Esimesed 200 rida.
آمادهای؟
مطمئنی از این طرفه؟ فکر کنم
نظرت چیه؟
به نظرم باید یه فکری به حال پردهها بکنیم
شما باید خانوادهی «گرینجر» باشید. خوش اومدید
همونطور که کارفرماتون خواسته بود، کل خونه هوشمنده
پس تمام وسایل از راه دور قابل کنترلن
با استفاده از گوشیتون
میدونم از این چیزا متنفری. کاملاً معلومه
به زودی یادتون میره که توی حومهی شهر هستید
تمام گوشه و کنار خونه دوربین نصب شده
همینطور قفلهای هوشمند و شیشههای ضدسرقت
کجا...؟
بذارش توی اتاق مهمان
میخوام بیای پیشم
و از اینجا هم وارد اتاق خواب مستر میشید
به همراه اتاق لباس
یه حمام داخل اتاق. با وان و دوشِ با هم
مگه دوازده سالته؟
ما این اتاق رو مبله نکردیم
ولی میتونه یه دفتر کار خیلی خوب بشه
یا اتاقِ بچه
صدای اونو شنیدی؟
الو؟
واسه روزی که سیستم هوشمندِ خونه از کار بیفته
و در نهایت، گلخونهی شیشهای
نگینِ انگشترِ این خونهست
خب؟ نظرتون چیه؟
فکر کنم اینجا خیلی بهمون خوش بگذره
شبهای اینجا رو دوست دارم
خبری از آلودگی نوری نیست
خیلی رمانتیکه
چی میخوای؟ برات از ستارهها بگم؟
آره، خیلی خوب میشه
بذار ببینم
اسم این یکی چیه
اون یکی علامتِ «نایکی»ـه
تقریباً. اون خرسِ بزرگه
دبّ اکبر. دیگه این رو که خودتم میشناسی
و این یکی؟
اونجا، یه کم سمت راست
اون خالِ «ابی»ـه
در واقع، اونم همون خرسِ بزرگه
و اونی که بالاتره، اونجایی که حساسه؟
گردنش
و این یکی... دیگه حتی به آسمون نگاه هم نمیکنی
کارهای بهتری برای انجام دادن دارم
خانم گرینجر، به «اینتگریت رباتیکس» خوش اومدید
لطفاً بفرمایید بنشینید، آقای «دوسون»
تا چند لحظه دیگه پیشتون میآیان
ابی
چطور ممکنه...؟ این یه «دیپفیک»ـه
ما تکنولوژیای طراحی کردیم که اینها رو همزمان تولید میکنه
بد نیست، مگه نه؟ هیچی رو عوض نکنید
ممنون، آقای دوسون
به زودی یه «تیم» رو جایگزینش میکنیم. بیاید، بذارید ببرمتون بگردونم
که ما رو میرسونه به بخشِ پروتزها
سلام به همگی
اینم از مدیر جدیدتون
سلام
وقتی مستقر شدید، «کریس» براتون توضیحات لازم رو میده
ساعت ۸ امشب براتون خوبه؟ یه راننده میفرستیم دنبالتون
بله، عالیه
راستی، یه کادو توی خونه منتظرتونه. امیدوارم خوشتون بیاد
سلام
جوابی گرفتی؟
هنوز نه
پیداش میکنی. باشه؟
واسه امشب یه میز رزرو کردم
نمیشه. متأسفم. خونهی رئیسم دعوتیم
باشه، میرم لباس عوض کنم
یه بسته برات اومده
گذاشتنش توی گاراژ
ای خدای من
آخرین باری که استخدام شدم
یه لیوان بهم دادن
این دیگه چه کوفتیه؟
همون چیزی که دارم روش کار میکنم
یه رباتِ خدمتکار. آره
همهی مدیرهای بخشِ شرکت یدونه از اینا دارن
اگه نخوان چی؟
چند روزی امتحانش میکنیم. قراره زندگیت رو متحول کنن
باید روشنش کنیم؟
نمیدونم. من فقط روی دستهاش کار میکنم
این دیگه
سلام، من «تیم» هستم
خدمتکارِ فناورانهی شما
چطور میتونم بهتون خدمت کنم؟
از این خوشم نمیآد
چی باعث ناراحتیتون شده؟
من میتونم ظاهر و رفتارم رو طبق سلیقهی شما تغییر بدم
بستهی شما شامل تمام بهروزرسانیهای موجود میشه
تو خیلی هم خوبی. اون فقط عادت نداره، همین
با اجازهی شما، میخوام به تمام دستگاههای هوشمندتون وصل بشم
البته. ابی
ما هنوز تصمیم نگرفتیم نگهش داریم
اتصال فعال شد
اگه قراره امتحانش کنیم، بذار درستحسابی باشه
برای ارسال ایمیل و خرید کردن از طرف شما
نیاز دارم که رمز عبورهاتون رو بهم بدید
