟

‫- شما دکتر هستید؟ ‫- بله.

‫- شما دکترید؟ ‫- بله دکتر هستم.

‫می‌خوام پیاده بشه و همراه من بیاد...

‫به جایی که دکترهای بیشتری هستن.

‫چرا این لباس رو پوشیدی؟ ‫خیلی جدیه؟

‫بخاطر... بله جناب. جدیه. لطفا.

‫ نه؟ چه خبر شده؟ ‫همه ما گرفتیم!

‫اگه این رو پوشیده حتما همه ما گرفتیم.

‫- درک می‌کنم. ‫- این لباس چیه؟

‫- جناب... ‫- برای امنیت منه.

‫چرا ما نباید چنین چیزی داشته باشیم؟

‫چرا اون لباس ایمنی داره؟

‫ نه صبر کن. صبر کن. صبر کن.

‫- نه، نه، نهه. ‫- صبر کن، صبر کن.

‫تا توضیح ندی قرار نیست...

‫همراهت بیاد.

‫- آره! ‫- چه خبر شده؟

‫قرار نیست جایی بیاد. ببین. ‫به من دست می‌زنه.

‫- من هم آلوده شدم. ‫- با هم می‌ریم بیرون.

‫- بیایید بریم بیرون. ‫- خیلی‌خب.

‫من فقط یه توضیح می‌خوام. ‫فقط همین رو می‌خوام.

‫- خیلی‌خب. ‫- وای.

‫امیدوارم از خانه وحشت لذت برده باشید.

‫خوشتون اومد؟

‫- متفاوت بود. ‫- وای.

‫- متفاوت بود؟ ‫- انتظارش رو نداشتم.

‫- ایشون اینجا یه وکیل هستن. ‫- سلام.

‫- پیتر. ‫- پیتر.

‫- پیتر مارکس. ‫- مو.

‫- مو. و شما؟ ‫- من میرا هستم.

‫میرا.

‫اگه به نظرتون خانه وحشت ‫خیلی وحشتناک بوده...

‫و قضد پیگیری قانونی برعلیه...

‫خانه وحشت رو دارید، ‫می‌تونید با ایشون حرف بزنید...

‫حرف می‌زنیم که درک کنیم... ‫طبق قانون...

‫شما می‌تونید به جرم اعمال عمدی...

‫پریشانی عاطفی شکایت کنید.

‫یا حتی بخاطر سهل انگاری ‫ در مورد پریشانی عاطفی.

‫من نمی‌خوام مشکلی که ایجاد کنم...

‫ولی اگه ناراحتی‌ای دارید می‌تونید ‫با من تماس بگیرید.

‫ولی مجبور نیستید.

‫صرفا اگه مایل هستید.

‫بعد این که چند مشتری دیگه هم...

‫نسخه خانه وحشت من رو امتحان کردن...

‫سلام مامان. جردنم.

‫راستش باید برم بیمارستان.

‫یه نفری بود که بیمار بود.

‫من قصد ندارم اینجا شکایتی ایجاد کنم.

‫صرفا خواستم بگم طبق ‫قانون کالیفرنیا شما حقوقی دارید.

‫یه سری به بروس زدم که مشورت کنیم.

‫نظرت چیه؟

‫خب به نظرم واسه خانه وحشت غیرعملیه.

‫ولی ملت ترسیدن.

‫مطمئن نیستم، مشخص نبود.

‫یه وکیل بیرون داریم که به نظرش...

‫ممکنه چند نفر بتونن شکایت کنن.

‫پیتر؟ میای داخل؟

‫- سلام. ‫- سلام این بروسه.

‫- پیتر هستم. ‫- مدیر خانه وحشته.

‫خوشوقتم.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left