Outcast

Outcast

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

Outcast S02E06 HDTV x264-MTB
Outcast S02E06 HDTV x265-MTB
Outcast S02E06 HDTV x264-SVA
Outcast S02E06 HDTV x265-SVA
Outcast S02E06 480p HDTV x264-SVA
Outcast S02E06 720p HDTV x264-SVA
Outcast S02E06 720p HDTV x265-SVA
Kommenteerib Cj_Hasdam
.::::: 30nama.click ::::::.

Sildid

HDTV
hdtv
x264
HD
x265
480p
480
720p
720
Avaldatud: 2017-05-16
Allalaadimised: 27
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫من هنوزم نمیبینمش

‫همه اون خونا از یه جایی میاد

‫خیلی کمک کردی، ممنون

‫فشار خون هنوز داره میاد پایین

‫تا زمانی که جلوشو بگیریم ‫میاد پایین

‫چی روش استفاده کردن؟ ‫مثل یه ماهی سلاخی شده

‫حرفاتو نگه دار و تمرکز کن لطفا

‫بله، دکتر پارک.

‫ضربان قلب نوسان داره.

‫خدا لعنتش کنه، دو واحد دیگه بیار

‫میز وسایل رو تا ‫300 ژول شارژ کن

‫زودباش، زودباش

‫اون داره میره

‫- زودباش. ‫- داریم از دستش میدیم.

‫اینجا جمع کن

‫داریم از دستش میدیم

‫سلام، کایل.

‫مامان؟

‫این واقعی نیست.

‫من نمیتونم بهت بگم

‫حتی یه مادر همه چیزو نمیدونه

‫من مردم؟

‫همینه؟

‫همیشه سوالای زیادی میپرسیدی

‫پسر کنجکاو من.

‫من متاسفم، مامان.

‫متاسفم که اون چیزو ‫پیش تو اوردم

‫و بعد این که خیلی دیر شد ‫بیرونش کردم

‫نه

‫انتخابی بود که من کردم

‫میتونستم بزارم اون چیز منو بگیره

‫فقط چند روز درد و تسلیم شدن...

‫چون میخواستم بمونم

‫برای تو

‫خیلی بده که دیگه ‫مبارزه نمیکنی

‫- چی؟ ‫- به تو قدرت متوقف کردنش داده شده.

‫تو برای این کار آماده نبودی

‫چی داری میگی؟

‫گذاشتی اون چیز داخل رئیس گیلز ‫از تو بهتر باشه

‫اونا بعدش میاد برای خانوادت

‫کاری نمیتونی بکنی که الان ‫متوقفش کنی

‫-کسی نمونده که ازشون محافظت کنه ‫-چی؟

‫خیلی ازت نا امید شدم

‫چی قراره داشته باشی؟

‫چیپس، فکر کنم.

‫اینم چیپس

‫بفرما

‫بابا دوست نداره ‫زیاد تنقلات بخورم

‫خب...

‫شاید این دفه رو استثنا قائل شه

‫اون بیشتر وقتا استثنا قائل میشه

‫بیا

‫کشیش اندرسون؟

‫میتونی جان صدام کنی

‫جان...

‫برای بابام ترسیدی؟

‫نه!

‫نه، البته که نه.

‫گاهی اوقات... دوست دارم آدم بزرگا

‫با من همونطوری که با همدیگه ‫صحبت میکنن حرف بزنن

‫حقیقت اینه که...

‫من میترسم

‫لازم نیست

‫اون خوبه

‫و وقتی داره خوب میشه ‫میتونم کمکت کنم

‫میتونم کاری کنم که بابام میکنه

‫اینجا مشکلش چیه؟

‫چند ساعت پیش باید بخیش میزدیم و ‫ازینجا میرفتیم

‫شاید از این جدی تر باشه

‫-بخاطر این شهر لعنتیه ‫-آلیسون

‫اگه ما توی چارلستون بودیم، یه ‫بیمارستان واقعی، تا الان خونه بودیم

‫خوشحالم که تو و کایل "ما" شدید دوباره

‫چی؟

‫دوستت...

‫چی؟

‫خیلی متاسفم.

‫ما تلاشمونو کردیم

‫-میخوام ببینمش ‫-متوجهم

‫البته، ما به محض این که پزشکی قانونی ‫جسد رو مرخص کنه تماس میگیریم با شما

‫مرخص؟ اون برای شما نیست ‫ که مرخصش کنید

‫منظورم این نبود

‫در این موارد، ما باید کالبد شکافی ‫انجام بدیم.

‫منو ببرید پیش شوهرم

‫شما بزودی میتونید ببینیدش ‫خانم بارنز

‫-الان! ‫-خانم بارنز، خانم بارنز

‫من باید ببینمش ‫باید باهاش حرف بزنم

‫خانم بارنز.

‫میفهمم که تحت فشار زیادی هستید

‫خانم بارنز، لطفا بزارید برم.

‫خانم بارنز، اگه نزارید برم حراست ‫رو خبر میکنم

‫آلیسون.

‫کوش کن، گوش کن به من!