میرم آماده بشم
فردا انجامش میدیم، تیم
میخوای برات وان رو پر کنم؟
آره، ممنون
آب در حال پر شدنه
با اجازهتون، میخوام برم بالا
تا حولههاتون رو آماده کنم
ممنون، تیم
خواهش میکنم، خانم گرینجر
ابی. بهم بگو ابی
ماشینتون تا حدود ۴۷ ثانیهی دیگه میرسه
وقتی رسید، خبرتون میکنم
فوقالعاده شدی
تو هم بد نشدی
ماشینتون رسید
بریم. نمیخوام راننده رو معطل بذارم
لطفاً کمربندها رو ببندید. من شما رو به منزل آقای دوسون میبرم
چی؟
شاید بهتر باشه جلو بشینم و ادای رانندگی رو دربیارم
سیستم هدایت دستی زیر داشبورد قرار داره
اگه تمایل دارید خودتون رانندگی کنید
اگه حس میکنی به مردونگیت برخورده
شب بخیر، آقای گرینجر. ابی
به خونهی خانوادهی دوسون خوش اومدید. از این طرف
خواهش میکنم
آره، آخرین نفری که داشتیم
آقای گرینجر، میتونم این رو ازتون بگیرم؟
ابی
و... پیتر، درسته؟ پاول
همسرم رو بهتون معرفی میکنم، استل
یه نوشیدنی بردارید و بیاید توی کتابخونه
از دیدنتون خوشبختم. من هم همینطور
بریم
میتونم ابی رو یه لحظه قرض بگیرم؟
میخوام اون رو به کسی معرفی کنم
پاول، بذار تو رو به دوستهام معرفی کنم
داشتیم دربارهی اسپای جدیدی که توی «لنگفورد» باز شده حرف میزدیم
خب، کادوتون رسید؟ بله
ممنونم
مطمئن نیستم پاول زیاد ازش خوشش بیاد
ولی امیدوارم بتونم قانعش کنم که نگهش داریم
اصلاً حق انتخاب ندارید
اگه کارمندهای خودمون اینا رو نخوان، چه شکلی میشه؟
بهش عادت میکنه
آقایان، معرفی میکنم؛ ابی
ستارهی مجلس
ایشون «هیویت» و ایشون هم «کارلسون» هستن
نمیدونم این کار درستی هست یا نه
خب ابی، نظرت دربارهی «تیم» چیه؟ دوستش داری؟
سؤالت اصلاً مورد نداره
باوقار، باهوش، وفادار
باتریای که قرنها دووم میاره. هیچی کم نداره
«مایلز» اگه میتونست، با یکی از اینا ازدواج میکرد
دقیقاً. دیگه از آدمها خسته شدم. پر از احساساتِ آشفتهان
جذابیتش به همینه، مایلز
این رو کسی میگه که سه تا طلاق توی کارنامهش داره
باور کن ابی
حداقل با یه ربات، تکلیفِ آدم روشنه
هیچوقت روت حرف نمیزنه
پشتِ سرت هم با کسی نمیگرده
قبل از اینکه یه مهریهی سنگین ازت بخواد
نه... از نظر وفاداری
من به سه خط کد بیشتر از عهد و پیمانِ ازدواج اعتماد میکنم
من مهندس پروتزم. پس کدنویسی رو میسپارم به خورههای کامپیوتر
و در ضمن
دقیقاً کارتون چیه؟
تیم؟
میشه لطفاً این رو برام بشوری؟
آقا، من... نادیده بگیر
معذرت میخوام، برم خاکانداز و جارو بیارم
باید بفهمم مشکل این حلقهی بازخورد چیه
تا بتونیم فروشِ این لعنتیها رو شروع کنیم
باور کنید وقتی میگم توی کارش نابغهست
علاوه بر اون، یه کم تنوع هم بهمون ضرر نمیرسونه
بگذریم، میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
بله
بریم سراغ شام؟ بله
خوش آمدید
شب خوبی داشتید؟ باشه، نگهش میداریم
ممنون، آقای گرینجر
اینطوری نگو. میتونی پاول صدام کنی
پس چراغ چی؟
میخواید درهای خونه رو قفل کنم؟
انجامش بده، تیم
خونه حالا قفل و ایمن شده
میخواید براتون یه نوشیدنیِ قبل خواب بیارم؟
نه، خوبه
میخواستیم بریم بالا
الان وقتش نیست، مگه نه؟
این شد یه چیز رمانتیک
بیا
خیلی جذابی
آره
همهچی روبهراهه؟
ضربان قلب و علائم حیاتیتون بالاست. خطری تهدیدتون میکنه؟
تمومش کن
تا فردا صبح، تیم
ممنون
میخواید من برم دمِ در؟
نه، خودم میرم
No comments yet. Be the first to leave one.