‫گوش بده به من

‫تو میبینیش

‫خواهش میکنم، فقط برای آخرین بار

‫باید بهش بگ متاسفم

‫حتی اگه نتونه صدامو بشنوه

‫بایرون؟

‫اون بیل تاتل توی ایستگاه بود

‫من توی مرخصی دائمم

‫بهش گفتم

‫عزیزم، کایل بارنز امروز صبح فوت شد

‫عزیزم، تقصیر تو نبود

‫تموم شد، رزی

‫اون پسر بهترین شانسمون بود ‫برای شکست دادن این چیز

‫الان، فکر کنم ما صبر میکنیم

‫بشینیمو بزاریم اتفاق بیوفته؟

‫عزیزم، من سعی کردم.

‫من سعی کردم روی تو تمرکز کنم

‫سعی کردم یه دیوار بسازم ‫که نگهش دارم

‫ولی فایده ای نداشت

‫اینو میخواستم بهت بگم رزی

‫ما نمیتونم با این چیز بجنگیم

‫ما نمیتونیم مبارزه کنیم

‫نمیتونیم

‫بایرون، من قسم خوردم که تنهات نزارم ‫هیچوقت

‫هیچوقت ایمانمو به شوهرم از ‫دست ندادم

‫ولی کسی که داره الان حرف میزنه...

‫میگه ما باید بشینیم اینجا و ‫بزاریم این سیل از روی ما رد شه؟

‫این مردی نیست که باهاش ازدواج کردم

‫مشکلت چیه؟

‫خوشحال میشم نشونت بدم

‫خیلی خب، آرون، بسه دیگه

‫اون فقط یه عوضیه

‫اگه باید از خونه من استفاده کنی ‫خوشحال میشم یکم احترام بزاری

‫اوه واقعا؟ چه چیز دیگه ای میخوای؟

‫باید برم سر کار ‫ظاهر رو حفظ کنم

‫بسیار عاقلانس، اولین.

‫بچه نشو

‫برای همین نیست که از من خوشت میاد؟

‫این یعنی چی؟

‫دیگه چه علتی داره که منو ‫اینجا با خودت نگه داری؟

‫چی؟ دوست داری بابا باشی؟

‫من ازت محافظت میکنم

‫آره، از اون اندرسون؟

‫از هیجانات نوجوانیت

‫باید یاد بگیری خودتو کنترل کنی

‫تو مشکلی نداری که ‫شهردار رو برات بکشم

‫اون آموزش در حین کار بود.

‫سرا رو ترکوندن کاری که باید ‫بیشتر انجام بدیم

‫مطمئنی برای این کارا خیلی پیر نشدی؟

‫با من بیا.

‫چی؟

‫میدونی چرا اینجام آرون؟

‫تو این گه دونی که بهش میگی شهر؟

‫تا حالا به ذهنت رسیده ازم بپرسی؟

‫30 سال پیش بود،یه زنی به اسم هلن ‫دوره ازینجا گذشت

‫اون منتظر چیزی بود که من هستم

‫چیزی که بهش میگیم "ادغام بزرگ"

‫ولی کی؟

‫همه درد و رنج و تحقیری که ‫به مردمی مثل منو تو تحمیل شده

‫حتی خاطرشم نمیمونه

‫بنظرت چطوره؟

‫این چیزیه که منم منتظرش بودم

‫خب، هلن از انتظار خسته شد...

‫و بنظرم یه میانبر برای ‫انجام این کار پیدا کرد

‫به من چه ربطی داره این؟

‫اگه حق با هلن بوده باشه ‫این قراره یه کار تیمی باشه

‫روی چی کار میکنی؟

‫برای باباست

‫عزیزم...

‫-بابات... ‫-اونا یه اشتباه کردن

‫فکر کنم باید یکم ‫استراحت کنی

‫باید برم پیش مامانم ‫که به هالی سر بزنم

‫دیگه قرص نه

‫باشه.

‫هر شب توی بخش روانی،

‫وقتی بیدار میموندم راجب...

‫این که چطور آمبر بدون من با ‫زندگیش کنار میاد فکر میکردم، اما الان

‫هی، ببین.

‫-تو اینجایی ‫-اگه ازونجا...

‫یه روز زودتر؟

‫شاید اون اونجا نمیبود

‫شاید اون متهم نمیشد به...

‫به دعوا متهم نمیشد

‫دعوا نبود

‫گفتی چاقو خورده

‫اون میخواست به رئیس کمک کنه

‫-از یکی از اون چیزا آزادش کنه ‫-اوه

‫میدونم

‫داری میگی در حین جن گیری ‫کشته شده؟

‫اون حتی به کیسا نرفت

‫همه این قضیه هایی راجب این که ‫نیروهای تاریک ما رو کنترل میکنن

‫باعث میشه اشتباهات خودمونو نادیده بگیریم

‫بزرگترین اشتباه ما باور نکردن اون بود

‫بایرون.

‫بعد از ظهر بخیر، جان.

‫چه کار می کنی؟

‫یکم غذا توی فریزر داشتم

‫دلیلی نداره الان نگهشون دارم

‫- اوون مرده.

‫سیدنی و آرون بیرون مدرسه ‫کشتنش

‫اگه میخوای یه جرم رو گزارش بدی...

‫لورا نونز روی میز من توی ‫پاسگاه نشسته

‫شنیدم صحبت کردنشونو

‫سیدنی گفت یه نفر دیگه توی ‫ورزشگاه بود

‫یکی مثل کایل ولی قوی تر

‫برای همین برای تو اتفاق افتاد

More Farsi Persian subtitles for Outcast

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left